آرزوهای سوخته

تحلیلی
Typography

احساس می‏کردم بدبخترین فرد روی زمینم. خانواده فقیری بودیم و من دوست داشتم خیلی چیزها داشته باشم. دیگه داشتم کم می‏آوردم؛ پدرم یکسره غرولند می‏کرد. فکر می‏کردم مادرم نسبت به من بی‏تفاوت شده است.

احساس می‏کردم یک بار اضافی بر روی دوش خانواده‏ام هستم. وضعیت زندگیمان سخت و طاقت‏فرسا شده بود. پدرم بابت هزینه‏های درمان برادر کوچکم زیر بار قرض رفت، دلم می‏خواست اوضاعم عوض شود. دنبال یک همدم می‏گشتم. روزی در خیابان جوانی خوش بَرورو نظرم را به خود جلب کرد. او نیز حواسش به من بود. چند باری همدیگر را دیدیم. اصرار او و میل من باعث آشنایی ما شد.یک روز با خانواده‏اش به خواستگاری‏ام آمدند. دل تو دلم نبود، فکر و خیال‏های جورواجور ولم نمی‏کرد. می‏دانستم دو خانواده هم‏سطح هم نیستیم.

می‏دانستم خواستگارم به مسایل دینی زیاد مقید نیست. می‏دانستم شغل درست و حسابی ندارد. ولی چکنم که دلداده بودم و از وضعیت خانه هم خسته شده بودم. با خواستگارم چند جلسه صحبت کردم و قول داد که سر به راه شود و مرد زندگی باشد. دلم به قول او خوش بود. این خواستگاری به باور من راه نجاتی برایم بود. با اصرار من خانواده‏ام با این ازدواج موافقت کردند. مدتی بعد در خانه خود بودیم. من و خواستگار دیروز امروز زن و شوهری زیر یک سقف بودیم. همسرم فردی بلندپرواز بود. اهل نماز نبود. با اینکه شغل درست و حسابی نداشت، خيلي ولخرجي مي‏كرد. اهل خوشگذراني با دوستانش بود. متوجه شدم که معتاد به مصرف مشروبات الکلی شده است.

روزی قولش را به او یادآور شدم. کلی خندید. مست لایعقل بود. کتکم زد. حیران بودم که چکنم؟ نه روی بازگشت به منزل پدر و نه توان در افتادن با شوهری مست و رفیق‏باز را داشتم. هنوز سه سال از زندگی‏مان نگذشته بود که متوجه شدم به مصرف مواد مخدر نيز روي آورده است. یک فرزند داشتم و حیران بودم که به کجا پناه ببرم. ادامه این زندگی برایم سخت است. به امور خانه رسیدگی نمی‏کند. شب‏ها به خانه نمی‏آید. احساس بدی دارم. تامین معاش برایم سخت است. تربیت این فرزند برایم سخت است. با خود فکر می‏کردم همسرم پشت و پناه من خواهد بود. فکر می‏کردم از دردسرهای منزل پدر نجات یافته‏ام. ولی در واقع از چاله به چاه افتاده‏ام. امروز آرزوهای خودم را سوخته شده و بر بادر رفته می‏بینم.

نکته مهم: سرهنگ باقری فرمانده منطقه انتظامی در باره مواردی نظیر پرونده فوق گفت؛ شُرب خمر از عوامل مهم در از هم‏پاشیدگی کانون گرم خانواده است. این اعتیاد زمینه ساز اعتیاد به مواد مخدر است.  مواردی چون؛ درگيري و نزاع خياباني، ابتلا به شخصيت ضد اجتماعي، خودكشي و همسر آزاري در میان مصرف کنندگان مشروبات الکی مشهود است. آموزش شيوه فرزندپروري و آموزش مهارت‏هاي زندگي به والدین یک ضرورت است. باید به تامين نيازهاي كودك به صورت عقلاني و منطقي بیشتر توجه شود.

رضا میری معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی کاشمر نیز در این باره تاکید دارد؛ آگاهسازي مردم در خصوص عواقب مصرف مواد مخدر و شرب خمر باید به طور ویژه مورد توجه قرار گیرد. باید با روش‏های فرهنگی تاثير بد شرب خمر و مصرف مواد مخدر به اقشار مختلف بیان گردد. باید در باره دقت در اجرای آموزه‏های دینی در باره حرام بودن شرب خمر فرهنگ‏سازی نماییم

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.