«محاوره‌نویسی و غلط‌نویسی»

ادبی
Typography

حمید ضیایی 

امروزه با ظهور دنیای مجازی و جایگزینی نوشتار به‌جای گفتار شاهد بروز غلط‌های املایی و دستوری‌ای هستیم که در پیام‌های کاربران مجازی نمود پیدا کرده است و این مشکل تا حد چشم‌گیری در نوشته‌های حقیقی از قبیل تابلو‌های تبلیغاتی و اعلان‌ها نیز دیده می‌شود

. این‌دست غلط‌های املایی نه‌تنها در میان عامه، بلکه در میان افراد تحصیل کرده جامعه نیز رواج یافته است.

در کنار این مهم نیز شاهد رشد چشم‌گیر استعمال لغات انگلیسی در میان افراد جامعه هم هستیم. استفاده از لغاتی که گاهی کاربردن آن الزامی برای گوینده در پی ندارد و می‌توان مدعی بود که معادل فارسی آن چه‌بسا زیباتر و خوش‌آهنگ‌تر است. لغاتی مانند: پرفکت perfect = بی‌نقص،عالی؛ نایس nice =خوب، زیبا،قشنگ؛ بای bye=بدرود، خداحافظ و... است‌.

البته در بعضی حوزه‌ها استعمال لغات فنی، یک امر طبیعی است. به‌طور مثال در رشته‌های کامپیوتر، معماری، و یا حتا موسیقی این مسأله کاملاً طبیعی‌است. اما رواج آن میان توده بیشتر جنبه‌ٔ نمایشی دارد. در بعضی موارد نیز وام گرفتن از زبان دیگری محسوب می‌شود که آن لغات جای خودشان را در زبان باز کرده‌اند و می‌توان گفت به‌غنا و وسعت زبان فارسی کمک کرده‌اند؛ البته زبان‌هایی مانند عربی، ترکی و... نیز از فارسی وام گرفته‌اند و بسیاری از واژه‌ها ریشه‌ٔ فارسی دارند.

بخش عمده‌ای از غلط‌های رایج در نوشتار امروز ریشه در مجاز دارد و می‌توان آن‌ها را به‌چند دسته تقسیم کرد:

_غلط‌های دستوری: که در برخی آثار منتشر شده نیز شاهد هستیم که عدم دقت نویسنده موجب شلختگی جملات است و خواننده را در خوانش با مشکل مواجه می‌کند.

_غلط‌های املایی: که بیشتر در دنیای مجاز شاهد آن بودیم؛ اما گاهی در نوشته‌های حقیقی هم دیده می‌شود.(البته در برخی موارد شباهت واژه‌ها افراد را در تمیز دادن آن‌ها دچار مشکل می‌کند)

_گفتارنویسی(محاوره): که عیناً لغت ملفوظ را می‌نویسند که در برخی موارد نوشتار آن غلط است، مانند: نزدیکه خونه، مادره رضا، خیابونه خلوت، و... (البته بعضی از این غلط‌نویسی‌ها را می‌توان شیطنت کاربران دانست، مانند: صلام:سلام، تارف:تعارف، خبالا: خب حالا و...).

 

در این یادداشت برای جلوگیری از اطناب و درازی سخن از ورود به‌بحث غلط‌های دستوری و واژه‌های انگلیسی پرهیز می‌کنیم، چرا که خود فرصت دیگری را می‌طلبد. نگارنده سعی دارم بیشتر به‌مسألهٔ واژ‌هایی که امروزه رواج یافته بپردازم و در بحث محاوره‌نویسی مثال‌هایی از آثار ترجمه شده و... بیاورم.

است یا هست؟!

در پیام‌هایی که تحت عنوان «محاوه‌نویسی» در مجاز منتشر می‌شود اکثر کاربران بین استفاده «است و هست» دچار مشکل هستند. به‌طور مثال: «این دوربین، یکی از دوربین‌های خوب هست» و یا « این نظر شخصی من هست» و...

«است» فعلی اِسنادی‌است؛ یعنی رابطه‌ی مسندالیه و مسند را برقرار می‌کند. در واقع عمل مشخصی انجام نمی‌شود، مانند: «هوا خوب است»؛ «آسمان ابری‌است»؛ و... که در واقع  رابطه‌ٔ بین «هوا و خوب» و «آسمان و ابری» را برقرار می‌کند.

اما «هست» به‌معنای وجود داشتن است، مانند:«پول در خانه هست»و..

البته در برخی موارد «است» بر «هست» ترجیح دارد. در مواردی هم «اند» به «هست» برتری دارد؛ مانند: «او کارگر است»؛ «این دوچرخه‌ی من است»؛ «در خانه گاهی افراد خانواده با هم مخالف‌اند» و ...

در نظر داشته باشیم که «اند» با فعل پیش از خود باید با نیم‌فاصله نوشته شود. (نیم‌فاصله یعنی دو واژه به هم چسبیده نباشد و فاصله هم نداشته باشند. این مسأله در بین ویراستاران و نویسندگان باید مورد توجه باشد).

در برخی موارد باید از «هست» استفاده کنیم. به‌طور مثال برای تأکید: «پدرم در خانه هست»؛ «پول به اندازه کافی هست» و یا « ای بسا ابلیس آدم‌روی هست»؛ «از عدم‌ها سوی هستی هر زمان/ هست، یارب، کاروان در کاروان».

زمانی که مجبوریم فعل‌مان جمع باشد:«اختلاف نظر بین احزابی که فعال هستند، طبیعی‌است». هر چند می‌توان با «اند» هم جمع بست.

پس بنویسیم:« این دوربین، یکی از دوربین‌های خوب است»و...

 

کسره یا «ه»؟ محاوره‌نویسی

 

با نگاهی آسان‌گیرانه باید عرض کنم که گفتارنویسی در مجاز یکی از راحت‌ترین شیوه‌های پیام است. البته در «رمان» هم شاهد این مسأله هستیم. اما بحث سر چگونه نوشتن است. در بسیاری موارد «ه» به‌جای «کسره اضافی ِ» استفاده می‌شود که اشتباه است. به‌طور مثال: «پسره خوب، دوسته من و...»

در بسیاری موارد کاربران این‌گونه می‌نویسند: «پدرم مشغوله کاره»؛ «دوچرخه تویه حیاطه»؛«مادره رضا اومده»؛ «بردارم سره کاره» و نمونه‌های دیگری که دیده‌اید و حتا ممکن است خودمان هم مرتکب شده باشیم.

 

«کسره اضافی» یا «ه» کدام صحیح است؟

«ه» علاوه براین‌که گاهی حرف پایانی یک کلمه است، عموماً در جاهایی که شکل محاوره‌ایِ فعلِ «است» مدنظر باشد نیز استفاده می‌شود، مانند: «خونهٔ خودمه= خودم است»؛ «هوا خوبه= خوب است»؛ «راه نزدیکه = نزدیک است» و...

اما در ترکیب‌های وصفی و اضافی برای ربط دادنِ دو کلمه به‌یکدیگر «__ِ» به‌کار می‌رود، مانند: «برای دیدنِ تو آمده‌ام»؛ «احمد دوستِ من است»و... که کاربران در اکثر موارد دچار مشکل هستند و اشتباه می‌نویسند.

دستِ‌کم چهار تکواژ برای صدای «__ِ» «e» داریم:

_اضافه: کتابِ علی، ماهِ من، روزِ خوب و...

_به‌جای «است»: حالم خوبه، این‌جا مشهده، غروب نزدیکه،و...

_نشانهٔ معرفه در محاروه: پسره، بچه‌داره، پدربزرگه،و...

_پسوند پایان اسم‌ها و صفت‌ها: دهنه، انگیزه، روزنه، دسته،و...

 

گزینهٔ دوم و سوم در زبان گفتار وجود دارد.

 

مثال‌هایی برای محاوره‌نویسی:

«وقتی بیدار شد، عمو «بیلی» بند و بساطش رو جمع کرده بود و رفته بود، «کش» هی می‌خواست یک چیزی بگه، تا این‌که  بالاخره دختره خم شد دهنش رو پاک کرد و گفت«ابزارش رو می‌خواد»

(رمان گوربه‌گور، ویلیام فاکنر، ترجمه: نجف دریابندری)

 

«حالا سر تقاطع شق‌ و رق رو اسبش نشسته داره ما رو نگاه می‌کنه، بی‌حرکت، مثل همون تابلوئه که نوشته‌ٔ رنگ‌ و رو رفته‌ش رو روبه‌روی جوئل گرفته» (همان)

 

 

«کاش پسرک این‌جا پیشم بود. یه ماهی داره من و دنبال خودش می‌کشه و حالا من به‌قلاب اون افتاده‌م. اگه می‌خواستم طناب و محکم بکشم ماهی پاره‌ش می‌کرد، باید تا اونجا که می‌تونم نگهش دارم و به‌موقع بهش طناب بدم. خداروشکر که داره پیش می‌ره و پایین نمی‌ره»(پیرمرد و دریا، ارنست همینگوی، ترجمه: نازی عظیما).

 

 

«من آنچه را که لازم و به‌جا بود به‌شما گفتم. برای اطلاعاتی بیش از این باید منتظر نتیجهٔ آزمایش‌ها باشیم»(مرگ ایوان ایلیچ، لیوتالستوی، ترجمه:سروش حبیبی)

 

این چند نمونه از آن‌جهت آورده شد تا با محاوره‌نویسی بیشتر آشنا شوید.

 

«بذارم یا بزارم؟»

یکی دیگر از کاربردهای محاوره‌نویسی، شکسته‌نویسی‌است. به‌طور مثال در گفتار و نوشتار امروز «می‌خواهم« را «می‌خوام» می‌گوییم و می‌نویسیم. بعضی کاربران البته «می‌خام» می‌نویسند که غلط است. در شکل وسیع‌تر که تقریباً در بین اکثریت کاربران مجازی رایج است فعل «بذار» است که اشتباهاً «بزار» می‌نویسند. حتا چند وقت پیش در یک موسسه معتبر روی یک تابلو که پیامی روانشناسی داشت، این‌گونه نوشته بودند:«به یکدیگر احترام بگزاریم»! این به‌معنای تأثیری‌است که غلط‌نویسی‌های مجازی روی زبان ما گذاشته است.

بد نیست کمی راجع‌به دو فعلِ «گذاشتن» و «گزاردن» توضیح بدهم. «گذاشتن» یک معنی حقیقی دارد و یک معنی مجازی. «گذاشتن» در معنای حقیقی کلمه: «قرار دادن چیزی به‌طور عینی و مشهود» است. اما در معنای مجازی:«قرارداد کردن، وضع کردن، تأسیس کردن» است.

«گزاردن»! نخست باید دانست که «گذاشتن» با «ز» و «گزاردن با «ذ» غلط است و صحیح گذاشتن و گزاردن است. خلط این دوفعلِ اخیر از آن‌جا ناشی شده است که صیغه‌ی امری هر دو از لحاظ آوایی یکسان هستند. یعنی امرِ گذاشتن می‌شود «گذار» و امرِ گزاردن هم می‌شود «گزار». ولی معنای آن‌ها یکسان نیست.

«گزاردن» معانی متعدد  دارد که همهٔ آن‌ها را می‌توان در دو معنی به‌شرح زیر خلاصه کرد:

_یکی معنای «به‌جا آوردن» یا «ادا کردن» یا برطبق استعمال معاصران، «اجرا کردن»، «انجام دادن» است، مانند:«نماز گزاردن : ادا کردن نماز». بنابراین باید بنویسیم: نمازگزار نه نمازگذار و...

معنای دوم «گزاردن»: «برگرداندن از زبانی به زبان دیگر یا از بیانی به بیانی دیگر یا، به‌تعبیر امروز، از نظامی (سیستمی) به نظام دیگری است‌. مرادف است با: «ترجمه کردن» (گزارنده و گزارش به‌معنای «مترجم» و «ترجمه» بوده است). یا «تعبیر کردن» و «شرح دادن» ( خواب‌گزاری یعنی «تعبیرخواب» و خواب‌گزار یعنی «معبّر») که اکنون بیش از این به این بحث وارد نمی‌شویم و تنها به تفاوت «گذاشتن» و «گزاردن» بسنده می‌کنیم.

پس این‌گونه باید بنویسیم: بنیان‌گذاری، نام‌گذاری، ارزش‌گذاری، قانون‌گذاری، و... که به‌معنای وضع‌کردن و بنیان نهادن چیزی‌است. و هم‌چنین بنویسیم:

نمازگزار، حج‌گزار، سپاس‌گزار، خواب‌گزار، شکرگزار، و... که به‌معنای «ادا کردن» و «به‌جا آوردن» است. لذا صورت محاوره‌ای فعل «گذاشتن» هم، «بذار» است نه «بزار». پس بنویسیم: «این پست را بذار»

 

«واژه‌های هم‌آوا و غلط‌های املایی»

 

کاربران مجازی و حقیقی هنگام نوشتن بعضی واژ‌ه‌ها، به‌دلیل هم‌آوا بودن دچار مشکل می‌شوند. اما بعضی غلط‌های املایی ریشه در عدم مطالعه دارد. باید بپذیریم که جامعهٔ امروز، بیشترِ اطلاعات خود را از دنیای مجاز کسب می‌کند؛ پس می‌توان بخش عمده‌ای از غلط‌های رایج را در مجاز ریشه‌یابی کرد.

در این بخش به آوردن چند واژه‌ٔ هم‌آوا و معنای آن، و بعضی‌ها واژه‌ها که از سرِ بی‌دقتی اشتباه نوشته می‌شوند بسنده می‌کنیم. جهت بیشتر دانستن می‌توانید به منابعی که در پایان یادداشت آمده رجوع کنید.

شاید برای‌مان پیش آمده باشد که در هنگام نوشتن واژه‌ای دچار تردید شده باشیم، مثلاً: قاتی درست یا قاطی؛ تاغ درست است یا طاق؛ تألم درست درست یا تعلم؛ و...

_قاتی: املای درستِ این واژه‌ٔ ترکی «قاتی» است نه قاطی.

_تاغ و طاق: تاغ نوعی درخت یا درختچه است؛ و طاق به معنای «سقف»

_تألیف و تعلیف: تألیف یعنی نوشتن؛ و تعلیف یعنی: علف دادن، چراندن

_قالب و غالب: قالب یعنی: ظرف؛ غالب یعنی: چیره

_قاضی و غازی: قاضی یعنی داور؛ غازی یعنی: معرکه‌گیر، بندباز: پیش غازی، مَلَّق‌بازی!

_مرعی یا مرئی: مرعی یعنی رعایت شده؛ و مرئی یعنی قابل رؤیت

_تألم و تعلم: تألم یعنی: اندوهگین شدن؛ و تعلم یعنی: آموختن

 

بعضی غلط‌های رایج در مجاز:

_در زندگی همیشه هواس‌تان به دو شخصیت باشد= حواس درست است نه هواس

 

_من همیشه سعی کردم انظباط داشته باشم= انضباط درست است.

مسأعله‌ی من درست همین است= مسأله/مسئله درست است نه مسأعله. مسائل

 

آن‌چه تا این‌جا آورده شد گوشه‌ای از بی‌مهری‌ و بی‌توجهی ما نسبت به زبان است. زبان فارسی تنها یک زبان نیست؛ بلکه یک فرهنگ، یک تمدن، و یک بخش اصلی هوّیت ایرانی‌است‌.

 

 

منابع و مآخذ:

+غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، چاپ بیست‌ویکم،۱۳۹۵، مرکز نشر دانشگاهی.

 

+فرهنگ بزرگ سخن، دکتر حسن انوری، ۱۳۸۱

 

+دست‌نامه ویرایش، بهروز صفرزاده،چاپ سوم، نشر سده

 

منابع اینترنتی:

کانال: زین‌ قند پارسی، علیرضا حیدری، مشهد

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.