گذری به قدرت رسانه در کاشمر و حکایت فرماندار گلپایگان

اخبار ترشیز
Typography

اصحاب رسانه در کاشمر در حال افزایش هستند. هر از گاه شاهد تولد یک رسانه هستیم. روزگاری باید در مراکز تحقیقاتی نظیر کتابخانه آستانقدس رضوی به دنبال نسخه‏ای از یک نشریه کاشمری می‏بودیم. یافتن دوره نشریه سنگر، هنوز هم کاری سخت است.

هنوز کسی همت به نگارش تاریخ مطبوعات و رسانه در کاشمر نکرده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بحث راه‏اندازی یک نشریه محلی شنیده می‏شد. این اصلاحاتیان بودند که با علم بر قدرت پیام اولین مجوز را گرفتند و صاحب رسانه شدند.

در گذر زمان با فاصله معناداری نشریه ما به عنوان دومین نشریه محلی دارای مجوز، فعالیتش را آغاز کرد. حضور اینترنت که بیشتر شد شاهد تولد انواع وبلاگ‏ها بودیم. سایت‏ها هم قد علم کردند. این دو هم وبلاگ و هم سایت، رسانه محسوب می‏شوند. شبکه‏های اجتماعی هم کارکرد رسانه دارند. پایگاه‏های خبری هم متولد شدند. الان عملاً هر شهر دارای چند پایگاه خبری است. بعض روستاها هم در عالم شبکه‏های اجتماعی دارای رسانه‏های مجازی کم جمعیت و پرجمعیتی هستند.

و این همه در حالی است که دو نشریه محلی دارای رقیبانی شدند. جالب آن که در کاشمر و ترشیز یک نشریه اصولگرا و حداقل هفت نشریه اصلاح‏طلب فعالیت دارند و این سوای چند نشریه اصلاح‏طلب دیگری است که یا دارای مجوزند و قصد انتشار دارند و یا در صف اخذ مجوزند. اصلاحاتیان کاشمر و ترشیز به درستی بر قدرت پیام دانا هستند و می‏خواهند تشکیلاتشان را با این ابزار بیش از پیش منسجمتر کنند. کاری که به هر دلیل در میان اصولگرایان کاشمر و ترشیز مورد غفلت واقع شده است.

این همه گفته شده تا به اینجا برسیم که مسئولان کاشمر می‏دانند روزگار مواجه بودن با یک یا  سه چهار رسانه گذشته است. روزگاری صدا و سیما در کاشمر یک نماینده داشت. این نماینده شاغل در یک نهادی بود و بخشی از وقتش را به امر خبرنگاری اختصاص داده بود. از مجموعه رسانه‏های مکتوب استان یک خراسان و بعد قدس در کاشمر نماینده و خبرنگار داشتند. چند رسانه کشوری هم دارای نماینده‏های نه چندان فعال بودند. گاهاً یک فرد با چند رسانه همکاری می‏کرد.

در دهه شصت جمع اصحاب رسانه کاشمر (سال‏ها قبل از جدا شدن بردسکن و خلیل‏آباد) در روی کاغذ کمتر از ده نفر بود و در عمل در حد انگشتان یک دست بودند. در دهه هفتاد این تعداد رشد چندانی نداشتند فقط آن تعداد فعال بیشتر شدند. باز هم اینان نمانیدگان صدا و سیما و چند نشریه استانی و ملی بودند. عموماً شاغل بودند و زمانی را به کار رسانه اختصاص داده بودند. تولد نشریه محلی و آن سیری که در صدر عرض شد باعث افزایش اصحاب رسانه شد.

فعالان کمتر از 10 نفر دهه شصت در حوزه رسانه اینک به بیش از 100 نفر رسیده است. حالا صدا و سیما دارای دفتری مجهز در کاشمر است. نیروی فعال در آن نیرویی وابسته به صدا و سیماست. بعض رسانه‏ها دارای تشکیلات منسجمی هستند. نیرو دارند و تشکیلاتی به هم زده‏اند و سروسامانی به سامان دارند. خبرگزاری‏های مختلف در شهرستان فعالیت دارند. بسیاری از روزنامه‏های کشور و استان در کاشمر  دارای نماینده و خبرنگار هستند. البته هنوز هستند افرادی که همزمان با چند رسانه همکاری دارند.

اینک مسئولان شهرستان می‏دانند رسانه در همه جا حضور دارد. این همه اصحاب رسانه در قالب تقسیم بندی چپ و راست و اصلاح‏طلب و اصولگرا قابل تعریف هستند. البته این علم بر حضور رسانه در همه جا برای برخی از مسئولان وضوح چندانی ندارد. اشاره به نمونه ضرورتی ندارد. بودند فرماندارانی که رسانه را جدی نمی‏گرفتند و نگاهی سنتی به آن داشتند. از دید آنان رسانه موظف به تیتر کردن آنچه آنها می‏خواستند بودند. و جالبتر آن که اینان به برخی از رسانه‏ها تعلق خاطر خاصی داشتند.

این تعلق خاطر در هر دو طیف اصلاحات و اصولگرای دیارمان بوده و هست و خواهد بود. شاید در طیفی حسب میزان قدرت و دوره اقتدارش این تعلق خاطر پررنگتر باشد. این تعلق خاطر به حوزه اقتصاد رسانه هم رسوخ کرده و شاهدیم که یک مدیر که باید همه را برابر ببیند برخی از اصحاب رسانه را برابرتر می‏بیند و با قاعده هفتاد به سی، به یک یا چند رسانه بیشتر توجه می‏کند. روزگاری این توجه برخورنده بود. حالا هر رسانه سعی دارد با مخاطب‏شناسی مسایل خود را به بهترین نحو پیگیری کند.

در این روزها همه از اخبار عزل فرماندار گلپایگان مطلع هستیم. در یک روز سرد فرماندار پالتو بر تن و کلاه بر سر در آیین افتتاح یک مرکز بازیافت در جمع اعضای شوراهای چهار شهر در میانه صحبت رئیس شورای شهر گلپایگان با یک خبرنگار محلی که در حال عکاسی بود ، بگو مگو کرد. در مقام قضاوت در باره این رخداد نیستیم. هر چه بود انعکاس واقعه در شبکه‏های اجتماعی در سطح استان اصفهان واکنش‏ها را در پی داشت. در زمانی کوتاه فیلم واقعه در کشور همه‏گیر شد.

کار به وزارت کشور هم کشیده شد. استاندار در کمتر از 24 ساعت بعد از وقوع ماجرا اقدام به عزل فرماندارش کرد. انواع واکنش‏ها را در این رابطه شاهد بود. هر چه بود قدرت رسانه به رخ آنانی که با اصحاب رسانه با غرور برخورد می‏کنند، کشیده شد. شاید بپرسید ربط ماجرای گلپایگان به کاشمر چیست؟ پاسخ ساده است. اصحاب رسانه کاشمر دارای نجابت خاصی هستند. اینان اهل درد هستند و از سر صبوری و حلم در بسیاری از اوقات به انجام رسالت اطلاع‏رسانی خود می‏اندیشند.

در سلسله واکنش‏های به این رخداد تاکید بر این مهم بود که؛« بعضی از مسؤولان فکر می‌کنند که خبرنگار کارمند آنهاست؛ همان‌طور که به کارمندشان دستور می‌دهند و امر و نهی‌ می‌کنند، با خبرنگاران هم برخورد می‌کنند و این آگاهی را ندارند که خبرنگار، آیینه جامعه، واسط بین مسؤولان و جامعه است و سنگ خودش را به سینه نمی‌زند. خبرنگار مشکلات مردم را به مسؤولان مطرح می‌کند و پاسخ آنها را به مردم انتقال دهد. متاسفانه گاهی به گونه‌ای با خبرنگاران برخورد می‌شود که انگار خبرنگار دشمن است.

باور کنید اگر خبرنگاری مشکلی را مطرح می‌کند، به خاطر مسائل شخصی نیست. بلکه به این خاطر است که خبرنگار خودش را نماینده مردم می‌داند. اما مسؤولان تصور می‌کنند که اگر خبرنگار خبری را از مسؤولی چاپ کرد و او نتوانست به وعده‌هایش عمل کند و اگر باز از او سوال شد، دشمنی در میان است». کاش مسئولان بدانند اصحاب رسانه دشمن آنان نیستند. کاش برای مسئولان کارگاه کنترل خشم برگزار شود. کاش مسئولان هر از گاه از سوی مافوقانشان از منظر سواد رسانه‏ای آزموده می‏شدند.

آرزومندیم رفتاری نظیر مورد گلپایگان در کاشمر رخ ندهد. شایسته است یک مسئول حواسش به تشخص و شخصیت اصحاب رسانه باشد. وظیفه ندارند یک مقام مسئول را همیشه تیتر یک رسانه خود بکنند. مسئولان باید بدانند هر شهروند دارای موبایل هوشمند یک شهروند خبرنگار است که می‏توان فیلم و عکس و گزارش خود را به یک رسانه منتقل کند. در بسیاری از رسانه‏های مدرن بخشی به مقوله شهروند خبرنگاران اختصاص یافته است. این همه باعث می‏شود هر مسئولی خود را در خانه‏ای شیشه‏ای ببیند.

این همه باعث می‏شود هر مسئول ساکن در این خانه شیشه‏ای بداند که مدام در حال رصد شدن است. باید بیشتر مراقب حرکات و سکنات و کلام و رفتارش باشد. شاید مسئولان ندادند که مردم چه در باره آنان می‏دانند. بد نیست بدانید بودند مسئولانی در کاشمر که به طور غیر رسمی به مسئول یک رسانه در باره خبر یا گزارش یا درج یک تصویر تذکر داده بودند. بودند مسئولانی که به محلی که یک خبرنگار به عنوان کارمند در آنجا شاغل است تماس گرفتند و خواستند که از کارمندشان بخواهد که کمتر کار خبری بکند!

خدا را شُکر تاکنون موردی بسان گلپایگان در کاشمر نداشتیم و امید که نداشته باشیم. با این همه بودند مسئولانی که به یک رسانه وقت مصاحبه دادند و به رسانه دیگر وقت مصاحبه ندادند. بودند مسئولانی از یک رسانه برای یک برنامه دعوت کردند و از رسانه دیگر دعوت نکردند. با این همه مهم این است که در هر گوشه این شهر و شهرستان قدرت پیام و کارکرد رسانه بر همه مکشوف است. فرماندار گلپایگان به هر دلیل این مهم را جدی نگرفت و حواسش به این مهم نبود که خبرنگار خبرش را برای مردم واگویه خواهد کرد.

بد نیست بدانید حواس رسانه‏ها به همه چیز هست. حواسشان به خطوط قرمز هم هست. می‏دانند مصالح جامعه چیست. اینان به نظام تعلق خاطر دارند. با افکار عمومی آشنا هستند. می‏دانند فردی که جویای شغل است از این که فرزند فلان مسئول با رانتی خاص در جایی مشغول می‏شود، به چه میزان ناراحت می‏شود. یک عضو رسانه از بازتاب این قبیل تبعیض‏ها در جامعه با خبر است و سعی دارد انعکاسی از آن را در رسانه‏اش داشته باشد. یک مسئول نباید از این مهم ناراحت شود.

یک عضو رسانه می‏داند فردی که کفش ندارد حواسش به کسی است که چندین کفش دارد. او شاکر است که پایی برای کفش به پا کردن دارد، ولی نگاهش به آنانی است که کفش بیشتری دارند. یک مسئول دارای چند کفش باید بداند بی‏کفش‏ها از تعداد کفش‏های وی اطلاع دارند. اگر این اطلاع در رسانه‏ای درج شد نباید آن مسئول از رسانه ناراحت شود. در هر حال فرماندار گلپایگان با تدبیر وزارت کشور عزل شد. امیدواریم این آخرین عزل به خاطر بی‏توجهی به قدرت پیام باشد. آمین.

 

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.