" دل آدمی و گرایشش به خیر و شر"

ادبی
Typography

سارا گنجعلیشاهی 

نگارش کتاب با چنین عنوانی تنها از شخص برجسته ای مانند "اریک فروم" برمی آید. اریک فروم (1980- 1900 ) روانکاو، جامعه شناس، فیلسوف و نویسنده مشهور امریکایی- آلمانی است. او در شهر فرانکفورت آلمان چشم به جهان گشود و در جوانی، پس از به قدرت رسیدن نازی ها ، کشورش را ترک و به امریکا مهاجرت نمود.

او همواره تحولات زادگاهش را زیر نظر داشت و رساله ها و مقالات موشکافانه ای در تحلیل روانشناختی این تحولات به رشته ی تحریر در آورد.

فروم معتقد بود با به کار بستن اصول روانکاوی به عنوان علاج مشکلات و بیماری های فرهنگی بشر، می توان راهی به سوی یک جامعه معقول و متعادل یافت. به نظر می رسد کتاب مورد نظر نیز برای نیل بدین هدف نگاشته شده باشد.

آنچه در این کتاب می خوانیم حاصل سال ها تجربه بالینی اریک فروم است که می کوشد با وصف "نشانه های رشد" و "نشانه های تباهی"، آدمی را در موضعی قرار دهد تا مسیری را که شایسته ی انسانیت اوست انتخاب کند.

 کتاب دل آدمی و گرایشش به خیر و شر، ذهن خواننده را درگیر سوالاتی می کند که شاید قبلا نیز بارها به آن ها فکر کرده است:

آدمی گرگ است یا گوسفند؟

چه عواملی سبب می شوند که انسان به موجودی بیرحم و خونخوار تبدیل شود؟

چه انگیزه هایی سبب می شود که بعضی "عشق به مرگ" را بر "عشق به زندگی" ترجیح دهند؟

خودشیفتگی چیست؟ و آیا می توان بر آن غلبه کرد؟

جایگاه مادر در ناخودآگاه انسان کجاست و چطور بر زندگی و انتخاب های او تاثیر می گذارد؟

و آیا انسان آزاد آفریده شده یا گرفتار جبر است؟

نویسنده تحت تاثیر وقایع و حوادث زمان خود، دست به تحلیل روانکاوانه موضوعات اجتماعی می زند. او در چندین بخش کتاب از هیتلر به عنوان نمونه ی بارز بروز و ظهور نشانه های تباهی یاد می کند.

بعضی بخش های کتاب خواننده را به شدت به فکر فرو می برد شاید به این دلیل که نویسنده یک روانکاو است. اصولا تحلیل های روانکاوانه به دلیل نگاه ژرف و عمیق خود به انسان، مخاطب را شگفت زده کرده و به تفکر وا می دارد.

فروم از نوع غریبی از خشونت به نام خشونت جبرانی صحبت می کند. او معتقد است میل آدمی برآن است که بر جهان اثری بگذارد اما اگر به هر دلیلی در این خصوص موفق نگردد، با خشونت، تخریب و قتل بر جهان اطرافش اثر خواهد گذاشت. این خشونت ناشی از درماندگیست و تنها دوای آن پرورش استعدادهای خلاق و قابلیت های انسان در جهت  اثرگذاری مثبت بر محیط و جهان اطرافش می باشد.

از دیگر جذابیت های این کتاب می توان به توضیح مفصل موضوع "خودشیفتگی" -که در کمتر منبعی یافت می شود- اشاره کرد. نویسنده به توصیف خودشیفتگی و شرح ویژگی های فرد خودشیفته می پردازد و نیز نقش خودشیفتگی را به عنوان یکی از نشانه های تباهی، برای فهم بهتر ملت گرایی و نژادپرستی و حتی میل به تخریب و جنگ، واکاوی می کند. او بر این باور است که آدمی با رها کردن خودشیفتگی فردی و گروهی، به بلوغ و پختگی کامل دست می یابد و این همان هدفیست که پیامبران با کلامی متفاوت، دنبال می کردند.

فروم در پایان کتاب – همانند ابتدای آن – بار دیگر یادآور می شود که عشق به زندگی، استقلال و غلبه بر خودشیفتگی "نشانه های رشد" و عشق به مرگ، خودشیفتگی و همبودی مادرانه " نشانه های تباهی" می باشند، با این تفاوت که این بار خواننده تمامی این مفاهیم را به خوبی درک کرده است.

کتاب "دل آدمی و گرایشش به خیر و شر" با ترجمه خانم گیتی خوشدل در 6 فصل و 187 صفحه، توسط نشر پیکان  بارها به چاپ رسیده است. این کتاب قطعا جزو آثار ماندگار جهان در مقوله روانشناسی می باشد چرا که با گذشت چندین دهه از نگارش آن، همچنان میتوان برای تبیین و تفسیر بسیاری از رفتارهای آدمی، از آن بهره جست.

 

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.