کنکاشی در باره خاستگاه و جایگاه حاجی فیروز

اخبار ترشیز
Typography

حاجی فیروز برای همه ما نامی آشناست. مردی با رخساره سیاه که اکثر اوقات لباسی قرمز بر تن دارد، او در روزهای مانده به نوروز در کوی و برزن ظاهر می‏شود و دایره زنگی بر دست آواز می‏خواند و با حرکات موزون مردم را سرگرم می‏کند.

مردم هم به فراخور توانشان به وی هدیه یا وجهی پرداخت می‏کنند، حاجی فیروز را نباید گدا خواند. آهنگ‌های او، کاملاً سنتی و در جمله‌بندی، ملودی هستند و بسیار کوتاه و تکراری می‌باشند. حضور شادمانه حاجی فیروز در خیابان در حقیقت گونه‌ای اجرای خیابانی زنده است و همه ویژگی‌های یک اجرای خیابانی همچون ارتباط چهره به چهره و صمیمی با مردم و اجرا در مکان‌های عمومی، پوشیدن لباس خاص، دریافت پاداش یا انعام، سرگرم‌کردن و یا شادمان کردن مردم با ترانه‌های شادمانه همراه با بداهه‌پردازی خوب و نواختن ساز را دربرمی‌گیرد.

برای حاجی فیروز که در واقع دوره‌گرد است، چیزی که خیلی اهمیت دارد، مژده‌ سال نو دادن است. مژده‌ نو شدن جهان و از سرگرفتن زندگی و رستاخیز جهان است. چیزی که تصادفاً با موضوع مرگ و فکر قدیمی ایرانی مربوط است. یعنی رستاخیز و نوزایی جهان. حاجی فیروز مظهر آدم ایرانی از زمین برخاسته‌ ضد تعصبات و ضد قرارها بود. در باورهای كهن سامی و میاندورودِ پیش‌آریایی و نیز یونان عصر كلاسیك، خدایان گاه مظهر خشم و خشونت و آدم‌ربایی و تجاوز و خشكسالی و ترس هستند؛ اما در فرهنگ ایرانی، پروردگار و ایزدگان، همیشه و همواره مظهر نیكی و خیرخواهی برای مردمان و باشندگان روی زمین هستند و سرای سپند، كه جایگاه مینویان دانسته می‌شود، سرایی است كه در آنجا تنها نور و سرود وجود دارد. از این رو است كه مرگ در باورهای ایرانی كهن، پدیده‌ای غمناك دانسته نمی‌شد.

جشن بَمو، یكی از بزرگترین جشن‌های دین مانوی، با شادی و ساز و سرود، در روز درگذشت مانی برگزار می‌شد. در نگاركندهای دخمه‌های هخامنشی، اثری از ناله و موی‌كندن و روی چنگ‌زدن و گریبان دراندن و گریه و زاری دیده نمی‌شود. در سراسر شاهنامه هیچ آیین سالگرد مرگی گزارش نشده است و امروزه هم گاه آیین‌های خاكسپاری مردگان در برخی نواحی ایران، همچون لرستان و بختیاری، با ساز و سرود برگزار می‌شود. در باورهای ایرانی گذر زمان و تاریخ، شكلی چرخی و تكرارشونده در پیش دارد. از همین رو، نوروز نیز نه تنها آغاز بهار، بلكه آغاز هستی زمینی و نمادی از آغاز آفرینش و زایش دوباره آن است. زایشی كه در آغاز اسفندماه و در جشن اسفندگان باروری آنرا گرامی داشته بودند. با این همه حاجی فیروز کیست؟ نماد چیست؟ ریشه تاریخی آن چیست؟

برخی با توجه به عنوان حاجی در ابتدای نام فیروز، او را آتشبان آتشکده می‏دانند و وجودش را به دوران قبل از اسلام مرتبط می‏دانند، از منظر اینان لفظ حاجی دلالت بر جایگاه دینی وی در آیین زرتشت دارد. برخی معتقدند؛ از این روی به او حاجی می‌گویند که حاجی فیروز در تمام  طول سال تنها یک یا چند روز کوتاه به میان مردم می‌آید. حاجی از نظر عامه مردم کسی است که به جایی دور رفته و  پس از مدتی بازگشته است.  در ترکیب «حاجی لک لک» نیز می‌بینیم که او را از این جهت «حاجی» می‌خوانند که مدتی از سال آشیانه خود را ترک می‌کند و باور عامه این است که «حاجی لک‌لک» به حج یا جایی دور و ناشناخته رفته است.

نام فیروز تداعی‏گر پیروز و نوروز است، که خوش و خرم، کامیاب و چیره معنی می‌دهد و هم‌نشینی این دو واژه در ادب فارسی پیشینه‌ای دیرینه دارد. به کار بردن اصطلاح فیروز، اشاره به پیروزی تموز  یا دموزی در نبرد با دیو سرما دارد و چنین برداشت می‌شود که اصطلاح «حاجی فیروز» ریشه در همین «پیروزمندی» دارد. عده‏ای حاجی فیروز را تداوم سنت سال نو در دوران ساسانی می‏دانند که در طی آن بردگان سیاه، جامه‏های رنگارنگ پوشیده  و با صورت‏های چهره‏پردازی شده با مردم آواز می‏خواندند و می‏رقصیدند. مخالفان این نظریه از آنجا که شواهدى از نظام برده‏داری در ایران ، به مفهوم واقعی غربی آن وجود نداشته، ارتباط حاجی فیروز ایرانی با نژاد سیاه را کاملاً رد می‏کنند.

زنده‏یاد مهرداد بهار، اسطوره‏شناس ایران، حاجی فیروز را بازمانده آیین ایزد شهیدشونده دانسته و مراسم سوگ سیاوش را نیز نموداری از همین آیین ارزیابی کرده است. چهره سیاه او نماد بازگشت از جهان مردگان و لباس سرخ او نیز نماد خون سرخ سیاوش و حیات مجدد ایزد شهید شونده و شادی او شادی زایش دوباره آنهاست که با خود، رویش وبرکت می‌آورند. مهرداد بهار سیاوش ر ابا ایزد نباتی بومی مربوط می‌داند. چرا که پس از شهادت سیاوش، از خونش گیاهی می‌روید. این همان برکت بخشی و رویش است. وی معنای دیگری برای نام سیاوش ارائه می‌دهد. سیاوش را که صورت پهلوی آن سیاوخش و صورت اوستایی سیاورشن است، معمولاً به دارنده اسب سیاه یا قهوه‌ای معنا می‌کنند.

اما مهرداد بهار باریشه یابی آیین سیاوش، معنای این نام را مرد سیاه یا سیه چرده می‌داند که اشاره به رنگ سیاهی است که در این مراسم بر چهره می‌مالیدند یا به صورتک سیاهي که به‌کار می‌بردند. این مطلب قدمت شگفت آور مراسم حاجی فیروز ران شان می‌دهد که به آیین تموز و ایشتر بابلی و از آن کهنه‏تر به آیین‌های سومری می‌پیوندد. در اسطوره‏های بین‏النهرین آمده است؛« الهه ایشتر به جهان زیرین سفر می‌کند و برای او دیگر بازگشتی نیست. پس از فرو شدن ایشتر، زایش و باروری بر زمین باز می‌ایستد خدایان درصدد چاره‏جویی بر می‏آیند و سرانجام موفق می‌شوند آب زندگی را به دست آورند و بر ایشتر بپاشند. اما طبق قانون سرای مردگان،ا یشتر باید جانشینی برگزیند تا او را به جای خود به جهان زیرین بفرستد. ایشتر شوهرخود، دو موزی، را که از بازگشت او ناخشنود بود، بر می‏گزیند.

جامه سرخ به تن دوموزی می‌کنند، روغن خوشبو به تنش می‌مالند، نی لاجورد نشان به دستش می‌دهند و او را به جهان زیرین می‌کشانند. دوموزی ایزد نباتی است که با رفتنش به جهان زیرین گیاهان خشک می‌شوند. پس چاره چیست؟ خواهر دوموزی نیمی از سال را به جای برادرش در سرزمین مردگان به سر می‌برد تا برادرش به روی زمین باز آید و گیاهان جان بگیرند. بالا آمدن دوموزی و رویش گیاهان همزمان با فرا رسیدن بهار و نوروزی ما ایرانی‏هاست. در آن هنگام که دوموزی به همراه مردگان بالا می‌آید و سال نو آغاز می‌شود، ایرانیان نیز به استقبال فروهرهای مردگان می‌روند و برای روان‌های مردگان که به خانه و کاشانه خود بازگشته‏اند، مراسم دینی برگزار می‌کنند. همزمان با این آداب و رسوم، حاجی فیروز با جامه‌ای سرخ و چهره سیاه و دایره زنگی در دست، فرارسیدن بهار را نوید می‏دهد.

 

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.