سیری در سپهر سالمندی دنیا و ایران و کاشمر

تحلیلی
Typography

حمیدرضا بی تقصیر 
دوران سالمندی به منزله تولدی دوباره برای فرد محسوب می‌شود و نیازهای او در این دوران نسبت به اطرافیان بیشتر می‌شود. احساس تنهایی او در این دوران، اگر از حمایت اجتماعی و عاطفی خانواده‌اش برخودار نباشد، او را دچار افسردگی می‌کند.

بیماری‌هایی از قبیل آلزایمر، سالمند را به مثابه کودکی که نیازمند حمایت دیگران می‌باشد بیشتر از هر دوران دیگری از زندگیش به دیگران وابسته‌تر می‌کند. یکی از بزرگترین تغییرات جمعیتی در قرن بیستم پیرشدن جمعیت است.

این عامل سبب خواهد شد تا تعداد سالمندان از 600 میلیون در سال 2000 به 2 میلیارد تا سال2050 افزایش یابد. در آینده نزدیک یک پنجم جمعیت دنیا را سالمندان تشکیل می‏دهند. افزایش امید به زندگی و سطح رفاه در دنیا یکی از دلایل افزایش جمعیت سالمندان است. سالمندی در تمامی جوامع به عنوان یک مسئله مهم مطرح می‌باشد. ساختار جمعیت مانند یک پیکره دیده می‌شود که تغییر و تحولاتی که در این پیکره رخ می‌دهد برای ما اهمیت دارد و اینکه مسیر سالمندی چگونه طی خواهد شد، از طریق هرم سنی قابل مشاهده است.

 بنابراین نگاه به سالمندی بیولوژیک نیست، بلکه نگاه جهانی است. موضوع گذار سنی، اولین موضوع در مورد سالمندی است که به وضعیتی اطلاق می‌شود که جمعیت جوان یعنی حدوداً 40 تا 50 درصد افراد زیر 15 سال، در پروسه طولانی‌مدت زمانی؛ یعنی حدود 100 تا 150 سال به علت کاهش باروری، سبب جمع شدن هرم سنی و معکوس شدن آن می‌شود. این شیفت هرم سنی، را گذار سنی گویند. گذار سنی در اثر گذار جمعیت، کاهش باروری، تغییر در الگوی زاد و ولد و از طرفی افزایش امید به زندگی رخ می‌دهد.

به‌طور کلی در بحث سالمندی، تئوری گذار سنی چهار مرحله را طی می‌کند که یکی از آنها مرحله کودکی است که در این مرحله درصد افراد زیر 15 سال نسبت به سایر افراد، چیرگی و برتری دارد. به محض تنظیم خانواده و تولید موالید و وارد شدن کمتر کودکان، پایه هرم سنی جمع می‌شود و کودکان متولدشده قبلی به مرور زمان در سنین جوانی قرار می‌گیرند و گروه سنی از 15 تا 29 نسبت به سایر گروه‌های سنی افزایش پیدا می‌کند؛ که به آن تورم سنی جوانان گفته می‌شود و کشور ما اکنون در چنین وضعیتی است.

 مسائل و مشکلات این گروه مانند ازدواج و اشتغال؛ به علت انباشتگی این بازه جمعیتی است. جوانان در سن جوانی به مرور میانسال می‌شوند که به آن مرحله میانسالی گفته می‌شود و در نهایت این جمعیت به مرحله سالمندی می‌رسد. جمعیت سالمند با انزوا و کم توانی و بیماری‏های مزمن همراه است و نیاز به حمایت‏های اجتماعی دارد. نگاه آکادمیک به پدیده سالمندی لازم است و باید استفاده از تجارب دیگران مورد توجه قرار گیرد. در کشور فرانسه دانشگاه سالمندی تأسیس شده است.

موضوعاتی مانند تغذیه، مراقبت و درمان در این دانشگاه مطرح می‏شود و باید جامعه ما هم این موضوع را مورد توجه قرار دهد. در کشور ما نیز با توجه به روند وهرم جمعیتی، برنامه‌ریزی جهت هرگونه خدمات، نیازمند شناخت نیازهای واقعی سالمندان است. به دنبال تغییراتی که در ساختار جمعیت، ساختار اجتماعی، خدمات بهداشتی و درمانی و نظایر آن پدید آمده، موضوع سالمندی در کشور واجد اهمیت بیشتری نسبت به گذشته شده است. 

سازمان ملل هر دو سال یک‌بار پیش‌بینی جمعیت صد ساله کشورها را منتشر و هر دو سال یک‌بار نیز بر اساس اطلاعات گرفته‌شده از کشورها، اطلاعات خود را ویرایش می‌کند. بنا به پیش‌بینی سازمان ملل در سال 2100 کشورهای در حال توسعه‌ای مانند؛ ایران، کره جنوبی، ترکیه، پاکستان و مصر مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. افت زاد و ولد در ایران و کره جنوبی نسبت به سایر کشورها از شتاب بیشتری برخوردار است که تحول ساختار سنی را رقم می‌زند، اما بقیه کشورها دارای کاهش نرم و شیب آرام بوده‌اند. 

کشورهای توسعه‌یافته شامل ژاپن، فرانسه، آلمان و انگلستان نیز در مرحله میانسالی و سالمندی خواهند بود. در مورد ایران از سال 2020 تا 2040 به سالمندی ورود پیدا خواهیم کرد و از سال 2040 تا 2050  سالمند و در سال 2050 فوق‌سالمند خواهیم شد. در ایران گذر از مرحله اول به دوم 20 سال و از مرحله دوم به سوم 10 سال زمان خواهد برد. موج پرشتاب سالمندشدن یک کشور، فرصت برنامه‌ریزی برای سالمندان را می‌گیرد. بر اساس آمارهای موجود طی ۱۵ تا ۲۰ سال آینده بیش از ۳۰ درصد جمعیت کشور را سالمندان تشکیل خواهند داد.

در کشورمان از سال 90 شاهد رشد سالمندی هستیم، در ایران افراد بالای 60 سال سالمند نامیده می‏شوند. در برخی از کشورها به افراد 65 تا 75 سال جوان، 75 تا 85 سال سالمند میانسال و افراد بالای 85 سال را سالمند می‏گویند. نسبت جمعیت 60 سال به بالا در کشورمان 2/8 درصد کل جمعیت است که به سرعت در حال افزایش است. در کشورهای توسعه یافته نیم قرن طول می­کشد تا سالمندی جمعیت طی شود. ولی در جامعه ایران به علت کاهش سریع باروری 25 سال طول می کشد تا سالمندی اتفاق بیفتد.

سالمندان برکت‌های وجودی جامعه محسوب می‌شوند، جایگاه آنها نه در حاشیه، بلکه در متن جامعه است. اینان در مقایسه با گروه‌های سنی جوان‌تر جامعه نیاز به خدمات بهداشتی و پزشکی بیشتری دارند. سالمندی بخشی از زندگی و واقعیت زیستی است و نمی‏توان آن را بیماری تلقی کرد. باید از تجربیات سالمندان در حوزه‏های مختلف استفاده کنیم. موضوعاتی چون سلامت، تغذیه، حفاظت از مصرف کنندگان سالمند، مسکن ومحیط زیست، خانواده، رفاه اجتماعی، تامین درآمد، اشتغال، آموزش، سرمایه اجتماعی و... هریک در جای خود سهم مهمی در سلامت سالمندان در جامعه دارند.

دسترسی به ساختارهای بهداشتی درمانی از منزل تا مراکزحمایتی، توانبخشی و بیمارستان‌ها حق سالمندان کشور است. برای پاسخگویی به این حق، سیاستگذاران موظفند برنامه‌ریزی‌های کوتاه مدت وبلندمدت را ارایه داده و اجرای آن را در ابعاد آموزش تخصصی وخدماتی، بخصوص در بخش‌های دولتی تضمین کنند و در این راستا، انجمن‌های علمی به سان بازوهای فکری وعلمی می‌توانند در صورت خواست سیاستگذاران تعاملی مثبت در این راستا داشته باشند.

در هر حال امروزه مساله سالمندی یکی از مسائل اجتماعی ایران است. به باور صاحبنظران جامعه‏شناسی سالمندی؛ در این بحث باید به، زنانه شدن سالمندی نیز توجه ویژه شود. امید به زندگی زنان بیش از مردان است. در مقابل 80 مرد بالای 60 سال، 100 زن بالای 60 سال زندگی می‏کنند. لذا توجه به حجم زنان سالمند و نوع نیازهای آنان باید برنامه های آینده تنظیم شود. در بحث رویکرد برنامه‌ریزی سالمندی باید رویکرد جنسیتی مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا مسائل اجتماعی، اقتصادی و نوع بیماری زنان و مردان سالمند با یکدیگر متفاوت است.

نتیجه آنکه هرگونه تغییر در الگو و روند باروری در یک دوره زمانی تغییرات دامنه‌داری را در ساختار سنی جمعیت ایجاد می‌کند؛ لذا در اتخاذ هرگونه سیاستی برای افزایش یا کاهش باروری، باید محتاطانه عمل کرد و عواقب بلند آن را در نظر گرفت. تحولات مدرنیته در ایران در جریان است و اقشار و گروه های مختلف اجتماعی در معرض این تحولات قرار گرفته اند و روابط و مناسبات فردی و اجتماعی آنها دچار تغییر و تحولات چشمگیری شده است و سبک زندگی بسیاری از افراد تغییر یافته است. سالمندی سرنوشتی است که همه افراد بشر از هر گروه و هر نژاد و فرهنگی آن را تجربه می کند.

 در ایران امروز تجربه سالمندان متفاوت از گذشته است. تجربه زیسته سالمندان به عنوان اقشاری که عموما بخشی از زندگی خود را سنتی زیسته اند و اکنون نیز در فضای زیسته‏ای که همزمان در چالش های بین سنت و مدرنیته دست و پنجه نرم می‏کنند، قابل بررسی جامعه شناختی است. محل نگهداری سالمندان درکشورهای مدرن در انواع مخلتف شکل می‏گیرد به عنوان مثال در نمونه‏ای از آنها آپارتمان 4 طبقه‏ای که هر واحدی دو سالمند که سالن مشترک، غذاخوری، تلویزیون دارند.

در برخی از کشورهای اروپایی از دانشجویان مهاجر برای پرستاری از سالمند استفاده می‏کنند به طوری که این خانواده جدید با اعضایی که ترکیبی از سالمندان آن کشور و جوانان کشور دیگر تشکیل می‏شود که اکنون نقشی مشابه فرزند را برای آنها ایفا می‏کنند. در ایران محل نگهداری سالمندان شبیه بیمارستان است که در هر اتاق چند نفرزندگی می‏کنند. نمونه بارز آن کهریزک می‏باشد که در تهران همچون جزیره دور افتاده خارج از شهر و در کنار بهشت زهرا واقع شده است.

در ایران فردگرایی رشد نکرده و حریم شخصی مشخص نیست. پدر و مادر خانواده اینگونه فکر می‏کنند که بایستی مانند مدیر قدرتمند عمل کنند که در نتیجه باعث تنش با عروس، داماد و فرزندان می‏شود. برعکس کشورهای پیشرفته که به ندرت وارد حریم فرزندان می‏شوند. در ایران، بازنشستگی زود رس در نظام اداری وجود دارد (سن 60 سال یا سی سال کار) و این باعث بریده شدن یکباره فرد بازنشسته از محیط کار و اجتماع و غلبه احساس عدم کارایی و سرباری می‏شود. در کشورهای اروپایی سابقه اشتغال حداقل 40 سال است و در سال‏های پایانی کاری هم به تدریج این افراد را برای زندگی بعد از بازنشستگی آماده می کنند.

در ایران بخاطر پایین بودن سواد استفاده سالمندان از کامپیوتر و اینترنت، موبایل بسیار محدود است. در حالی که در کشورهای مدرن معمولاً افراد سواد رسانه ای و رایانه ای بهتری دارند و از تکنولو‍ژی های دنیای مدرن بیشتر استفاده می‏کنند. در اورپا از سالمندی به عنوان وقت طلایی یاد می‏شود اما در صورت بی‏توجهی و استفاده نکردن از این دوره می‏تواند سیاه یا خاکستری باشد. توجه به ابعاد روحی، روانی، جسمی و حرکتی سالمندان ضروری است، تا پیامدهای منفی سالمندی را به حداقل برسانیم.

بهبود شرایط زندگی سالمندان، تأمین تسهیلات حمل و نقل آسان، مناسب‏سازی مکان‏های عمومی، ایجاد زمینه‏های مناسب فرهنگی و اجتماعی، ، ارتقای پوشش بیمه‏های تکمیلی و بیمارستانی، در اولویت قرار دادن مسایل سالمندان، سیاست‏های توانمند سازی اقتصادی برای سالمندان، ایجاد خانه سالمندان توسط انجمن‏های خیریه ، سیاست‏های اداری و سازمانی و هماهنگی بین دستگاه‏های اجرایی برای ارایه خدمات، استفاده از توانایی‏ها و مشاوره افراد سالمند در سازمان‏ها و ایجاد سهولت شغلی برای سالمندان را از جمله راهکارهای بهبود وضعیت سالمندی در ایران و به تبع آن در کاشمر است.

ایجاد سرای سالمندان در کهن شهری چون کاشمر طنز تلخی است. این مهم را باید طنز گزنده غلبه مدرنیته بر سنت دانست. سنت حرمت‏گذاشتن به پیران در میان ما در حال نامرئی شدن است. یقین روزی خواهد رسید که در چهارگوشه شهرمان و چه بسا برخی از آبادی‏ها ، انواع سرای سالمندان قد عَلم خواهند کرد. این یک واقعیت و حقیقت در دیارمان است. امیدواریم بتوانیم با تقویت کانون خانواده همچنان شاهد توجه خاص به سالمندان و پیران باشیم. در کنار این مهم، باید در راستای ارتقای کمی و کیفی مسایل مربوط به سالمندان گام برداریم.

 

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.