بازنشستگان کاشمر و دغدغه‏ های ریز و درشت زندگی

تحلیلی
Typography

شرایط اقتصادی موجود برای اقشار مختلف آزار دهنده است. رشد قیمت‏ها به موضوعی برای بحث در محافل مختلف تبدیل شده است. در این میان حال و هوای بازنشستگان شنیدنی است.

یک شنیدنی تلخ. بازنشستگی به دوره‏ای از زندگی می‏گویند که فرد به علت کهولت سن و ناتوانی‏های جسمی و روحی حاصل از سی سال خدمت طاقت فرسا در مشاغل مختلف، ازخدمت فراغت حاصل می‏کند تا بقیه عمر خود را فارغ ازمشغله کاری و مسئولیت‏های سازمانی و در کمال آرامش در کنار خانواده خویش سپری نموده و خستگی سال‏های خدمت را از تن به در کند. آیا در دیار ما هم همینگونه است؟ شاید حال برخی از بازنشستگان عزیز این روزها خوب باشد.

 اما برای بسیاری از بازنشستگان با شروع این دوره نه تنها اثری و خبری از آرامش و آسایش نیست؛ بلکه فرد بازنشسته ناچار است با کوهی از مشکلات وکاستی‏ها دست و پنجه نرم کند و برای تأمین هزینه‏های سنگین زندگی به کارهایی تن بدهد که نه از نظر جسمی و روحی توان انجام آنها را دارد و نه در شأن و منزلت اجتماعی اوست . یک فرد بازنشسته افزون بر این که مسئول تأمین هزینه‏های زندگی خود و همسرش می باشد؛ مجبور است هزینه زندگی فرزندان بیکار ، خرج تحصیل فرزندان دانشگاهی، مخارج عروسی فرزندان، هزینه جهیزیه دختران دم بخت و حتی تأمین مسکن آنان را به عهده بگیرد .

افزون بر این یک فرد بازنشسته در جایگاه بزرگ خانواده و فامیل مجبور است عیدی و هدیه برای عروس‏ها، دامادها، نوه‏ها، هزینه برخی مهمانی‏های اجباری و ده‏ها خرج و بَرج دیگر را متحمل شود و این در حالی است که نه تنها حقوق بازنشستگی به تناسب سنگینی بار مسئولیت‏ها و افزایش چشمگیر هزینه‏های زندگی اضافه نمی‏شود؛ بلکه با قطع برخی از مزایای زمان شاغلی به طور قابل توجهی کاهش می‏یابد. لذا افراد بازنشسته مجبور می‏شوند با وجود کبرسن، و ناتوانی‏های جسمی وروحی و به رغم موقعیت و منزلت اجتماعی خود در مشاغل مختلفی مشغول به کار شوند.

هدف از اشتغال دوباره آن است که بتوانند از درآمد نازل این مشاغل بخش ناچیزی از هزینه‏های سنگین زندگی خانواده را تأمین کنند و به قول معروف صورت خود را برای حفظ آبرو با سیلی سرخ نگهدارند . یادمان باشد اشتغال دوباره بازنشسته‏ها منع قانونی هم دارد. سال‏هاست که فریاد  این قشر محروم  و از کار افتاده بلند است که ای مسئولان!  ما به همدلی و حمایت شماها  نیازمندیم. قشری که سال‏ها برای حفظ و اعتلای  این مرز و بوم  خدمت  کرده  و نیروی جوانی خودر ا در این راه از دست داده است؛ امروز خواهان یک زندگی آبرومندانه و شرافتمندانه است.

 باید به این نکته مهم توجه داشته باشیم که  بازنشستگی به منزله پایان زندگی نیست، بلکه پایان یک دوره کاری و مرحله‏ای از زندگی است که فرد به آرامش و استراحت نیاز دارد .در بیشتر کشورها دوران بازنشستگی فرصتی برای پرداختن به علایق شخصی  و گردش و سیاحت است. بازنشستکان دراین کشورها از مزایای ویژه‏ای برخودارند و با کارتی که دراختیارشان قرار می‏گیرد از درمان رایگان، اتوبوس رایگان، هتل رایگان، ... یا با تخفیف کلی استفاده می‏کنند. برای پرکردن اوقات فراغت  بازنشستگان در این کشورها خانه‏های  مهر مجهز به پیشرفته‏ترین  امکانات  ورزشی ، فرهنگی  و محیط‏های شاد و دلگشا تدارک دیده می‏شود.

در کشور ما اما بازنشستگان ، افزون بر محروم بودن از یک  حقوق مناسب و امکانات درمانی و رفاهی ویژه سالمندان، از  یک مکان مناسب برای گذراندن اوقات فراغت  خود محرومند . اغلب بازنشستگان، اوقات فراغت خود را به ناچار در پارک‏ها که بعضاً فاقد امکانات لازم برای  استراحت و گردش هستند، سپری می‏کنند . بر اساس اصل ۲۹   قانون اساسی برخورداری از خدمات بهداشتی، درمانی، مراقبت های پزشک و بیکاری حق همگانی است و با توجه به اینکه در دهه های آینده کشور با چالش سالمندی مواجه می شود بنابراین باید این خدمات برای سالمندان   و بازنشستگان فراهم شود تا این افراد دغدغه نداشتن امکانات و حقوق  را نداشته باشند.

رشد جمعیت سالمندی یکی از چالش‌های مهمی است که کشور در دهه‌های آتی با آن مواجه است؛ به همین دلیل شورای عالی سالمندان باید در تمامی استان‌ها فعال شود و برنامه‌هایی در جهت بهبود شرایط بهداشتی، جسمانی، اجتماعی و اقتصادی  سالمندان داشته باشد. اکثر مشکلاتی که بازنشستگان و سالمندان با آن مواجه هستند، به دلیل نیاز مالی و مشکلات اقتصادی است و اینکه دخل و خرج آنها با هم همخوانی ندارد به همین دلیل توانایی پاسخگویی نیازهای بهداشتی و مراقبتی خود را ندارند. حفظ شأن و منزلت افراد صاحب تجربه  و پیشکسوت و بزرگ خانواده و فامیل  از نیازهای مهم  همه بازنشستگان است  که متأسفانه در جامعه ما به فراموشی سپرده شده است.

 اگر از تجربیات و مهارت‏های بازنشستگان استفاده نکنیم  قطعاً به ضرر دیارمان تمام می‏شود. بازنشستگان در واقع سرمایه‏های اجتماعی کاشمر هستند، باید از این سرمایه‏ها به نحو شایسته‏ای استفاده کرد و در عین حال برای حل مشکلات و افزایش کیفیت زندگی‏شان  خدمات ویژه  رفاهی و درمانی ارایه داد . شاید بگویید این همه در بضاعت مسئولان کاشمر نیست! این حرف درست است ولی می‏توان در تکریم این عزیزان کوشا بود. می‏توان برایشان با کمک مسئولان بقاع متبرکه و مدیران فعال در امر پر کردن اوقات فراغت برایشان برنامه‏های تدارک دید. می‏توان با کمی ساماندهی پارک‏ها احوالات آنان را کمی بهتر کرد. اداره تربیت بدنی می‏تواند نگاه موثرتر و مثبت‏تری به احوالات آنان داشته باشد.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.