مجالس عزا و شادی کاشمر اسیر آفت حضور میهمانان ناخوانده

تحلیلی
Typography

همه شما خوانندگان محترم با دردسرهای ریز و درشت فوت یک عزیز آشنا هستند. خانواده مصیبت‏دیده بیشتر از آن که باید درگیر تألمات روحی باشند، درگیر رتق و فتق امور مجالس مختلف پُرسه و عزا می‏شوند.

باید حواسشان به همه چیز باشد تا فرد یا افرادی زبان به گِله و شکایت باز نکنند. همه تلاش خانواده متوفی به آبروداری و حفش شأن و جایگاه عزیز از دست رفته است. آیین عزاداری ما در هنگام فوت و درگذشت عزیزانمان مفصل است. همه با ظرائف و دقایق این مسئله آشنا هستید. قصد واگویه این مسایل را ندارم. این بر مسایل مربوط به این موضوع همه آشنا هستید. قصد نگارنده بیان موضوعی آزاردهنده در باره پدیده‏ای خاص است که با اجازه شما از آن با عنوان «حضور انواع مرده‏خوران» یاد می‏کنم.
از این اصطلاح تعجب نکنید. می‏دانم مفهومی آزار دهنده است و بار معنایی مثبتی ندارد. بی‏تعارف این پدیده مشمئزکننده و چندش‏آور است. چند روز پیش در هنگام تشییع جنازه یکی از عزیزان متوجه حضور افرادی ناشناس شدم. اینان ناگاه در هنگام توزیع کارت ناهار ظاهر شدند. ده دوازده نفری بیشتر نبودند. فرد توزیع کننده هم متوجه غریبه بودن آنها بود. اینان افرادی بودند که در مراحل مختلف تشییع و کفن و دفن متوفی حضور نداشتند و یکباره در وقت توزیع سیاه‏نامه و کارت ناهار ظاهر شدند. موضوع را با یک دوست در میان گذاشتم زهرخندی زد و با طنزی تلخ گفت؛«در شهر هفتاد هشتادنفری هستند که یهو وقت ناهار و شام مجالس مربوط به بزرگداشت و تعزیه افراد حاضر می‏شوند.»
پیگیر این موضوع شدم. آن روز صاحبان عزا قریب 300 کارت ناهار توزیع کرده بودند و مهیای پذیرای از قریب 450 نفر بودند. آشپز کاردان مجلس با توجه به تجربیاتش برای بالغ بر 500 نفر تدارک دیده بود. وسط‏های پذیرای از مهمانان به آشپز خبر دادند که تعداد مهمانان بیشتر از 500 نفر است. دقیقاً 530 نفر پذیرای شدند و این در حالی بود هنوز صاحبان عزا و مجلس گردانان ناهار نخورده بودند. بزرگان مجلس خدا را شکر می‏کردند که به همه مهمانان غذا رسیده است. حداقل 80 نفر بی‏دعوت در مجلس حاضر شده بودند و این در حالی بود که صاحبان مجلس با نهایت آبروداری مراسم را مدیریت کردند.
بزرگتر مجلس تاکید داشت که برخی از ناشناسان حاضر در مجلس به بقایای سفره هم رحم نکرده بودند و پلاستیک در دست هر آنچه را که باقی مانده بود را جمع نمودند. حتی به نیم‏خورهای نوشابه‏ها هم رحم ننموده بودند. تصورم این بود که اینان لابد مستحقانی هستند که بعد تناول ناهار برای متوفی فاتحه‏ای هم خوانده‏اند ولی از آشپز و تنی چند از مطلعین نقل شد که اینان افرادی حرفه‏ای هستند که به محض اطلاع از وقوع مراسم شام و ناهار مربوط به پُرسه و مجلس عزا یک تازه درگذشته و یا برگزاری یک یادبود دارای غذا یکدیگر را خبر می‏کنند و به اصطلاح شکمی از عزا در می‏آورند. حکایت غریبی است این ماجرا. یکی می‏گفت در بین اینان افراد مستحق هم هستند ولی تعداد مفت‏خورها بیشتر از فاتحه‏خوانان است.
با چند دوست هیئتی و خادم مسجد و فعال در امور مجلس‏داری هم کلام شدم. نقل‏های آنان هم جالب است. این پدیده ابعاد گسترده‏ای دارد. این میهمانان ناخوانده به فکر شکم‏چرانی هستند و با سیستم اطلاع‏رسانی که دارند به موقع در جایی که بساط دیگ و سفره‏ای پهن هست، حاضر می‏شوند. اینان بدون دعوت و یا هماهنگی با صاحب عزا بر سر سفره حاضر می‏شوند. دقت نظرشان به حدی است که شبیه یک باند عمل می‏کنند. می‏دانند کی در مجلس حاضر شوند. به زعم خود بهترین نقطه سفره را انتخاب می‏کنند تا به همه چیز مسلط باشند. معمولاً در کنار یک کودک یا پیرمردی تنها می‏نشیند و به بهانه سرویس‏دهی به وی اطراف خود را به اصطلاح درو می‏کنند.
لابد شما هم مواردی اینچنینی را ملاحظه کرده‏اید و یا حکایاتی در این باره شنیده‏اید. اینان به هر لطایف‏الحیلی که بلدند در مجلس حاضر می‏شوند. این میهمانان ناخوانده را برخی مرده‏خور می‏نامند. حسب این باور عمومی از این مهم با عنوانی که ذکر گردید، یاد شد. بد نیست بدانید این مرده‏خوران یا میهمانان ناخوانده سعی می‏کنند مبادی آداب باشند. خیلی اجتماعی و خوش مشرب هستند. با افراد پیرامون خود گرم می‏گیرند و به قول معروف سعی می‏کنند طبیعی رفتار نمایند. وقتی پای سفره می‏نشینند سریع با بغل دستی‏ها و افراد روبرو به تبادل نظر در باره مسایل روز شهر و استان و کشور می‏پردازند. 
صاحب مجلس هم عموماً متوجه برخی از اینان می‏شود ولی خود قضاوت نماید؛ آیا می‏توان به فردی که افراد دوروبر خود را مجذوب کلامش کرده چیزی گفت؟ بنده خدا صاحب مجلس سخت در پی آن است که مهمانانش را تکریم کند. دوست دارد همه مسایل به گونه‏ای باشد که ختم به قرائت فاتحه‏ای برای متوفی و سایر امواتش شود. اینان آنقدر دقیق هستند که با لباس سیاه در مجلس عزا حاضر می‏شوند. با صدای بلند برای تازه درگذشته از افراد حاضر در سر سفره طلب صلوات و فاتجه می‏کنند. انگار با متوفی و صاحبان عزا آشنا هستند و نسبتی دارند! این پدیده مربوط به دوران فعلی نیست. در روزگاران مختلف هم این پدیده قابل رصد است.
البته باید به این مهم اشاره نمود که در گذشته وقتی فردی فوت می‏کرد و کس و کاری نداشت بزرگان محله یا ریش سفیدان آبادی و در یک کلام جوانمردان و معتمدان سعی می‏کرد مجلس آرا باشند و ضمن بر عهده گرفتن بخشی از هزینه‏های افراد به اصطلاح بی‏باعث و بانی و به تعبیری بی‏وارث یا بدوارث، خود برای وی سفره‏ای پهن می‏کردند و به حرمت مسایل دینی و ارزشی بر سر سفره حاضر بودند و حتی یتیم‏ها و بازماندگان متوفی را سروسامان می‏دادند. روزگاری نه چندان دور بزرگان بزرگوار کاشمر و آبادی‏هایش حواسشان به مهاجران به کاشمر بود. حواسشان بود که اینان قوم و خویشی در منطقه ندارند. حضور در مجلس این قبیل افراد برای متدینین دیارمان یک وظیفه بود.
این آیین مردانه و دینی هنوز هم هست ولی پدیده مرده‏خوران با این بحث جوانمردانه زمین تا آسمان متفاوت است. غرض آن که این میهمانان ناخوانده با رِندی تمام توجه‏ای به این مهم نداشتند که شاید صاحب مجلس تدارک آنها را ندیده باشد، این فرصت‏طلبان کاری به ضرورت توجه به شأن و مرتبه و آبرومندی صاحبان عزا نداشتند. البته این پدیده در مجالس شادی هم مشهود است. لابد در عروسی‏ها متوجه افراد غریبه‏ای شده‏اید که بستگان عروس را گمان بر آن است که اینان مهمانان خانواده داماد است و اطرافیان داماد هم گمانشان بر آن است که اینان از اطرافیان بیت عروس است. مرده‏خوران حاضر در عروسی‏ها با لباسی مناسب به میوه و شیرینی حمله‏ور می‏شوند.
اینان در این قبیل مجالس چندان مبادی آداب نیستند. چون می‏دانند که اطرافیان عروس آنان را مهمانان داماد و اطرافیان داماد آنان را مهمانان عروس می‏پندارند. این قبیل افراد دستشان در آبادی‏های کوچک و ازدواج‏های فامیلی زود رُو می‏شود، با این همه اینان آنقدر پُر رُو هستند که با خونسردی خود را آشنای عروس یا داماد معرفی می‏نمایند. در وقت شام و ناهار عروسی تعدادشان بیشتر می‏شود. در این قبیل مجالس هم اینان پلاستیک به دست سفره را جارو می‏کنند و به بهانه بردن غذا برای مرغ و خروس و سنگ و گربه تهی از همه چیز می‏کنند. در این مجالس هم اینان در جوار یک پیرمرد یا یک کودک می‏نشیند تا بتوانند راحت‏تر غذا میل کنند و پلاستیکشان را پر نمایند.
دوستی تعریف می‏کرد به مناسبتی در منزل اطرافیانش را به صرف حلیم دعوت کرده بود. تدارک برای صد نفر دیده بود. آشپز از وی خواسته بود کاسه‏های کوچکی را برای حضار مهیا نماید. آشپز توضیح داده بود که میهمانان ناخوانده‏ای هم خواهی داشت. دوستم تعریف می‏کند کلام آشپز را توهین فرض کرده بودم و در کاسه‏های بزرگ برای مهمانان حلیم توزیع شد. حتی سرریز هم توزیع شد. یکباره متوجه شد دیگ حلیم به اتمام رسیده و هنوز دو اتاق پذیرای نشده‏اند. مهمانانش را شمرد. عجیب بود در منزل وی در حیاط و اتاق‏ها 140 نفر سبیل در سبیل نشسته بودند. و این در حالی بود که او و به اصطلاح سرپایی‏ها هنوز حلیم میل نکرده بودند. ناچار به سفارش حلیم به تعداد 50 نفر شده بود.
شانس آورده بود که در آن صبح از جایی دیگر حلیم گیرش آمده بود. البته کیفیت دو دیگ با هم یکی نبود و برخی از مهمانان هم عجله داشتند و حلیم‏ناخورده مجلس را ترک کردند. می‏گفت دیدم افراد ناشناسی که به طرفه‏العینی ظرفشان را خالی می‏کردند و دوباره متقاضی حلیم بودند. بنده خدا شرمساری بزرگان فامیلش شده بود. دوستی دیگر خاطره مشابه‏ای از ادای نذر آبگوشت در یکی از بقاع متبرکه شهرستان داشت. او برای 67 نفر تدارک دیده بود و 93 نفر پای سفره‏اش نشسته بودند. می‏گفت؛« خودم و 11 نفر دیگر نون و پنیر خوردیم. هنوز حیرانم چرا غذا کم آمد؟ این همه میهمان ناخوانده از کجا آمدند؟» این پدیده وقتی زوار محترم در بقاع متبرکه سفره نذری دارند بدل به حرکتی زشت می‏شود.
این پدیده برای سرهیئت‏ها و مسئولان مساجد و تکایای کاشمر هم آشناست. آنان هم در خاطرات خود موارد عدیده‏ای در این باره دارند. خدا را شکر آنان حسب تجربه همیشه حواسشان به میهمانان ناخوانده هست ولی با این همه تدارک غذا برای هشتاد میهمان ناخوانده کاری سخت و پرهزینه است. این نکته مهم را یادمان نرود که در تکایا و هیئات و مساجد سفره‏های مختلف بانی دارد و بعضاً بر اساس درآمد موقوفات است و این قبیله مرده‏خور با حضور نابهنگام خود در مدیریت برنامه ایجاد خلل می‏کنند. متاسفانه برخورد با این پدیده بسیار سخت است. هر چقدر هم مدیریت اعمال شود باز هم هستند مرده‏خورانی که با هزار ترفند وارد مجلس شوند.
کسی نمی‏تواند منکر کار زشت اینان و بار منفی رفتارشان شود. این افراد متخصص ماهی گرفتن  از آب گل آلود هستند. در بین اینان از همه اقشار افرادی دیده می‏شوند. انگار این گونه لقمه‏ها به مزاج اینان سازگار است. لابد می‏دانید که در این قبیله زنانی هم هستند که در مجالس زنانه رفتاری اینچنینی دارند. زنان هم می‏توانند میهمانان ناخوانده یک مجلس عزا یا یک محفل شادی باشند. حتی در این قبیله کودکانی هم هستند که به والدینشان تأسی کرده و راه آنها را ادامه می‏دهند. درمان این پدیده سخت است. پیشگیری از آن هم سخت است. غرض از این نوشته هم این بود که به شما خواننده عزیز متذکر شویم که ما هم به وجود این پدیده معترفیم.باقی بقایتان.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

بار گذاری نظرات قدیمی تر
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.