پُرسه‏های کاشمر و کاهش بَنر و اطلاعیه‏های عرض تسلیت

اخبار ترشیز
Typography

برای شرکت در پُرسه یک آشنا به یکی از آبادی‏های نزدیک شهر رفته بودیم. تعدادی اطلاعیه عرض تسلیت به همراه داشتیم. در بدو ورود بسته اطلاعیه را به فردی که قرآن توزیع می‏کرد، تحویل دادیم.

متوجه شدیم که او یک برگ را جدا کرد و به قاری قرآن داد و الباقی را تحویل آبدارخانه تکیه داد. قاری قرآن در لابلای قرائت‏هایش به فراخور حال مجلس گریزی به حال و هوای فرد مرحوم شده می‏زد و بر اساس اطلاعیه‏ها عرض تسلیت و یادداشت‏های صاحبان مجلس از افراد حاضر بابت ابراز همدردیشان تشکر می‏کرد.

او نام ما را هم خواند. در این میان متوجه شدیم اطلاعیه‏های ما در مجلس توزیع نشده است. بیشتر که دقت کردیم متوجه شدیم جز برگه‏های سیاه‏نامه برگه دیگری در مجلس موجود نیست. بر در و دیوار تکیه نیز اثری از بَنر و پارچه عرض تسلیت دیده نمی‏شد. فقط یک بَنر از سوی تکیه بر دیوار مشهود بود. این همه در حالی بود که مجلس گردانان نهایت دقت را داشتند که از افراد حاضر در پُرسه یادی کنند و تشکر صاحبان عزا را اعلام کنند. بیرون از مجلس شنیدیم توزیع اطلاعیه عرض تسلیت در بعض جاهای این روستا رایج نیست.

علت را جویا شدیم. مشخص شد بزرگان برخی از تکایا و مساجد و هیئات پشت این قضیه هستند. حتی بحث به حداقل رساندن تعداد پارچه‏ها و بَنرهای عرض تسلیت مطرح است. این موضوع در سطح آبادی توسط جمعی از روحانیان و ریش سپیدان و معتمدان حمایت می‏شد. به جرأت می‏توان ادعا کرد که شاهد فرهنگ‏سازی در این مورد بودیم. این موضوع در حال گسترش در این روستاست. گویا در برخی از آبادی‏های مجاور نیز این بحث مطرح شده و مورد استقبال واقع شده است.

در شهر نیز موارد مشابه مشهود است. در یکی از تکایا شاهدیم که برخی از افراد برای عرض تسلیت به صاحبان عزا به یکی از خادمان تکیه مراجعه و متنی را به وی می‏دهند تا بر صفحه دیجیتالی بزرگ تکیه درج شود. در این حالت کمکی هم به تکیه می‏شود. لابد متوجه معذوریت‏های مسئولین هیئات و تکایا و مساجد برای نصب انواع پارچه و بَنرهای عرض تسلیت در دیوارهای محل پُرسه شده‏اید. این پدیده در برخی از مجالس افراد خاص در بحث قرار دادن دسته‏های گل نیز مشهود است.

نقل است در گذشته آیین‏های عزا و پُرسه رنگ و بوی تشریفاتی نداشت. افراد برای عرض تسلیت به منزل صاحب عزا می‏رفتند و مقید بودند در تشییع جنازه و مراسم تدفین و ترحیم حاضر شوند. سعی داشتند ابراز همدردی خود را اینگونه بیان کنند. در گذر زمان اراده برخی بر آن قرار گرفت که اطلاعیه عرض تسلیت در مجلس پرسه توزیع کنند. لابد می‏دانید این مسئله یعنی یک یا چند نفر از سوی برگزارکنندگان مراسم دغدغه توزیع اطلاعیه‏های مورد نظر را داشته باشند.

اینان باید حواسشان باشد که اطلاعیه افراد از سر انصاف توزیع شود. اطلاعیه‏های توزیع شده توسط ایشان باید به نحوی در کنار سایر اطلاعیه‏ها قرار بگیرد که هم در دست و پای شرکت‏کنندگان نباشد و هم با باز و بسته شدن درب و پنجره و یا رفت و آمدها پخش و پلا نشود. یکی باید حواسش باشد که برابر تعداد اطلاعیه‏های از گیره و منگنه استفاده کند. برای نصب بَنر و پارچه و دست گل هم همین دغدغه موجود است. چند نفری باید مامور نصب و قرار دادن این موارد باشند.

باور بفرمایید نصب پارچه و بَنر عرض تسلیت کاری سخت و صعب است. مگر محل برگزاری پُرسه چقدر فضا برای نصب این موارد دارد؟ گاهی شاهد چشم و هم‏چشمی در این موضوع هستیم. فخر فروشی هم در این موارد مشهود است. من سعی میکنم پارچه و بَنر بزرگتری برای نصب سفارش بدهم. دیگری سعی می‏کند جملات قلمبه و سلمبه‏ای را در پارچه و بَنر درج کند که نظرها را بیشتر جلب نماید. این موضوع در قد و قواره و اندازه دسته گل‏ها هم عیان است.

هزینه این همه اطلاعیه و پارچه و بَنر و دسته گل چقدر است؟ این همه بعد از مراسم پُرسه چه فرجامی دارند؟ بخواهیم یا نخواهیم این همه از مصادیق اسراف است. جالبتر وقتی است که این حجم پارچه و بَنر آذین دیوار خانه متوفی و صاحبان عزا می‏شود. ناگاه نمای از یک گذر و محله سیاه می‏شود. همین اتفاق گاهی در محل کار فرد متوفی رخ می‏دهد. اهالی آن گذر و محل و اداره و مغازه و ... محکومند که بین سه تا 40 روز بیینده این حجم تسلیت باشند.

همه باور داریم که؛ ادای احترام و همدردی با خانواده متوفی از آداب دینی و انسانی است، اما برخی رسوم غلط و بدعت‌گذاری‌ها در این مساله را نظیر آنچه بر شمردیم، نباید از نظر دور داشت و تبعات آن را نادیده گرفت. نقل است که؛ با دیدن هر آگهی و بَنر عرض تسلیت در خوشبینانه‌ترین وضعیت، حداقل سه‌دقیقه، ذهن با فکرکردن به‌علت مرگ و تصور شرایط روحی و روانی خانواده متوفی درگیر و همین مسأله باعث می‌شود در کنار همه مشکلات روزمره، افراد با دیدن این آگهی‌ها مرگ را بیش از پیش احساس کنند.

انسان جامعه مدرن با انتقال گورستان‌ها به خارج از شهر، تمایل خود را برای دورشدن از احساس مرگ نشان داد. این به این معنا نیست که حقیقت مرگ انکارشدنی است. روانشناسان معتقدند که فکرکردن زیاد به مرگ و خود را در معرض این حس قراردادن، افراد را به‌سمت افسردگی سوق می‌دهد. می‌توان از محل‌ تبلیغات محیطی در نظر گرفته شده برای عرض تسلیت، برای معرفی ظرفیت‌های انسانی، چهره‌های موفق ورزشی، فرهنگی، هنری، ترویج فرهنگ مطالعه، پیام‌های امیدبخش و… بهره برد.

نقل است در برخی از مناطق کشور شهرداری‏ها با پخش اطلاعیه و نصب اقلام تبلیغاتی به شهروندان کندکر شدند:«همشهری گرامی؛ نصب تصاویر درگذشتگان به‌صورت بَنر در سطح شهر موجب افسردگی عمومی و آزردگی خاطر شهروندان می‌گردد. به حقوق دیگران احترام بگذاریم». لابد می‏دانید؛ قانون زیباسازی شهرها در این مورد می‌گوید: «نصب آگهی و اعلامیه‌های تبلیغاتی در مکان‌های عمومی شهرها از جمله ایستگاه‌های اتوبوسرانی و دیوار منازل مردم ممنوع است. این کار از لحاظ قانونی قابل پیگرد و مستلزم پرداخت جریمه و حبس۶ ماه تا ٣ سال است.»

این قانون در کنار افزایش افسردگی اجتماعی، آلودگی بصری و آسیب‌زدن به اموال عمومی را مدنظر قرار داده است. در حالی‌که قانون این موضوع را به صراحت مورد توجه قرار داده اما به‌نظر می‌رسد که در ضمانت اجرا و نظارت بر آن عملکرد ضعیفی وجود دارد. بی‌شک، فرهنگ‌سازی و اجرای قانون در کنار هم می‌توانند تاثیرگذاری عمیق‌تری بر جامعه داشته باشند. این مهم جزء با همکاری و تعامل همه مسوولان فرهنگی و نهاد‌های متبوع میسّر نمی‌شود .

نباید اجازه دهیم محل زندگی‏مان تبدیل به نمایشگاه مرگ شود. یقین شهرداری و شورای شهر حواسشان به این مسایل هست. امید شاهد اقتدار مدیران شهر در ممانعت از نصب هرگونه بنر، تصاویر، اعلامیه و سوگواره اموات در سطح شهر و به تبع آن در آبادی‏های شهرستان باشیم. مدیریت شهری که مدعی است کاشمر دومین شهر زیارتی استان و چهارمین شهر زیارتی کشور است، یقین باور دارند که باید به فکر روح و روان سه و نیم میلیون گردشگر و زائری که مدعی هستند به کاشمر سفر می‏کنند، باشند.

امیدواریم مسئولان شهر و شهرستان و بزرگان آبادی‏ها خود مقید به این مسایل باشند. اینطور نباشد که مدیریت شهری یا مسئولان روستایی مانع نصب موارد مربوط به مردم شریف باشند و در مقابل انواع پارچه‏ها و بَنرهای عرض تسلیت را در قطع و اندازه‏های مختلف برای خود یا عزیزانشان بر در و دیوار کوی و برزن و محله و اداره و هر جای شهر و روستا نصب کنند. گاهی زود دیر می‏شود و مرگ حق است و شایسته است شعارهایمان برابر شعورمان باشد و حواسمان باشد که مردم ناظرانی شریف هستند.

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.