نقش مردان درمدیریت زندگی نوپا

تحلیلی
Typography

محسن صفریان 

به طور کلی ازدواج و تشکیل زندگی بدون چالش و اختلاف نظر وجود ندارد و به گفته روانشناسان اختلاف نظر و تاحدودی چالش در سه سال اول زندگی امری طبیعی است. اما چگونه زندگی کردن، در ادامه زندگی مشترک، بستگی به همین مدیریت صحیح در سه سال اول زندگی می باشد

. زن و شوهر چاره‌ای ندارند که یکی از این دو راه را انتخاب نمایند ۱- راه صحیح و احترام داری در چارچوب مهارت ها و رعایت همه مواردی که به یک زندگی سعادتمندانه ختم می شود. ۲- راه لجبازی و تقابل وبه رخ کشیدن دارایی های خود. اینکه زوجین بتوانند پیش بینی کنند که این دو مسیر به دو ایستگاه کاملاً متفاوت ختم می‌شود مهم‌ترین مسئله زوج‌های جوان است.دخترو پسرها آرزوهای زیادی در سر می‌پرورانند و برای رسیدن به این آرزوها گاهی برنامه‌ریزی هم می کنند اما گاهی آرزوها برآورده می‌شود و گاهی بر خلاف میل انسان‌ها شکل می‌گیرند و چون هنوز جوان ها در سن ازدواج هستند از خیلی جهات خام بوده و گاهی مقاومت و ایستادگی می‌کنند که باید به هر قیمتی که شده به خواسته‌هایشان برسند. از جمله خیلی خواسته ها که در دایره ازدواج شکل می‌گیرد از طرفی نوع تربیت متفاوت، شکل گیری شخصیت و تفاوت های بنیادین دو طرف، زمینه را برای ایجاد چالش فراهم می‌کند زوجین باید بدانند زندگی نوپایی که شکل داده‌اند زندگی پدری نیست. این زندگی حریم و اسراری منحصر به فرد دارد و کسی حتی والدین نباید به آن سرک بکشند زوجین هم نباید هیچ گونه گزارشی را از زندگی خود به خانواده پدری خود منتقل کنند چون رعایت نکردن این موارد برابر است با ایجاد چالش هایی که عبور از آنها کار راحتی نیست. خیلی از زوجین متوجه نیستند که چه اتفاقی رخ داده است آنها هنوز بر این باورند که زندگی خصوصی آنها بخشی از زندگی پدری آنهاست که این تصور کاملا محکوم و غیرقابل قبول است آنها حفظ اسرار زندگی را خیلی مهم نمی‌دانند و خط قرمز زندگی خود را تعیین نکرده اند و نبود این خط قرمز همه معادلات زندگی نوپا را برای دو طرف سخت خواهد کرد آنها هنوز به جای همفکری و قبول یکدیگر، هر یک به تعریف و تمجید خانواده خود می‌پردازند. مرد به این فکر نمی‌کند که همسرش برای همیشه از زندگی والدین خود که سالها، کانون گرم عاطفه و محبت مهر پدر و مادری بوده است،جدا شده است و خلاء بزرگی در وی بوجود آمده که این خلا باید با حمایت های قوی تنها پشتوانه وتنها تکیه گاه زن، یعنی شوهر تامین شود. زن و مرد چه در ساختار ذهنی،وچه در ساختار فیزیولوژیکی تفاوت‌های زیادی با هم دارند. احساسات زن به شدت در معرض آسیب است و مسئولیت مرد را دو چندان می‌کند چرا که مدیریت اصلی زندگی به عهده مرد است و هرگونه سوء مدیریت در سال های اول زندگی ضربات جبران ناپذیری بر پیکره خانواده وارد خواهد کرد.

(جان گاتمن)روانشناسی که بیست سال زندگی زوج های جوان رامطالعه کرده است بیان می کند:عامل اصلی شکست یا موفقیت درازدواج را توانایی یا عدم توانایی حل اختلاف می داند. مرد باید با یک مدیریت صحیح هم خلا های موجود را پر کند و هم مراقب دخ التهای بی مورد باشد و به جای تن دادن به خواسته‌های زندگی والدین، اولویت را زندگی نوپای خود قرار دهد ونسبت به حفظ احترام والدین هم انجام وظیفه نماید ولی گاه انجام وظیفه و احساس نیاز والدین عامل خیلی قوی در شروع اختلافات و تنش‌های بزرگ تر هم خواهد شد چون خانم ها حساسیت های ذاتی وگاهی تاحدودی ازحسادتهای موردی هم برخوردارهستند و این مهم باید برای زوجین مورد توجه قرار گیرد که هیچکس به اندازه خودشان و حرمت زندگیشان ارزش ندارد چرا که چالش‌های به وجود آمده باید کنترل و خاتمه یابد و گرنه آینده ای سخت برای هر دو نفر در پیش رو خواهد بود.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.