حاشیه‏ای بر نه به گرانی در میدان باغمزار

اخبار ترشیز
Typography

به ظاهر همه چیز از یک پیام تلگرامی شروع شد؛ در این  پیام آمده است؛«نه به گرانی، تجمع بزرگ کاشمریا روز پنج شنبه میدان باغمزار ساعت ده صبح»، بسیاری از اهالی دارای موبایل هوشمند متصل به اینترنت این پیام را روز چهارشنبه دریافت کرده بودند.

در این پیام تاکید شده بود؛« چرا عادت کردیم به اینکه ارام ارام همه چیز گران شود و صدایمان در نیاید؟؟، باید حرکتی کرد، آیا به میزان گرانی‏ها، حقوق‏ها هم افزایش می‏یابد؟» هر چه بود روز پنجشنبه  هفتم دی ماه عده‏ای ولو اندک، در سر این قرار اینترنتی حاضر شدند.

برخی اندکتر در اقدامی مشکوک سریع از این واقعه با موبایل‏هایشان فیلم گرفتند و هنوز تجمع‏کنندگان متفرق نشده بودند که تصاویر این جمعیت اندک بر روی بعض رسانه‏های جریان ضد انقلاب قرار گرفت. مجموعه معاند نظام حاضر در شبکه اجتماعی تلگرام موسوم به آمد نیوز تصویری از این نه به گرانی گفتن را منتشر کرد. شبکه خبری بی‏بی‏سی نیز در بخش خبری خود به این موضوع پرداخت و از کاشمر نامی به میان آورد. طنز تلخ آنجا بود که بُرش‏های از فیلم این واقعه در شبکه‏های اجتماعی منتشر شد.

موج سواری ضد انقلاب به حدی بود که بعضی در توئیترشان به این موضوع با ذکر نام کاشمر اشاره کردند. این تجمع مجوز قانونی نداشت. شهر تعطیل نشده بود. چند نفری مسیری را با شعارهایی در باره گرانی طی کردند. گرانی یک درد است. دردی کتمان شدنی نیست. درد آن جاست که نه به گرانی، تبدیل به یک مطالبه عمومی شود. چرا باید به این فرجام رسید؟ درد آن است که این نه به گرانی گفتن در کسوت یک حقیقت بدل به عرصه‏ای برای حُب و بُغض‏های سیاسی شود.

درد آن است که همه می‏دانیم مردم ولی‏نعمتان نظام مقدس جمهوری اسلامی است، با این همه برخی از مردم فاصله گرفتند. درد آن است که بیکاری هست، و در کنار آن تلاشی برای اشتغالزایی نیست. غلبه شعار بر شعور اینجا خودش را نشان می‏دهد. مردم بارها و بارها ارادتشان را به نظام و انقلاب نشان دادند و یقیناً باز هم نشان خواهند داد، شعار باید منطقی باشد تا این حس به مخاطبان دست ندهد که همه برابر هستند و برخی برابرترند. برای توجه به مردم الگوهای مختلفی داریم.

عالی‏ترین فرد نظام یعنی مقام معظم رهبری در این حوزه دقت نظری خاص دارند. ایشان از منابع و افراد حقیقی و مراکز حقوقی به خوبی و درستی در جریان وقایع جامعه هستند. چه تعداد از مسئولان ملی و استانی و بومی بسان ایشان با اقشار مختلف جامعه در ارتباط هستند و از حقایق و واقعیات سطح جامعه به طور مستند با خبر هستند؟ کمی به پیرامون خود توجه کنیم، مردم به چه میزان شاهد حضور مقامات عالی دیارمان در میان خود هستند؟ منظور این مراسم رسمی یا آن نشست اداری و مناسبتی نیست.

مردم دوست دارند مسئولان را از خود بدانند و با آنان در صف نماز جماعت مصافحه کنند و شاهد تردد آنان در بین خود باشند. روزی با یکی از فرمانداران ادوار دیارمان در باره قیمت‏های کالاها و اجناس سطح شهر همکلام بودم. متعجب شدم وقتی متوجه شدم وی خود به خرید خانه می‏رود. از جاهای مختلف شهر خرید می‏کرد تا در جریان مسایل اقتصادی مردم در این حوزه باشد. وی اتاق کارش را برج عاج نکرده بود و از ورای تصاویر دوربین‏های ریز و درشت به شهرستان نگاه نمی‏کرد.

حضور سرزده وی در سطح ادارات و دیدار با ارباب رجوع نهادهای مختلف در نوع خود جالب بود. به یاد دارم در دیدار از یکی از نهادها متوجه عدم حضور رئیس و سفر غیر هماهنگ شده وی به مشهد بودیم. همان جا به مدیر کل آن نهاد تماس گرفت و خواهان پیگیری مدیر کل شد و از حیرانی ارباب رجوع گفت. همان جا پای درددل ارباب رجوع نشست. چند نفر از مسئولان ما حواسشان به این ظرائف و دقایق مدیریتی است. آفت آن جاست که برخی مدیریت را نشستن در ماشین‏های شاسی بلند معنا کردند.

آنانی که در تجمعات نه به گرانی در هر جای ایران اسلامی شرکت کردند، افرادی از کرات دیگر یا خارج کشور نبودند. آنان همانانی هستند که در این قریب چهل سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در کنار آحاد مردم در تمام صحنه‏های دفاع از نظام حضور داشتند. آنان دوران دفاع مقدس را درک کردند. این افراد ولو اندک، غریبه نیستند، آنان راه بیان مطالبه‏شان را درست انتخاب نکردند. کشور قانون دارد و اجرای قانوان مطالبه همه ماست. این قانون برای همه یکسان است.

مردم در کل قانون‏مدار هستند و از قانون استدعا دارند با اختلاسی اگر هست مقابله کند. استدعا دارند جلوی ارتشاء و رشوه گرفتن، اگر هست، گرفته شود. خواهان اشتغال هستند. خواهان صمیمیت بیشتر ارکان مدیریتی هر شهر و شهرستان با مردم هستند. مردم دانستن را حق خود می‏دانند و از بازی‏های سیاسی بیزارند. بیزارند که به یک نه به گرانی گفتن عده‏ای ولو اندک، نگاهی سیاسی شود. دولت فعلی در پنجمین سال هدایت قوه مجریه نباید زلف همه چیز را به رقیب و گذشتگان گره بزند.

گران شدن تخم مرغ یک حقیقت تلخ است. گران شدن بعض چیزها با انواع شیب‏های ملایم و غیر ملایم یک واقعیت تلخ است. حقوق نجومی یک درد است. این که دختر یک وزیر  به راحتی وام آنچنانی بگیرد و به راحتی با کارت بازرگانی دیگری لباس کودک وارد کند و در بهترین نقاط شهر فروشگاه بزند یک حقیقت است که برای یک جوینده کار هضمش سخت است. سخت است که برخی خود را مدیون انقلاب بدانند و ببینند که برخی دیگر انقلاب را مدیون خود می‏دانند.

نه به گرانی هر چه بود و هر کمیت و کیفیتی داشت، باید مورد توجه قرار بگیرد. این توجه باید ورای مسایل سیاسی باشد. عرصه رخ داده عرصه تسویه حساب نیست. کاش زودتر در کاشمر شاهد حضور فرمانداری خدوم و غیر سیاسی باشیم، شاهد حضور فرمانداری باشیم که خودش برای خرید به سطح شهر برود و هر از گاه در مسجدی حاضر شود و بی سرو صدا در میان مردم حاضر شود و وامدار این فرد حقیقی یا آن گروه حقوقی نباشد و تشنه خدمت باشد.

کاش بیستمین فرماندار کاشمر به دنبال اشتغالزایی برای کاشمر باشد. همه می‏دانیم مردم شریف کاشمر بسان مردم ولایتمدار ایران اسلامی درد انقلاب و نظام دارند و خودش را در کنار مسئولان نظام می‏دانند، شایسته است هر چه زودتر فرماندار جدید مشخص شود. در همین راستا کاش سایر مسئولان هم دردآشناتر شوند. کاش بدانند که مردم آنان را رصد می‏کنند. می‏دانند کدام مسئول چه خودرویی سوار می‏شود؟ و در کجا زندگی می‏کند؟ و چه دغدغه‏های اقتصادی یا فرهنگی و اجتماعی دارد؟.

کاش نهادهای مختلف حواسشان به این مهم باشد که حواس مردم به همه چیز هست. خاکی بودن و با مردم بودن کاری سخت نیست. در این باره در سیره نبوی و علوی آموزه‏های مختلفی داریم که توصیه می‏شود هر از گاه آنها را بیشتر تمرین کنیم. در گوشت و پوست هر ایرانی احترام به دیگران موج می‏زند، این آموزه ملی باید در میان مسئولان پررنگتر باشد. امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری و شهیدانی چون رجائی و باهنر در این حوزه الگوهای ناب هستند.

در دوران دفاع مقدس شاهد خاکی بودن و روحیه مردمی و پرتواضع شهیدانی چون صیاد شیرازی‏ها و عاصمی‏ها بودیم. این الگوها را نباید فراموش کرد. واقعه ده صبح روز پنجشنبه هفتم دی ماه چه در کاشمر یا سایر جاهای کشور از منظر جامعه شناسی باید ارزیابی شود. در این مهم همانطور که اشاره شد نباید الزاماً موضوع را از منظر سیاست نگاه کرد. البته باید پذیرفت که خناسان سیاسی و معاندان نظام سعی در مصادره این قبیل تحرکات دارند.

همه می‏دانیم برخی به هر دلیل در داخل میل دارند در کسوت اپوزیسیون عمل کنند. مقام معظم رهبری هم در سخنان اخیرشان به این مهم اشاراتی خاص داشتند. دشمنان کشور حسابشان در این قبیل موارد روشن است. آنان کاه را کوه می‏کنند. آنان خواهان ایران مقتدر نیستند. ضد انقلاب هم حسابش روشن است. آنان هم در کسوت‏های مختلف می‏خواهند این قبیل حرکت‏ها را مصادره به مطلوب کند. امید دولت در کسوت قوه مجریه در حل مشکلات اقتصادی مردم کاری کارستان بکند.

امید مجلس شورای اسلامی در کسوت قوه مقننه در حوزه قانونگذاری برای ایجاد قوانینی شفاف و مناسب برای رفع تبیعض در جامعه کاری کارستان بکند. نمایندگان مردم یقین می‏دانند نمایندگان یک عده خاص یا یه طیف خاص نیستند، اینان در یک پروسه قانونی رای آوردند و نماینده همه مردم هستند. اینان یقین می‏دانند برابر گرایشات سیاسی‏شان الزاماً وکیل مردم هستند و نباید تلاش کنند که وکیل‏الدوله باشند. قوه قضائیه نیز دغدغه‏های خود را دارد. عدالت اجتماعی دغدغه هر ایرانی دینمدار است.

یقین این قوه هم در تداوم خدماتش کاری کارستان برای برخورد با مفسدان اقتصادی خواهد کرد. همه باید تحت لوای قانون اساسی و حول محور ولایت به پیشرفت کشور بیاندیشیم. دشمن در اندیشه شکست انقلاب اسلامی است. القاعده و طالبان و داعش در کسوت‏های مختلف سعی در تداوم تحرکات تکفیری و سلفی‏گری خود در اطراف ایران اسلامی داشته و دارد. هشدارهای مقام معظم رهبری را در این رابطه نباید از یاد برد.

مردم ولایتمدار کاشمر در ساعت ده صبح روز پنجشنبه هفتم دی ماه شاهد تحرکاتی در نه به گرانی بودند. یقین اینان می‏دانند که با مدیریت صحیح می‏توان از شعب ابی‏طالب هم گذر کرد. ما سابقه گذر از انواع تحریم‏ها را داریم. با یک برنامه‏ریزی و مدیریت صحیح و برخورد با انواع مفاسد و بیان شفاف اطلاعات به مردم می‏توان از این بزنگاه هم گذر کرد. کافی است همچنان مردم را امین انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی بدانیم.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

بار گذاری نظرات قدیمی تر
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.