تعزیه، نوعی شبیه‏سازی، همانندانگاری، معادل‏سازی، همذات‏پنداری معنوی، ابراز همدلی و هم احساسی، به صورت عینی و مجسم و در قالب مجموعه‏ای از نمایش‏های جمعی است.

در پنجشنبه 19 شهریور امسال برنامه خبری 20:30 در بخش موسوم به صرفاً جهت اطلاع ، عذرخواهی دولتمردان را یک امتیاز و نشانه خردمندی خواند. مجري برنامه، از دولت بابت فرهنگ عذرخواهي تشکر کرد

یکی می‏گفت؛ شهر تبدیل به کارگاه بزرگی شده است و در هر گوشه شاهد یک پروژه عمرانی هستیم. از دید وی باید به جناب شهردار و شورای شهر خسته نباشید گفت. یکی دیگر این سوال را مطرح می‏کرد

حرفش همه بود مایه ی آشفتن

هر قصه ای از برای کمتر خفتن

گفتم : ز چه با حرفم آزاری ؟ گفت :

دیوانه به دیوانه چه خواهد گفتن !

نیمایوشیج

پدیده ویلاسازی در آبادی‏های اطراف شهر برای همه ما عادی شده است. الان دیدن ویلاهای با سقف سفالی در رنگ‏های مختلف باعث تعجبمان نمی‏شود. در محور بلوار سیدمرتضی(ع) در باغات روبروی  دانشگاه آزاد اسلامی و مجاور جهاد دانشگاهی شاهد قد کشیدن انواع ویلاها هستیم. در خروجی کاشمر به سوی سه راه شادمهر نیز این پدیده خودنمایی می‏کند. در باغات پیرامون کسرینه و زنده‏جان این موضوع به نحوه پررنگی مشهود است. این پدیده در روستاهای قوژد و فدافن نیز در حال عرض اندام است. در برخی از آبادی‏های محور کاشمر به خلیل‏آباد هم شاهد جلوه‏گری انواع سفال‏های
رنگی در قامت سقف ویلاهای ریز و درشت هستیم.
نقل است که کوهسرخ به عنوان بهشت گمشده خراسان رضوی هدف ویلاسازان است. شاید شاهد رویش شهرک‏های مختلف در ریوش با ویلاهای متعدد باشیم. در روستای طرق این مسئله در حاشیه رودخانه به علاقه‏مندان به محیط زیست دهن کجی می‏کند. وجود ویلا در شهر و حتی شهرکی در حاشیه شهر باعث تعارض فرهنگی چندانی نمی‏شود. همه به یاد داریم به چه راحتی کلاته بزی تبدیل به مجموعه‏ای از ویلاها شد و آب هم از آب تکان نخورد. تبدیل برخی از این ویلاها به باغ سرا و تالار و محل برگزاری جشن و سرور در جوار مجموعه زیارتی سیاحتی سید مرتضی(ع) و مراکز آموزش عالی هم گویا مهم نیست.
ولی همین بحث در آبادی‏های شهرستان تاثیرات منفی بر فرهنگ هر روستا دارد. در گذشته نه چندان دور وقتی نام روستا به میان می‏آمد بلافاصله نقش باغ‏های زیبا و سرسبز، درختان کهنسال، آب و هوای خوش و آرامش بی نظیر در ذهن مجسم می‏شد.  وجود باغ های کم نظیر در روستاهای دیارمان روح‏نواز بود. باغ هایی دیارمان هویت کاشمر و روستاهایش بود. به لطف این باغات کاشمر شربتخانه خراسان شده بود. خشکسالی کمر کشاورزی منطقه را شکست.
خشکسالی در سال‏های اخیر باعث تغییر کاربری اراضی و باغات از سوی برخی از باغداران و زراعتکاران شد. باغ های باصفای دیروز ویلای با سبک معماری متضاد با بافت سنتی روستا شد. قطع درختان کهنسال باغ‏های اطراف روستا  و حذف مزارع زیبا و ظهور انواع ویلاهای ملون روستاهای دیارمان را به سمت بدقوارگی و بی هویتی پیش می‏برد. تردد کنندگان به این ویلاها دارای خرده فرهنگ‏های متفاوت با اهالی هستند. در برخی نقاط شاهد ظهور سبک زندگی متفاوت در این ویلاها و باغ ویلاها با سبک زندگی روستائیان هستیم. پدیده پارتی شبانه در برخی از نقاط دارای ویلا در روستاها
نقشی آزار دهنده دارد و آرامش آبادی‏ها را تهدید می‏کند.
مهمانی‏های شبانه؛ اتفاقی است که زیر پوست برخی از ویلاهای بعضی ازروستاهای کاشمر در جریان می‏باشد. حواسمان به دغدغه‏های روستائیان باشد. پیرمردی در امامزاده سید محمد(ع) از تردد ماشین‏های لوکس به باغات اطراف روستاهای نزدیک بقعه می‏گفت. می‏گفت جوانان پاک این روستاها با دنبال کردن ماشین‏های لوکس آه کشان آرزوهای خود را مرور می‏کنند. این سوال سخت مطرح است که آیا مسایل فرهنگی و اجتماعی در شروع پدیده ویلاسازی در روستاهای کاشمر مد نظر بوده است؟
یقین پاسخ این سوال سخت است. یقین هیچ نهاد و اداره‏ای حاضر به قبول مسئولیت و پاسخگویی نیست. یقین نهادهای مرتبط با روستاها هم در این زمینه پاسخی ندارند. همه درد را لمس کرده‏اند ولی درمانی سراغ ندارند. تردد ویلانشینان با انواع رفتارهای متضاد با رفتارهای جاری و ساری در روستا یک واقعیت است. تاثیر خرده فرهنگ ویلانشینان بر ذهن کنجکاو کودکان و نوجوانان و جوانان آبادی‏های قابل مخفی کردن نیست. شاید بگویید حوزه نفوذ اینترنت و ماهواره بیشتر است کارکرد یک ویلا در میان باغات اطراف یک روستاست. یادمان نرود یک ویلا و مسایل فرهنگی‏اش نسبت به یک
حادثه فرهنگی تحت اینترنت و ماهواره برای یک جوان روستایی ملموس‏تر و محسوس‏تر است.
ترس نگارنده آن است که به ناگاه شاهد افزایش انواع مهمانی‏ها در این ویلاها باشیم. افزایش پارتی‏های شبانه در اطراف روستاها زنگ خطری است که عاقبت به صدا در خواهد آمد. مسئولان محترم به فکر راه حل باشند. باغ از نشانه‏های حیات و نفس کشیدن روستاست. یک ویلا شاکله یک باغ را بر هم می‏زند. ویلاها شاکله باغات یک روستا را بر هم می‏زنند. ظهور پارتی و مهمانی در یک ویلای نزدیک به یک روستا آغاز یک تهاجم فرهنگی به کلیت فرهنگ یک روستاست. کمی نظارت بد نیست. شاید شورای فرهنگ عمومی شهرستان باید وارد عمل شود. شاید اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی باید بانی خیر
گردد.
شاید باید چشم انتظار همت سازمان تبلیغات اسلامی باشیم. شاید باید از جهاد کشاورزی و منابع طبیعی خواسته شود که حرکتی جهادی در این زمینه داشته باشند. در میان ویلانشینان انواع شخصیت‏ها و تیپ‏ها و اقشار مختلف دیده می‏شود. ثروت چیز خوبی است. داشتن ویلا یک تشخص است. در کنار این همه عنایت به روستا یک ضرورت است.

 

اول مهرماه روز بازگشايي مدارس و آغاز بهار تعليم و تربيت از راه مي رسد و به فراخور آن در خصوص اهميت آموزش و پرورش و نقش بي بديل معلم كه البته ديگر حتي مايه دلگرمي صوري آنها هم نمي شود ، اظهار نظرخواهد شد. نگارنده نيز مايل است به عنوان دوستدار قلبي كساني كه به لطف ذوق و هنر ذاتي خويش در اين حرفه فعاليت مي نمايند در حد بضاعت خويش مطالبي را اظهار نمايد.

علي شريعتي مي گويد : «سخن گفتن درباره كتاب مانند سخن گفتن در خصوص آفتاب است» به تأسي از او مي گوئيم سخن از جايگاه معلم و اهميت تعليم و تربيت نيز مانند سخن گفتن از آفتاب است زيرا كيست كه نداند :

معلمي مادر مشاغل است.

معلم ستون آموزش و پرورش است.

آموزش و پرورش زيربناي توسعه هرجامعه است زيرا تربيت نيروي كار ماهر و خلاق از طريق آموزش و پرورش صورت مي گيرد.

برغم آگاهي مسوولان از نقش بارز و بي بديل معلم ، از اويل دهه پنجاه هجري شمسي گلايه هاي آنها در مورد پايين بودن سطح دستمزدها و نيز تنزل حرمت اجتماعي و شغلي و لزوم ارج نهادن به خدماتشان به گوش مي رسد و امروز نيز جامعه فرهنگي كشور شديداً با اين مسائل و مشكلات دست و پنجه نرم مي كند.

دستمزد پايين :

طبق آمار 25 درصد از كاركنان دولت در آموزش و پرورش شاغل هستند و در تعيين سرنوشت ، بروز قابليت و شايستگي ها و بهره مندي از زندگي شاید قريب به 14 ميليون نفر نقش اساسي ايفا مي نمايند

جنجال‌های بیهوده و جناحی در فضای منتهی به ایام انتخابات و موج تخریب‌ از سوی طیف‌های مختلف حاضر در صحنه رقابت، آفت جدی و ریشه‌ای در عدم حصول به برگزاری یک انتخابات رقابتی سالم و البته با حضور حداکثری مردم است.

 به مناسبت 10 سپتامبر ، 19 شهریور روز جهانی پیشگیری از خودکشی

« دنیا جای زیبایی است، ارزش مبارزه کردن را دارد »

« دنیا جای زیبایی است، ارزش مبارزه کردن را دارد » جمله ی معروف ارنست همینگوی است؛

گفت آن يار كزاو گشت سر دار بلند

 جرمش آن بود كه اسرار هويدا مي كرد

فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد

ديگران هم بكنند آن چه مسيحا مي كرد 


مهم‏ترین رخداد در ایام منتهی به انتخابات ظهور انواع شایعات در راستای ترور شخصیت افراد و یا ناموری آنهاست. این روزها برخی از تندروهای یکی از دو طیف سیاسی منطقه در تلاشند

تنور انتخابات مجلس کمی تا قسمتی داغ شده است. کاندیداهای احتمالی به روش‎های مختلف در حال مطرح کردن خود هستند. اونایی که تازه وارد گردونه شدند با کمک مشاورانشان به نقد گذشتگان و مصادر فعلی امور می‏پردازند.

گفته مي شود انتخابات روح تازه بركالبد جامعه مي دمد. شور ونشاط سياسي به وجود مي آورد. گفته مي شود با نزديك شدن به انتخابات گسترش پيدا مي كند. گفته مي شود انتخابات فرصتي است كه نبايد به تهديد تبديل شود.

بي شك خود برگزاري انتخابات در هر كشوري منصه ظهور مردم سالاري است كه اميد و نشاط در جامعه را سبب مي شود. آنچه گاهي باعث بروز نگراني مي شود رفتار نامزدهاي انتخاباتي است . بي شك اين تفاوت رفتارها در شهرهاي مختلف به صورت هاي گوناگون بروز پيدا مي كند. به عنوان مثال در ديار ما كاشمر يكي از موضوعاتي كه مي توان به عنوان مسئله از آن ياد كرد ، بازه زماني دراز مدت انتخابات است . به نظر مي رسد در شهر ما فعاليت انتخاباتي درست بعد از انتخابات شروع مي شود و تا انتخابات بعدي دنبال مي شود. به لطف اين رفتار سياسي،  شور و نشاط سياسي هميشه در شهرمان  ساري و جاري است و سياسيون شهر اجازه نمي دهند از اين شور و نشاط كاسته شود.

رفتار سياسي ديگري كه در بازه زماني انتخاباتي در شهرمان وجود دارد  تخريب ها ، شعارها و وعده هايي است كه هر گروه براي خود تبيين مي كنند. از نظر جامعه شناسان نامزدهاي انتخاباتي در اتاق فرضي قرار گرفته اند كه تنها پژواك  صداي موافقان خود را مي شنوند. به كانال هاي خبري گوش مي دهند كه آنها را تاييد مي كند و با همفكران خود زندگي مي كنند .همه اين عوامل باعث به وجود آمدن يك غشاي نفوذ ناپذير مي گردد و از ورود اطلاعات متناقض يا اطلاعات مخالف افكار گروه خودي جلوگيري مي كند و كم كم اين عقيده  را در آنان تقويت مي كند كه پيروان شان هميشه آنان را باور دارند حتي اگر شواهد غيرقابل انكاري در نقض آنان وجود داشته باشد . همه اين موارد دست به دست هم مي دهد و به تدريج نياز به تحسين و احساس يك حق در آنها به وجود مي آيد.

از نظر جامعه شناسان نامزدهاي انتخاباتي به يك باور ديگر هم مي رسند و آن اين است كه مردم بيشتر طالبند چيزي را بشنوند كه با آن احساس راحتي مي كنند. مسلم است شنيدن آنچه وجود دارد و آنچه به سرانجام مي رسد براي مردم خوشايند نيست . بنابراين به سمت ادعاي انتخاباتي يا وعده هاي انتخاباتي پيش مي روند.

باور ديگر در مورد وعده هاي انتخاباتي اين است كه وعده ها اگر تكرار شوند و مردم زياد آنها را بشنوند به باور خواهند رسيد ، حتي اگر عملي نشوند و انتظارات مردم برآورده نشود ، مردم از آن گذر خواهند كرد. به عبارت ديگر اگر نامزدهاي انتخاباتي بتوانند چالشي بين قلب و ذهن مردم ايجاد كنند به موفقيت خواهند رسيد و به همين دليل است كه پيام همه وعده هاي انتخاباتي اين است:« آنچه شما دوست داريد ما انجام مي دهيم.»

روانشناسان معتقدند اكثر افراد وقتي در برابر داستان واره قرار مي گيرند قدرت ادراك انتخابي خود را از دست مي دهند و تفكر انتقادي و حقيقت يابي در آنان ضعيف مي شود كه تا حدودي مي تواند ناتواني در تشخيص سياسي را به دنبال داشته باشد.

جامعه شناسان معتقدند در صورت تداوم و گسترش چنين پديده اي جامعه به سمت بي تفاوتي و بي تشخيصي پيش مي رود و شاخص هاي مدنيت در آن كاهش  مي يابد و اطلاعات غلط در ميان شهروندان گسترش مي يابد. اين موضوع را يك تلاش عمدي براي كاهش سواد سياسي در جامعه تلقي مي كنند . بنابراين بر همه نامزدهاي انتخاباتي فرض است كه مراقب رفتار سياسي خود باشند و مردم نيز لازم است آگاهانه تر و دقيق تر رفتارهاي سياسيون را دنبال كنند.

جوانان در هر کشور به عنوان نیروی انسانی سرمایه های اصلی و مایه قدرت و توان آن کشورمحسوب می گردند. کشوری در مسیر پیشرفت و توسعه موفق می شود که به بهترین شکل از نیرو و پتانسیل جوانان خویش در عرصه های مختلف استفاده نماید .