لابد شما هم بارها در باره توانمندی‏های سه شهرستان ترشیز سخن‏ها شنیده و مطالب مختلفی خوانده‏اید. لابد می‏دانید این منطقه کلی معدن دارد. لابد شنیده‏اید محصولات زراعی،

بیش از این در سالیان گذشته شاهد درج مطالب مختلفی در باره پدیده زشت تکدی‏گری در کاشمر بودیم. این موضوع فراز و نشیب خاص خود را دارد. در بعض سال‏ها شاهد گسترش آن هستیم. گاهی موضوع کم‏رنگ می‏شود. ولی در  هر سال و در هر وضعیتی حضورش ملموس و عینی است.

نزولات آسمانی هر از گاه روال زندگی هرروزه‌مان را در شهرها دستخوش تغییرات می‌کند. شهر یک موجود زنده است و شهروندان موظف هستند تا در نگهداری آن تلاش کنند

برخورداری متوازن و متعادل همه شهروندان از خدمات شهری و امکانات رفاهی از جمله اولین اصول شهرنشینی و یکی از مهمترین وظایف مدیریت شهری است.

با سلام خدمت خوانندگان محترم؛  طی سالها کار مشاوره حرفه‌ای، همیشه با یک سوال و نگرانی عمومی والدین به شکل نسبتا مشترکی روبرو بوده ام .

شایسته است کاشمر را دیار نذر و نیاز بدانیم. بقاع متبرکه، مزارات پیران، مساجد، تکایا، محافل قرآنی و خیلی جاهای دیگر در طی سال شاهد تردد افرادی هستند که قصد ادای نذرشان را به ویژه در حوزه اطعام سایرین دارند

چندي است كه بحث حضور زنان در عرصه سياست قوت گرفته است. برخي معتقدند حضور زنان مقطعي است و در ايام انتخابات فعاليت مي كنند و  بعد حضورشان كم رنگ مي شود .

تعزیه، نوعی شبیه‏سازی، همانندانگاری، معادل‏سازی، همذات‏پنداری معنوی، ابراز همدلی و هم احساسی، به صورت عینی و مجسم و در قالب مجموعه‏ای از نمایش‏های جمعی است.

در پنجشنبه 19 شهریور امسال برنامه خبری 20:30 در بخش موسوم به صرفاً جهت اطلاع ، عذرخواهی دولتمردان را یک امتیاز و نشانه خردمندی خواند. مجري برنامه، از دولت بابت فرهنگ عذرخواهي تشکر کرد

یکی می‏گفت؛ شهر تبدیل به کارگاه بزرگی شده است و در هر گوشه شاهد یک پروژه عمرانی هستیم. از دید وی باید به جناب شهردار و شورای شهر خسته نباشید گفت. یکی دیگر این سوال را مطرح می‏کرد

حرفش همه بود مایه ی آشفتن

هر قصه ای از برای کمتر خفتن

گفتم : ز چه با حرفم آزاری ؟ گفت :

دیوانه به دیوانه چه خواهد گفتن !

نیمایوشیج

پدیده ویلاسازی در آبادی‏های اطراف شهر برای همه ما عادی شده است. الان دیدن ویلاهای با سقف سفالی در رنگ‏های مختلف باعث تعجبمان نمی‏شود. در محور بلوار سیدمرتضی(ع) در باغات روبروی  دانشگاه آزاد اسلامی و مجاور جهاد دانشگاهی شاهد قد کشیدن انواع ویلاها هستیم. در خروجی کاشمر به سوی سه راه شادمهر نیز این پدیده خودنمایی می‏کند. در باغات پیرامون کسرینه و زنده‏جان این موضوع به نحوه پررنگی مشهود است. این پدیده در روستاهای قوژد و فدافن نیز در حال عرض اندام است. در برخی از آبادی‏های محور کاشمر به خلیل‏آباد هم شاهد جلوه‏گری انواع سفال‏های
رنگی در قامت سقف ویلاهای ریز و درشت هستیم.
نقل است که کوهسرخ به عنوان بهشت گمشده خراسان رضوی هدف ویلاسازان است. شاید شاهد رویش شهرک‏های مختلف در ریوش با ویلاهای متعدد باشیم. در روستای طرق این مسئله در حاشیه رودخانه به علاقه‏مندان به محیط زیست دهن کجی می‏کند. وجود ویلا در شهر و حتی شهرکی در حاشیه شهر باعث تعارض فرهنگی چندانی نمی‏شود. همه به یاد داریم به چه راحتی کلاته بزی تبدیل به مجموعه‏ای از ویلاها شد و آب هم از آب تکان نخورد. تبدیل برخی از این ویلاها به باغ سرا و تالار و محل برگزاری جشن و سرور در جوار مجموعه زیارتی سیاحتی سید مرتضی(ع) و مراکز آموزش عالی هم گویا مهم نیست.
ولی همین بحث در آبادی‏های شهرستان تاثیرات منفی بر فرهنگ هر روستا دارد. در گذشته نه چندان دور وقتی نام روستا به میان می‏آمد بلافاصله نقش باغ‏های زیبا و سرسبز، درختان کهنسال، آب و هوای خوش و آرامش بی نظیر در ذهن مجسم می‏شد.  وجود باغ های کم نظیر در روستاهای دیارمان روح‏نواز بود. باغ هایی دیارمان هویت کاشمر و روستاهایش بود. به لطف این باغات کاشمر شربتخانه خراسان شده بود. خشکسالی کمر کشاورزی منطقه را شکست.
خشکسالی در سال‏های اخیر باعث تغییر کاربری اراضی و باغات از سوی برخی از باغداران و زراعتکاران شد. باغ های باصفای دیروز ویلای با سبک معماری متضاد با بافت سنتی روستا شد. قطع درختان کهنسال باغ‏های اطراف روستا  و حذف مزارع زیبا و ظهور انواع ویلاهای ملون روستاهای دیارمان را به سمت بدقوارگی و بی هویتی پیش می‏برد. تردد کنندگان به این ویلاها دارای خرده فرهنگ‏های متفاوت با اهالی هستند. در برخی نقاط شاهد ظهور سبک زندگی متفاوت در این ویلاها و باغ ویلاها با سبک زندگی روستائیان هستیم. پدیده پارتی شبانه در برخی از نقاط دارای ویلا در روستاها
نقشی آزار دهنده دارد و آرامش آبادی‏ها را تهدید می‏کند.
مهمانی‏های شبانه؛ اتفاقی است که زیر پوست برخی از ویلاهای بعضی ازروستاهای کاشمر در جریان می‏باشد. حواسمان به دغدغه‏های روستائیان باشد. پیرمردی در امامزاده سید محمد(ع) از تردد ماشین‏های لوکس به باغات اطراف روستاهای نزدیک بقعه می‏گفت. می‏گفت جوانان پاک این روستاها با دنبال کردن ماشین‏های لوکس آه کشان آرزوهای خود را مرور می‏کنند. این سوال سخت مطرح است که آیا مسایل فرهنگی و اجتماعی در شروع پدیده ویلاسازی در روستاهای کاشمر مد نظر بوده است؟
یقین پاسخ این سوال سخت است. یقین هیچ نهاد و اداره‏ای حاضر به قبول مسئولیت و پاسخگویی نیست. یقین نهادهای مرتبط با روستاها هم در این زمینه پاسخی ندارند. همه درد را لمس کرده‏اند ولی درمانی سراغ ندارند. تردد ویلانشینان با انواع رفتارهای متضاد با رفتارهای جاری و ساری در روستا یک واقعیت است. تاثیر خرده فرهنگ ویلانشینان بر ذهن کنجکاو کودکان و نوجوانان و جوانان آبادی‏های قابل مخفی کردن نیست. شاید بگویید حوزه نفوذ اینترنت و ماهواره بیشتر است کارکرد یک ویلا در میان باغات اطراف یک روستاست. یادمان نرود یک ویلا و مسایل فرهنگی‏اش نسبت به یک
حادثه فرهنگی تحت اینترنت و ماهواره برای یک جوان روستایی ملموس‏تر و محسوس‏تر است.
ترس نگارنده آن است که به ناگاه شاهد افزایش انواع مهمانی‏ها در این ویلاها باشیم. افزایش پارتی‏های شبانه در اطراف روستاها زنگ خطری است که عاقبت به صدا در خواهد آمد. مسئولان محترم به فکر راه حل باشند. باغ از نشانه‏های حیات و نفس کشیدن روستاست. یک ویلا شاکله یک باغ را بر هم می‏زند. ویلاها شاکله باغات یک روستا را بر هم می‏زنند. ظهور پارتی و مهمانی در یک ویلای نزدیک به یک روستا آغاز یک تهاجم فرهنگی به کلیت فرهنگ یک روستاست. کمی نظارت بد نیست. شاید شورای فرهنگ عمومی شهرستان باید وارد عمل شود. شاید اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی باید بانی خیر
گردد.
شاید باید چشم انتظار همت سازمان تبلیغات اسلامی باشیم. شاید باید از جهاد کشاورزی و منابع طبیعی خواسته شود که حرکتی جهادی در این زمینه داشته باشند. در میان ویلانشینان انواع شخصیت‏ها و تیپ‏ها و اقشار مختلف دیده می‏شود. ثروت چیز خوبی است. داشتن ویلا یک تشخص است. در کنار این همه عنایت به روستا یک ضرورت است.

 

اول مهرماه روز بازگشايي مدارس و آغاز بهار تعليم و تربيت از راه مي رسد و به فراخور آن در خصوص اهميت آموزش و پرورش و نقش بي بديل معلم كه البته ديگر حتي مايه دلگرمي صوري آنها هم نمي شود ، اظهار نظرخواهد شد. نگارنده نيز مايل است به عنوان دوستدار قلبي كساني كه به لطف ذوق و هنر ذاتي خويش در اين حرفه فعاليت مي نمايند در حد بضاعت خويش مطالبي را اظهار نمايد.

علي شريعتي مي گويد : «سخن گفتن درباره كتاب مانند سخن گفتن در خصوص آفتاب است» به تأسي از او مي گوئيم سخن از جايگاه معلم و اهميت تعليم و تربيت نيز مانند سخن گفتن از آفتاب است زيرا كيست كه نداند :

معلمي مادر مشاغل است.

معلم ستون آموزش و پرورش است.

آموزش و پرورش زيربناي توسعه هرجامعه است زيرا تربيت نيروي كار ماهر و خلاق از طريق آموزش و پرورش صورت مي گيرد.

برغم آگاهي مسوولان از نقش بارز و بي بديل معلم ، از اويل دهه پنجاه هجري شمسي گلايه هاي آنها در مورد پايين بودن سطح دستمزدها و نيز تنزل حرمت اجتماعي و شغلي و لزوم ارج نهادن به خدماتشان به گوش مي رسد و امروز نيز جامعه فرهنگي كشور شديداً با اين مسائل و مشكلات دست و پنجه نرم مي كند.

دستمزد پايين :

طبق آمار 25 درصد از كاركنان دولت در آموزش و پرورش شاغل هستند و در تعيين سرنوشت ، بروز قابليت و شايستگي ها و بهره مندي از زندگي شاید قريب به 14 ميليون نفر نقش اساسي ايفا مي نمايند