«گفت‌وگویادداشتی به‌بهانه‌ی «مؤسسه‌ی هنری هنرمعاصرترشیز» و خانه‌ی کوچک نمایش»

اخبار فرهنگی
Typography

حمید ضیایی 

 سال‌هاست که در حوزه‌ی تئاتر کاشمر،نبود یک «بلک‌باکس» احساس می‌شد. بلک‌باکس یا جعبه‌ی سیاه به فضای مکعب‌شکلی گفته می‌شود که دیوارهای آن را با رنگ سیاه رنگ‌آمیزی کرده‌اند. بلک‌باکس تفاوت‌هایی با صحنه‌های ثابت و قاب‌عکسی سالن‌ها دارد. در واقع بلک‌باکس محیطی خاص با نورپردازی متفاوت است

و این امکان را به کارگردان و بازیگران تئاتر می‌دهد تا آن چه در ذهن دارند، به‌راحتی پیاده کنند. نکته‌ی دیگری که بلک‌باکس در مقایسه با سالن‌های نمایش دارد، این است که هیچ‌چیز در آن‌جا ثابت نیست و همه‌چیز به‌راحتی تغییر می‌کند. به‌عنوان مثال تماشاچیان می‌توانند روی زمین یا صندلی‌های معمولی بنشینند و نمایش را تماشا کنند. هم‌چنین تماشا‌گران ارتباط چهره‌به‌چهره با بازیگران دارند و این مسأله در ارتباط میان مخاطب و بازیگر بسیار مؤثر است. می‌توان حتیٰ چنین ادعایی کرد که در بعضی نمایش‌ها، مخاطب هم جزوی از نمایش به حساب می‌آید. حذف فاصله‌های معهود، فاصله‌ی نزدیک مخاطب و بازیگر، نورپردازی متمرکز، کف‌سازی متفاوت که این امکان را  به کارگردان نمایش برای ایجاد صداهای متفاوت مثل صدای پا، نفس کشیدن و... می‌دهد، در ایجاد فضایی متفاوت مؤثر است. به بیان دیگر، بلک‌باکس یک محیط تهی از هرچیز است و این تهی بودن، زمینه‌ساز ایجاد ذهنیت کارگردان در صحنه است. یکی از اساسی‌ترین ارکان تئاتر، انعکاس احساس بازیگر به مخاطب است، که این مسأله در بلک‌باکس‌ها بیشتر انجام می‌شود و می‌توان گفت در ایجاد چنین بده‌بستانی با مخاطب اهمیت دارد.

پس از سال‌ها نبود چنین فضایی برای اجرای تئاترهایی با مخاطبان محدود_اشتباهی که در تئاتر کاشمر رخ می‌داد و البته به‌خاطر نبود امکانات بود، این بود که در یک سالن همایش با ظرفیت 500 نفر به اجرای نمایش می‌پرداختند_ امروزه شاهد برپایی «مؤسسه‌ی هنری هنرمعاصرترشیز» هستیم. این مؤسسه که با رویکری کاملاً هنری که در روزهای آتی به‌طور رسمی کار خود را آغاز خواهد کرد، محیطی را ساخته و پرداخته است، که می‌توان گفت نه محیطی اختصاصی و انحصاری برای تئاتر، که محیطی برای عرضه‌ی تمام اجراهای هنری به حساب می‌آید.  در این محیط، بلک‌باکس با نام «خانه‌ی کوچک نمایش» و کافه‌تئاتر برای نشست‌ها و گفت‌وگوهای هنری و هم‌چنین نشست‌هایی هم‌چون کتاب‌خوانی ایجاد شده است. اهدافی که گردانندگان این مؤسسه در نظر دارند، رویکردهای آموزشیِ گفت‌وگومحور، جلسات مختلف فرهنگی‌هنری و... است. درباره‌ی بلک‌باکس این مؤسسه باید یادآور شوم که صرفاً برای اجرای نمایش نخواهد بود و می‌توان در این سالن به اجرای موسیقی و کلاس‌های آموزشی هم پرداخت. البته در گفت‌وگویی که با «احسان عاقل» داشته‌ام ، این نوید را داد که برنامه‌هایی برای برگزاری نمایشگاه‌های کوچک نقاشی، عکاسی، خوش‌نویسی، هنرهای تجسمی و... هم دارد. این محیط می‌تواند بیش از این پرورش یابد و تبدیل به یک محیط مستقل هنری شود. در این میان باید بگوییم حالا که شاهد برپایی چنین مؤسسه‌ای هستیم، بر هنرمندان حوزه‌های مختلف فرض است که با برپایی و اجرای آثار هنری خود، این مؤسسه را حمایت کنند.

بی‌شک خصوصی‌سازی در حوزه‌ی هنر مزّیت‌های بی‌شماری دارد. اولین مزّیت این است که از لحاظ اقتصادی می‌تواند به حوزه‌های مختلف هنری کمک به‌سزایی کند. مسأله‌ی بعدی این است که ایجاد چنین فضاهایی هنرها را از تک‌صدایی و انتخاب‌های سلیقه‌ای دور می‌کند. خصوصی‌سازی می‌تواند زمینه‌ساز آموزش‌ها، اجراها، نشست‌های نقد و بررسی و تحلیلیِ مستقل باشد و بی‌شک همه می‌دانیم که استقلال در هنر همواره مورد توجه بوده و هست و خواهد بود.

برپایی این مؤسسه مرهون تلاش‌های دوستانه و عاشقانه‌ی آقایان احسان عاقل، مهدی طاهری، مهدی عراق‌پور و جواد خاکسار بوده است و البته دیگر دست‌اندرکان این مؤسسه هم هرکدام به‌نوبه‌ی خود تلاش‌هایی کرده‌اند که در این مجال و مقال نمی‌گنجد به تک‌تک این عزیزان بپردازیم.

از همین رو گفت‌وگویی با احسان عاقل ترتیب دادم تا هدفش را از تأسیس و احداث این مؤسسه جویا شوم:

-ایجاد فضایی در حوزه‌ی هنرهای نمایشی بسیار لازم بود آن‌هم به این دلیل که هنرمندان این شهر، در ابتدا باید هم‌دیگر را ببینند. یعنی باید یک فضایی ایجاد می‌شد که هنرمندان تئاتر بتوانند دور هم جمع شوند، با هم گفت‌وگو کنند؛ هم‌دیگر را و طرز فکر و نوع نگرش هم‌دیگر را به هنر بشناسند. بدون شک برای رسیدن به یک هدف، برای رسیدن به جزئیات یک اثر هنری، کنکاش و تلاش شبانه‌روزی نیاز است و صددرصد برای یک هنرمند واقعی همیشه در اولویت است؛ البته اگر قرار باشد به یک اثر هنری مطلوب و فاخر دست پیدا کنیم. به همین‌خاطر سعی کردیم یک فضایی داشته باشیم که دور هم جمع شویم، گفت‌وگو کنیم و از پس این گفت‌وگوها بتوانیم به تولید برسیم. وقتی یک فضایی به عنوان یک پایگاه ایجاد می‌شود، بدون شک آرام‌آرام بچه‌های خودش را پیدا می‌کند و این پراکندگی که در میان هنرمندان این شهر است، بی‌شک رفع خواهد شد و یک چنین فضایی به‌مثابه‌ی رسیدن به یک نظم است و این اولین هدف ما در این راه بوده است. حضور مستمر، خودش نظم می‌آورد و این نظم این نیاز را به‌وجود می‌آورد که ما در قدم اول باید تحقیق کنیم و پس از این ما می‌فهمیم که به روش تحقیق نیاز داریم. همه‌ی این‌ها با هم‌اندیشی محقق می‌شود. نکته‌ی بعدی این است که چون ما تاکنون یک فضای استاندارد برای نمایش نداشته‌ایم، ایجاد یک سالن برای اجرای نمایش بسیار نیاز بود و این خود یک راه و روش دیگری می‌طلیبد. ایجاد چنین فضایی خیلی از اغراق‌ها را حذف می‌کند؛ اغراق‌هایی مثل این‌که ما باید مخاطب را به صندلی چهارصدم برسانیم. حالا گروه تئاتر باید به روش دیگری کار کند. چرا که در چنین فضایی هنرمند با مخاطبش چهره‌به‌چهره است. یک نکته‌ هم درباره‌ی بلک‌باکس بگویم، چون ما تاکنون سالن اجرای نمایش استاندارد نداشته و هنوز هم نداریم، با توجه به محدویت مخاطبی که در بلک‌باکس داریم، حالا می‌توانیم شب‌های بیشتری یک نمایش را اجرا کنیم. برای همین ما این‌جا را با تلاش زیاد و هزینه‌ی زیادی که در حد توانمان بوده راه انداخته‌ایم. البته دوستانم در این تلاش کنارم بوده‌اند، آقای مهدی طاهری، جوادخاکسار، مهدی عراق‌پور که خیلی در این مدت تلاش کرده‌اند.

 

+تا به‌حال ما شاهد اجراهایی در روی سن بوده‌ایم. آیا هنرمندان کاشمر این آمادگی را دارند که در چنین محیطی و مواجه شدن با مخاطب،  نمایش اجرا کنند، یا این مسأله نیازمند آموزش است؟

 

-قطعاً این کار نیازمند آموزش است. چرا که روش اجرا و برخورد با تمام عناصر یک اجرا دست‌خوش تغییر می‌شود. چراکه در اجرای بلک‌باکسی هنرمند کاملاً با مخاطب در ارتباط است و این‌ موضوع نیازمند آموزش است. به همین دلیل می‌تواند برخورد ما با بازیگری و تمام عناصر تئاتر را تغییر دهد.

 

 

+ما در یک اجرای بلک‌باکسی به اندازه‌ی یک اجرای صحنه‌ای مثل سنِ سرو نمی‌توانیم دکور اجرا کنیم. این خلأ چه‌طور جبران خواهد شد؟

 

 

-برای این تماشاخانه به خاطر فضای کوچکی که نسبت به فضای سالن سرو دارد، قطعاً برای نمایش‌های کم بازیگر(پرسوناژ) یا تک‌گویی و مونولوگ‌ تعبیه شده که همه‌ی این‌ها را کارگردان برنامه‌ریزی می‌کند؛ اما با توجه به این فضایی که داریم_که امیدواریم به فضای دوم هم دست پیدا کنیم_، بله! باید با دکورهای کم‌حجم و با شیوه‌های مختلف بازیگری آن شرایط دکور را جبران کنند.

 

+از تک‌گویی و مونولوگ گفتی، دو ‌سؤال برایم پیش آمد! اول این‌که ما در تئاتر کاشمر تا به‌حال اجرای تک‌گویی نداشته‌ایم، آیا مخاطب با این سبک اجرا آشنا هست یا استقبال خواهد کرد؟ سؤال دوم این‌که عموماً هنرمندان تئاتر کاشمر، کارِ گروهی عرضه کرده‌اند، بازیگران این توانایی را دارند که چنین اجرایی داشته باشند؟

 

-به نکته‌ی خوبی اشاره کردید. قطعاً این‌کار نیاز به زیرساخت و آموزش دارد. چراکه یک بازیگر باید بتواند تمام آن‌چه هدف نمایش است را به مخاطب انتقال بدهد و این نیازمند آموزش و تمرین و تلاش است. تا جایی هم که من به‌خاطر دارم اجرای تک‌گویی نداشتیم و البته سالنش را هم نداشتیم. اما درباره‌ی مخاطب باید بگویم  قطعاً مخاطب خواهد آمد. چون همین حالا پرفروش‌ترین نمایش در سال 1400 یک نمایشی بود به‌نام «بَک تو بلک» کار آقای سجاد افشاریان که خودش با یک چهارپایه اجرا کرد.

 

+در تهران چند و چندین اجرای تک‌گویی بوده؟ مخاطب تهران با این سبک آشناست؛ اما مخاطب کاشمر هم آشناست؟ یا بهتر بگویم توانسته‌اید تئاتر را به مخاطب معرفی کنید؟

 

-قطعاً تلاش‌های زیادی کرده‌ایم. هم ما و هم دیگر هنرمندان تا بتوانیم این کار را انجام می‌دهیم و هنوز هم در تلاشیم. نکته‌ی بعدی این‌که هنوز «گیشه» نتوانسته شرایط خودش را برای تئاتر پیدا کند. حقیقت این است. تلاش شده، اما کم بوده؛ یعنی ما هنوز داریم می‌جنگیم. چون تنها راهی که گروه می‌تواند به آن استقلال اقتصادی خودش دست پیدا کند همین است که بتواند از پس هزینه‌های خودش برآید. بله! قطعاً ما باید این سبک نمایش را برای مخاطب عرضه کنیم و بازیگر هم توانایی لازم را پیدا کند.

 

 

+به‌عنوان آخرین پرسش از تو می‌خواهم اهمیت تئاتر را برای جامعه و زندگی انسانی توضیح دهی!

 

-اگر بخواهم اهمیت تئاتر، که اعتقادم است بگویم، می‌گویم تئاتر در یک جمله یعنی شناخت انسان. اگر در جامعه‌ای شناخت انسان و انسانیت اهمیت دارد، به‌همان اندازه تئاتر هم اهمیت دارد. هرچه‌قدر عواطف یک انسان، احساسات یک انسان، درونیات یک انسان اهمیت دارد، تئاتر هم اهمیت دارد. چون تئاتر در راه شناخت انسان و انسانیت حرکت می‌کند. مخصوصاً در جامعه‌ای که متأسفانه باید بگویم همه چیز در درون انسان در حال از بین رفتن است. فضیلت‌ها زیرسؤال رفته، معرفت‌ها از بین رفته، آقای ضیایی! اگر به دور و برمان صادقانه نگاه کنیم می‌بینیم که همه به‌نحوی دلخوریم. ما از اطرف خودمان ضربه می‌خوریم. چرا؟! به‌نظر من تئاتر راه رستگاری است و به اعتقاد من تنها راهی که در جهان وجود دارد رستگاری است.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.