آبان پارسال برای این نشریه یادداشتی در باره دوشاب با عنوان« دوشاب یا شیره انگور ترشیز؛ نامداری اسیر گمنامی» نوشتم. نشر این مطلب بازخوردهای به همراه داشت. برخی پرسیدند؛  وارد کردن صنایع بسته‏بندی به کاشمر و ترشیز مگر کار سختی است

 يكي را كه عادت بود راستي              خطايي رود در گذارند از و

وگر نامور شد به قول دروغ               دگر راست باور ندارند ازو

دروغگويي به عنوان يك رفتار ناسالم و نابه هنجار، از سوي همه انسان ها در طول تاريخ بشريت ناپسند شمرده مي شود

مسئله جبر و اختیار یکی از اساسی ­ترین و عمیق­ترین مسائلی است که از دیرباز اندیشه ورزی و تاملات سخت فیلسوفان و اندیشمندان جوامع بشری را به خود فراخوانده است با این حال بحث هیچ گاه در چارچوب بحث­های فسلفی ناب

فرهیختگی- در نشستی جمله ای در مورد فرهیختگی بیان شد که کمی نیاز به تامل دارد . مقیاس فرهیختگی در جامعه ما چیست؟ داشتن تعداد زیادی کتاب می تواند نشانه فرهمند بودن باشد؟

این روزها در کنار مباحث مربوط به گرانی‏ها و در معیشت و موضوع برجام و فیش‏های نجومی و حقوق‏های نامتعارف بحث کنسرت نیز مطرح است. در باره برگزاری در اولین شهر زیارتی کشور حرف و حدیث‏های مطرح است.

در ترشیز قدیم برابر اقوال معمرین بخشی از كوچه‏های شهر مسقف بودند. به این كوچه‏های مسقف ساباط (سابات) گفته می‏شود. ساباط در زبان فارسی دارای ریشه‏ای كهن است. بخش اول آن «سا» به معنای آسایش و بخش دوم آن «باط» نمودار ساختمان، آبادی و عمارت است

اولین بار بودکه پایش به پاسگاه و کلانتری باز می‏شد، دوست داشت زمین دهان باز می‏کرد و او را می‏بلعید. صدای مشاور کلانتری او را به خودش آورد. اشکهایش را پاک کرد. نمی‏دانست از کجا شروع کند،«

به گفته هایشان گوش کنید، اما به کردارشان ایمان بیاورید . کنفوسیوس

 هشتمین سال از دهه ی چهارم انقلاب است ، 27 سال است چهار شخصیت برجسته و شناخته شده ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، سید محمد خاتمی ، محمود احمدی نژاد و حسن روحانی

در دهه هشتاد شاهد اتفاقات خوبی در حوزه نشر آثار دفاع مقدس در دیارمان بودیم.  قریب پانزده کتاب‏ در باره تعدادی از سرداران شهید شهرستان به زیور طبع آراسته شد. بسیاری از این کتاب‏ها چاپ‏های متعدد به خود دیده‏اند.

پذیرای یک پستچی بازنشسته هستیم. حاج محمد خوش‏بین مهر ماه 1323 در روستای فدافن در خانواده‏ای مذهبی دیده به جهان گشود« نُه خواهر و برادر هستیم. پنجمین فرزند خانواده هستم.

احساس می‏کردم بدبخترین فرد روی زمینم. خانواده فقیری بودیم و من دوست داشتم خیلی چیزها داشته باشم. دیگه داشتم کم می‏آوردم؛ پدرم یکسره غرولند می‏کرد. فکر می‏کردم مادرم نسبت به من بی‏تفاوت شده است.

در هفتمین بخش این ستون میزبان پرستاری بازنشسته هستیم. خانم پروین رضایی روشن اصالتی بابلی دارد، ازدواج با یک کاشمر باعث شد که بخش اعظمی از زندگی‏اش را بعد از دوران دانشجویی در کاشمر بگذراند.

22 نفرند تعداد حاضران در این کارگاه آموزشی مربوط به خبرنگاری. از مقطع ابتدایی تا دبیرستان هستند. قرار است قریب دو ساعت در خدمتشان باشم. در حین صحبت متوجه چند نکته می‏شوم. همه موبایل دارند.