مرکز آموزش عالی تشنه ایجاد دانشگاه کاشمر

اخبار ترشیز
Typography

برای سومین مصاحبه در نظر داشتم خدمت تنی چند از مسئولان باشیم. قول و قراری گذاشتیم. لذت مصاحبه به شفاهی بودن آن است. برخی برای فرار زیر بار مصاحبه استدعا دارند سئوالات را از قبل برایشان بفرستیم.

لابد قصد مشورت دارند. هرچه بود آن تنی چند از مسئولان به لطایف‏الحیل مصاحبه نکردند. در این شماره به دیدار یکی ازفرزندان دیارمان برای مصاحبه رفتیم. در حاشیه بولوار مشجر سید مرتضی(ع) در جوار مسکن مهر در ساختمانی که قرار بود محل استقرار بخشداری کاشمر باشد، به دیدار وی رفتیم.

اولین نکته‏ای که در بدو ورود به محوطه مرکز آموزش عالی نظر رو با خود جلب می‏کند، بذل عنایت این موسسه به گذشته کاشمر در قالب چند یادمان است. بر تن یکی از اینان حکایت سرو کاشمر به عنوان تاریخ کهن این سرزمین درج شده است. بر یادمان‏های دیگر خلاصه‏ای از زندگانی تعدادی از مفاخر و مشاهیر متقدم و متأخر کاشمر از شیخ احمد جام تا دکتر شمس شریعت تربقان دیده می‏شود. توجه به این چهره‏های ماندگار کاشمر و ترشیز را در این قد و قواره در جایی دیگر از شهرستان سراغ نداریم.

در ابتداء خودتان را معرفی و از روند رشد علمی‏تان برایمان بگویید:

محمد شبانی متولد یکم تیرماه 1352 در کاشمر هستم. اهل محله خیابان قائم(عج) کوچه آسیاب رحیمی، دور ابتدایی و راهنمایی و سال اول تجربی و ریاضی را به ترتیب در مدرسه شهید باهنر، راهنمایی شهید مطهری و دبیرستان امام خمینی(ره) گذراندم، در دبیرستان آزادی در رشته ریاضی فیزیک در سال 1370 دیپلم گرفتم و همان سال در رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه شهید باهنر کرمان (تعهد دبیری و به عنوان بورسیه آموزش و پرورش) پذیرفته شدم. با توجه به علاقه‏ای که به رشته‏ام داشتم موفق به اخذ رتبه یک در بین هم ورودی های خود شدم و سپس در آزمون کارشناسی ارشد سال 1374 رتبه یک کشور در رشته تربیت بدنی در بین 1273 نفر شدم.

برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران را انتخاب کردم. در این مرحله هم با دفاع از پایان‏نامه‏ای در زمینه رابطه بین  بهره هوشی و مهارت‏های ادراکی حرکتی دانش آموزان ابتدایی، رتبه یک این مقطع در بین هم ورودی های خود شدم. لازم است یادآوری کنم که در دوران دانش آموزی و در مقاطع مختلف تحصیلی ورزشکار بودم و موفق به اخذ رتبه‏‏های مختلف در رشته‏های بسکتبال، بدمینتون و دو و میدانی شدم. در ضمن سابقه شرکت در اولین المپیاد ورزشی در سال 72، 74 و 76 دانشجویان کشور را دارم. همزمان با ورزش و خواندن درس به فعالیت‏های علمی هم تعلق خاطر خاصی داشتم، به نحوی که در سال 1376 در سال دوم کارشناسی ارشد، اولین کتابم (مجموعه دروس تخصصی تربیت بدنی) را نوشتم. این کتاب پاسخی به نیاز لیسانسیه‏های علاقه‏مند به ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد آن زمان بود. در سال 1378 قصد تجدید چاپ این اثر را داشتم، با توجه به استقبال دانشجویان رشته تربیت بدنی این منبع درسی را به پنج کتاب جداگانه تبدیل کردم. برای این کار سوای مراجعه به منابع داخلی و خارجی از تجربیات خودم نیز بهره گرفتم بطوریکه نگارش کتابها تا سال 1382 بطول انجامید و 2 عنوان از 5 عنوان کتاب قبل از اعزام به فرانسه برای ادامه تحصیل، در سال 1382 و 3 عنوان دیگر نیز در سال 1383 چاپ گردید.

در سال 1377 با اخذ درجه فوق لیسانس، در آزمون دکترای اعزام به خارج شرکت کردم و موفق به کسب رتبه 3 دکترای اعزام به خارج شدم ولی به دلیل مجرد بودن شرایط ادامه مراحل اعزام را نداشتم و بنابرابن از سایر مراحل اعزام و مصاحبه باز ماندم. در سالهای 1378 تا 1379 (سه سال پیاپی) در آزمون کتبی دکترای دانشگاه تربیت معلم تهران قبول می شدم ولی متاسفانه در مرحله مصاحبه مورد پذیرش واقع نمی شدم (شاید مصلحتی در کار بود که واقعا بود). در آن زمان کنکور دکتری، سراسری برگزار نمی شد و هر دانشگاه برای خودش آزمون جداگانه برگزار می کرد و معمولا از دانشجویان ارشد خود پذیرش می کردند.

در مهر ماه 1377برای ادامه دوران تعهد خدمت آموزش و پرورش، به کاشمر برگشتم و همزمان در دانشگاههای آزاد اسلامی کاشمر و دانشگاه صنعتی شاهرود به امر تدریس مشغول بودم.

در دهم آذر سال 1379 همزمان با روز مجلس وقتی دکتر خاتمی نایب رئیس محترم وقت مجلس به کاشمر سفر کرده بود، برای ایشان نوشتم که 3 سال پیاپی در آزمون تخصصی دکتری دانشگاه تربیت معلم تهران قبول می شوم ولی در مرحله مصاحبه من را رد می‏کنند. بعد از دو هفته نامه‏ای از دفتر ایشان رسید که کار شما پیگیری می شود. همزمان برایم از دانشگاه تربیت معلم خبرآمد که در آخر آذر ماه در آزمون مصاحبه دکتری مجدد شرکت کنم و از بهمن ماه 1379 درسم را شروع نمایم. بسیار خوشحال شدم و ولی خوشحالی من طولی نکشید که پس از انجام مصاحبه، مجددا اعلام کردند که مورد پذیرش واقع نشدم. قلبم واقعا شکست و از همه جا ناامید بودم که نامه همان روز نامه از سازمان سنجش به دستم رسید مبنی بر اینکه شما در کنکور اعزام به خارج سال 1377 قبول شدین ولی به دلیل مجرد بودن شرایط ادامه تحصیل نداشتید، اکنون این شرط برداشته شده و می توانید پیگیر سایر مراحل اعزام خود باشید. خدا رو بسیار شکر کردم و موفق شدم که از دانشگاه صنعتی شاهرود بورس بگیرم (که خود داستان مفصلی داشت). در خرداد سال 1380 کارهای من برای اعزام به خارج نهایی شد و وزارت علوم دو سال زمان داد که از هر کشوری که بخواهم (بجز کشورهای ممنوعه) پذیرش دانشگاه را ارائه کنم تا حکم بورسیه من صادر شود. در آن زمان موسسه‏ای موسوم به اسفر در زمینه اخذ پذیرش برای ادامه تحصیل در رشته های مختلف در مقطع دکترا در فرانسه بین دانشگاههای معتبر فرانسه و وزارت علوم ایران فعالیت داشت. این موسسه از فرانسه به کشورهای مختلف می‏رفت و دانشجویانی که نخبه بودند را برای اخذ پذیرش کمک می‏کرد. تا آن زمان این موسسه در زمینه تربیت بدنی فعالیتی نداشت ولی حسب رتبه خوبی که داشتم حاضر به پیگیری کارم شد و منو معرفی کرد که در دوره سه ماه آموزش زبان فرانسه در یکی از موسسات مورد تائید وزارت علوم ایران در تهران شرکت کردم. دو سال گذشت و خبری از پذیرش نشد. از وزارت علوم نامه ای به من رسید که 2 سال مدت زمان اعزام تمام شده و عملاً دیگر نمی‏توانی برای خارج رفتن اقدام کنی. لازم به ذکر است که هنوز تعهدم به آموزش و پرورش تمام نشده بودو و حتی اگر میتوانستم از یک کشور پذیرش بیاورم، باز هم نمی توانستم اعزام بشوم چون برای پاسپورت گرفتن نیاز به کارت اتمام تعهد یا پایان خدمت و یا معافیت بود که من هیچکدام را نداشتم (شرایط خیلی سختی بود). 

 خوشبختانه یک دوره یکساله (بصورت دو دوره شش ماهه) تمدید مهلت اعزام به خارج قابل درخواست بود. درخواست کتبی خود را مبنی بر تمدید شش ماهه مهلت اعزام به وزارت علوم نوشتم و خوشبختانه مورد موافقت قرار گرفت.  یک ماه بعد، خبر معافیت از سربازی رتبه های برتر کنکورهای سراسری (به دستور مقام معظم رهبری) از طریق تلویزیون اعلام گردید و در شهریور 1382 موفق به دریافت کارت معافیت شدم. به این ترتیب خیالم از بابت خروج از کشور راحت شد و پس از دریافت این کارت به کارشناس دانشجویان دانشگاههای فرانسه در وزارت علوم مراجعه کرده و پیگیر کارم از موسسه اسفر شدم که ایشان پاسخ دادن این موسسه نتوانسته برای من کاری انجام دهد و من باید خودم پیگیری کنم و از هر کشوری که بتوانم پذیریش بگیرم (کار سخت شد چون زمان کافی نداشتم). از ایشون راهنمایی خواستم و در عین ناباوری به من پیشنهاد داد که اگر موافق باشم قرار است چند نفر بصورت گروهی در رشته های مختلف در دی ماه 1382 به فرانسه اعزام شوند و من می توانم با آنها برم. ایشان بصورت اینترنی برای یک دوره 7 ماهه یادگیری زبان فرانسه من را در یکی از موسسات زبان فرانسه در شهر تور فرانسه همراه با سایرین ثبت نام کردند و با آن ثبت نام و سایر مدارک لازم به سفارت فرانسه مراجعه کردم و درخواست صدور ویزای دانشجویی نمودم. پس از دو الی سه هفته ویزای من صادر شد و باید از آموزش و پرورش استعفا می دادم. در پاییز 1382 شرایطم را با آقای ملکی، مدیرکل آموزش و پرورش استان مطرح کردم و ایشان با استعفایم موافقت کردند. به لطف خدا و پیگیری های انجام شده در 16 دی ماه 1382 به فرانسه اعزام شدم و در موسسه زبان شهر تور، دوره زبان آموزی را به مدت 7 ماه پشت سر گذاشته و از مهرماه 1383 در دانشکده پزشکی دانشگاه پیکاردی ژول ورن فرانسه دوره دکتری را شروع نمودم (گرایش طب ورزش).

تز دکترای بنده درباره مطالعه پوکی استخوان در دوچرخه سواران حرفه‏ای بود. به این منظور طی 3 سال متوالی 73 دوچرخه سوار حرفه ای دنیا را مورد مطالعه قرار دادم و در نهایت به این نتیجه رسید که بیشتر از 50 درصد دوچرخه سواران حرفه ای در دچار پوکی استخوان هستند ( به خاطر این که نسبت به افراد عادی کمتر با زمین در تماسند و شوک کمتری به آنها وارد می‏شود). از تز دکتری بنده 5 مقاله بین المللی ISI   در مجلات کشورهای آمریکا، ایتالیا، فرانسه و سوئد چاپ گردید.

جناب دکتر تاکنون  چند تا کتاب منتشر کردید و چند مقاله ISI  دارید؟

10 تا کتاب و بیشتر از 30 مقاله به زبان انگلیسی، فرانسه و فارسی دارم.  در بیشتر از 25 کنفرانس بین المللی حضور داشتم و تاکنون 50 دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد به راهنمایی بنده از پایان‏نامه‏شان دفاع کردند.از  سال 1387 عضو هیات علمی دانشگاه بجنورد هستم، سال 1391 دانشیار شدم.

آقای دکتر راز این تعلق خاطر خاص شما به کاشمر چیست که این قدر معروف است؟

بر این اعتقادم که امروزه باید تحصیل کرده ها و متخصصین در هر زمینه ای به شهر خود برگردند و خدمت کنند تا بتوان حق کسانی که به ما خدمت کرده‏اند و برای ما زحمت کشیده اند را ادا کنیم. شاید زمانی که پرفسور شمس شریعت تربقان به تهران رفت، مراکز علمی پایتخت در کشور تک بود، باید  به تهران می‏رفت و خدمت می‏کرد ولی الان افرادی مثل شبانی زیادند و تاثیر گزاری که هر فرد بومی در شهر خود دارد به مراتب بیشتر از شهرهای دیگر است. من خودم را موظف به خدمت به زادگاه خود می دانم و تا زمانی که بتوانم برای توسعه و آبادنی شهرم از هیچ تلاشی دریغ نخواهم کرد. اگر سال 1392 به کاشمر برگشتم به خاطر این بود که تا بهمن  سال 1390 در کاشمر دانشگاه دولتی وجود نداشت و چون بورسیه وزارت علوم بودم دانشگاه بجنورد که به کاشمر نزدیک تر بود را برای فعالیت و تدریس انتخاب کردم. در اردیبهشت 1391 آقای دکتر عاشوری، ریاست دانشگاه فردوسی مشهد به بنده پیشنهاد مسئولیت مرکز آموزش عالی کاشمر را داند ولی چون همزمان بحث ریاست بنده در دانشگاه بجنورد توسط نماینده محترم وقت بجنورد مطرح بود مسئولیت مرکز آموزش عالی کاشمر به من واگذار نشد. هر چند که به دلایل زیادی من مسئولیت دانشگاه بجنورد را نیز قبول نکردم ولی در سال 1392 مجددا از وزارت تماس گرفتند و بنده را برای یک مصاحبه دعوت کردند و به این ترتیب مسئولیت مرکز آموزش عالی کاشمر به اینجانب واگذار شد.

آیا در این مرحله ردیف بودجه داشتید؟

ردیف بودجه نداشتیم ولی سال 1390 همزمان با افتتاح دانشگاه، 400 میلیون تومان به حساب دانشگاه فردوسی واریز شده بود. این پول تا آن زمان به حساب دانشگاه کاشمر دریافت نشد. با رایزنی‏های که انجام گرفته با همکاری جناب آقای طیفوری یکی از اهالی ترشیز شاغل در دانشگاه فردوسی و مدیر مالی بسیار ارزنده این مرکز، ردیف بودجه مستقل برای مرکز گرفته شد و  400 میلیون تومان پول دانشگاه کاشمر از دانشگاه فردوسی به حساب منتقل گردید.

برای مکان دانشگاه تدبیری اندیشیده شده بود؟

ابتدا برای دانشگاه کاشمر قول 100 هکتار زمین داده شد ولی تلاشی برای تملک زمین مذکور به عمل نیامده بود. در مهر ماه 1392 اولین نامه را برای تملک زمین مذکور به فرمانداری و اداره راه و شهرسازی شهرستان نوشتم ولی پس از گذشت 4 سال هنوز موفق  به تملک کاملا زمین نشدیم که از این طریق از تمامی مسئولین و افراد صاحب نفوذی که در شهرستان هستند می خواهم که ما را در جهت تملک قانونی زمین کمک کنند.

در این مقطع یکی از گلایه‏های شما این است که چرا مسئولان شهرستان مرکز گرفتند و درخواست دانشگاه ندادند!

سال 1390  موجی درست شده بود نماینده‏ها به سمت وزارت علوم رفتند و درخواست تاسیس دانشگاه برای شهرستان‏ها داشتند 70 تا 80 دانشگاه مثل کوثر بجنورد ، فناوری علم نوین سبزوار، گلبهار، تربت جام، گناباد و تربت حیدریه افتتاح شد. گفتنی است دانشگاه بجنورد سال 1384 افتتاح شد و درست بعد از 6 سال نماینده آنها توانست امتیاز تاسیس دانشگاه کوثر را بگیرد. در بین این همه شهر برای حدود 10 شهر کشور مجوز مرکز دادند که کاشمر هم یکی از این شهرها بود. شاید این امر به خاطر این است که کاشمری‏ها به کم قانع هستند.

به نظر می‏رسد یک فقر فرهنگی و عدم برنامه‏ریزی در کاشمر وجود دارد!

متاسفانه از افکار نخبگان کاشمر درست استفاده نمی‏شود. به عنوان مثال در هنگام راه اندازی مرکز و بررسی رشته‏های مورد نیاز کاشمر، از افرادی نظر خواهی شد که خیلی کارکشته نبودند. اعضاء هیات علمی کاشمری زیادی در دانشگاههای معتبر ایران به عنوان عضو هیات علمی مشغول به کار هستند که از هیچکدام از آنها نظر خواهی نشده است. این مرکز دانشگاهی با یک رشته و13 دانشجو فعالیتش را در بهمن ماه 1390 شروع کرد و اکنون تعداد 500 دانشجو در 6 رشته مشغول به تحصیل هستند و امیدواریم در آینده نزدیک بتوانیم این مرکز را به مجتمع و سپس دانشگاه ارتقا دهیم. معاون وزیر در سال 1394 از مرکز آموزش عالی کاشمر بازدید نمود و با پیشنهاد ارتقای این مرکز به مجتمع در صورت وجود زیرساخت‏های لازم (واگذاری مکان فعلی مرکز از فرمانداری به وزارت علوم) موافقت کرد ولی فرماندار وقت قول داد که مکان فعلی از مرکز آموزش عالی گرفته نشود و امتیازات اخذ شود، ولی معاون وزیر به خاطر موقت بودن مکان نپذیرفت. وزارت علوم تضمین می‏خواهد.

لازم به ذکر است که اینجانب در مهر ماه 1392 نامه ای به وزارت علوم نوشتم که 100 هکتار زمین قرار بوده به این مرکز واگذار گردد ولی شهرستان کاشمر دارای زمین‏های آزاد زیادی است و اگر 200 هکتار زمین برای دانشگاه در نظر گرفته شود می‏توانیم وضعیت خوبی در یک افق 500 ساله  برای دانشگاه کاشمر داشته باشیم. چهار سال است پیگیری می‏کنم ابتدا 100 هکتار مصوب شد. بعد رسید به 55 هکتار. یک بار زمینی در کنار هلال احمر (رو به روی دانشگاه آزاد اسلامی) در اختیار دانشگاه قرار گرفت که شهرداری یک سند از 25 سال پیش درآورد و آن را پس گرفت. سپس در بهمن ماه 1395 یک زمین در حدود 50 هکتار در انتهای بلوار تعاون با کلیه استعلامات گرفته شده بصورت موقت واگذار گردید ولی هنوز بصورت قطعی در اختیار مرکز قرار نگرفته که بتوانیم عملیات عمرانی را شروع کنیم.

تلخ‏ترین و شیرین‏ترین خاطره دوران حضورتان در کاشمر چیست؟

تلخ‏ترین خاطره زمانی بود  که داشتیم در محل فعلی مرکز به خاطر محدودیت فضا و با مجوز فرمانداری محترم، ساخت و ساز انجام می‏دادیم، که مسئولین وقت تهدید کردند که تمامی ساخت و سازها را خراب می کنیم. البته با رایزنی‏ها، این مورد ختم به خیر شد.

شیرین ترین خاطره هم این است کجا بودیم به کجا رسیدیم. پیشرفت روز به روز مجمعه این مرکز برای من خاطره شیرین است. خوشحالی اهالی ترشیز و تحصیل فرزندان منطقه در شهر خودشان برایم خاطره شیرین است. کسب دو رتبه تک رقمی کنکور کارشناسی ارشد در رشته علوم و مهنسی آب (6 و 9) و قبول نسبتا زیاد دانشجویان رشته علوم و مهندسی آبا و علوم ورزشی خاطره شیرین است.

ما هنوز اول راهیم. مثل بچه‏هایی هستیم که تازه راه رفتن یاد گرفته‏اند. در واقع دانشگاه پروژه‏ای است که انتها ندارد . ما مرکز نوآوری افتتاح کردیم. الان مرکز نوآوری ترشیز داریم که به نوعی مقدمه‏ای است برای مرکز رشد است که خود مرکز رشد، مقدمه‏ای است برای ایجاد پارک علم و فنآوری. الان امکاناتمان کم است ولی خوشبختانه آقای فرماندار، جناب آقای مهندس فرهادی قول دادند که اینجا را به ملکیت وزارت علوم در بیاورند در این صورت می‏توانیم وزارت علوم را پای کار بیاوریم. ماهیت دانشجوپذیری ما با دانشگاه‏های دیگر شهر متفاوت است 90 در صد دانشجویان ما غیر بومی هستند. امسال هم تجربه خوبی در برگزاری کنکور سراسری را داشتیم، که در نوع خود اتفاق فرخنده و قابل توجهی بود.

در پایان اگر نکته خاصی مد نظرتان هست برای خوانندگان بیان کنید:

از نشریه سرو کاشمر بابت توجه‏اش به مسایل توسعه و پیشرفت کاشمر تشکر می‏کنم. از مردم فهیم کاشمر هم  بابت کمک‏ها و همراهی‏هایشان متشکرم. این دانشگاه متعلق به شخص خاصی نیست، تعلق خاطر به همه همشهریان و هموطنان دارد، این مدت آمدم که به شهر خدمت کنم. از آقای فرماندار که فردی متفکر و پای کاری است و معاونین محترمشان، تشکر می کنم و از دیگر مسئولین انتظار همراهی بیشتر را دارم. امیدواریم بتوانیم با مشخص شدن مکان زمین دانشگاه کار را زودتر شروع کنیم. امیدواریم خیرین هم در پروژه‏ها با ما همراه شوند. وزارت علوم در پروژه‏های خیرساز، بودجه های خوبی پیش بینی کرده است بطوریکه هر چقدر خیرین یک شهر بیاورند، به همان اندازه، به بودجه سالانه دانشگاه اضافه می نماید.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

بار گذاری نظرات قدیمی تر
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.