تئاتر کاشمر حیران در اجرای جُنگ یا نمایش فاخر

اخبار ترشیز
Typography

برخی معتقدند یک درصد از اهالی در سال 1396 در پای سن تئاتر مجتمع فرهنگی هنری سرو کاشمر نشستند و رونق بخش این هنر در این سال بودند. به نظر شما جمعیت تئاتر بین کاشمر باید در همین مرز یک درصد توقف کند؟ تئاتر هنری زنده است که هنرمندان نفس در نفس مخاطب به هنرنمایی می‏پردازد. یقین نمی‏توان آرزومند بود که جمعیت صددرصدی کاشمر تماشاچی این هنر باشند، ولی می‏توان متوقع بود که درصد بینندگان این هنر بیشتر و بیشتر شود. یادمان نرود که برای کاشمر ادعاهای ریز و درشتی مطرح کرده‏ایم.

از یک سو یک شهر دانشگاهی هستیم. از سوی دیگر جمعیت تحصیلکرده بالایی داریم. جوانان به عنوان یکی از مخاطبان اصلی این هنر، سهم عمده‏ای در هرم جمعیتی شهرستان دارند. از دیگر سو مدعی هستیم دومین شهر زیارتی استان و چهارمین آن در کشور هستیم و سالانه سه و نیم میلیون نفر گردشگر به دیارمان می‏آیند. این موارد بهانه مطلوبی برای رونق هر چه بیشتر تئاتر کاشمر است. بهانه مطلوبی برای افزایش آن یک درصد ببیننده است.

باید برای معرفی تئاتر به اقشار مختلف تلاش کرد. این مهم از زمانی که گیشه در تئاتر کاشمر مطرح شده است، یک ضرورت است. در جهان امروز بحث تجاری‏سازی هنر و مقوله صنایع فرهنگی یک واقعیت است. همه در تلاشند تا با این ابزار اهداف و باورها و نیاتشان را مطرح کنند. هالیوود و بالیوود از این منظر قابل ارزیابی هستند. البته این تجاری‏سازی و بحث صنایع فرهنگی باعث مرزبندی هنر فاخر و غیر فاخر می‏شود. هنر فاخر هنری است که سعی در ایجاد تفکر دارد و هنر غیر فاخر هنری است که صرفاً سرگرمی است.

یقین شهرستان به  هر دو نوع هنر نیاز دارد. وقتی پای پول و گیشه به میان می‏آید، بخشی از فکر و حواس هنرمند معطوف چگونه اقناع کردن مخاطب و ایجاد جذبه در گیشه می‏شود. گیشه به عنوان رگ حیات یک هنر نباید مطرح باشد. تبیین این گزاره کمی سخت است. هنر برای بقای خود نیاز به پشتوانه‏ای اقتصادی دارد.گیشه می‏توان در این حوزه نقشی بی‏بدیل داشته باشد. اینجاست که مرز بین هنر فاخر و غیر فاخر خودنمایی می‏کند. هنر فاخر را باید حمایت کرد. یارانه شاید یک راهکار باشد.

سازوکار تهیه و توزیع یارانه هم کارکردی شبیه گیشه خواهد داشت. خصوصی سازی حوزه‏های مختلف هنر هم قابل تامل است. ولی همین هم نوعی توجه به گیشه است. واضح و مبرهن است نگارنده مخالف مقوله گیشه برای هنر به طور عام و تئاتر به طور خاص نیست. در سال 1396 در کنار هنر تئاتر شاهد فعالیت گیشه برای فیلم‏های هنرمندان فیلمساز هم بودیم. یک مورد به بهانه امتحانات مدارس، ضمن درک کردن سردی گیشه، نمایش داده نشد و دیگری با توزیع برگه ورودی شام یک موقوفه، گیشه نسبتاً گرمی داشت!

گرمی گیشه تئاتر نسبت به موسیقی و فیلم بیشتر بود. این همه دلالت بر اهمیت گیشه می‏کند. اهمیتی که می‏تواند یک امتیاز و یا یک بلیه برای هنر دیارمان باشد. به قول دوستی نقش گیشه را باید در دو سینمای هالیوود و بالیوود دید. هالیوود در کنار سینمای تجاری، سینمای مولف را هم پوشش می‏دهد و این در حالی است که سینمای تجاری مورد نظرش توانسته آرمان‏ها و باورهای آمریکا را در جهان گسترش دهد. کاری که بالیوود در آن موفق نبوده است.

برخی معتقدند تئاتر کاشمر در مرز میان تئاتر فاخر و انواع جُنگ‏ها در حرکت است. هنر باید در بحث فاخر و غیر فاخرش مورد دقت قرار بگیرد. قرار نیست گیشه به هنر جهت بدهد. ذائقه‏ هنری مخاطبان را باید ارتقا بدهیم. توجه صرف به گیشه باعث می‏شود صفرکیلومترهای هر هنری بخواهند گوی رقابت را از پیشکسوتان و خاک صحنه خورده‏های تئاتر بربایند و خودشان استاد معرکه خودشان باشند. این آفت در تئاتر کاشمر در سال 1396 کمی تا قسمتی قابل رصد بود.

امید این یادداشت برای فرد یا افرادی برخورنده نباشد. نگارنده مخالف گیشه نیست. مخالف ترویج کارهای گیشه‏پسند و حذف کارهای فاخر از گردونه هنر شهرستان است. بایسته است در ترویج تئاتر کاشمر به طور اعم و بحث تئاتر فاخر به طور اخص کوشا باشیم. باید مرزبندی میان تئاتر فاخر و غیر فاخر مدنظر قرار بگیرد. کاش سالن‏های نمایش بیشتر در دیارمان وجود داشت. در آن صورت می‏توانستیم این مرزبندی را در این سالن‏ها لحاظ کنیم. یقین باید به مخاطبان تئاتر از اقشار مختلف احترام گذاشت.

حسب همین احترام باید برای آبادی‏های کاشمر از منظر ترویج تئاتر دیدن توجه کرد. اگر ادعای حضور سالانه سه و نیم میلیون گردشگر در کاشمر درست باشد باید این سوال را مطرح کرد هنر کاشمر چقدر مورد بازدید اینان است؟ اگر نیست چرا؟ و اگر شدنی است باید پرسید وقت آن نرسیده است که سالن نمایشی برای اینان در جاهای پرگردشگر لحاظ کرد. یک درصد جمعیت شهر کاشمر نهایت به ده هزار نفر برسد. ولی یک درصد این آمار گردشگران سه و نیم برابر جمعیت شهر است.

باید به راهکارهای جذب مخاطب بیشتر توجه کرد. شاید ایراد در نوع تبلیغات است؟ شایسته است گروه‏های نمایشی و نهادهای مربوطه به رویکردهای بومی برای امر تبلیغات توجه کنند. شاید ایراد در متون نمایشی تئاترهای فاخر و غیر فاخر است؟ بایسته است در انتخاب متون دقت بیشتری صرف شود. جای کتابخانه تخصصی ادبیات نمایشی در مجتمع فرهنگی هنری سرو کاشمر و یا هر جایی که حامی اهالی تئاتر است، خالی است. به نظر شما چند درصد از اهالی تئاتر کاشمر اهل مطالعه هستند؟

به باور بعضی شاید صددرصد اهل تئاتر دیارمان اهل مطالعه هستند. اگر چنین است که بر اینان درود ولی اگر نه که آرزومندیم اهل تئاتر شوند. امید شاهد جدی گرفتن اقشار مختلف در امر اجرای تئاتر باشیم. در تاریخچه تئاتر کاشمر شاهد درخشش هنرمندان این رشته هنری در انواع جشنواره‏های استانی و ملی اعم از دانش‏آموزی تا دانشجویی و کارگری بودیم. در تاریخچه این انواع جشنواره نام تئاتر کاشمر هم در درخشش است، آیا این به معنای آن است که ما در کاشمر تئاتر کارگری داریم؟

 اینک چرا از این گروه‏ها خبری نیست؟ باور بفرمایید یکی از آفات اصلی هنر همین نگاه جشنواره‏ای است. تاکید می‏شود که حضور در هر جشنواره‏ای شایسته و بایسته است. هدفی محترم است. ولی برای نیل به این هدف نباید خیلی کارها کرد. در این میان خوشبختانه چند سالی است که جشنواره تئاتر میثاق در هنر شهرستان قد علم کرده و در استان سایه افکنده و اخیراً در قامت شجره‏ای خوش قامت در صدد است حضوری ورای استان را تجربه کند. این مهم بهانه مطلوبی برای توجه بیشتر به تئاتر است.

کاش در این مسیر هنرمندان کاشمری‏الاصل مقیم مشهد و هر جای دیگر گوشه چشمی به هنر کاشمر داشته باشند. یادمان باشد مسلم ناصری یک نویسنده معروف در کشور و یک نمایشنامه‏نویس است و تعلق خاطری ناب به زادگاهش دارد. کاش از وی برای این قبیل امور مددی گرفته شود. کاش از محمد خزاعی فدافن یا احمد کاوری که ریشه در تئاتر دارند کمکی خواسته شود. بسیاری دیگر از ناموران کاشمر را می‏توان در لیست یاری‏دهندگان به هنر و تئاتر کاشمر ردیف کرد.

کاش می‏شد از نام و قلم و قدم اینان برای ارتقای کمی و کیفی هنر و تئاتر کاشمر کمک گرفت. کاش می‏شد مجمع خیرین حوزه هنر را راه‏اندازی کرد و بر تعداد سالن‏های نمایش کاشمر افزود. به نظر نگارنده سه و نیم گردشگر ی که به روایت مسئولان هر ساله از کاشمر بازدید دارند، مخاطب تئاتر کاشمر می‏شدند. کاش مرزبندی بین تئاتر فاخر و غیرفاخر در کاشمر مشخص شود. بحث كمبود امكانات و تجهيزات  به حدی ملموس است که تکرار آن شبیه شعاردادن است!

روی کاغذ تئاتر کاشمر ردیف بودجه دارد ولی این بودجه اندک دردی را دوا نمی‏کند. تئاتر کاشمر نیازمند یک همگرایی صادقانه است. کار گروهی و توجه به آن ضامن همگرايي و بهرمندي از تجربه‏ها، تخصص­ها و بالابردن كارآيي و متعاقب آن توليد نمايش‏هاي فاخر و پُر مخاطب  است. کاش وحدت رویه‏ای در تئاتر شهرستان رخ بنماید و تئاتر هنری فراگیر شود و کاشمر بیش از پیش در تئاتر استان و کشور بدرخشد و کاش تئاتر کاشمر گیشه داشته باشد ولی هدفش گیشه نباشد.

 

 

چند سال قبل در یادداشتی در باره وضعیت تئاتر کاشمر نوشتم؛ « مواردی چون؛ كمبود امكانات، تامين بودجه لازم، مهاجرت فارغ التحصيلان به پايتخت، نداشتن امنيت شغلي، عدم توجه به مقوله آموزش، وجود نقدهای به مديريت تئاتر، فقدان همگرايي و نبود برخي از تخصص‏ها از جمله عوامل موثر در تئاتر شهرستان است. امكانات باعث ايجاد خلاقيت و پيشرفت كار هنري است. نمايش مجموعه‏اي از تجهيزات و امكانات مانند: نور، دكور، لباس، گريم، سالن و... است. هر جز به تناسب  نوع نمايش اهميت  ويژه دارد و حذف آن عناصر از كيفيت توليد نمايش مي‏كاهد».

هنوز هم این موارد حضوری قابل اعتنا در تئاتر کاشمر دارند.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.