چپ‏ های سنتی و مدرن کاشمر و چالش انتصاب فرماندار

اخبار ترشیز
Typography

 چرا هنوز فرماندار نداریم؟ شنیده‏ها دلالت بر آن داشت که یک گزینه بومی بیستمین فرماندار شهرستان بعد از انقلاب اسلامی خواهد شد. ولی این گزینه بنا به دلایلی اقبالی نداشت. شنیدیم که این گزینه مدنظر چپ‏های مدرن شهرمان بوده و به استانداری هم معرفی شده است،

ولی چپ‏های سنتی موضع گرفتند. چپ‏های سنتی در مخالفت با این گزینه چند گزینه معرفی کردند. در وهله اول سنتی‏ها معتقد به بازنشسته‏های خود بودند. وقتی متوجه عدم اقبال به این بازنشسته‏ها شدند، چند جوان وفادار به خود را مطرح کردند.

نقل است فرزند یکی از این بازنشستگان، یکی از فعالان حوزه مدیریت شهری و یکی از یاران نزدیک یکی از نمایندگان ادوار از جمله گزینه‏های مطرح چپ سنتی دیارمان بودند. الان هم شنیده می‏شود یک غیر بومی فرماندار کاشمر خواهد شد. گویا در چالش انتصاب یک فرماندار برای کاشمر اقبال با چپ مدرن همساز شده است. وقوع این چالش طنز غریبی است. چرا یک جریان سیاسی وقتی که در اکثر عرصه‏های مدیریتی شهرستان قدرت را در اختیار دارد، اینگونه درگیر ماراتنی برای انتخاب یک فرماندار می‏شود؟

نکند با کمبود نیرو مواجه هستند؟ شاید با کثرت کاندیدا مواجه هستند؟ چه کمبود باشد و چه کثرت این چالش یک نقطه ضعف برای این طیف محسوب می‏شود. این رخداد از منظرهای مختلف قابل تامل است. در محافل سیاسی مطرح است که چرا گزینه نماینده دیارمان به عنوان یک چپ مدرن با مخالفت چپ سنتی دیارمان مواجه شد؟ این روزها بهروز بنیادی متوجه خیلی از ظرائف و دقایق عالم سیاست شده است. برای اطلاعاتش یقین حواسش به خیلی از حُب و بُغض‏های سیاسی دیارمان هست.

روزگاری بهروز بنیادی بخت خودش را در سپهر سیاسی شهر کاشمر در انتخابات شورای شهر آزمود و توانست نظر بسیاری را جلب کند و راهی ویلای خیابان خرمشهر شود. وقتی به نیت ادامه تحصیل از شورا استعفاء داد برخی را اعتقاد بر این بود که یک استعداد سیاسی در دیارمان به بهانه تحصیل حذف شد، در همان زمان بودند برخی دیگر که معتقد بودند این استعداد کشف شده است و دارد سیری منتهی به انتخاباتی بزرگتر یعنی مجلس را طی می‏کند.

در آن سال‏ها برخی باور داشتند که روزی روزگاری بنیادی دوباره در باغ سیاست کاشمر باغبانی خواهد کرد. بعدها حضورش در جمعی از دوستانش که دغدغه کار فرهنگی و امور خیریه را داشتند، برای بسیاری بیانگر این بود که این پزشک دارای سابقه حضور در شورا دارد خودش را برای آینده آماده می‏کند.بنیادی و دوستانش به خوبی در سالیان منتهی به انتخابات مجلس دهم توانستند به وضعیت چپ مدرن در کاشمر سروسامانی بدهند. به راحتی در سطح شهرستان می‏شد این تفاوت را شناسایی کرد.

چپ سنتی دل در گرو آموزه‏های نزدیک به محافل مرتبط با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی داشت و چپ مدرن حواسش به حوزه فرهنگ بود و مبلغ آموزه‏های ملی مذهبی بود. چپ سنتی دارای استخوانبندی قابل تاملی در حوزه مذهب و اقتصاد و فرهنگ و امور اجتماعی بود. وجود تکیه شهداء، شرکت تعاونی فرهنگیان، انواع تشکل‏های مردم نهاد و مجموعه‏های خیریه و جلسات قرائت دعا و قرآن از جمله این استخوانبندی‏ها بود. چپ مدرن هم استخوانبندی خاص خود را به خصوص از نیمه دوم دهه هشتاد بنا نهاد.

باغ فرهنگ ترشیز در دهه هشتاد و نود به تنهایی می‏توانست محملی برای طرح چپ مدرن باشد. این مجموعه و ابواب جمعی‏اش توانست در جذب اقشار مختلف موثر باشد. این باغ که در گذر زمان به باغ حکمت ترشیز تغییر نام داد توانست نبض مسایل فرهنگی شهر را تا حد قابل توجهی در کنترل خود داشته باشد. ابتکارات و برنامه‏های این مجموعه راه را برای حضور یک پزشک معتقد به چپ مدرن را برای حضور در گردونه انتخابات هموار کرد. به حدی این راه همواره شد که توانست همراهی چپ سنتی را هم کسب کند.

کسب همراهی چپ سنتی با بنیادی به عنوان نماد چپ مدرن، پروسه خاص خود را داشت. این پروسه هر چه بود عاقبت با تفاوت دو رای به کام چپ مدرن تمام شد و بنیادی فاتح رقابت درون طیفی شد تا بتواند با انسجام تشکیلاتی رقابت انتخابات مجلس را از رقیبان متفرقش ببرد. بُرد وی برای چپ کاشمر شیرین بود، ولی یقین حلاوت این بُرد برای چپ مدرن شیرینتر بود. از شیرینی این بُرد برای چپ مدرن در زمان انتخاب نوزدهمین فرماندار کاشمر کمی کاسته شد.

نوزدهمین فرماندار گزینه مورد نظر چپ سنتی بود. بنیادی گله‏مندی خودش را در روز معارفه فرهادی مطرح کرد. شاید طرح همین گله‏مندی باز شد تا فرهادی بیش از پیش با چپ سنتی کاشمر دمخور باشد و کمتر شاهد عکس مشترک وی و نماینده باشیم. هر چه بود بنیادی برای موفقیتش نیازمند یارانی همراه بود. یقین وی از میان یاران همراه همراه‏ترین‏ها را می‏خواست. برابر این خواست بود که برخی از عزل و نصب‏ها را شاهد بودیم. چپ سنتی کم کم ناچار به واگذاری برخی از سمت‏ها به چپ مدرن شد.

بنیادی در تهران به عنوان یک اصلاح‏طلب هوشمند شناخته می‏شود. حتی در سطح استان هم به عنوان یک چهره دانشگاهی از اقبال خوبی برخوردار است. رفتار سیاسی وی مبتنی بر سطوح خاصی از نخبگی است. وضعیت وی در میان نمایندگان ادوار کاشمر خاص هست. شاید کمی شبیه اسماعیل‏نیا باشد. هر دو افرادی اکادمیک هستند که تمایل چندانی به رفتارهای پوپولیستی ندارند. این مهم باعث اشتهار بنیادی در تهران و مشهد هست. ولی همین اشتهار شاید باب میل چپ سنتی دیارمان نباشد.

اگر بود باید چپ سنتی در انتخاب نوزدهمین فرماندار کاشمر تابع نظر بنیادی می‏بود. شاید گفته شود در بحث انتخاب فرهادی نباید توقع داشت که بنیادی هم نظر بدهد. بر فرض قبول این گفته بی‏پایه، باید چپ سنتی در دوره فرافرهادی تابع نظر بنیادی می‏بود. گزینه بنیادی برای حضور در کسوت بیستمین فرماندار کاشمر یک نیروی وزارت کشوری با سابقه فرمانداری و اصلاح‏طلبی بود. این نیروی بومی به عنوان یک چپ مدرن باب دل چپ‏های سنتی کاشمر نبود. و یقیناً این باعث تعجب بنیادی شد.

این روزها یقیناً بنیادی حواسش به ویلای خیابان خرمشهر هم هست. حواسش هست که یک چپ مدرن در شورای شهر از شش عضو دیگر ورای مرام سیاسی و علایق جناحی می‏خواهد حواسشان به خیلی چیزها باشد. یقیناً بنیادی می‏داند که حواس مردم هم به ویلای خیابان خرمشهر هست. این روزها واگویه برخی از محافل شهر مسایل مربوط به شورای اسلامی شهرمان هست. لابد بنیادی به شفافیت معتقد است. تشویق اعضای شورای شهر در توجه به امر شفافیت وظیفه همه ماست.

برخی از افراد و جریان‏ها وقتی صاحب قدرت می‏شوند، می‏پندارند حواس مردم به آنها نیست. می‏پندارند همه با آنان هم نظر هستند. بد نیست نگاهی به درصد آرای رقیبان داشته باشیم. بد نیست نگاهی به میزان آرای خود و درصد اقبال مردم به خود باشیم. گاهی زود دیر می‏شود. چپ‏های کاشمر حواسشان هست که آیندگان امروز را به قضاوت خواهند نشست و با تعجب مسایل امروز ما را بررسی خواهند کرد. آیندگان با دقت نظری بیشتر از ما امروز را رصد خواهند کرد.

یقین ارکان مدیریتی شهرستان حواسشان به حرف و حدیث‏ها هست. یک نفر در شورای شهر حرف‏های زده است. مجموعه‏های نظارتی سطح شهرستان و آنانی که در قوای مختلف حواسشان به همه چیز هست لابد می‏دانند حواس شهروندان به همه چیز هست. شایعه بسان سیل عمل می‏کند. چپ‏های کاشمر بدانند در رقابت دو بخش مدرن و سنتی خود این مردم هستند که حسب مطالبه‏گری به وقایع شهرستان توجه دارند. گاهی زود دیر می‏شود. کمی به خود بیاییم.

نماینده به طور قطع از ظرائف و دقایق مسایل شهرستان آگاه است. مردم خواهان توجه به مسایل زیربنایی هستند. خواهان اصلاح بنیان‏ها هستند. می‏دانند برای این تحرکات مهم شهرستان نیازمند فرماندار است. نیازمند آرامش در مدیریت شهری است. نماینده و ارکان مدیریتی یقیناً حواسشان به مطالبات مردم هست. امید همه همدیگر را به شفافیت تشویق کنیم. صادقانه هم این کار را بکنیم. یادمان باشد حتماً در بحث شفافیت صادق باشیم. اگر وامدار کسی باشیم باید در بحث شفافیت نهایت دقت را داشته باشیم.

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.