لازمه ی تئاتر اخلاق است

اخبار فرهنگی
Typography

حمید ضیایی

+ سلام عرض می کنم خدمت شما و هم‌چنین روز معلم و روز بازیگر را خدمت شما تبریک عرض می کنم

_ عرض سلام و ادب دارم خدمت شما و خوانندگان نشریه سرو و این که این گفت وگو بهانه ای شد تا بعد حدود بیست سال که به عنوان معلم با شما روبه‌رو بودم و من از شما می پرسیدم و شما جواب می دادید امروز افتخار کنم به این که شما سوال کنید و من جواب بدهم.

+ البته سوال های ما زیاد سخت نیست ولی سوال های شما در دوران مدرسه سخت بود. به عنوان اولین سوال بفرمایید که تعریف شما از هنر چیست؟

_ به نظر من هنر چاشنی زندگی است. یک آشپز خوب اگر تمام امکانات را در اختیار داشته باشد و یک خورشت خوش مزه آماده کند زمانی آن غذا به دل همه می‌نشیند که تمام چاشنی غذا کامل باشد. هنر چاشنی و ادویه‌ی خوش مزه ی زندگی است.

+ بفرمایید در وضعیت کنونی هنرِ کاشمر مخصوصاً تئاتر، این چاشنی که فرمودید وجود دارد؟

_ اجازه بدهید راجع‌به آن چه که موجود است راحت حرف بزنیم! همان طور که می دانید و بسیاری از بزرگ‌ترها و پیش‌کسوت ها هم می‌دانند چاشنی هنر در قدیم خیلی بهتر بود. یعنی همان‌طور که در حوزه ی آموزش و پرورش رفتار دانش‌آموز نسبت به معلم تغییر کرده و متأسفانه خیلی هم خوب نیست، وضعیت هنر هم هرچه پیش می‌رویم با توجه به امکانات، تکنولوژی، و با توجه به این‌که نسل جوان روی کار می‌آیند، بنا به دلایلی که اگر لازم بود بعداً خواهم گفت، هنر به آن‌صورت و بخصوص تئاتر به هیچ عنوان در حال حاضر نمی.تواند به عنوان یک چاشنی دل‌چسب مطرح باشد.

+ ریشه ی این نبودها در کجاست؟ آیا نبود بستر مناسب آموزشی نمی‌تواند یکی از دلایل عمده‌ی این معضل باشد؟

_ به نکته ی جالبی اشاره کردید. ببینید! من یک معلم هستم. افتخارم این است که در وهله‌ی اول یک معلم هستم... سعی کرده‌ام بعد از این که در زمینه ی تئاتر_ چون من تئاتر را تجربی آموخته ام_ شروع به کار کردم، آن را به دانش‌آموزان هم آموزش بدهم... حتا چون معلم عربی بودم، عربی را هم به‌صورت نمایش به بچه‌ها آموزش می‌دادم؛ و خیلی هم خوب جواب می.داد. باید بگویم آموزش همیشه حرف اول را می‌زند. دوم این‌که در کنار آموزش تئاتر، چیزی که در قدیم بود و الآن نیست یا کمتر است اخلاق بود. بازیگر قدیم وقتی روی صحنه می‌آمد_ وقتی می‌گویم بازیگر قدیم یعنی دهه ی 70 که تا دهه ی 80 هم ادامه داشت_ این بود که اول می‌آمد تا اخلاق یاد بگیرد. احترام به پیش‌کسوت، احترام به صحنه، تقدس صحنه، احترام به مخاطب، و اصلِ تئاتر برای مردم. این خیلی مهم بود! اما متأسفانه بنا به دلایلی تئاتر امروز نگاه‌اش به سمت تئاتر پولی رفته است. پول خوب است... گیشه خوب است... اما به چه قیمتی؟! به قیمت این که بازیگر جوان به هیچ عنوان احترامی برای پیش‌کسوت‌اش قایل نباشد؟ احترامی برای هم گروهی‌اش قایل نباشد؟ احترام برای صحنه قایل نباشد؟! دیر آمدن.ها، نیامدن‌ها... به این قیمت؟ حتا نمی‌دانند با چه لباسی باید تمرین کنند... خدا رحمت کند شهید ساعدی را؛ وقتی می‌خواست روی صحنه بیاید، اولین کاری که می‌کرد_ با این که از دانش‌آموزان دیگر در تئاتر خیلی جلوتر بود_ این بود که از همه اجازه می‌گرفت! روی صحنه با وضو می آمد! اما امروز باید بگویم هنر برای هنرمند تئاتر در رده‌ی دوم است. اصل حرف، فرقِ بین تئاتر دیروز و امروز است. تئاتر امروز فقط منتظر است تا کی عکس‌شان برود روی پرده. پس نیامده‌اند یاد بگیرند... تجربه کسب کنند... دانش‌اندوزی کنند در زمینه ی تئاتر؛ حتا تجربی! اما توقع دارند با یک بازی در صحنه‌ی تئاتر مطرح و همیشه حاضر باشند.

+ تمام این هایی که فرمودید بستر آموزشی‌اش توسط هنرمندان دیروز فراهم بوده که استفاده نشده است؟

_ متأسفانه نه!

+ پس هنرجوی تئاتر امروز از کجا باید این چیزها را بیاموزد؟

 

 

 

_ ببینید! اگر از نظر علمی و آکادمیک بخواهیم در نظر بگیریم حتا در خودِ مشهد که مرکز استان است کلاس‌ها توسط کسانی برگزار می‌شود که خودشان از اساتید دانشگاهی هستند یا در این حوزه تحصیل کرده‌اند. البته تجربه‌ی صحنه هم دارند. حالا می‌آیند و کارگاه آموزش برای نسل جوان برگزار می کنند. اما، ما با بضاعتی که در کاشمر داریم متأسفانه کم کاری هایی در زمینه ی تئاتر شده.

[10:07 PM, 5/12/2020] ضیایی حمید: ما در همین کاشمر آقای «رضا رسول‌زاده» را داریم. کسی که اولین فارغ‌التحصیل رشته‌ی کارگردانی تئاتر است که در دهه ی 70 هم بوده. متأسفانه ما هیچ استفاده‌ای از ایشان نکردیم. بعد از ایشان ما اساتید دیگری مثل آقای «جلیل یغمایی» داریم. که رشته‌ی اصلی‌شان ادبیات نمایشی است. اما باز هم بستر آموزش برای ایشان فراهم نشد.

+ در صورتی که اگر آقای یغمایی در حوزه‌ی آموزش فعالیت می کردند بسیار موفق‌تر هم بودند...

_ آفرین! آقای یغمایی در زمینه‌ی آموزش هم علم تئاتر روز را دارند و هم علم تئاتر گذشته را. و ایشان می‌توانست مدرس بسیار خوبی باشد. اما متأسفانه «انجمن هنرهای نمایشی» شهرستان چنین بستری را فراهم نکرد. من خودم از سال 1373 عضو انجمن هنرهای نمایشی هستم... و انجمن در این زمینه فعالیتی نداشته. اگر هم بوده به‌طور فصلی  بوده که آن هم خروجی آن‌چنانی‌ای نداشته. بد نیست این را هم بگویم که انجمن هنرهای نمایشی کاشمر به همت استاد «برات الله شیبانی» افتتاح شد. که حالا در طی این سال‌ها فعالیتی در حوزه ی آموزش نداشته است. آموزش که می‌گویم از همه لحاظ می‌گویم... چه از لحاظ تصویری، چه محتوایی، چه کتب ادبیات نمایشی، سبک‌ها و... بچه‌های کاشمر هم اگر موفقیتی در جشنواره‌های مختلف کسب کردند از تلاش خودشان بوده. این را هم با افتخار باید بگویم که دوبار موفق شدیم در جشنواره‌ی فجر مقام بیاوریم

 چه سالی؟

_ تقریباً دهه‌ی 60 و 70 که توسط آقای «محمد ناصری» موفق به کسب این مقام‌ها شدیم.

+ در کاشمر چند گروه نمایش داریم؟

_ در کاشمر متأسفانه با توجه به بضاعتی که داریم و بیش از پنجاه بازیگر در زمینه‌های مختلف در حال فعالیت است  که متشکل از گروه های پنج، شش، و دَه نفره است؛ اما با این همه ما فقط یک گروه رسمی و ثبتی کشوری داریم. و آن هم گروه تماشاست به سرپرستی آقای محمد ناصری. این باعث تأسف است که در شهری مثل بردسکن چهار_پنج گروه نمایشی ثبتی داشته باشد و ما فقط یک گروه ثبتی داشته باشیم.

+ علت این موضوع چیست؟ ضعف در کجا بوده؟

_ متأسفانه ضعف‌ها زیاد است. ولی اگر بخواهم یک نکته را صراحتاً بگویم و به مهم‌ترین‌اش اشاره کنم این است که تئاتر کاشمر را انحصاری کرده‌ایم. تئاتر کاشمر از این‌جا آسیب دیده. این نکته را هم می‌خواهم قید کنید:_ با احترام به تمام کسانی که در همه‌ی این سال‌ها رییس انجمن هنرهای نمایشی بوده‌اند؛ با احترام به همه‌ی تئاتری‌ها، باید بگویم که انجمن هنرهای نمایشی خیلی خصوصی عمل کرده است.

[10:09 PM, 5/12/2020] ضیایی حمید: +چند گروه هست که اگر چه ثبتی نیست اما فعالیت دارند. چه امکاناتی در اختیار این گروه‌ها قرار دارد؟

_ ببینید! ما هیچ امکانات استانداردی مثلاً از لحاظ یک سالن تئاتری در کاشمر نداریم! آمفی‌تئاتر کاشمر که در سال‌های 4_1373 ساخته شد و با توجه به این که از سرمایه‌های دولتی هم بود، به‌خاطر بزرگ‌ترین اشتباهی که اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی مرتکب شد و در این مکان مستقر شد حالت دولتی به خود گرفت. در هر شهری بروید نمی‌بینید که اداره‌ای در مکان مجتمع فرهنگی_هنری باشد. به همین دلیل هم این مجتمع هیچ‌گاه خصوصی نشد. بودجه‌های دولتی هم کفاف رسیدگی را نمی‌دهد.

 

 

 

 

+امکانات در همین حد است؟

_ بگذارید یک مثال بزنم! شما اگر بخواهید سالن مجتمع سرو را اجاره کنید با شما یک قرارداد می‌بندند مثلاً شبی 350 تا 400 هزارتومان. در واقع شما این مبلغ را برای سن و صندلی‌های سالن پرداخت می‌کنید. چرا؟ چون اولاً مجتمع سرو اتاق فرمان فعالی ندارد؛ سیستم صوت و تصویر فعالی ندارد؛ نور ندارد؛ نتیجتاً همه.ی این‌ها را باید خودتان بیاورید. بعد از همه ی این‌ها اتاق فرمان برای این در اختیار شما قرار می‌گیرد که از آن جا ناظر بر صحنه باشید. و این خودش یک معضل بزرگ است. مشکل سرمایشی_گرمایشی این سالن هم خودش معضل دیگری است. ما در کاشمر سالنی نداریم که امکانات کافی داشته باشد. یعنی سالنی که صوت و تصویر و نور تخصصی داشته باشد. حتا عوامل فنی هم ندارد.

+ امیدی برای بهتر شدن تئاتر کاشمر هست؟

_ ببینید آقای ضیایی! امید هست... بگذارید یک چیزی بگویم! چند وقت پیش مطلبی می خواندم از استاد سمندریان که ایشان بنیان‌گذار  تئاتر معیار بودند. تئاتر معیار چیست؟ استاد سمندریان می‌آمدند در کنار یک بازیگر با تجربه یک بازیگر تازه‌کار را می گذاشتند! این کار برای این بود که این بازیگر مبتدی پنجاه‌درصد حس و بیان و بدن را از بازیگر پیش‌کسوت بگیرد و پنجاه‌درصد هم از راهنمایی‌های خود استاد و استعدادش . با این شیوه تربیت می‌کرد تا هنرجو بتواند پله‌پله بالا بیاید. اما یک نکته که مهم است و باز هم تکرار می کنم این است که اول به او اخلاق می آموختند. احترام به بزرگ تر، تماشاچی، پیش‌کسوت و به تئاتر. این یعنی صرفاً برای تفریح به سراغ تئاتر نیا. مطلب بعدی که خیلی مهم است این است که به بازیگر مبتدی به عنوان سوژه‌ای برای پول‌سازی نگاه نکنیم.

+از اخلاق در تئاتر می گویید! الگوی رفتاری هنرمندان تازه کار چه کسانی هستند؟ ریشه‌ی این عدم اخلاق که می‌گویید کجاست؟

_ در کارگردان. سرپرست گروه. هرگاه منِ سرپرست گروه در مقابل دیگران برای پیش کسوت احترام قایل شدم ؛ برای دانسته‌های دیگران احترام قایل شدم و خودم را بالاتر از دیگران ندیدم آن هنرمند تازه کار هم یاد می‌گیرد. الگوی هنرمند جوان منِ پیش‌کسوت هستم. من سرپرست و کارگردان هستم.

+ پس ما تحت تأثیر الگوهای اشتباه قرار گرفتیم؟ الگوهایی که هنرمندان دیروز هستند نه هنرمند جوان امروز؟

_ بله! رفتار دیروزی‌ها به امروزی‌ها منتقل می شود. اما! یک نکته هم هست! نسل امروز باید بگویم هشتاددرصدشان فقط برای چهره شدن می‌آیند. و یکی از چیزهایی که موجب می شود خیلی زود تحت تأثیر الگوهای غلط قرار بگیرند همین است. خیلی زود مغرور می شوند. و همین غرور آمادگی پذیرش بی‌اخلاقی را بالا می برد.

اجازه بدهید یک نفر را مثال بزنم! اگر بخواهم یک نفر را در اخلاق، کسوت، هنر، ادب، و عدم غرور در روی صحنه شاهد بیاورم، می گویم آقای «کاظم آبی». اما در همین هفته‌ای که گذشت و روز جهانی تئاتر بود، من در اینستاگرام تعدادی از کسانی را دیدم که با یک کار دوبله، یک بار بازیگری، این‌قدر به آن‌ها تبریک گفتند که فکر می‌کنم به مرحوم انتظامی تبریک نگفته اند.

+ نظرتان در مورد نمایش‌های طنزی که اجرا شده چیست؟

_ متأسفانه در کاشمر جُنگ برگزار می‌شود که بدون محتواست. آن‌هم با بازیگرانی مبتدی! از این مقوله به عنوان طنز یاد می‌شود. این غلط است. تعریف‌ها عوض شده؛ جاها عوض شده. فرق است بین طنز، فکاهی، هجو، هزل، و جُنگ و میان‌پرده! اما امروز روی صحنه یک جُنگ اجرا می‌شود و از قضا تماشاچی هم می‌خندد و بعد می‌گویند ما اجرای موفق طنز داشتیم! و احساس هم می‌کنند موفق بوده. این بزرگترین ضربه است.

+ جلوی چنین اتفاقی را چه کسانی باید بگیرند؟

_ اول اداره‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی  که متولی  و ناظر هنر است البته باتوجه دستورالعمل‌ها. و بعد انجمن هنرهای نمایشی که در حکم حامی هنر واقعی تئاتر و هماهنگ کننده‌ و راهنماست. البته در چهارچوب دستورالعمل‌های موجود در انجمن‌ استان و کشور و نه به سلیقه‌ی شخصی. و بعد از این‌ها شورای محترم نظارت بر اجرای شهرستان.

 

 

 

 

+ دو_سه‌سال پیش یک نمایش کار کردید. به نظر خودتان موفق بود؟

_ کار موفقی بود. اما نه به گفته‌ی خودم! طبق آماری که انجمن هنرهای نمایشی و اداره‌ی ارشاد داده. تقریباً شبی دویست وپنجاه تا سیصد مخاطب در 10 شب اجرا داشتیم. طبق آمار چیزی حدود 2.5 درصد مخاطب تئاتری به سالن آمد.

+ در کاشمر تئاتر کودک هم اجرا شده است. به نظرتان کارهای کودک موفق بوده

_ متأسفانه ما به مقوله ی کودک آن چنان که باید و شاید نپرداختیم. اول خودم را می‌گویم! اگر می‌خواستم کار کودک انجام بدهم اصلاً به کودک توجه نداشتم. با نام کودک والدین کودک را به سالن آوردیم

+ پس تئاتر کودک ما در همان دهه‌ی 60 و 70 مانده؟

_ بله! پیش‌رفتی نداشته.

+ در حوزه‌ی تئاتر کودک خوب عمل نکردیم چون احساس می کنم نگاهی عمیق به خواسته‌ها و نگرش کودک امروز وجود ندارد! وجود داشته؟

_ در تئاتر کودک به هیچ عنوان خوب نبودیم! ما در رفع نیازهای کودکان در تئاتر کاشمر با توجه به احترامی که برای همکارانم در این حوزه قایل هستم، متأسفانه کم‌لطفی، بی‌مهری، و کم کاری کردیم.

] + یکی از لازمه های تولید کار کودک بُعد روانشناختی کودک هست یا نه؟

_ ببینید! روانشناسی رنگ در کودک تا بزرگ‌سال فرق دارد. روانشناسی شخصیت هم همین‌طور. و هم‌چنین روانشناسی موسیقی. ما نه در طراحی صحنه، نه در طراحی شخصیت، نه در انتخاب موسیقی ، به هیچ عنوان در تئاترهایی که برای کودک کار کردیم در نظر نگرفته‌ایم. البته کارهای موفقی هم داشته‌ایم که کافی نبوده.

+ کودک امروز نسبت به کودک دیروز آگاه‌تر است. نمی‌توانیم با دیالوگ‌های سطحی از کنارش عبور کنیم!

 

_ کودک امروز از خودِ ما نسبت به اشتباه ما آگاه‌تر است. کودک امروز دسترسی به تکنولوژی دارد که من و شما نداشتیم.

+ اساساً کار کودک چه در شعر، چه موسیقی، و چه تئاتر خیلی دشوار است...

_ توقع کودک خیلی بالاتر از بزرگ‌سال است. چرا؟ چون فضای ذهن کودک تخییل و فانتزی‌اش خیلی بیشتر است.

+ خودِ شما به عنوان یک تئاتری در این حوزه چه قدمی برداشته‌اید؟

_ من به عنوان یک تئاتری کارم را در آموزش و پرورش انجام داده‌ام. اما در انجمن هنرهای نمایشی، تئاتر برای کودک جایی ندارد. چون کسی متخصص کار کودک نیست. هیچ‌کس دغدغه‌ای هم برای این کار ندارد. بیشتر درگیر کار بزرگ‌سال بوده‌ایم.

+ این حرف من شاید گران باشد. اما در تئاتر بزرگ‌سال هم موفق بوده‌ایم؟

 

_ بگذارید این‌طور بگویم از وقتی بعضی جوانان عرصه‌ی تئاتر که تحصیلات و تجربه‌ی تئاتر را با هم دارند شروع به کار کردند جایگاه خیلی‌ها به خطر افتاد.

 

 

 

 

+ این خوب بود یا بد؟

_ این عالی بود. ببینید! جایگاه منِ پیشکسوت به خطر افتاد چون تئاتر من یک تئاتر تجربی است. اگر هم در دهه‌های قبل موفقیتی کسب کردم به این‌خاطر بوده که رقابت‌ها هم بیشتر تجربی بوده و مثل امروز هنرمندان آکادمیک زیاد نبود.

+ آیا بر این اعتقاد هستید که در تمام عرصه‌های هنری کاشمر دوره‌ی بعضی هنرمندان تمام شده است؟

_ صددرصد موافقم! بعضی از هنرمندانِ پیش‌کسوت در همه‌ی حوزه‌های هنری کاشمر در حال فعالیت هستند که این بد نیست اما میدان را هم باید برای جوانان خالی کرد. جوانان مشتاق و تحصیل کرده‌ای که زحمت کشیده‌اند. فکر می‌کنم اختصاص همه‌ی امکانات و عوامل به کسانی که بر این تصور هستند که چون حضورشان در تئاتر به دلایلی اهم از سن‌وسال، جایگاه، و... بیشتر است شاید علم تئاتری‌شان نیز بیشتر است؛ این حضور به جای کمک به عرصه‌ی هنر بیشتر ضربه به هنر است. خلاقیت همیشه مخصوصِ ذهن و فکر جوان است. این کار به جای این که کمک به عرصه‌ی هنر باشد بیشتر ضربه به هنر است. باید به جوان فرصت داد... نه این که فقط شعار داد. ما شعار آوردن جوانان به عرصه‌ی هنر را داریم اما به آن جوان اجازه ی پرواز نمی‌دهیم... البته منظورم جوانی است که تمام آداب و اخلاق هنری را رعایت کند

+ به عنوان کلام آخر اگر حرفی مانده بفرمایید؟

_ بیاییم دست از منیّت برداریم. بیاییم دست از همه چیز را من بلدم برداریم. بیاییم واقعاً در مرحله‌ی عمل تجربیات.مان را در اختیار جوانان بگذاریم و به جوانان اعتماد کنیم. شعار ندهیم... قبول کنیم که از ما داناتر و تواناتر در عرصه‌ی تئاتر کاشمر وجود دارد. من باید بنشینم و به هر طریقی می‌توانم از جوانان حمایت کنم.

امروز در کسوت معلمی بازنشسته شده‌ام هر چند معتقدم در معلمی و هنر بازنشستگی وجود ندارد. در معلمی که نوعی هنر است و در هنر که نوعی معلمی است بازنشستگی وجود ندارد. این جمله کلام آخر من است:_ دوستان و پیش‌کسوتان ارجمند! سی‌سال هم‌چون عقابی در عرصه‌ی معلمی و هنر فعال بودم و از روزی که به کسوت بازنشستگی رسیده‌ام معتقدم می‌توان کلمه‌ی بازنشسته را به بازِ نشسته تغییر داد. بازی که سعی می‌کند به عقاب‌های جوان پرواز صحیح را بیاموزد. نه به غرور که به اخلاق تا با موفقیت‌شان افتخار کنم.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.