نوروز 1342 فرصتی برای روشنگری

ایران
Typography


امام خمینی پس از آغاز مبارزه علیه شاه همیشه در انتظار فرصتی بود تا با بهره برداری از آن مردم را به میدان مبارزه بكشاند. با فرا رسیدن نوروز 1342 بنا بر سنت همه مردم باید حلول سال نو را جشن می‏گرفتند.

امام از این مناسبت برای فرصتی برای روشنگری مردم و افشاگری توطئه‏های آمریكایی رژیم علیه اسلام و ایران استفاده نمود. از این رو امام در نشست با روحانیون قم، پیشنهاد كرد كه عید نوروز از سوی همه علمای عزای عمومی اعلام شود و از این طریق افكار ملت متوجه خطرات مذكور گردد. این پیشنهاد مورد موافقت سایر علما قرار گرفت.
به همین مناسبت علاوه بر ارسال نامه‏ها و پیام‏های خصوصی برای روحانیون تهران و شهرستانها، حضرت امام اعلامیه مهمی صادر كردند و در ضمن آن چند نكته اساسی مشتمل بر؛ هدف رژیم نابودی اسلام و روحانیت است، گوشزد نمودن خطر آمریكا و اسرائیل و  نقشه‏های ارتجاعی جهت به فحشا كشیدن دختران مسلمانان به اسم نظام وظیفه را مطرح نمودند. رژیم شاه تلاش كرد با تبلیغات خود این اقدام روحانیت را بی اثر كند. مرحوم هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود در این باره می‏نویسد:« در جریان تحریم عید، رژیم به تكاپو افتاد و دست به عوام فریبی زد كه اینها برای مردم گریه می‏خواهند. مردم به یك عید نوروز دلخوشی دارند، این عید را هم می‏خواهند بگیرند.»
رژیم با بهره‏گیری از تقارن عید آن سال با شهادت امام صادق (ع) سعی می‏كرد تا علت این موضع‏گیری علما را مساله دینی نشان دهد. علیرغم تلاش‏های رژیم برای بی اثر كردن اعلامیه امام، عده كثیری از ملت ایران به ندای ایشان پاسخ مثبت دادند و از برگزاری مراسم عید خودداری ورزیدند.
امام در نامه مورخ 23 اسفند به علمای سراسر كشور نوشته بودند؛« اینجانب عید نوروز را به عنوان عزا و تسلیت به امام عصر(عج) جلوس می‏كنم و به مردم اعلام خطر می‏نمایم، مقتضی است حضرات آقایان نیز همین رویه را اتخاذ فرمایند تا ملت مسلمان از مصیبت‏های وارده به اسلام و مسلمین اطلاع حاصل نمایند». حضرت امام علاوه براین نامه عمومی به برخی از روحانیون كه تاثیر بیشتری داشتند از جمله آقای فلسفی نوشتند. ایشان در این نامه از آقای فلسفی خواستند تا آیت الله تنكابنی (پدر فلسفی) و آیت الله آملی و آیت الله آشتیانی نیز اعلامیه ای صادر كنند و تصمیم تحریم عید نوروز را اعلام كنند. 
با فرارسیدن سال نو دیگر آن شور و شعف سابق دیده نمی شد مردم با رسیدن به یكدیگر به جای تبریك تسلیت می‏گفتند. بسیاری از مردم متدین لباس سیاه به تن كرده بودند. تاثیر موفقیت آمیز تحریم عید نوروز سران رژیم را به خشم آورد تصمیم گرفتند تا در پاسخ به این اقدام انتقامی خونین از روحانیت بازستانند و چنین نیز كردند. رژیم با دو واكنش سركوبی یعنی؛ تهاجم به فیضیه و اعزام طلاب به سربازی  وارد عمل شد. در آخرین روز سال 1341 حضرت امام در جمع طلاب و اهالی قم که در مسجد اعظم به حضور ایشان رسیده بودند، طی سخنان مهمی بار دیگر بر اهداف و خط مشی خویش تأکید کرده و رسماً اعلان جنگ دادندو
ایشان فرمودند؛ «دستگاه جبار بداند که اگر بخواهد به اسلام تجاوز کند و احکام کفر را در بلاد اسلامى جارى سازد، من در کمین آنها ایستاده‏‏ام. من تا آخرین لحظه‏‏هاى زندگى‏‏ام از نوامیس اسلام و مسلمین دفاع مى‏‏کنم. من به حکم اسلام که به ما دستور جهاد و مقابله داده است در برابر خیانت به اسلام دست روى دست نمى‏‏گذارم و ساکت نمى‏نشینم. اگر مى‏‏خواهند راحت باشند بیایند مرا که مزاحم هستم از این کشور تبعید کنند. تا من هستم نمى‏گذارم قوانین مخالف اسلام تصویب و اجرا شود؛ تا من هستم نمى‏گذارم که دستگاه جبار استقلال این ملت را بر باد دهد.»
مقام معظم رهبری در بخشی از خاطرات خود در این باره می‌فرمایند: «در همان روزها که امام اعلام کرده بود ما عید نداریم یکی از منبری‌های تهران که در آن زمان از مبارزین به شمار می‌آمد، به قم آمده بود، روزی من به اتفاق آشیخ علی‌اصغر مروارید و آن منبری که از تهران آمده بود در منزل مرحوم حاج انصاری قمی نهار دعوت داشتیم. طبق قرار به منزل او رفتیم، لیکن او هنوز نیامده بود، ما وارد منزل شدیم و نشستیم، طولی نکشید که دیدیم حاج انصاری وارد شده ولی زیر لب غرولندی می‌کند که؛"پسره نادان، بی‌شعور و...".
پرسیدیم: چی شده؟! با کی هستید؟ گفت: من به مناسبت فوت مرحوم آقای کاظمی موموندی در مدرسه فیضیه منبر رفتم و در پایان گفتم که فردا به مناسبت وفات امام صادق (ع) ما عید نداریم. طلبه‌ای آمده یقه مرا گرفته که تو چرا گفتی، به مناسبت وفات امام صادق ما عید نداریم؟ مگر آقای خمینی نگفتند به مناسبت قضایای کشور و حوادث قم و تهران ما عید نداریم؟ ما همگی در تأیید نظر آن طلبه به او اعتراض کردیم که شما چرا این حرف را زدید؟ حق با آن طلبه است. آقای خمینی به همه کشور اعلام کرده‌اند که به علت مصیبت‌های وارده بر اسلام عید نداریم، لیکن شما به گونه دیگر جلوه داده و در حقیقت اصل قضیه را مخفی کرده‌اید.
در همین اثنا که ما با او بگو مگو می‌کردیم زنگ تلفن به صدا در آمد، آقای انصاری گوشی را گرفت و از پاسخ‌های او متوجه شدیم که به او اعتراض می‌کنند که چرا در منبر مطلب را آنگونه مطرح کرده است، گوشی را گذاشت آمد سر سفره بنشیند بار دیگر زنگ تلفن به صدا در آمد و بار دیگر به او اعتراض کرد که چرا در منبر آنگونه که امام اعلام موضع کرده‌اند، جریان را منعکس نکردید؟ شاید در مدتی کوتاه بیش از سی تلفن اعتراض‌آمیز به او شد، تا جایی که من پیشنهاد  دادم تلفن را بکشند تا او بتواند ناهارش را بخورد. من تا آن روز مرحوم حاجی انصاری را هرگز آنگونه خسته، خرد شده‌ و افسرده ندیده بودم، سیل اعتراض او را به کل کلافه کرده بود»
آیات عظام؛ شریعتمداری، روحانی، میلانی، بهبهانی و همچنین چهل و شش تن از علمای سرشناس تهران که در صدر آنان آیت‌الهت محمدرضا تنکابنی و آیت‌الله محمدتقی آملی بودند بلافاصله با صدور اطلاعیه از ایده امام حمایت کردند. متشکل‌ترین گروه اسلامی یعنی جمعیت مؤتلفه اسلامی نیز با نام جمعیت‌های مذهبی با صدور اعلامیه‌ای اعلام عزاداری نمود. به روایت آیت‌الله خامنه‌ای؛«در قم از روز عید نوروز یا یک روز بیش از آن هر روحانی و طلبه‌ای را که می‌دیدید مشکی بر تن داشتند». در قسمت‌های مختلف این شهر پرچم‌های سیاه بر افراشته شده بود که با خط درشت نوشته شده "مسلمین امسال عید ندارند".

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.