آموزش و پرورش زیربنای توسعه هر جامعه است

تحلیلی
Typography

اول مهرماه روز بازگشايي مدارس و آغاز بهار تعليم و تربيت از راه مي رسد و به فراخور آن در خصوص اهميت آموزش و پرورش و نقش بي بديل معلم كه البته ديگر حتي مايه دلگرمي صوري آنها هم نمي شود ، اظهار نظرخواهد شد. نگارنده نيز مايل است به عنوان دوستدار قلبي كساني كه به لطف ذوق و هنر ذاتي خويش در اين حرفه فعاليت مي نمايند در حد بضاعت خويش مطالبي را اظهار نمايد.

علي شريعتي مي گويد : «سخن گفتن درباره كتاب مانند سخن گفتن در خصوص آفتاب است» به تأسي از او مي گوئيم سخن از جايگاه معلم و اهميت تعليم و تربيت نيز مانند سخن گفتن از آفتاب است زيرا كيست كه نداند :

معلمي مادر مشاغل است.

معلم ستون آموزش و پرورش است.

آموزش و پرورش زيربناي توسعه هرجامعه است زيرا تربيت نيروي كار ماهر و خلاق از طريق آموزش و پرورش صورت مي گيرد.

برغم آگاهي مسوولان از نقش بارز و بي بديل معلم ، از اويل دهه پنجاه هجري شمسي گلايه هاي آنها در مورد پايين بودن سطح دستمزدها و نيز تنزل حرمت اجتماعي و شغلي و لزوم ارج نهادن به خدماتشان به گوش مي رسد و امروز نيز جامعه فرهنگي كشور شديداً با اين مسائل و مشكلات دست و پنجه نرم مي كند.

دستمزد پايين :

طبق آمار 25 درصد از كاركنان دولت در آموزش و پرورش شاغل هستند و در تعيين سرنوشت ، بروز قابليت و شايستگي ها و بهره مندي از زندگي شاید قريب به 14 ميليون نفر نقش اساسي ايفا مي نمايند

اما در عين حال پايين ترين ميزان دستمزد را در بين كاركنان دولت معلمان  دريافت مي نمايند ، دستمزدي كه به دليل ثابت بودن و تورم بالا هر روز ارزش خود را از دست مي دهد و حاصلش دغدغه فكري معلم در تأمين هزينه زندگي خويش است ، دغدغه هايي كه مانع ايفا وظايف او به عنوان پرورش دهنده انسانهاي آزاد ، خلاق و متفكر است. شگفت انكه با هر يك از مسوولان نيز در اين خصوص مذاكره شود به پايين

بودن دستمزد معلمان اذعان دارند اما تعداد زياد عائله آموزش و پرورش را مانع افزايش حقوق اين قشر مي دانند. اگر اين استدلال صحيح باشد آنگاه بايد پاسخ اين سوالات بدهند: چرا حقوق اعضاي هيأت مديره بعضي از شركت هاي دولتي معادل حقوق چند سال يك معلم است ؟ چرا همچون كاركنان ساير دستگاه هاي دولتي به معلمان اضافه كار پرداخت نمي كنيم؟ چرا بي توجه به محدوديت درآمد هاي دولت حقوق و مزاياي بعضي از دستگاه ها را افزايش داده اند ؟

طرح اين موضوع و جانبداری از حقوق معلمان هر چند در این برهه می تواند ایجاد شائبه نماید اما  به دليل خساراتي كه از ناحيه كمبود انگيزه آنها مي تواند به دانش آموزان و نسل آينده وارد شود بحق بايد مورد توجه همگان قرار گيرد.

كاهش منزلت اجتماعي معلمان :

عدم توجه به منزلت اجتماعي معلمان و ارج ننهادن به خدمات آنان به عنوان قشري فرهيخته و زحمت كش نيز در دهه 50 مطرح و كاهش قدرت خريد معلمان را از مهم ترين دلايل اين امر ذكر نموده اند. گذار جامعه از سنت به مدرنينه ، تغيير ارزشها ، باورها و نگرشها ، وجود لوح هاي فشرده و برنامه هاي آموزشي تلويزيون ، بي توجهي مسولان به شغل معلمي ، ورود بعضي اشخاص بي انگيزه به حرفه معلمي و كشش و جاذبه بخش هاي پولساز از جمله دلايل ديگري است كه در اين خصوص بيان شده است. هرچند هر يك از عوامل فوق مي تواند در كاستن از منزلت اجتماعي معلمان ايفاي نقش نمايد اما شايد بتوان مهم ترين عواملي را كه در سال هاي اخير بيشترين تأثير را بر اين امر داشته اند علاوه بر حاكميت گرايشات سياسي ، سپردن مسوليت ادارات آموزش و پرورش و مدیریت واحدهای آموزشي به افراد كارناآزموده و بي تجربه و عدم حمايت از معلمان در مقابل تغييرات دروني تشكيلات اداري و مدارس بوده اند. همچنين نظارت بر معلم نيز در جهت تشويق و مساعدت به او در جهت اجراي وظايف حرفه اي نبوده و بعضاً حاشيه از متن پررنگ تر بوده است.

اگر منزلت اجتماعي معلم را تلقي يا ذهنيتي بدانيم كه ديگران نسبت به او دارند بايد پذيرفت كه عوامل فوق در كاهش منزلت مؤثر، اما آثارشان دائمي و ماندگار نيست. همانطوريكه اقبال مردم به فلزاتي چون نقره ، تيتانيوم ، بدليجات و ساير زيورآلات مي تواند به طور موقت تا اندازه ای بازار «طلا» را به کسادی بکشند اما نمی توانند جایگزین طلا شوند هما نطور هيچ چيز نمي تواند نقش طلايي معلم را زایل سازد.

چاره چيست ؟

در برنامه سوم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي كشور عدم توجه به منزلت و وضعيت معلمان و نبود انگيزه كافي براي خدمت از جمله ضعفها و تنگناهاي آموزش و پرورش برشمرده مي شود و در سال هاي بعد به منظور رفع اين نقايص طرح رتبه بندي معلمان در اوايل دهه هشتاد پيشنهاد مي شود. اخيراً با تصويب هيأت وزيران مقرر شده است به منظور افزايش انگيزه و كارايي معلمان ، ارتقاي منزلت اجتماعي ، توسعه مشاركت معلمان در فرآيند بهسازي برنامه هاي آموزشي ، پرورشي و ...... و ايجاد رابطه بين كارايي و ميزان پرداخت ،

نسبت به افزايش دستمزد معلمان اقدام شودكه در گام اول امري پسنديده است و لازم است كليه معلمان شاغل و بازنشستگان از اين امتياز برخوردار شوند اما گام دوم و حل اصولي مشكل مستلزم آن است كه مجلس شوراي اسلامي با در نظر گرفتن مصالح كشور و منافع اين قشر فرهيخته اقدام نمايد.از آنجا که در آینده نزدیک مراحل بررسی و تصویب قانون برنامه ششم توسعه در مجلس شورای اسلامی آغاز خواهد شد باید فرصت را برای تمهید زمینه های رفع بعضی از مشکلات غنیمت شمرد

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

بار گذاری نظرات قدیمی تر
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.