ساختمان پلاسکو که صبح پنجشنبه سی‏ ام دی‏ماه طعمه‌ حریق شد و فرو ریخت، سرگذشت عجیبی دارد. ساختمان 17 طبقه‌ی پلاسکو را نخستین ساختمان بلندمرتبه و مدرن ایران در تهران می‌دانند که بیش از نیم قرن پیش ساخته شد.

 

از مشهد مهمان داریم. در بدو ورود از وجود گدا در کاشمر می‏گوید. برایش عجیب است که در داخل شهر یکی به شیشه ماشینشان زده و طلب وجه نقد کرده است. پاسخی برایش ندارم. می‏گویم تا به حال چند یادداشتی در باره پدیده تکدی‏گری در کاشمر نوشته‏ام. یک خبرنگار چه کار دیگری می‏تواند بکند؟شب به زیارت امامزاده‏ای رفتیم و  در مسیر برگشت در سر چهارراهی زنی بچه در بغل در حال گدایی بود. از مهمانم خجالت کشیدم. ماستمالی کردم که تحریم است و مشکلات اقتصادی است و از این حرف‏ها زدم. لبخندی زد و پرسید شهرتان کمیته امداد دارد؟

از وجود بنگاه‏های خیریه و بهزیستی و نهادهای حمایتی پرسید. یک نکته ظریف هم گفت. گفت؛« مسئولان شهرتان این قبیل موارد را با چشم خویش می‏بینند؟» توضیح دادم که مسئولان خوبی داریم و این بزرگوار با واسطه و بی‏واسطه در حال رصد شهر و شهرستان هستند. حرف به اینجا کشیده شد که چرا کلانشهری مثل تبریز شهر بی‏گداست؟  راست هم می‏گفت. در ورودی شهر تبريز و در جایجای این کلانشهر، تابلوها و بنرهايی نصب شده است که بدون گدا بودن شهر را اعلام می‏کنند. پديدة تکدی‏گری دوسويه است، يکسوی آن فرد متکدی و سوی ديگر افراد کمک‏کننده به او هستند.

 تا زمانی که بين دو طرف اين پديده توازن و ارتباط متقابل بين عرضة نياز از سوی متکدی و اجابت سؤال از سوی کمک‏کننده وجود داشته باشد، اين پديده نيز وجود خواهد داشت. لابد در تبریز این ارتباط متقابل وجود ندارد. مردم يکی از عواملی هستند که به‏صورت تنگاتنگ با معضل تکدی‏گری ارتباط دارند. زمانی که کمک‏کنندگان به گدا، که همان مردم هستند، به گدا کمکی نکنند، گدايان تا حدودی از هدف خود دور می‏شوند؛ چراکه تا زمانی که دهنده‏ای نباشد، گيرنده‏ای هم به‏وجود نخواهد آمد. در اين زمنيه، کمک‏کنندگان نقش بسيار زيادی دارند. اگر نهادها و دستگاه‏های مسئول برای مقابله با اين مشکل تمام توان خود را صرف کنند، باز هم قادر به رفع معضل نخواهند بود و اين از اهميت نقش مردم در رفع معضلات اجتماعی نشان دارد.

تبریزیان دارای فرهنگ کمک‎‏رسانی هستند. نوعی همکاری و همياری در بين آنها وجود دارد. به‏طوری که همه در مقابل هم احساس مسئوليت دارند و در مواقعی که مشکلی گريبان يکی از تبريزيان را می‏گيرد، ديگران از او حمايت می‏کنند. اين فرهنگ نوعی پشتگرمی است؛ چراکه باعث می‏شود افراد به اين يقين برسند که در هنگام بروز مشکلات، افراد اجتماع حمايت می‏کنند. اين نوعی سلاح فرهنگی در مقابله با تکدی‏گری است که بدون نياز به اقدام عملی و آگاهانه برای مواجهه با تکدی‏گری، به‏صورت خودبه‏خودی، از اين معضل جلوگيری می‏کند. کار در بين مردم تبريز جايگاه والايی دارد؛ به‏طوری‏که تمام مردم را موج کار فرا گرفته و همه به‏طريقی که بتوانند خود را به کاری مشغول و کسب درآمد می‏کنند.

 از نظر آنها، اينکه چه کاری انجام دهی مهم نيست، بلکه مهم اين است که بتوان آبرومندانه درآمد کسب کرد و زندگی را چرخاند. البته، هرکسی که وارد شهر تبريز می‏شود، با نگاهی اجمالی می‏تواند دريابد که شهر در جوش و خروش است و به‏معنای واقعی زندگی و کار و تلاش جريان دارد؛به‏طوری‏که از بزرگ و کوچک هرکسی به کاری اشتغال دارد. همين باعث می‏شود کسانی که کار نمی‏کنند در نظر آنها چندان وجهة خوبی نداشته باشند و طرد شوند. از آنجاکه گدايان، بدون اشتغال به کاری و تنها از راه درخواست کمک از ديگران امرار معاش می‏کنند، طبيعی است که در نظر چنين مردمی منفور باشند.

چرخة اقتصادی در شهر تبريز بسيار فعال است. اين شهر يکی از قطب‏های صنعتی کشور است و به همين دليل، مشکل اشتغال در اين شهر نسبت به ديگر شهرهای ديگر کمتر است. بسياری از تبريزی‏ها اعتقاد دارند نيازمندان واقعی افرادی آبرومند هستند و با وجود گرفتاری حاضر نيستند گدايی کنند؛ چراکه گدايی عار و ننگ است و جلوه مناسبی در نظر مردم شهر ندارد. بسياری از آنها، به دليل اعتقاد به آبرومندی نيازمند واقعی، به گداها کمک نمی‏کنند؛ چرا که به نظر آنها، کسی که برای تأمين معاش خود در قالب گدا طلب کمک می‏کند آبرومند نيست. اين ديدگاه باعث می‏شود افراد بومی به گدايی دست نزنند و افراد مهاجر غيربومی هم، اگر اقدام به گدايی کنند، کسی به آنها کمک نمی‏کند.

تبريزی‏ها از روحيه قوم‏گرايانه بالايی نيز برخوردارند، به‏طوری‏که به‏سختی می‏توان درون آنها نفوذ کرد و اعتماد آنها را جلب کرد. آنها به‏سختی به غيرترک‏ها اعتماد می‏کنند؛ بنابراين، کسی که از خارج از تبريز و از قوميتی ديگر وارد اين شهر می‏شود، از او استقبال نمی‏شود. ازآنجا که انسان موجودی اجتماعی است، اگر از طرف افراد جامعه او باور دارند که بايد درمقابل شهر و آبروی شهر مسئول بود و احساس مسئوليت داشت؛ چراکه اين ما هستيم که در اين فضا زندگی می‏کنيم و اگر اين فضا و محيط آلوده باشد بر زندگی ما و فرزندان ما نيز تأثير مخرب خواهد گذاشت.

همين احساس مسئوليت شهروندان، شهر را از بسياری از آسيب‏های اجتماعی در امان نگاه می‏دارد و از طرف ديگر، باعث شکوفايی و رونق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... شهر می‏شود. بسياری از شهروندان تبريزی، به دليل حس مسئوليت درقبال مسائل شهر خود، درصورت مشاهده متکديان درهر نقطة شهر، سعی در مقابله با آنها دارند و با نهادها نيز همکاری الزم را به‏عمل می‏آورند. مردم تبریز نفرت زيادی از گدايان دارند و اعتقاد دارند که گدايان از عواطف مردم سوءاستفاده می‏کنند؛ بنابراين، نمی‏توان به گدايان اعتماد کرد.  تبریز را باید شهر موسسات خیریه دانست. اين مؤسسه‏ها مردم نهاد هستند و به دست گروهی از بازاريان و تجار و کسبة تبريزی ايجاد شده‏اند و فعاليت می‏کنند.

وجود چنين مؤسساتی سهم بسيار زيادی در مواجهه با تکدی‏گری و متکديان در تبريز دارد و يکی از عوامل بسيار مهم در رفع اين معضل اجتماعی است؛ زيرا مردم براين باورند که نيازمندان واقعی از جانب اين مؤسسات حمايت می‏شوند و درنتيجه، دليلی برای گدايی‏کردن وجود ندارد. علاوه بر مؤسسات مردم نهاد، فعاليت‏های مردمی ديگری برای شناسايی و حمايت از فقرای آبرومند انجام می‏شود که عمدتاً از طريق مساجد و اماکن مذهبی است. همة اين کارها نقش زيادی در پوشش‏دهی نيازمندان و مرتفع‏کردن نيازهای آنان دارد و از معضلات و مسائل زيادی که به‏واسطة فقر و نداری به وجود می‏آيد جلوگيری می‏کند. تکدی‏گری يکی از آن معضلات است.

مردم تبريز کنشی مقابله‏ای در مقابل گدايان دارند و با آنها برخورد می‏کنند. تبريز گدای بومی ندارد و گداهايی که گاه در تبريز به چشم می‏خورند از مناطق ديگر وارد تبريز شده‏اند. نگرش مردم تبريز درباب متکديان منفی بوده است و هيچ شأن و جايگاهی برای آنها قائل نيستند و براساس همين ديدگاه منفی با گدايان برخورد تندی دارند و آنها را از نظر اجتماع طرد می‏کنند. نحوه مواجهه مردم تبريز با پديده تکدی‏گری و موفقيت آنان در ازميان بردن آن، می‏تواند الگويی برای ديگر کاشمر باشد. کاشمر نیازمند ترویج فرهنگ کار و نگرش منفی به گدايی است. امید مسئولان در این باره با کمک اهالی کاری کارستان بکنند. تکدی‏گری یک آسیب اجتماعی است.

بیستمین فرماندار کاشمر بعد از انقلاب اسلامی از دانشگاه آزاد اسلامی شهرمان خواسته بود تا آسیب‏های اجتماعی شهرستان را رصد کنند و راهکارهای ارائه کنند. بعد از رفتن وی شنیده شد که بیست و یکمین فرماندار کاشمر بعد از انقلاب اسلامی، یکی از نیروهای فرمانداری را مامور این مهم کرده است. یقین این نیروی دارای سابقه فرمانداری در کسوت فردی آکادمیک از مطالعات مراکز آموزش عالی شهرستان نهایت بهره را خواهد برد. امید ایشان و پژوهشگران بومی کاری کارستان در حذف پدیده تکدی‏گری از کاشمر بکنند. امید شاهد همتی عالی در میان مسئولان برای حل این هنجار باشیم. امید مردم شریف کاشمر مسئولان را در این راه همراهی کنند. آمین.

سید علیرضا نبوی ثالث

غربی‌ها 222سال پیش از ما آموختند که صبح خود را با خواندن روزنامه‌ای آغاز کنند که به آنها بگوید در محیط اطرافشان چه می‌گذرد و به زبان عامیانه از این طریق از قافله عقب نمانند. در ایران 222سال دیرتر، بنا به حکم حکومتی محمدشاه قاجار، انتشار روزنامه در ایران آغاز شد، آن هم به‌خاطر آنکه حکومت از این طریق مردم را آدم کند

حمید ضیایی 

علی‌اصغر داوری ترشیزی، شاعر و خوش‌نویس، به سال ۱۳۵۲ در «کاشمر» متولد شد. از جوانی شعر سرودن را آغاز کرد و  خوش‌نویسی را نیز آموخت و در سال ۱۳۷۷ موفق به کسب «رتبه‌ٔ ممتاز» شد. اولین مجموعه‌ی شعر خود را در سال ۱۳۸۶ با عنوان «مرثیه‌ای برای گل سرخ» منتشر کرد؛

حمید فدافن 

بحث کتاب و کتابخوانی از جمله مسایل مطروحه در جامعه است. مسئولان در این باره قشنگ حرف می‏زنند و به گواه همه، در این حوزه  حرف‏های قشنگی ارائه می‏دهند. هر فرد حقیقی یا مجموعه حقوقی فعال در زمینه بسط فرهنگ مطالعه مفید در صدد است

سید علیرضا نبوی ثالث

خوب است که قضات از جسارت متداعیین دلتنگ نشوند و آن چنان که اسیر شهوت نیستند ، گرفتار غضب هم نباشند ، با ملایمت و بردباری به حل و عقد امور اقدام نمایند .

 امام علی (ع)-نامه به مالک اشتر

حمیدرضا بی تقصیر 

در قرن بیست و یکم صنعت خدمات گردشگری به‏مثابه یکی از نیروهای شکل‏دهند جهان امروز به ابزاری اصلی به منظور کیفیت بالای زندگی تبدیل شده است. این صنعت در سال 2010 از جمله بزرگترین صنایع در دنیا شناخته شده است.

میم شناسه ترشیزی 

آیا شما خواننده محترم چیزی در باره رمز ارزها یا مواردی چون بیت کوین می‏دانید؟ نگارنده هر از گاهی این وازگان جدید را می‏شنید تا این که در ماه‏های اخیر متوجه اصطلاحات و تعابیر جدیدی مثل مزرعه بیت کوین شد.

رضا فدافن

توفیق رفیق افتاد و رفتیم کوهسرخ گردی. بهشت گمشده خراسان رضوی بسان شاخه تاکی است که هزاران باده ناخورده دارد. منتظر توجه است. منتظر یک کار علمی برای شناسایی انواع توانمندی‏هایش برای پیشرفت است.

حمیدرضا بی تقصیر 

باز مرداد رسید. در آستانه هفدهم مرداد سالروز شهادت شهید صارمی خبرنگار ایرنا در مزار شریف افغانستان  و روز خبرنگار هستیم. از پارسال تا امسال بر خبرنگاران دیارمان چه گذشته است؟ به جمع نشریات افزوده شد. این افزایش را هم در حوزه رسانه مکتوب و هم حوزه رسانه‏های فعال در عرصه اینترنت شاهد بودیم.

حمیدضیایی 

 وقتی که نام «کاشمر» را به‌زبان می‌آوریم ناخودآگاه پیشینه‌ای ۲۴۰۰ ساله و «سروکشمر» در ذهن‌مان تداعی می‌شود. شهری که نام و میراث‌اش از دهلیز تاریک قرن‌ها به ما رسیده است. بی‌شک پیشینه‌ی کاشمر بیش از تاریخ مذکور است؛