گاهی زود دیر می‏شود و اشارتی به ویلای خیابان خرمشهر

اخبار ترشیز
Typography

نگارنده این سطور در ماه‏های منتهی به انتخابات شوراها به دیدار یکی از فعالان مطرح حوزه مدیریت شهری رفت. این دیدار برای عرض خسته نباشیدی ساده بود ولی بسان بسیاری از دیدارهای اینچنینی به مسایل شورا و انتخابات شوراها کشیده شد.

فعال مورد نظر آرزومند بود که رئیس وقت شورای شهر و نایب رئیسش در شورای پنجم هم حضور داشته باشند. باورش این بود که رئیس وقت شورا نقش لنگر را دارد و می‏تواند فضای جلسات شورا را مدیریت کند.

به ایشان عرض شد که بنا بدلایلی چند این دو رای نخواهند آورد. در این جا بحث به نتایج احتمالی کشیده شد. نظراتی مطرح شد. آن فعال در حوزه مدیریت شهری قاطعانه معتقد به یک شورای صددرصد چپ بود و نگارنده این سطور باور داشت شورای با اکثریت چپ آن هم در نهایت چهار نفر شکل خواهد گرفت. وقتی بحث به اسامی برندگان احتمالی ماراتن انتخابات شورای پنجم رسید، فعال مورد نظر اصرار به اقبال عمومی به لیست‏های سیاسی به ویژه لیست چپ‏ها کرد.

 ایام منتهی به چهلمین روز ارتحال آیت الله هاشمی رفسنجانی بود. خدمتشان عرض شد که آرای انتخابات شوراها تابعی از روابط قومی و طایفه‏ای و بر اساس کلنی‏های جمعیتی است و طیفی دارای اقبال است که این مهم را در تبلیغاتش لحاظ کند. تاکید شد کاشمر شبیه تهران نیست که یک لیست یا بخش اعظمی از ان رای بیاورد. اقبال با حوزه نفوذ هر کاندیداست و چه بسا یک کاندیدا خارج از یک لیست بیشتر رای بیاورد. اینجا بحث به مصادیق رسید.

الغرض در بحث اسامی مشخص شد ایشان تمایل به حضور اکثریتی چپ برای حمایت از شهردار دارد. گذر زمان باب میل وی بود. اکثریتی چپ در ویلای خیابان خرمشهر شکل گرفت. نوزدهمین فرماندار هم با نظر قانونی‏اش پروسه منتهی به انتخاب شهردار را تایید کرد. و اینک در گذر ایام شاهد یکدستی خاصی در شورای شهر و شهرداری هستیم. اکثریتی چهارنفره حامی شهرداری هستند که در دوره قبل توانست اعتماد هفت نفر از نه نفر اعضای شورای چهارم را جلب کند.

در شورای شهر چه خبر است؟ ظاهراً یکی از اعضای اکثریت مواردی را مطرح کرده است. ظاهراً اکثریت همین اکثریت، یعنی سه نفر دیگر وی را همراهی نمی‏کنند. ظاهراً سه نفر اقلیت هم کمی تا قسمتی ناظر وقایع بین این چهار نفرند. البته هر از گاهی ابراز نظراتی دارند. با این همه در ویلای خیابان خرمشهر چه خبر است؟ گاهی در میانه جلسه علنی به ناگاه جلسه غیر علنی می‏شود. گاهی جلسه از همان ابتداء غیر علنی می‏شود. اکثریت شورا را چه می‏شود؟ نکند جای اکثریت و اقلیت در حال عوض شدن است؟

بعیدت نیست جای اکثریت و اقلیت عوض شود  ، اشتراکات  حق طلبانه می تواند عامل مهمی در این راستا حتی به طور موقت باشد، چرا فردی که تا دیروز یکی از برگ‏های برنده لیست چپ برای شورای پنجم بود اینک بسان گذشته نیست ؟ چرا سه عضو هم طیف وی این روزها کمتر به وی لبخند می‏زنند؟ چرا در راستای حق طلبی و حقیقت جویی وی را یاری نمی کنند؟ حرف و حدیث‏های مربوط به این سوالات را همه شنیدیم. در عصر پدیده انعکاس سریع اخبار همه از ریز و درشت وقایع با خبریم. حتی از نشست‏های برون از شورا هم خیلی‏ها به فراخور ارتباطاتشان باخبرند.

شنیده‏ها از وقایع شورا و شهرداری بسیار است. برخی از این شنیده‏ها در عالم مجازی مشهود است. بحث‏های مربوط به این مسایل باعث رونق چند گروه در یکی از شبکه‏های اجتماعی شده است. در جراید هم شاهد نَمی از یَم این مسایل هستیم. در خبرگزاری هم به فراخور گرایش سیاسی شاهد انعکاس و پژواکی از اخبار شورا هستیم. در این میان مردم کجایند؟ شهروندان کجایند؟ آیا وقایع دی ماه سال گذشته را از یاد برده‏ایم؟ یقین خادمان مردم از خدمت را فراموش نکرده‏اند.

یقین حواس حضرات به مطالبات مردم هست. مردم شریفی داریم. حواسمان به دغدغه‏های مردم باشد. پیشنهاد می‏شود اعضای خدوم شورای و شهردار هر از گاه با یک مینی بوس گشتی در سطح شهر بزنند. سرزده به میان مردم بروند. کمی از مشغله‏هایشان بکاهند و بیشتر در میان مردم حاضر شوند. سر زده در نماز جماعت این مسجد یا آن مسجد حاضر شوند. نیازی هم به عکاس و تصویربردار نیست، خودشان از خودشان عکس بگیرند. کمی حواسشان به سایتشان و اطلاع رسانی باشد.

فرض کنیم ما بخواهیم یک کتابدار را تشویق به رعایت قوانین کتابخانه بکنیم. باید خود تابع قانون باشیم. اگر از کتابدار بخواهیم در دادن کتاب به متقاضیان پارتی‏بازی نکند، خودمان هم نباید از وی بخواهیم مثلاً این کتاب را به فرزندمان بدهد! یا این کتاب را به دامادمان بدهد. حواسمان باشد سایر اعضای کتابخانه وقتی کتاب را می‏خواهند حواسشان به قوانین هست. کسی حق ندارد کتابی را بیشتر از مهلت مقرر در اختیار داشته باشد. توجه به حواس دیگران خیلی مهم هست.

یقین داشته باشید که اعضای کتابخانه حواسشان به روابط کتابدار و دقت وی در اجرای ضوابط هست. کتابدار اگر قانومند باشد کتابخانه را برابر قانون مدیریت می‏کند. می‏داند که آن که حساب پاک است از محاسبه چه باک است. طنز تلخ آن جاست که برخی تاکید بر اجرای قوانین در کتابخانه دارند و باز خواهان انعطاف قانون برای این منسوب یا آن منصوب دارند. یقین هیئت امنای کتابخانه یا انجمنی که بر کار این کتابدار و کتابخانه نظارت می‏کنند حواسشان به همه چیز هست.

فرض‏های زیادی را می‏توان ردیف کرد تا به اشاره و کنایه به شورائیان و شهردار گوشزد شود که مردم حواسشان هست. وقتی مسیری به علت آبگرفتگی دچار مشکل می‏شود، اهالی سلسله سوالاتی را در ذهن متصور می‏شوند. درست است که انواع تشکر و قدردانی بر تن نرده‏های شهرداری جاخوش کرده است،  ولی مردم دوست دارند مسایل را بدانند. مثلاً راز عدم حل آبگرفتگی‏ها را بدانند. وقتی این را بدانند خواهان دانستن سایر مسایل هستند.

شُکر خدا باور اعضای شورای اسلامی شهرمان و شهردارمان این است که دانستن حق مردم است. خوب برای این کار ابزار مختلفی در اختیار ایشان هست. دو سامانه اینترنتی در اختیار شهرداری و شورای شهر هست. شورای شهر برای درج رپرتاژها در جراید مصوبه دارد که کاری به اجرا یا عدم اجرای آن از سوی شهردار نداریم، ولی بد نیست به طور شفاف مسایل در جراید اطلاع‏رسانی شود. چرا باید یک عضو شورای شهر از رئیس شورا درخواست مصاحبه مطبوعاتی اعضای شورای شهر را داشته باشد؟

چرا هیئت رئیسه شورای شهر با حضور شهردار و سایر اعضای شورا اقدام به برگزاری سلسله نشست‏های مطبوعاتی نمی‏کنند؟ چرا وقتی نشریه‏ای خواهان مصاحبه می‏شود با پاسخ‏های امروز برو فردا بیا مواجه می‏شود و در عوض نشریه‏ای دیگر به راحتی رخصت مصاحبه دارد؟ یادمان نرود که قبل از ما کسانی در این مصادر و مدیریت‏ها بودند. بعد از ما هم خواهند بود. این میزها و تریبون‏ها برای ابد در اختیار ما نیست. ما فرزند و برادر و آشنای این یا آن شهید هستیم. ما همه دغدغه‏های انقلابی و ارزشی داریم.

کمی به خود بیاییم، آیا اسیر التزامات تشکیلاتی شدیم؟ آیا رفتار و کردار و پندارمان پاسخی درخور خون شهیدان هست؟ در شورای شهر هر خبری باشد روزی عیان می‏شود. هر آن چه در پس پرده باشد روزی فاش می‏شود. تشکیلات چیز خوبی است و وفاداری به تشکیلات هم عالی است. ولی قبل از تشکیلات مسایل شهر و شهرستان مهم است. گاهی زود دیر می‏شود. شورای ششم هم در راه است. در انتخابات دور بعدی رفتار امروز ما نقل محافل است. یادمان باشد حافظه مردم قوی است. بخشنده هستند ولی فراموشکار نیستند.

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.