تلنگری برای مدیریت بحران‏های احتمالی در کاشمر

اخبار
Typography

ساختمان پلاسکو که صبح پنجشنبه سی‏ ام دی‏ماه طعمه‌ حریق شد و فرو ریخت، سرگذشت عجیبی دارد. ساختمان 17 طبقه‌ی پلاسکو را نخستین ساختمان بلندمرتبه و مدرن ایران در تهران می‌دانند که بیش از نیم قرن پیش ساخته شد.

این ساختمان توسط حبیب‌الله القانیان رییس انجمن کلیمیان تهران، مالک کارخانه‌ پلاسکو، بزرگ‌ترین مجموعه تولیدی پلاستیک ایران، ساخته شد. حاج حبیب صدایش می‏کردند چون به رسم یهودیان به بیت‏المقدس سفر کرده بود. او اولین پاساژها و برج‏های تهران را ساخت و مرکزیت تجاری تهران را از بازار به مناطق شمالی‏تر منتقل کرد. ساختمان فروریخته پلاسکو و ساختمان آلومینیوم از ساخته‏های اوست. 
گفته می‌شود در آن زمان برخی روحانیان سیاسی تهران به ساخته شدن بلندترین ساختمان تهران توسط یهودیان ایرانی اعتراض شد. او در سال‌های 1970 به همراه برخی دیگر از تجار روابط تجاری و اقتصادی بین ایران و چین را بنا نهاد. با پیروزی انقلاب اسلامی توسط انقلابیون دستگیر و در دادگاهی به جرم فساد از طریق تماس با اسرائیل و صهیونیسم، محاکمه و اعدام محکوم شد. گویا القانیان در زمان دستگیر شدن، مشغول احداث ساختمانی با بلندی سه برابر ساختمان پلاسکو تهران در نزدیکی تل‌آویو بود.
در این حادثه علاوه بر از دست دادن آتش نشانان فداکارمان، شاهد صحنه‏های تلخ دیگری نیز بودیم و آن رفتار عجیب و غیرقابل فهم افرادی بود که با ازدحام بی جای خود مانع از اقدامات به موقع برای نجات جان افراد گرفتار در حادثه بودند. این در حالی بود که هشدار رسانه‏های خبری به این بخش از مردم در باره جلوگیری از ازدحام نه تنها تاثیری نداشت بلکه مدام بر تعداد افرادی که با ازدحام خود در روند امداد و نجات خلل ایجاد می‏کردند، افزوده می‏شد. این موضوع از مواردی بود که بر تلخی‏های حادثه اضافه کرد. البته بودن شهروندان تهرانی که در یک اقدام نوع‏دوستانه آماده اهدای خون بودند. شبکه‏های مجازی سریع‏تر از رسانه‏ ملی و منابع رسمی این واقعه تلخ را پوشش دادند. در این شبکه‏ها لحظه به لحظه اطلاعات و تصاویر مربوط به این رخداد هولناک منتشر می‏شد.
حتی شاهد اظهار نظرات شهروندان و ایرانیان در باره این واقعه بودیم. بسان بسیاری از موارد دیگر برخی از این موج احساسی در نقد شورای شهر و شهرداری تهران قلم فرسایی کردند. کارکرد پدیده شهروند خبرنگار در این ماجرا بسیار پررنگ بود. حتی برخی احساسات و همدلی‏هایشان را در قالب دلنوشته، شعر، انواع طرح‏ها، عکس‏نوشته‏ها و قطعات ادبی در شبکه‏های مختلف اجتماعی منتشر کردند. در این فضا همدردی با آتش‏نشان‏های شهید و فداکاری‏های مجموعه آتش‏نشانی بسیار قابل تامل بود. از این قبیل موارد باید به عنوان سرمایه اجتماعی کشورمان یاد کنیم. روزنامه‏ها تا روز شنبه دوم بهمن به این موضوع در انتشار کاغذی خود نخواهند پرداخت. اطلاع‏رسانی در این زمینه مختص رسانه ملی و خبرگزاری‏ها و پایگاه‏های خبری است ولی برنده این حوزه شبکه‏های اجتماعی هستند.
این حادثه آموزه‏های زیادی برای مدیریت شهری و مسئولان هر شهر و دیار و آبادی دارد. در هر جای ایران شاهد سه بافت قدیم، میانه و جدید هستیم. هر جای ایران دغدغه وقوع حوادث غیر مترقبه را دارند. در هر جای ایران بر روی کاغذ بحث مدیریت بحران و پدافند غیر عامل مطرح است. در کاشمر هم این دغدغه‏ها به طور قطع وجود دارد. همه به طور قطع از این حادثه رنجیده خاطر شده‏اند و دردمندانه با حادثه دیدگان و خانواده‏های کشته شدگان و مصدومان همدردی می‏کنند. این همدردی جلوه‏ای از سرمایه اجتماعی و رشد آن در کشورمان است و بس ستودنی می‏باشد. با این همه باید از این حادثه و حوادث بیش از آن در حوزه مدیریت شهری عبرت بگیریم و نگاه و نظری به پیرامون خود داشته باشیم. وضعیت شهرمان و روستایمان در برابر حوادث غیر مترقبه چگونه است؟ پاسخ به این سوال نباید شعاری باشد. 
همه با هر باور سیاسی و جناحی و خطی در برابر آن مسئولیم و باید بدور از حُب و بُغض‏های مرسوم با توجه به عنصر پیشگیری اوضاع را رصد کنیم. نقاط ضعف‏ها را شناسایی نماییم و نقاط قوت را تقویت کنیم. نباید در این راه مسایل سیاسی را پررنگ کنیم. کاشمر بر روی تن اژدهای خفته‏ای آشیان دارد که یک تکانش چه بسان به فاجعه‏ای منجر شود. یک تکان گسل درونه همه مدیران دیارمان را ورای باور سیاسی و تمایلات جناحی‏شان به چالش خواهد کشاند. وضعیت بافت قدیم و میانه و جدید کاشمر چه در نواحی شهری و چه در روستاها به چه نحو است؟ آیا مقوله‏ای به نام پلیس ساختمان در کاشمر دارای حوزه نفوذ هست و می‏تواند مروج مسایل ایمنی در ساختمان‏ها از هر منظر و نظر باشد و با خلافکاری‏های این حوزه بی‏هراس از مسایل سیاسی برخورد نماید؟
در دیارمان ساختمان‏های کهنه و فرسوده زیادی داریم که اگر به موقع چاره‏ای اندیشیده نشود در آینده نیز ممکن است خدای ناکرده شاهد رویدادهای ناگواری شبیه برج سلمان مشهد یا پلاسکوی تهران و سایر موارد مشابه باشیم. آیا مجموعه آتش نشانی کاشمر مجهز است؟ آیا مدیریت بحران در کاشمر قدرت کافی دارد؟ آیا پدافند غیر عامل در شهرستان قدرت کافی دارد؟ یادمان باشد ناگاه زود دیر می‏شود. اهالی دیارمان اهل همراهی با مسئولان در حوادث مختلف هستند. این سرمایه اجتماعی را باید پاس بداریم و برای تقویت آن باید فرهنگ‏سازی کنیم. آیا برای این مهم برنامه‏ای داریم؟
حادثه خبر نمی‏کند. گاهی در کسوت برخورد دو قطار خود را نشان می‏دهد. گاهی تصادفات جاده‏ای احساسات ما را جریحه دار می‏کند. زمانی کوه ریزش می‏کند. شاید زمین دهان باز نماید. زلزله بیاید. سیلی خانمان‏سوزی جاری شود. کاشمر  از جمله جوامع ایمن است. بیاید این عضویت فقط روی کاغذ نباشد. شهر و شهرستان را از منظر وقوع حوادث احتمالی آسیب‏شناسی کنیم. از ارکان مدیریتی شهرستان استدعا داریم کاری کارستان برای این مهم در دستور کار خود قرار دهند. استدعا داریم در این راه به مسایل حیدری و نعمتی عرصه سیاست کاری نداشته باشند و از خود نامی نیک به یادگار بگذارند.

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند