جدید ترین خبر های ترشیز

چندتایی سطری

در اسفند سال گذشته در مطلبی در باره تاغزارهای بردسکن متذکر شدیم که این تاغزارها محل زیست پرنده ملی ایران زمین یعنی زاغ بور یا زاغ ایرانی است.

ادامه مطلب ...

گذری بر استقرار کاندیداهای احتمالی در تیررس دوربین‏های اتاق‏های فکر

این روزها در گذر و نظری که بر مطالب شبکه‏های اجتماعی دارید، گوشه چشمی هم به تصاویر مربوط به حضور برخی از مسئولان در جاهای مختلف داشته باشید.

ادامه مطلب ...

سردبیر در بدو شروع جلسه تصاویری از چند بَنِر در باره سخنرانی و نشست و هم‏اندیشی و مواردی از این قبیل را نشانم می‏دهد. برای هر مورد می‏توان مطلبی نوشت. ولی امان از اراده‏ای که برای ننوشتن در باره بعض مطالب داریم!

ادامه مطلب ...

 بگــو بـه هیئت کـابینـه ی سـر زلـفش                      که روزگار پریشان ما ز دست شماست                 «عارف قزوینی»

ادامه مطلب ...

یک ملت به تسخیر دیگران درآید و از جوهره ی خویش استحاله شود و رنگ و بوی بیگانه بپذیرد، حیات آن ملت همان گونه که صاحبان ارزش های بیگانه مقدر می کنند رقم خواهد خورد.
برای فرهنگ بیش از 450 تعریف ارائه شده است ، ایرادی ندارد اگر چه کلام طولانی می شود اما تعاریفی که جنبه آموزشی دارد در این نوشتار یادآوری گردد.
مردم شناسان فرهنگ را مجموعه ی ارزش ها ، نرم ها (هنجارها)، عادات و اخلاق جمعی دانسته اند. برخی مجموعه « باورداشت های عمومی » و یا مجموعه ی بدانیدها و خوشایندها و یا مجموعه رهیافت های بشری از بایدها و نبایدها تعبیر کرده اند. عده ای فرهنگ را به شیوه زندگی منحصر دانسته اند. جماعتی هم فرهنگ را « وجه حصول یافته تجارب تاریخ بشری که به صورت تمدن و گاهی نیز تکنولوژی ظاهر گشته و نمود عینی یافته است می دانند.»
جهان فکری اخلاقی و نهادی مشترک؛ مجموعه فراگیری بشر برای خودیابی؛ پرورش رو به کمال استعدادها؛ ادب آموزی و پیرایش ؛ مجموعه فضایل اخلاقی ؛ ترکیبی از ذهنیت های متعالی از همه تجربیاتی که افراد بشر فهمیده اند؛ روح توانمند و شعور مرموز جامعه ؛ نوعی خودآگاهی؛ بازبودن ذهن برای بیشتر دانستن و بهتر فهمیدن و شکفتن دائمی ، در واقع فرهنگ عصاره تلاش عقلانی و تجربی جوامع بشری است؛ فرهنگ تجلی روح تاریخی و اجتماعی بشر توصیف شده است؛ فرهنگ میراث تاریخی یک ملت است، فرهنگ را می توان به معنی برکشیدن و بالا بردن دانست ؛ فرهنگ سیره جامعه است بدون آن که نظام ارزشی خاص را بر آن حاکم کنیم؛ فرهنگ هویت دهنده است و شخصیت انسان را شکل می دهد ؛ به تعبیری ظریف فرهنگ در زندگی انسان اهمیتی معادل بودن و چگونه زیستن را دارد. و به این خاطر گفته اند انسان موجودی است فرهنگی ؛ یک فرهنگ متعالی و خوب سبب وحدت عاطفی و روحی یک ملت و نوعی از مقاومت و احساس بزرگی ؛ احساس اتکا به خود ؛ احساس داشتن یک هویت مشترک و نهایتا سبب سرافرازی و شکوه و افتخار هر قوم، تبار و هر ملتی است و انسان بی فرهنگ اصولا بی هویت است .
سال های متمادی است که غربی ها تلاش می کنند با نفوذ در ارکان فکری و باورهای ملی مذهبی کشورهای جهان شرایط مسخ فرهنگی ملت ها و تسلیم آن ها را در برابر خود فراهم کنند. در مقابل مسئولین فرهنگی در کشور چه تمهیداتی را برای دفاع از هجوم بیگانه تدارک دیده اند؟ حوزه های متعدد فرهنگی با پرهیز از موازی کاری و جذب اعتبار لازم چه حمایت هایی را از زیر مجموعه های خویش به درستی انجام داده اند؟ بارها شاهد اظهاراتی از این قبیل بوده ایم که باید کار فرهنگی کرد، باید فرهنگ انجام این کار را پیدا کنیم، باید فرهنگمان را اصلاح کنیم، تغییر دهیم، درست کنیم، اگر مشکلات حوزه فرهنگی را برطرف کنیم به تبع آن حل مشکلات دیگر آسان می شود.
مطمئنا هر مسئولی ، هر مقام ارشدی، که چنین توصیه هایی دارد به درستی از عهده درک مسائل فرهنگی برمی آید، بر اصول ارتباط جمعی واقف است ، وسایل ارتباط جمعی را می شناسد ، می داند که ارتباطات و رمز و رازها و پتانسیل های بالقوه و بالفعل آن به دلیل اهمیتی که در تبلیغات سیاسی و جنگ روانی دارد به عنوان سلاحی کارآ و مفید از اهمیت خاصی برخوردار است، می داند که گرانبهاترین عنصر عصر، اطلاعات است و یکی از موثرترین وسایل ارتباط جمعی، مطبوعات هستند. مطبوعات بر اساس گستره پخش ، سراسری، استانی و محلی است که در منطقه ای مشخص توزیع آن صورت می گیرد .مطبوعات محلی یکی از ابزارهای فرهنگی است که آن چنان که باید مسئولین توجهی خاص به آن ندارند در حالی که اگر یک نشریه محلی صاحب تیمی کارآمد و آشنا به مسائل فرهنگی باشد به مراتب از نشریات سراسری و استانی در منطقه به لحاظ موضوعی و انتقال پیام و بیان مشکلات منطقه ای و ارائه راه کارهای لازم و معرفی خرده فرهنگ ها در منطقه موثرتر است. امروزه برای مسئولین به دلایلی که شاید بر ما پوشیده است زمینه پشتیبانی از فعالان این عرصه آن چنان که باید فراهم نیست .
مطبوعات محلی بهترین عامل برای رشد ارتباط سیاسی در مناطق است، ارتباط سیاسی فرایندی است که بر اساس آن در جوامع دموکراتیک رهبران سیاسی توسط شهروندان از طریق آزادی بیان در رسانه های جمعی تحت کنترل قرار می گیرند و رهبران سیاسی نیز از طریق مجراهای ارتباطی ، اطلاعات شهروندان را نسبت به امور دولتی تامین می کنند. مطبوعات محلی مشارکت منفعل مردم را در امور سیاسی به مشارکت فعال تبدیل می کنند ، مطالب سیاسی یک نشریه را می توان بارها و بارها خواند و روی هر جمله و پاراگراف آن مکث کرد. مطبوعات محلی از عهده این مسئولیت به خوبی برمی آیند.
به نقلی دیگر از دکتر ابراهیم جعفری (نشریه چهل کلید آذر 93) : «مطبوعات محلی بستری برای شکوفایی استعدادهای بومی است، مطبوعات محلی موتور محرکه توسعه منطقه ای به شمار می روند؛ در شرایطی که روزنامه های سراسری به مسایل و دغدغه های کلان ملی و بین المللی می پردازند و از کاستی ها، نیاز ها و علایق جوامع محلی به ناگزیر یا از روی تسامح غفلت می ورزند ، این وظیفه مطبوعات محلی است که با درک واقع بینانه از مسئولیت ها ، وظایف و جایگاه خود از طریق اطلاع رسانی ، آگاهی بخشی ، نقد و ارزیابی منصفانه و عالمانه، سیاست ها ، برنامه ها و عملکردها، نیازها و ظرفیت های توسعه محلی را معرفی کنند و با به متن کشیدن دیدگاه ها ، تحلیل ها و پیشنهادهای خود به نهادینه ساختن توسعه پایدار در حوزه های مختلف اقتصادی ، سیاسی اجتماعی و فرهنگی کمک کنند. بها دادن به محتوای بومی و محلی ، توجه به مسایل زبانی ، ایجاد ارتباط با سنت ها و تقویت استعداد های بومی از اولویت هایی هستند که برای مطبوعات محلی ذکر می شود، مطبوعات محلی وظیفه دارند نیازها و مشکلات زندگی افراد یک منطقه را انعکاس داده و به عنوان یک رابط میان مسئولین محلی و کشوری نقش ایفا کنند.
مطبوعات و سایر رسانه ها نظیر سایت های محلی می توانند میراث اجتماعی یک جامعه همانند زبان، پوشش ، فرهنگ، آداب و رسوم و ... را انتقال داده و نقش هویت بخشی به مردم منطقه یا شهر خود را داشته باشند. بدیهی است که چنین نشریاتی به دلیل مجاورت معنوی و جغرافیایی رویدادها، با استقبال بیشتری از سوی مخاطبان روبه رو می شوند. زیرا می توانند نقش اساسی در شفاف سازی مسایل ، هوشیارسازی ، بسیج و ترغیب شهروندان محلی داشته باشند.»
نظر یکی دیگر از کارشناسان در عرصه مطبوعات محلی، محمدرضا رضایی آقامیرلو ، نشریه چهل کلید آذر 93 بر این است که : «مطبوعات محلی عاملی برای مشارکت و توسعه هستند ؛ از سال 1327 شمسی به بعد تفکر که برنامه ریزی در ایران شکل گرفته و رواج یافته است؛ با شکل گیری اولین برنامه ریزی منطقه ای در قالب برنامه های توسعه و عمران ، مطبوعات به بازگو کردن آن برنامه ، ارائه انتقادات و پیشنهادات و خبررسانی در این زمینه اقدام نموده اند. بدین ترتیب برنامه ریزی منطقه ای و مطبوعات به صورت علمی و مدون با یکدیگر آشنا می شوند و در فرهنگ لغات همدیگر قرار می گیرند اما متاسفانه تا به امروز نقش و جایگاه این دو ابزار مهم توسعه ، یعنی برنامه ریزی منطقه ای و مطبوعات محلی در کنار یکدیگر و درتعامل با هم مورد مداقه قرار نگرفته و تاثیرات آن ها بر یکدیگر بحث نشده است. بدیهی است که این دو در تلفیق و هم سویی با هم می توانند شتاب توسعه را افزون کنند . چرا که عدم معرفی مسایل و مشکلات یک منطقه در مطبوعات محلی ذهن برنامه ریزان و مسئولین را نسبت به این مسایل بسته نگاه خواهد داشت و همچنین عدم توجه به نقش مطبوعات محلی در برنامه های شهری و منطقه ای و قائل نشدن وظیفه ای برای آن، مردم را با روح برنامه ها، بیگانه ساخته و تحقق اهداف را دور از ذهن می نمایاند ، مطبوعات محلی با توجه به گستره توزیع محلی و منطقه ای آن ها و طبع و نشر آن توسط اصحاب مطبوعات ، متخصصین و مردم محلی و آشنایی آن ها با شرایط و موقعیت و خواسته های منطقه حائز اهمیت فراوان است. »
مخلص کلام عین القضات همدانی می گوید : انسان دو بار متولد می شود یک بار از مادر و یک بار از خود. و هایدگر نیز اعتقاد دارد که هر کس دو وجود دارد 1- من (جمعیت ساز) 2- اصالت وجود (برخی اصلا ندارند و برخی دارند با درجاتی متفاوت، این وجود دومی وجودی است که فرهنگ در طول تاریخ می سازد.)
نشریات محلی یکی از برترین بستر های شکوفایی «وجود دوم» برای افراد بومی در هر منطقه است .
باید بدانیم در تمام کشورهای پیشرفته مطبوعات محلی حرف اول را در اطلاع رسانی می زنند ، امید است این نشریات به مدد نخبگان محلی به بهترین وجه ایفای نقش کنند.

عملیات اجرایی احداث شرکت فولاد ترشیز در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی مورد تاکید مقام معظم رهبری و رسیدن به خودکفایی صنعتی مورد نظر دولت تدبیر و امید، از حدود یک سال پیش از سر گرفته شده است

ادامه مطلب ...

عضویت در خبرنامه

در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید

تبلیغات پایین

بدون تبلیغ
تبلیغات