ویلاسازی و اعتماد اجتماعی در کاشمر

تحلیلی
Typography

رضا بی تقصیر 

به دعوت کاپیتان کاویانی پروازی بر فراز شهر داریم. از سمت فرودگاه به سمت جنوب می‏رویم. کمی بعد شهر را به سمت شمال دور می‏زنیم. از این بالا قاب نگاهت شهری را می‏بیند که دو رشد دارد، از یک سو شهر به سمت شمال خیز برداشته و از دیگر سو در بعض نقاط شهر شاهد رویش هندسی ساختمان‏های چند طبقه هستیم.

در کنار این دو رشد، از این بالا شاهد انواع منازل ویلایی با سقفی رنگین هستیم. دوروبر شهر از این ویلاها یافت می‏شود. تراکم آنها در بعض جاها بیشتر است.

کافی است  در نوار شمالی شهر به سمت شمال روستاهای کسرینه و سرحوضک سری بزنید. در حاشیه محور کاشمر به خلیل‏آباد و حتی پیرامون مسیر منتهی به جمعه بازار با پدیده ویلاسازی مواجه هستیم. این پدیده را از منظرهای مختلف می‏توان بررسی کرد. یقین مدیریت شهری در باره این موضوع دارای دغدغه‏های است. لابد شورای اسلامی شهر و شهرستان حواسش به این موضوع هست. یقیناً شوراهای روستاهای شاهد این پدیده هم دغدغه‏های دارند. لابد این دغدغه‏ها در سطح دهیاری و بخشداری هم مطرح است. چه تعداد از منازل روستاها یا شهر تبدیل به ویلا شده است ؟

چه مساحتی از باغات و اراضی زراعی توسط این پدیده بلعیده شده‏اند؟ باغات واقع در جنوب بولوار روبروی دانشگاه آزاد اسلامی و همچنین ویلاهای اطراف روستاهای کسرینه و حاجی‏آباد و ... شاهدانی برای بلعیده شدن فضای سبز برای ویلاسازی هستند. این جنبه هم مدنظر نگارنده نیست. لابد اداره حفاظت از محیط زیست حواسش به حفظ محیط زیست هست. لابد اداره منابع طبیعی حافظ انفال و منابع طبیعی هستند. لابد جهاد سازندگی هم حواسش هست. لابد همه حواسشان هست. با این همه این پدیده روز به روز بیشتر محسوس می‏شود. به قول معروف رشد هندسی سریعی دارند.

نگارنده خواهان توجه به تاثیر این پدیده بر پیرامون محل استقرار آن است.  به نوعی اختلاف طبقاتی مشهود است. دکتر فردین علیخواه در کسوت یک جامعه‏شناس در گزارشی از مشاهداتش در باره پدیده ویلاسازی در گیلان می‏نویسد؛ «ساعت هفت و نیم صبح است. زنی میان‌سال در جاده خاکی روستا پشت سر دو گاو راه می‌رود و آنها را برای چریدن به سمت مراتع می‌برد. چهره‌اش خسته است. در بین راه، زنانی را می‌بیند که لباس‌های ورزشی مارک‌دار پوشیده‌اند، صورتشان را آرایش‌کرده‌اند، می‌خندند و با آهنگی ریتمیک در حال ورزش صبحگاهی هستند.

 آن زنان به این زن روستایی و گاوهایش نگاه می‌کنند و از اینکه در یک منطقه بکر روستایی در گیلان ویلایی دارند خوشحال می‌شوند. آنان توانسته‌اند در دل یک زندگی روستایی یک زندگی شهری بنا کنند. ولی احساس زن روستایی چیز دیگری است. او با خودش می‌گوید که" چرا تقدیر من ...و تقدیر آنها..."». دکتر علیخواه در ادامه می‏نویسد:« عصر پنجشنبه است. برداشت برنج پایان‌یافته است. جوانی حدوداً سی‌ساله در حاشیه یکی از جاده‌های فرعی روستایی در حال بار زدن کاه شالی برنج بر پشت نیسان است. او در هوای شرجی شهریور خیسِ عرق شده است. سه اتومبیل گران‌قیمت از کنارش رد می‌شوند.

 شیشه‌های هر سه اتومبیل بالاست، صدای موسیقی بلند است، هوای خنک در داخل اتومبیل جریان دارد، برخی از سرنشینان آنها قوطی‌های رنگی آبمیوه در دست دارند و با تکان دادن انگشت اشاره‌شان به چپ و راست با خواننده آهنگ همخوانی می‌کنند. آنان با دیدن این جوان روستایی و کاهِ شالی برنج خوشحال‌اند که در دل یک زندگی روستایی؛ سرخوشی و تفنن زندگی شهری‌شان را دارند. ولی آن جوان روستایی احساس دیگری دارد. گاهی اوقات از کار دست می‌کشد، به پشت نیسان تکیه می‌دهد، سیگاری روشن می‌کند و به اتومبیل‌هایی که در حال دور شدن از او هستند خیره می‌شود." چرا تقدیر من .... و تقدیر آنها...."».

اقلیم مورد نظر این جامعه‏شناس منطقه شمال کشور است. می‏توان این دو روایت تلخ را در دیارمان نز رصد کرد. این یک واقعیت ملموس است؛ ویلاسازی در اطراف شهر و در پیرامون روستاهای شهرستان رو به گسترش است. روستاها جاذبه زیادی برای زیست هر از گاهی دارندگان ثروت دارد. راه‏های مواصلاتی هم این جاذبه را بیشتر کرده است. به باور صاحبنظران پدیده ویلاسازی و حضور ویلانشینان، پیامدهای اجتماعی مختلفی در پی دارد. شاید اصلی‏ترین پیامد، رشد احساس محرومیت نسبی در میان اهالی باشد. همه می‏دانیم که؛ یکی از منابع احساس محرومیت نسبی مقایسه است.

مسئله آن است که به ناگهان دو سطح درآمدی با دو سبک زندگی متفاوت همسایۀ دیوار به ‌دیوار یکدیگر می‌شوند. روستائیان ممکن است در فیلم‌های سینمایی فاصله طبقاتی در بین شهرنشینان را تماشا کنند، ولی مشاهده چنین فاصله‌ای در آن‌ طرف دیوار خانه‌شان تأثیر متفاوتی بر آنها دارد. پس از این مقایسه‌ها، روستائیان احساس محرومیت نسبی خود را چگونه توجیه می‌کنند؟ این مهم باعث جلوه‏گری تضادهای اجتماعی می‏شود. همه می‏دانیم که روستائیان شریف در رعایت هنجارهای اجتماعی دقت دارند. آیا ویلانشینان هم هنجارهای اجتماعی حاکم بر هر روستا را پاس ‏می‏دارند؟

تفاوت سبک زندگی ویلانشین با غیر ویلانشین مشخص است. این تضاد هم در حاشیه شهر و هم در نقاط سرسبز روستاها دارای ویلانشین، مشخص است. روشن است که پذیرش دیگریِ متفاوت، نیازمند نوعی یادگیری اجتماعی است و به ‌آسانی حاصل نمی‌شود. فقدان این ویژگی معمولاً زمینه نزاع اجتماعی بین اجتماع روستایی و تازه‌واردانِ متفاوت را فراهم می‌کند. این همه بر اعتماد اجتماعی موثر است. همه می‏دانیم در هر روستا بحث اصل و نسب و دودمان و اصالت خانوادگی مهم است. با گسترش ویلاسازی، ناگهان روستائیان همسایه‌ای دارند که در روستا هیچ پیشینه‌ای از او موجود نیست و فقط می‌دانند که شهری است!

البته شاید هم یکی از اهالی روستا باشد که سابقه شهرنشینی هم دارد. در روستاها همه با هم آشنا هستند. آیا به نظر شما ویلانشین یک غریبه یا یک آشنا محسوب می‏شود؟ آشنایی کامل یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های اجتماع روستایی است. ویلانشینان با حضورشان این ویژگی را نشانه رفتند و عامل ظهور ییک ویژگی جدید موسوم به غریبگی هستند. غریبگی یکی از پدیده‌هایی است که اعتماد اجتماعی حاکم بر روستا را متزلزل می‌کند. معمولاً ورود چهره‌های ناآشنا به محیط یکدست سنتی، زمینه بی‌اعتمادی را تقویت خواهد کرد. ویلانشینان نمی‏دانند که در یک روستا با سنت در تقابل هستند.

حضور ایشان میدانی برای رویارویی سنت و مدرنیته محسوب می‏شود. ویلاسازی و ورود سبک‌های زندگی مختلف به روستا موجب شکاف در فرهنگ یک دست روستایی می‌شود. در مناطق شمالی کشور  شاهد ظهور نوع جدیدی از نظام ارباب رعیتی هستیم. برخی از روستائیان به دلیل نیازهای مالی زمین‌های خود را به ویلاسازان می‌فروشند و پس ‌از آن باز هم به دلیل نیاز مالی سرایدار خریدارانِ زمین خود می‌شوند. در واقع آنان از زمین‌دار به سرایدار تغییر موقعیت می‌دهند. خدا کند این مقوله در کاشمر و روستاهایش اتفاق نیفتد. شایسته است نهادها و مراکز دخیل در مسایل روستاها به این احتمال گوشه چشمی داشته باشند.

حواسمان باشد که پدیده ویلاسازی می‏تواند باعث تغییرات اجتماعی سریع در پیرامون خود شود. چه بسا همین سرعت در روستاهای موردنظر ویلاسازان هم واقع شود. از نظر جامعه شناسان تغییر اجتماعی امری تدریجی است ولی ویلاسازی در روستاها سرعت تغییر اجتماعی را افزایش می‌دهد. جامعه شناسان نسبت به تغییرات اجتماعیِ سریع بدبین‌اند چراکه افراد نمی‌توانند خود را با سرعت تغییر انطباق دهند و به همین دلیل دچار نوعی تردید نسبت به ارزش‌ها و هنجارهای موجود می‌شوند. در زمان تغییر اجتماعی سریع، احتمال بروز آسیب‌های اجتماعی نیز بالا می‌رود.

هر چه هست امیدواریم مسئولان و مدیران ارشد این بحث را با دقت نظری که دارند مجدانه پیگیر باشند. پیشنهاد می‏شود کارگروهی متشکل از اساتید جامعه‏شناس و حقوقدان و روانشناس با راهبری مسئولان نهادهای مربوطه تشکیل و تاثیر ویلاسازی در روستاها و اطراف شهر مورد بررسی قرار بگیرد. گاهی زود دیر می‏شود. مراکز آموزش عالی شهرستان می‏توانند این کارگروه را با بودجه پژوهشی و تامین نیروی متخصص و پزوهشگر یاری بکنند. آیندگان امروز ما را به قضاوت خواهند نشست. شایسته است عمیق و زیربنایی به مسایل فرارو بیاندیشیم.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

  • مهمان - امیر آریان پور

    با سلام به نظر من ویلا سازی بر خلاف نظر نویسنده منافاتی با باغداری و فضای سبز نداشته بلکه باعث زیبا سازی فضای شهر و روستا میشود. کسی که ۲۰۰۰ یا ۳۰۰۰ متر باغ دارد و مثلا مساحت ۱۰۰ متر در گوشه ای از آن خانه ای میسازد قطعا هدفش از بین بردن درختان و خراب کردن باغ نیست زیرا اصولا ویلا بدون باغ و فضای سبز معنی ندارد ضمن اینکه هم به هم به در آمد آن توجه و نیاز دارد هم به زیبایی آن برای تفریح. بنابر این با نوشتن مطالبی که فقط اذهان مسئولین یا احساسات روستائیان را تحریک میکند به نظر من کار درستی نیست.و کماکان معتقدم ویلاسازی باعث آبادانی و زیبایی منطقه میشود.

    0 می پسندم لینک کوتاه:
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.