شهر کاشمر و آفتی به نام تملق و چاپلوسی

اخبار ترشیز
Typography

چاپلوسی یک سری رفتارهای استراتژیک است که به صورت نامشروع برای نفوذ بر یک فرد خاص، با توجه به ویژگی ها و جذابیتهای شخصی، طراحی شده‏اند. برخی از افراد برای افزایش جذابیت‏های خویش در نزد دیگران  به فضای چاپلوسی و تملق میدان می‏دهند.

اینان  از مقوله چاپلوسی و تملق برای کسب وجهه مناسب و در نتیجه پیشرفت و ارتقای شغلی بهره می گیرند. از دید اینان چاپلوسی یک دسته از رفتارهای خود آگاهانه است که آن را با هدف کسب رضایت اشخاص مجهز به کنترل پاداش‏ها و منابع مورد نیاز به کار می‏گیرند. چاپلوسی و تملق در بین افرادی دیده می‏شود که تخصص و اطلاعات کافی ندارند و با این روش سعی می کنند خود را حفظ یا ارتقا بخشند.

واقعیت آن است که؛ هر انسانی با تعریف و تمجید موافق است، او آهسته آهسته احساس غرور کاذب نموده و رفته رفته و با تکرار این گونه رفتارها از سوی افراد متعدد، به تملق شنوی عادت می کند و از آن پس اگر کسی بسیار محترم و به طور منطقی خواسته خود را بیان کند به او اعتنائی نخواهد کرد! برخی برای دستیابی به اهداف بلند پروازانه، به طور غیر باورانه‏ای دست به ریا و تظاهر می‏زنند. آن قدر تملق می‏گویند تا شاید وی را ارتقاء سازمانی دهند و یا به مقامی بالاتر برسد. متاسفانه شاهدیم که؛ شایسته سالاری  کم کم جای خود را به مدح و ثنا گوئی می‏سپارد. متاسفانه در ارتباط بین مسئولین و مراجعین هم طرح دیگری از ریا و تظاهر در حال نمایش است.

با تعدادی از دوستان در باره مدیریت شهری شهرمان صحبت می‏کنیم. بحث اصلی در باره شیوع روحیه تملق و چاپلوسی بود. داستان هم از رونمایی پلاک ماندگار بر سر دیوار منزل پدری اقای رئیس‏جمهور در سرخه سمنان شروع شد. یکی به طنز گفت؛ اگه این اتفاق برای سر دیوار منزل پدری رئیس جمهور قبلی اتفاق می‏افتاد، نشریات اصلاح‏طلب چه می‏نوشتند؟ دیگری مصداق‏های از این موارد در ادوار مختلف ارائه کرد. شاه‏بیت کلام وی رشد این روحیه در دوران سازندگی بود. انگار در دوران مذکور این قبیل کارها دیگر قبح محسوب نمی‏شد. بحث در ارائه مصادیق ملی به مصادیق استانی رسید.

یک نکته برای جمع جالب بود. گاهی یک طیف سیاسی به طیف مقابل حمله می‏کنند و روحیه تجمل‏گرایی و سالوس و ریاکاری و ترویچ چاپلوسی را، به خصوص در قامت یک شخصیت خاص تقبیح ‏می‏کنند، ولی در یک بزنگاه سیاسی وقتی هدف یکی می‏شود، عالیجناب فلانی می‏شود پدر و بزرگتر و شاه‏بیت وحدت. از این موارد زیاد است. مثال‏های زیادی را می‏توان مطرح کرد. در حافظه ما موارد اینچنینی جا خوش کرده است و زدودنی هم نیست. البته مطامع جناحی گاهی برخی را کمرنگ و گاهی برخی را پررنگ می‏سازد. مهم آن است که طیف و جریان سیاسی چه امر می‏کند.

اشارات جمع به مسایل شهر هم کشیده شد. مگر در کاشمر هم خبری از چاپلوسی و تملق هست؟ وقتی در رده استانی حرف می‏زنیم و یا از کشور مثال می‏زنیم راحت‏تر به مصادیق مورد نظرمان اشاره می‏کنیم. مثلاً به برخورد یک طیف سیاسی خاص با آیت‏الله هاشمی رفسنجانی اشاره می‏کنیم. همه باور دارند. کتاب‏ها و مقالاتی که بر علیه ایشان نوشته شده است، در دسترس می‏باشد.یا به برخورد همان طیف سیاسی با ناطق نوری می‏توان اشاره کرد. در همین کاشمر بودن برخی که نقدهای بر علیه برخی از رجال استان و کشور داشتند و بعدها با آنان عکس یادگاری گرفتند.

جمع ما علاقه به بیان مثال از کاشمر نبود. علت مشخص بود با هم تعارف داشتیم. من به بیان خاطره‏ای مشغول شدم؛ گفتم که؛« روزی در رسانه‏ای از یکی از فعالان مدیریت شهری با عنوان سردار سازندگی دیارمان یاد شده بود.  به فردی که سردار سازندگی لقب گرفته بود، تلفنی تماس گرفتم، که هی فلانی چرا رخصت اینگونه مواردی را می‏دهی؟ بنده خدا خودش هم متعجب بود. به ایشان خاطر نشان شدم که دفاع بد نقش مخربی در جایگاه وی در افکار عمومی دارد». شنیدن این خاطره برای جمع جالب بود. یکی از حضار به تعبیری شبیه همین تعبیر سردار سازندگی در نقطه‏ای از شهر در حوزه تبلیغات محیطی اشاره کرد.

استدلال جالبی داشت؛« آن تعبیر سردار سازندگی در رسانه‏ای بود که شاید نتوان مانع توزیعش شد، ولی این نقش روی بَنری بزرگ در حاشیه یکی از میادین اصلی شهر سوال‏برانگیز است که فرد مورد تعریف می‏توانست مانع آن شود؟ امان از دفاع بد.» پدیده تملق گویی در حال رشد است. کافی است کمی به در و دیوار و نرده‏ها و شبکه‏های مجازی دقت شود. تاکید می‏شود که این پدیده در همه طیف‏های سیاسی مشهود بوده و هست و خواهد بود. عجیب آن جاست که همه هم از وقوع و شیوع آن ناراحت هستند. با این همه برخی با شجاعتی مثال‏زدنی از روحیه تملق تبری می‏جویند و در عین حال مبلغ آن هستند.

دوستی از مسئولی یاد می‏کرد که در دولت احمدی‏نژاد هم مسئول بوده و این دوره هم مسئول است. چنان به نقد گذشته و تعریف امروز می‏پردازد که شنونده بی‏خبر از گذشته وی می‏پندارد این هوادار داغ دولت بیش از این سمتی نداشته است. امان از حُب پست و مقام. دوستی گفت مسئولی را می‏شناسد که با خباز و بلوکیان و اسماعیل‏نیا و حتی بنیادی هم عکس یادگاری دارد. انصافاً کار سختی است که با این همه رفت و آمد سیاسی، مقبول طبع همه باشی و با همه یادگاری بگیری و همه هم ترا در همه ادوار از خود بپندارند و با تو در عکس یادگاری بگیرند. امان از روحیه آفتاب‏پرستان.

دوستی دیگر به حضورش در نشستی سیاسی در دوره قبل اشاره می‏کرد. یکی دو نفر به امید اخذ پست در حال بیان نقاط ضعف تیم قبلی بودند. می‏گفت؛« زمان گذشت و تیم رقیب حاکم شد. می‏پنداشتم آن چند نفر به زودی عوض می‏شوند و سونامی جابجایی‏ها شامل حالشان خواهد شد، که نشد. پیگیر شدم چرا این وفاداران دیروز هنوز بر سرکارند. لابد بس که خوب کار می‏کنند، هنوز مورد حمایت ادارات کل هستند. ولی مدیران کل عوض شده بودند، کاشف به عمل آمد که اینان بسان گذشته با تیم جدید از تیم قدیم واگویه‏ها داشتند. آری راز بقای برخی ادای احترام‏های خاص است».

به جمع دوستانم تاکید کردم که؛ «خوشبختانه در حال حاضر در ادارات دیارمان افراد شایسته و دقیق و رک‏گو و دارای صراحت، جایگاهی رفیع دارند. رسانه‏های ریز و درشت و قدیمی و جدید و مجازی و واقعی دیارمان با روحیه انتقادی مبلغ شایسته‏سالاری و شایسته‏محوری هستند. بر عکس آن چه جمع ما تصور می‏کند، در کاشمر ردی از آفت و آسیب چاپلوسی و تملق مشهود نیست و وجود احتمالی اندک مواردی را باید به حساب تصادف گذاشت. دقت کردید مسئولان اصرار دارند برایشان تبریک و تهنیت جایی درج و نصب، نشود، این روحیه ستودنی است».

یکی از دوستان که برای عرض تبریک به یک مقام جدید‏الانتصاب قصد رفتن دارد، در حالی که آدرس بهترین گل‏فروشی شهر را می‏پرسد، تاکید می‏کند؛«شواهد تاریخی نشان می‏دهد در گذشته‏ها بسیاری از شاعران و هنرمندان، نخبگان سیاسی و مردمان عادی در برابر صاحبان قدرت از چاپلوسی و تملق برای امرار معاش و کسب امتیازات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و… نهایت بهره برداری را به عمل می‏آوردند؛ خدا را شُکر این موارد تاریخی در جاهای دیگر مشهود است و در اینجا مشهود نیست. خدا رو شُکر نشریات و پایگاه‏های خبری و شبکه‏های اجتماعی این حوالی مخالف فرهنگ چاپلوسی هستند».

 همه می‏دانیم کاشمر را مشهد شهید مدرس می‏دانند. همه می‏دانیم آقای شهید شهرمان شخصتی رک و صریح داشت و اهل تملق و چاپلوسی نبود. رجزخوانی نمی‏کرد. امید اهالی قلم و کاغذ، آنانی که اهل نقد سازنده و بیان حقایق هستند، در راه حذف این آفت در دیارمان بیشتر از گذشته تلاش کنند. امید اهالی قلم و رسانه و اطلاع‏رسانی با گسترش فرهنگ چاپلوسی مبارزه جدی‏تری داشته باشند. امید مدیران کاشمر به زیر مجموعه خود حساس باشند و با نظارت و تذکر به عنوان دو اصل مهم مدیریتی مجموعه خود را رهبری نمایند. در دیارمان یقین همه با تمام وجود اصرار بر وجود نقد و روحیه نقادی دارند.

 یادمان باشد برابر آموزه‏های دینی مدح و تعریف و چاپلوسی و تملق، به شدت نهی شده است. چاپلوسی نوعی بیماری است. تملق و چاپلوسی بیشتر برای عوام‌فریبی و صید آنهاست و آدمی برای طمع تملق می‌گوید. زیردستان از اربابان و طالبان ریاست از زبردستان فرومایه تملق می‌گویند تا قلوب آنان را به خود جلب کنند و بدین وسیله دنیایشان تأمین شود. اسلام از یک طرف با تملق کننده و از طرف دیگر با کسی که علاقه‌مند است او را تعریف کنند، مبارزه می‌کند و تاکید شده است؛ «به صورت مدح‌کنندگان خاک بپاشید».

تملق و چاپلوسی علاوه بر اینکه گوینده را به ورطه دروغ، فرومایگی، تظاهر و ریا و نفاق می‌کشاند، شنونده را نیز در معرض خطرات خودپسندی، تکبر و سرکشی و گاه سستی در راه خیر و نهایتاً هلاکت و فرو غلطیدن در دوزخ قرار می‌دهد. نقل است؛ روزی مرحوم آیت‌الله مشکینی در حضور امام‌خمینی(ره) از ایشان تجلیل کردند. امام پس‌از بسم‌الله گفتند: «من قبلاً از آقای مشکینی گله کنم. ما آنقدری که گرفتار نفس خود هستیم، کافی است. دیگر مسائلی نفرمائید که انباشته شود در نفوس ما و ما را عقب برگرداند. شما دعا کنید که آدم بشویم».

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.