نگاهی مختصر به کارکرد مثبت نوروز در جامعه ایرانی

اخبار ترشیز
Typography

امروزه نوروز با پیشینه‌ای سه‌هزار ساله کهن‏سال‌ترین عید ملی در دنیاست که هنوز باقیمانده و از عوامل پایداری فرهنگ ایرانیان است؛ چون آیین‌های آن در تمام این سال‌ها دگرگونی چندانی نیافته است.

نوروز ترکیب وصفی مقلوب به معنی روز نو است و ایرانیان باستان نخستین روز هر ماه را (اورمزد برگرفته از اهورامزدا) نام گذاشته بودند؛ چون بین آنها مرسوم بوده و هست که هر کاری را با نام آفریدگار توانا آغاز کنند. در یشت‌ها یکی از بخش‌های اوستا آمده است: هنگام جشن فروردین روزهایی است که برای فرود آمدن فروهرهای نیاکان و پاکان اختصاص یافته است. از دیدگاه جامعه شناسی سنت‏های اجتماعی کارکرد مثبت یا کارکرد منفی دارند. کارکرد رسوم و سنت‏های اجتماعی به این معنی است که به تحکیم، وحدت، هماهنگی و رشد و توسعه کمک می‏کند و سبب دوام و پایداری جامعه می‏گردد.

کارکرد منفی، برعکس به نظم و ثبات جامعه خدشه وارد می‏کند و برای جامعه مشکلات جدی بوجود می‏آورد. یکی از این سنت‏های اجتماعی که در درون جامعه ما سابقه طولانی و تاریخی دارد عید نوروز است. پوشیدن لباس نو به منزله داشتن چهره‏ای شاداب و آراسته همراه با شادابی و سر زندگی است. طبیعت زنده و نو می شود و آنها به تقلیید از طبیعت نو، شاداب و خرم می‏شوند. این شادابی و حیات نو به انسان امید و طراوت می‏بخشد و زندگی را با شور و شوق همراه می‏سازد. این شور و طروات با گسترش روابط اجتماعی بخصوص روابط خانوادگی و خویشاوندی و جویای احوال از یکدیگر و استحکام پیوندهای قومی و قبیله‏ای و حمایت از یکدیگر که نظم و پایداری را بدنبال دارد. بنابر این عید هم اثر اجتماعی و هم اثر روانی دارد.

رسم عیدی دادن از سوی بزرگترها به کوچکترها باعث افزایش ارتباطات عاطفی و خانوادگی در میان خانواده و خویشاوندان و خاطره‏ای جالب برای فرد و کودک در تاریخ زندگی خود می‏شود که از لحاظ روان شناسی اهمیت دارد. در ایام نوروز مردمان به پاس احترام به مردگان و زحمات آنان به آرامستان‏ها مراجعه کرده و یاد و خاطره عزیزانشان را پاس می‏دارند. چیدن سفره هفت سین نیز فعالیتی تاثیرگذار در آرامش هر سرای ایرانی است. در این سفره یک نظم و آرامش خاصی دیده می‏شود که شامل باورها، حیات و سلامت است، افراد دور هم جمع می‏شوند. تجمع افراد در یک سر سفره نشان دهنده وحدت و نظم و هماهنگی اعضاء خانواده یا خویشاوندان است که دوباره به ثبات آنها کمک می‏کند. در این حالت هر فرد از عضو و یا اعضاء دیگر باخبر است و تعامل اجتماعی دارد.

این امر زمانی دوچندان می شود که اعضاء تا پاسی از شب در کنار هم به گفتگو و صحبت می‏پردازند و خاطرات و درددل‏های خود را مرور و مطرح می‏نمایند .عید نوروز در بین اعیاد ایرانیان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ چرا که در حقیقت، مجموعه‌ای از عناصر اقتصادی، فرهنگی، دینی و سیاسی و اجزاء اجتماعی تجمیع و بازنمایی شده در قالب یک پدیده‌ عظیم مردمی و بر پایه‌ آداب کهن، در پدیدارشناسی و رفتار ایرانیان و در آستانه‌ نوروز، شاخصه‌های نشاط، مهربانی، تکاپو و ولوله‌ شادی قابل چشم‌پوشی نیست. از یکی دو هفته قبل از تحویل سال یا همان آغاز سال نو در میان مردم که یا مشغول خرید پوشاک و وسایل نو و یا وسایل خاص هفت سین گرفته تا مراسم چهارشنبه‌سوری و سایر موارد هستند، موجی از نشاط و حال و هوایی بهاری در می‌افتد.

 نوروز در اقوام ایرانی، گویی نوعی ایجاد فرصت برای این است که مدتی مشکلات خود را فراموش کنند و از دریچه‌ای دیگر و با پیوند به طبیعت، به بازسازی فردی، مناسباتی و کارکردهای زندگی اجتماعی خود بپردازند. مراسم نوروز، از بازدیدها در ایام نوروز تا آیین‌های مختلف مانند چهارشنبه سوری، خانه‌تکانی، خرید و چیدن سفره‌های هفت‌سین با اجزاء یکسان در تمام اقوام و خانواده‌های ایرانی، ایجاد همبستگی اجتماعی عمیقی می‌کنند و مدنیت و مشارکت عمومی مردمی را در عرصه‌ فرهنگی بازسازی می‌کند. مراسم و آیین‌های نوروز، در کنار مشارکت عمومی فرهنگی، کارکردهای اقتصادی هم دارند. در این زمان از سال، ایرانیان با خرید کالاها و اجناس ویژه‌ نوروزی، همچنین رسم خرید لباس و پوشاک نو، می‌توانند به فعالیت تولیدکنندگان و کسبه هم رونق دهند و این پدیده قدمی در رونق دادن به چرخه‌ اقتصادی جامعه محسوب می‌شود.

در میان آیین‏های ملی، حس نوستالژیک در برگزاری مراسم نوروزی برجسته‌تر دیده می‌شود و غالباً تلاش می‌کنند که سنت‌های نوروز را مفصل اجرا کنند. این جدیت که با هدف قطع نشدن ارتباط افراد با فرهنگ و هویت پیشین آنها است، به نوستالوژی نوروز تعبیر می‌شود. در نگاه جامعه‌شناختی، مراسم و جشن‌های نوروزی، در حقیقت بر اساس رویکرد مبتنی بر ضرورت ایجاد و استمرار انسجام اجتماعی هستند. تمام سرزمین ایران محل پیوند ایرانیان است و به ویژه در ایام نوروز از قبل از مراسمی همچون چهارشنبه سوری تا پایان سیزده به در تقریباً همه به یک شکل و هم‌صدا مراسم خاصی را اجراء می‌کنند و پهنای این سرزمین هماهنگ و یک شکل می‌شود.

امروزه با گسترش مفهوم سرمایه‌ انسانی، اجتماعی و فرهنگی و کاربرد وسیع این مفاهیم، یکی از مسیرهایی که نشان از سرمایه‌ اجتماعی- فرهنگی انسان‌ها دارد که در قالب بزرگداشت مراسم ملی و مذهبی و سنتی نمایان می‌شود، همین مراسم و جشن‌های نوروزی هستند. جامعه به عنوان یک کل منسجم و مرکب از اجزاء است که رابطه‌ عناصر و اجزاء آن با کلیت آن از طریق بازنمایی کارکردهای این اجزاء و میزان اثرگذاری آنها بر کل جامعه از زوایای مختلف سنجیده می‌شود. عید به تمام عیار بیان آیینی از یک تمدن و فرهنگ است که در آن شادی است. یک شکل بیرونی، ظاهری دارد، اما محتوی آن پیوستگی و انسجام اجتماعی و الفت است. 

جامعه ای که در ساحت رسمی خود دچار یک بد فرهنگی یا بد اخلاقی شده و امکان تعامل و گفتگویش را از دست داده است و در طول سال اینقدر سرعت زندگی بالا رفته و به تعبیری مردم به قدری مشغول و گرفتار شده اند که باید چند شغل داشته باشند، این جامعه در عید خود را بازسازی می کند. توجه کنید که در این ۱۳یا ۱۴ روز عید به اندازه ۶ ماه آدم ها از اینکه همدیگر را دیده اند، سرشار از انرژی می شوند. میزان مسافرت در این ایام بالا می رود. ۲۵۰ میلیون سفر و جابه جا شدن، در واقع یک انقلاب اجتماعی است که اتفاق می افتد.

عید خانواده محور است. در عید خانواده کانون اصلی است و یک بازسازی خانوادگی اتفاق می افتد. یک بازسازی نسلی اتفاق می افتد. نسل جدید با آیین ها آشنا می شود و می فهمد که کسی را دارد. نسل میانی مورد قدردانی قرار می گیرد و نسل پیر، مورد تجلیل قرار می گیرد. خانواده ها به سراغ پیران و پدران می روند، میانسال احساس می کند که تعیین کننده است، چرا که این کانون را اوست که اداره می کند. به نظرم این برگشت به یک ساحت آئینی و یک بازی آئینی کردن و بعد غلبه امر شادی و بازگشت به خانواده و کنش مبتنی بر خانواده و یک نوع بازبینی نظام اجتماعی و فرهنگی است.

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.