نگاهی به مفهوم محله و آرزوی توجه به آن در کاشمر

تحلیلی
Typography

امروزه شهر برای بسیاری از ساکنانش به پدیده‏ای بدل شده که به دلیل مواجهۀ هر روزه و نیز تجربۀ زیست دائمی در آن، دیگر چندان به ویژگی‏ها و بودنش آگاهی ندارند. شهر پدیده‏ای انسان ساخت است، ب

ه دلیلِ وجود تجربه‏ای در مقابل تجربۀ زندگی در شهر، می‏توان همچنان به شهر و وجوه مختلف زیستن در آن به عنوان پدیده‏ای قابل تأمل نگریست. روزگاری که شهر خیابان‏کشی نشده بود، محلات نقش اساسی و مهمی در هویت‏بخشی به اهالی داشتند. مدرنیته و خیابان محلات را قیچی کردند. شهر را نه ساختمان‏ها، پارک‏ها و مبلمان شهری بلکه تعاملات شهروندان و حس شهروندی آنان می‏سازد و به آن هویت می‏بخشد.

 شهر به عنوان یک سامانه، عناصر گوناگونی دارد و به صورت مداوم بر آنها اثر می‏گذارد و یا تأثیر می‏پذیرد. این سامانه دارای تقسیمات کوچ تری زیر عنوان محله است. محله‏ها از گذشته‏های دور نقش مهمی در ایجاد ارتباط و پیوند بین ساکنان خود داشته‎اند. محله به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی جامعۀ شهری در مقیاس مدیریت شهری امری اعتباری شناخته می‏شود و حدود و مرزهای جغرافیایی آن بر روی نقشه تعیین می‏شود. در صورتی که محله در ذات خویش به جهت برخوردار بودن از جریان زندگی شهری یک امر عینی و واقعی است و مدیریت شهری نمی‏تواند بنا بر ارادۀ خویش برای پهنه‏هایی از شهر حد و مرز جغرافیایی قائل شود و محدوده‏هایی را بر روی نقشه مشخص کرده و محله بنامد.

 چرا که تحقق و ایجاد پدیدۀ محله منتج از تداوم زیستی جماعتی از مردم در یک مکان است که موکول به ارادۀ مدیریت شهری و جامعۀ حرفه‏ای شهرسازان نیست. در طول زمان درک فضایی اهل محله مرزهایی را برای محله به وجود می‏آورد که در ابتدا تعیین این حدود از روی نقشه مشکل و امکان‏ناپذیر است و هیچ ضمانتی وجود ندارد که حدود جغرافیایی محله، همان خطوطی باشد که در بدو امر بر روی نقشه تعیین و مشخص شده است. به پدیدۀ محله تنها نمی‏توان از منطق اعتباری و کالبدی نگریست، بلکه شاخص‏های غیر کالبدی در تشخیص هویت و ماهیت آن نقشی اساسی دارند.

شهروندان عموماً با سلایق و انگیزه‏های مختلف در جامعۀ شهری فعالیت می‏کنند. فضای شهری در دورۀ جدید ویژگی‏هایی دارد که آن را از گذشته متمایز کرده است. از جمله کارکردهای محله، تولید شکل زندگی مشترک بر حسب قواعد و آداب محلی است. از آن جا که تعلق مکانی به تدریج تعلقات اجتماعی و فرهنگی را در بین ساکنان محله گسترش می‏داد، این موضوع سبب شکل گیری هویت جمعی در بین اهالی محله می‏شد. تقویت محله التیامی است بر زخم‏های عمیقی که شهرنشینی بر پیکر ساکنانش نهاده و آنها را از نعمت تعلق به مکانی خاص بی بهره کرده است.

شاید بتوان به یاری محله سرمایۀ اجتماعی را که از دل زندگی روستایی بر می‏آید به شهر منتقل کرد تا به واسطۀ آن، انسان شهرنشین از مزایای زندگی در شهر برخوردار و از برخی معایب اش به دور باشد. از دیدگاه جامعه شناسی شهری محله‏های شهری به مفهوم واحدهای اجتماعی حقیقی هستند که تا حدی به صورت اتفاقی و ناخودآگاه به وجود آمده‏اند و با گذشت زمان توانسته‏اند شکل و قالب ثابت و پایداری به خود بگیرند و حریم معینی برای خود تعریف کنند. این محله‏ها از مجموعۀ افرادی با ویژگی‏های اجتماعی فرهنگی مذهبی و به خصوص اقتصادی مشابه تشکیل می‏شوند که به واسطۀ نوعی همبستگی و روابط متقابل جمعی به وجودمی‏آیند.

ماهیت محله از دیدگاه جامعه شناسان فرصتی برای مردم فراهم می‏آورد تا با یکدیگر دیدار کنند، در گذران زندگی روزمره شرکت جویند و در تلاش برای غلبه بر مشکلات شان به همکاری بپردازند. آن چیزی که سبب هویت بخشی به یک گروه انسانی می‏شود، شباهتی است که باعث تفاوت آنها از گروه‏های دیگر می‏شود. هویت هر شخصی لزوماً ذاتی آن شخص نیست. هویت نقشی نیست که از طرف جامعه به شخص تفویض شود بلکه هویت فرایند معناسازی است که طی زندگی روزمره و مکانیسم های آن ساخته می‏شود.

در گذشته جهت مدیریت آبادانی ، پاکسازی و ایجاد امنیت و ... از اهالی محله مشارکت می خواستند و در تمام مسایل مربوط به محله ، نقش شهروندان حایز اهمیت بود ولی به مرور این نقش از مردم برداشته شد و ساکنان محله‏ها از هویت خاص محله خود تهی شدند . شاید بتوان عدم مشارکت با مدیریت شهری توسط شهروندان ، در حل مشکلات شهری را از نتایج ، از بین رفتن تعلق خاطر ساکنان محله‏ها به آنها دانست . و همین نتیجه گیری کافی است تا به مشکلات فرهنگ سازی برای بسیاری از طرح‏هایی نظیر جمع آوری زباله ، حفظ فضای سبز محلی ، آموزش‏های ترافیکی منطقه‏ایی ، آمادگی برای مقابله با بحران و ... که به مشارکت شهروندان نیاز دارند پی ببریم .

موضوع معنا بخشیدن به محله مسئله ای است که به ساخت‏های اجتماعی بر می‏گردد . مهمترین راهکار ساخت این معنا در محله‏ها ، بهره گیری از مشارکت مردم است . اگر نظام برنامه ریزی در عملکرد حوزه شهری ، به مردم اجازه دهد که عرصه‏های عمومی خود را شکل دهند ، بدون تردید عرصه‏های عمومی تشکیل می شود و فضاهای متناسب آن ساخته می‏شود .جامعه به مشارکت مردم نیاز دارد ، اما تا بستر مشارکت وجود نداشته باشد ، نهاد های مشارکت شکل نمی‏گیرد .

 بنابراین برای زمینه سازی مشارکت مردم نخست باید آنها را به عنوان یک فرد به رسمیت شناخت و سپس آنها را با مسوولیت ها و وظایف شهروندی آشنا نمود و با ایجاد ساز و کارهایی همه مردم را درگیر کرد تا مشارکت واقعی شکل بگیرد و مردم در سرنوشت محله و کوچه خودشان شریک شوند .امروزه اهمیت نقش مؤثر مردم و مشارکت آنها در حرکت به سمت توسعۀ پایدار شهری بر کسی پوشیده نیست و روشن است که برای حرکت به سمت توسعۀ پویا و پایدار که متعلق به مردم امروز و نسل های آینده باشد، باید خودِ مردم از دسترسی به فواید توسعه، احساس رضایت و عدالت کنند.

کاش فعالان مدیریت شهری دیارمان در کنار تما مسایلی که دارند و شعار شفافیتی که سر می‏دهند گوشه چشمی بیشتر از پیش و شفافتر از هر وقت دیگر به شهر داشته باشند. گاهی زود دیر می‏شود.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.