همراز پاسخ به سواات شما

تحلیلی
Typography

دکتر زهرا عاصمی 
1-        سلام. خسته نباشید . مادری هستم دو فرزند 13 و 10 ساله دارم .بچه های من زیاد با هم دعوا می کنند ، در هر مسئله ای که فکر کنید ، از لوازم التحریر گرفته تا بازیها و ...

 یعنی واقعا عاجز شده ام و نمی دانم باید چه کاری بکنم؟ پسر بزرگترم با اینکه بیشتر طرفدار من است ولی باز هم بیشتر از پدرش اطاعت می کند . پسر کوچکم ، بیشتر طرفدار پدرش هست و خیلی هم لجباز است . واقعا مانده ام . لطفا راهنمایی کنید . متشکرم

 

با سلام و آرزوی سلامتی و آرزوی توفیق در تربیت فرزندان سالم و صالح ..

از متن سوال شما چند مورد مهم و احتمالی دریافت می شود :

اولا اینکه بنظر می رسد ظاهرا خود شما زوجین ، رابطه پرتنشی دارید !

دوم اینکه احتمالا در این تنش های زوجینی ، اقدام به یارکشی از بچه ها می کنید !

سوم مهارت های ارتباط با کودک یا نوجوان را بلد نیستید ! 

حالا به چند نکته توجه فرمایید :

ضروری تر از هر مسئله ای اینست که برای ترمیم رابطه خود و همسرتان اقدام فرمایید واین مسئله را جدی بگیرید که در حضور فرزندانتان ، هیچگاه مشاجره و برخورد نداشته باشید .  اگر چه بچه ها از دیدن اختلافات والدین درسهای خوبی می گیرند ولی منوط به اینکه این اختلافات بخوبی حل شود تا فرزندان مهارتهای حل مساله را نیز یاد بگیرند .

همچنین توجه داشته باشید در تنشهای میان خود و همسرتان هیچ گاه از بچه ها کمک یا شاهد یا به هواداری نگیرید ،  در واقع یارکشی ممنوع !! همانطورکه بالا گفته شد  تعارضات زناشویی، بخش لاینفک هر ازدواجی ست اما برخی از زوجین، اقدام به ائتلاف با نفر سوم یعنی یکی از فرزندان  بر علیه همسر خود می کنند که اصطلاحا یارکشی (مثلث سازی) نامیده می شود. در این شرایط، کودک قربانی این تعارض خواهد شد. اینجاست که زوجین، نه تنها خودشان در حال فرو رفتن در باتلاق تنفر و کینه توزی هستند بلکه ناخواسته کودک خود را نیز در این باتلاق غرق می کنند که این مساله بعدا به شکل اضطراب، پرخاشگری، کینه توزی، اعتماد بنفس ضعیف و بهانه گیری و در سنین نوجوانی رفتارهای عصیان گری، نافرمانی، سرکشی و گرایش به رفتارهای پرخطر نشان داده خواهد شد ، احتمال میرود ناسازگاری فرزندان شما الان ، حاصل این مورد باشد .

انشالله بتوانید با درایت بیشتر و والدگری منسجم تر ، به دغدغه خود سامان ببخشید . موفق باشید

 

2-        سلام . ایام را تسلیت میگویم . من جوانی 21 ساله هستم . 6 ماه است عقد کرده ام ، با اینکه خانمم خیلی با من مهربان است اما من مدام فکر می کنم خانواده همسرم مرا قبول ندارند و احترام کافی درپیش چشمشان ندارم . این افکار مرا تحریک می کند که به ختم این ازدواج فکر کنم . راهنمایی کنید لطفا .

با سلام و آرزوی خوشبختی برای شما تازه اماد محترم ؛

متاسفانه در وضعیت فعلی ، چنان قبح جدایی ریخته شده که شما بخاطر یک برداشت های شخصی خودتان ، به ختم این رابطه فکر می کنید !!  خیلی تاسف بار است ..

همچنین یکی از دلایلی که افراد به این راحتی به جدایی فکر م یکنند ، بی هزینه بودن جدایی است ! روند سخت و فرسایشی درگیرشدن قضایی باعث شده یکی از طرفین از حق و حقوق خود توافقا بگذرد و طرف مقابل براحتی آزاد شود !! باز هم جای تاسف است ...

توجه داشته باشید که بخشی از این تفکر شما ( که البته ننوشته اید چه سندی برای آن دارید ! ) محصول سن کم شما درنقش داماد یک خانواده است . انشالله با نشان دادن رفتارهای مناسب شما و در گذر زمان ، این دیدگاه ها بهتر خواهد شد .

همچنین ممکن است این برداشت شما صرفا حاصل ذهن خوانی و حساسیت شماست . بقول یک نظریه پرداز:  «نیمی از نگرانی ها و اضطراب های ما مربوط به نظر دیگران است... ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم».

نهایتا اینکه ابتدا از کیفیت خوب رابطه خودتان با همسرتان مطمئن شوید . این رابطه اولویت اصلی است . خوشبخت شوید انشالله .

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.