هنر زیر تیغ بیزینس

اخبار فرهنگی
Typography

 حمید ضیایی 

دنیای مجازی یکی از پرکاربردترین ابزاری‌است که انسان امروزی به آن وابسته است. هرکس هرآن‌چه را در خود می‌بیند یا به‌نظرش زیبا می‌آید، در صفحهٔ شخصی‌اش منتشر می‌کند. یکی عکس‌های سفرش را، دیگری آثار هنری‌اش را، و دیگری کالایی که برای فروش دارد. «هرکسی از ظن خود» چیزی برای مخاطبانش دارد که به اشتراک بگذارد.

یکی دیگر از کاربردهای دنیای مجازی انجام تبلیغات است که تقریباً به‌صرفه‌تر از شیوه‌های سنتی تبلیغات است. در این میان بعضی هنرمندان نیز از قافله عقب نماندند و برای جذب هنرجو، شیوهٔ تدریس و هنر خودشان را در صفحه‌های شخصی بارگذاری می‌کنند. البته نگارنده تاحدودی با این کار موافق است، چرا که از همین طریق با هنرمندان خوب و مستعد زیادی آشنا شده‌ام. اما روی سخن با بعضی هنرمندان دارم که نگاه‌شان به هنر صرفاً اقتصادی‌است تا هنری! و گاهی در انتشار بعضی نماهنگ‌ها قصد تبلیغ کار خود را دارند بی‌آن‌که در ساختن و پرداختن آن دقتِ درخوری انجام دهند. در این یادداشت به ذکر چند معضل که گریبان‌گیر هنر کاشمر شده‌است، می‌پردازم.

قبل از هرچیز لازم به‌ذکر است که نقد کردن یکی از اساسی‌ترین پایه‌های پیش‌رفت هرحوزه‌ای‌است. کسی که نقد می‌کند قطعاً با کسی خصومت شخصی ندارد. نقد را می‌توان به دو جنبه تقسیم کرد: یکی نقد تخصصی که در جای خود با هنرمندان صحبت کرده‌ام و یکی نقد عمومی که نگارنده آن‌چه به‌نظرش می‌آید را بازگو می‌کند. حالا ممکن است عده‌ای هم‌سو باشند و عده‌ای مخالف! که هر دو گروه در نظر نگارنده محترم هستند.

در دوشماره نیز نقدهای اهالی موسیقی کاشمر را در خلال گفت‌وگوها منتشر کرده‌ام که می‌توان در شماره‌های: دویست‌وشصت‌و‌دو، آقای احمد حصاری و دویست‌وشصت‌وهفت، آقای ابوالفضل علی‌نیا، بخوانید.

در این یادداشت به چند مسأله می‌پردازم که شاید شما هم دیده یا شنیده باشید.

«من خوب آموزش می‌دهم»!

بعضی مربیان موسیقی با بازخوانی آثار منتشر شده که توسط خوانندگان در بین مردم و مخصوصاً نسل جوان با اقبال نسبتاً خوبی روبرو هستند، سعی دارند به مخاطب القا کنند که «مدرس خوبی» هستند. البته اجرای قطعات موسیقیِ خوب توسط مدرسان کاری بس دشوار و توان‌فرساست که خود نیازمند تمرین و تلاش و در نهایت تبحر در سازی‌است که می‌نوازند. اما گاهی انتخاب کارهای سطحی توسط بعضی مربیان موسیقی نشان از کج‌سلیقگی دارد. البته در برخی از همین انتخاب‌های نازل ما شاهد اجرایی نازل نیز هستیم. اما سوال این‌جاست که پشت این دست نشر و پخش‌های مجازی نگاهی هنری‌است یا نه، نگاهی صرفاً اقتصادی و جاذب هنرجو و فالوور؟! اگر در پشت این‌گونه نشر و پخش‌ها به‌نمایش گذاشتن توان هنری‌است که گاهی با اجرایی نازل مواجه می‌شویم که تنها می‌تواند یک مخاطب عام را به‌خود جذب کند.

این نکته قابل یادآوری‌است که شوربختانه در وضعیت کنونی آموزش موسیقی آن‌چه نادیده گرفته می‌شود، اصول آموزش صحیح است که این مهم نیازمند نظارت بیشتر از سمت ادارهٔ ارشاد و انجمن موسیقی‌است.

 

 

«انجمن موسیقی غنوده در بستر ترشیز»

از انتقادهایی که به انجمن موسیقی کاشمر می‌توان وارد داشت، یکی عدم نظارت برشیوهٔ تدریس و ارائه آثار برخی مدرسان موسیقی‌است. می‌توان مدعی بود که در عرصهٔ موسیقی کاشمر اقدام درخوری صورت نپذیرفته است. به‌عنوان مثال در حوزهٔ موسیقی مقامی، علی‌رغم استعدادهایی که وجود دارد ، هنوز پژوهش مدون و نسبتاً دقیقی وجود ندارد به‌طوری که قدمت موسیقی مقامی کاشمر کماکان در پرده‌ای از ابهام است. آن‌چه تاکنون بازگو شده بیشتر جنبهٔ شنیداری دارد. البته آن‌چه ذکر شد به‌عنوان مثال بود. یکی از اقدامات انجمن موسیقی نباید جمع‌آوری و تدوین «مقام»های کاشمر باشد؟!

یکی دیگر از نقدهایی که به انجمن موسیقی وارد است، چنان‌که پیش از این ذکر شد، عدم نظارت بر صلاحیت و شیوهٔ تدریس برخی مربیان موسیقی‌است. این‌که یک‌نفر توانایی خوب نواختن را داشته باشد سندی بر خوب تدریس کردن‌اش نیست. چنان‌که در مصاحبه‌هایی که شماره‌اش ذکر شد، آمده است.

در کاشمر هنوز رگه‌هایی از تدریس به‌شیوهٔ سنتی رواج دارد که اصطلاحاً به آن «گوشی» می‌گویند. هدف رد یا تأیید این شیوه نیست ونگارنده حکمی صادر نمی‌کند. اما همان‌طور که می‌دانید البفای موسیقی «نُت» است که برخی مربیان نادیده می‌گیرند.

 

اگر انجمن موسیقی کاشمر برای برخی مربیان آزمون صلاحیت برگزار کند (البته با داورانی که صلاحیت قضاوت داشته باشند) چند تن صلاحیت تدریس خواهند یافت؟! البته این‌که در حوزهٔ موسیقی کاشمر تلاش‌های فراوانی شده است را نمی‌توان نادیده گرفت؛ اما خروجی این تلاش‌ها را نیز باید پیش نظر داشت.

 

 

«استاد یا مربی»؟

 

 

روزی محمود دولت ‌آبادی  نویسندهٔ نام‌دار ایرانی در تعریف کلمهٔ استاد گفت:« استاد به کسی گفته می‌شود که چند دانش را در حافظه داشته باشد». اگر بخواهیم به همین تعریف که منطقی هم به‌نظر می‌رسد استناد کنیم می‌توانیم در مورد استاد بودن یا نبودن اظهار نظر کنیم تا حساب کار دست‌مان بیاید. در تعریف رایج امروز به هرکسی که از آن چیزی آموخته باشیم نام استاد می‌دهیم. این معضل در تمام حوزه‌های فرهنگی_هنری کاشمر (در نگاه وسیع‌تر باید بگویم ایران) خود را نشان می‌دهد. به‌طوری که به یک نوازنده، یک شاعر، یک نویسنده، در هر سطحی امروزه این نام اطلاق می‌شود این نام چند آسیب جدی در پی دارد. اول این‌که فرد مورد خطاب، خود را بی‌نیاز از یادگیری می‌پندارد و خود را یک استاد واقعی تصور می‌کنند. دوم این‌که برخی از این شبه‌استادان می‌توانند روی هنرجوی خود تأثیر بگذارند و به نوعی تالی فاسد باشند. آن‌چه در سطح هنری کاشمر (به استثنا انجمن خوش‌نویسان) وجود دارد، مدرس یا مربی‌است نه استاد!

 

 

«آسیب‌های استاد نمایان»!

 

برگزاری کلاس یک مدرس حرفه‌ای همیشه با شیوهٔ خاص تدریس‌اش هماهنگ است. مدرسی که در وهلهٔ اول هنر و انتقال هنرش اهمیت دارد. مدرسی که سعی در هرچه بهتر برگزار شدن کلاس‌اش دارد. در کنار این نیز کلاس‌اش در چهارچوب حرمت‌های معلم و شاگردی‌اش، و در عین حال آرام برگزار می‌شود که نه هنرجو از کلاس کسل می‌شود و نه جایگاه مدرس تنزل پیدا می‌کند.

یک مدرس حرفه‌ای می‌داند که قرار است چه چیزی را به هنرجو انتقال بدهد و مشخص می‌کند خط‌مشی کلاس‌اش چگونه باشد. این مدرس نه‌تنها برای هنرش، بلکه برای خود نیز احترام قائل است.

بعضی مربیان اما کلاس را با خواست و نظر هنرجو برگزار می‌کنند. هنرجو مشخص می‌کند چه‌زمانی و در چه کلاسی حاضر شود. حتا برخی مربیان نحوهٔ برگزاری کلاس را بین هنرجویان به رأی می‌گذارند تا هنرجویان مشخص کنند برای داشتن یک کلاس ایده‌آل، مربی چه باید بکند. آموزش همیشه در یک چهارچوب خاص است و کسی که مشتاق یادگیری‌ باشد قطعاً خودش را با قاعدهٔ کلاسی که تعریف شده وفق می‌دهد.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.