لزوم توجه دولت مردان به عدالت اجتماعی

تحلیلی
Typography

به گفته هایشان گوش کنید، اما به کردارشان ایمان بیاورید . کنفوسیوس

 هشتمین سال از دهه ی چهارم انقلاب است ، 27 سال است چهار شخصیت برجسته و شناخته شده ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، سید محمد خاتمی ، محمود احمدی نژاد و حسن روحانی

سرنوشت مردم را در قالب دولت های سازندگی ، اصلاحات ، عدالت ، تدبیر و امید رقم زده اند ، در گذر ایام دولت ها می آیند و می روند و عملکرد آن ها همیشه در معرض افکار عمومی قرار دارد .

دوران ریاست جمهوری برای هر فرد ، برگ زرینی در تاریخ سیاسی زندگی اش است به ویژه وقتی خودشان به دیکته ای که برای مردم نوشته اند نمره ی 20 می دهند .

در این نوشتار قصد دفاع یا انتقاد از هیچ دولتی مد نظر نیست و قضاوت در باره ی صحت و سقم اظهارات فعالان سیاسی را به خوانندگان محترم می سپاریم . سوال مهمی که این روزها افکار عمومی و ذهن جامعه را به خود مشغول نموده این است که چگونه در فاصله ی این 27 سال شاهد رشد یک طبقه ی مرفه و اشرافی هستیم که حتی توانسته بر مسند مدیریت های کلان و حساس کشور تا حد وزارت تکیه کند ، کدام دولت با اعمال سیاست های خویش در این مدت در خلق این طبقه نقشی بسزا داشته است ؟ طبقه ای که حضورش در مسند قدرت ، بزرگ ترین دهن کجی به عدالت اجتماعی و رنجی است که مردم از مشکلات شدید اقتصادی می برند و به هیچ وجه با آرمان های انقلاب و ارزش های مقدس مکتب اسلام همخوانی ندارد .

« سعید لیلاز» یکی از فعالان حوزه ی اقتصاد در جمع « حزب جوانان ایران اسلامی » می گوید : « افزایش شکاف طبقاتی و شکل گیری یک طبقه ی رانت خوار نو کیسه ، از پیامدهای دولت قبل است ، این طبقه ی نوکیسه شاید بیش از 200 هزار خانوار نباشد اما به قدری در دوره ی قبل ثروت به دست خود تجمیع کرده است که امروزه صدها میلیارد دلار ثروت دارند . »

برخی از صاحب نظران سیاسی ، دولت سازندگی را ریل گذار عامل اصلی بسیاری از رویکرد های تبعیض آمیز و اشرافی معطوف به ایجاد شکاف طبقاتی می دانند ،

ابراهیم اصغرزاده ، عضو شورای شهر تهران ، دوره ی اول معتقد است : جامعه در دوره ی سازندگی در یک بی تعادلی به جایی رسید که سیاست تعدیل و خصوصی سازی منجر به نوعی بلبشو در اقتصاد کشور شد تا جایی که حتی به واکنش های خیابانی فقرا انجامید .

در حال حاضر در طول سه سال ، حاکمیت دولت تدبیر و امید ، برخی معتقدند زمینه برخورد با مظالم و تعدیات ، جرایم و مفاسد اهل قدرت و ثروت آنچنان که باید ، وجود ندارد . اصغرزاده در باره ی احیای شکاف بین فقیر و غنی در مصاحبه با روزنامه ی اعتماد ، صریحا اظهار می دارد که : « این دولت کشش عبور از این شکاف را ندارد ، دولت به مردم می گوید یارانه ی 45 هزار تومانی نگیرید اما نمی تواند به مدیرانش بگوید شما هم باید فداکاری کنید .»

باری ، اعمال برخی سیاست ها با فرهنگ اشرافی گری و دستکاری طبقات اجتماعی بدون برنامه ای کارشناسی شده ، در ایام گذشته ، علاوه بر این که طبقه ی پایین جامعه را نجات نداده بلکه طبقه ی متوسط را نیز تا مرز پایین ترین طبقات اجتماعی تنزل بخشیده است ، در چنین شرایطی اگر جلو دست اندازی به اموال عمومی و غارت گری بیت المال توسط برخی مدیرانی که مستی اشرافی گری وجود آن ها را فرا گرفته ، گرفته نشود و فرهنگ جاهلیت اشرافی گری در جامعه امری عادی شود ماهیت انقلاب زیر سوال می رود و باعث خشم نهفته ای در مردم می گردد و کشور آسیب می بیند .

به زعم نگارنده برقراری عدالت نیاز امروز جامعه ی ماست ، اجرای عدالت می تواند مقدمه ی پرواز به سوی قله های رفیع سربلندی و سرافرازی هر دولت و دولت مردانش باشد ، در جامعه ای که عدالت وجود نداشته باشد ، آزادی و دموکراسی فریبی بیش نیست .

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.