ویلای خیابان خرمشهر و حاشیه ای بر یک جلسه علنی

اخبار ترشیز
Typography

حمید فدافن 
فکر کنم بعد مدت‏ها در جلسه شصت و دوم شورای پنجم توفیق حضور در جمع ویلانشینان خیابان خرمشهر را یافتم. همین ابتدای مقال دو نکته را خدمتتان عرض کنم، اول آن که؛ از بعد از دستور مقام قضایی مبنی بر منع حضور خبرنگاران در جلسات علنی شورای اسلامی شهر وارد شورا نشده بودم.

نکته دیگر آن که دوران ریاست خباززاده تعداد خبرنگاران حاضر در جلسات علنی معمولاً کمتر از اعضای شورا بود. اما تعداد خبرنگاران در این جلسه یعنی دوره اعمی، بیشتر از تعداد اعضا بود. شاید در جلسات قبلی یا بعدی تعداد بسان دوران قبل شود.

در این نکته دوم موضوعی جلب توجه می‏کرد، آن هم توجه اصحاب رسانه به هنر عکاسی و استفاده از انواع دروبین‏ها برای ثبت لحظات و شکار صحنه‏ها بود. این مهم به حدی پُررنگ بود که یکی از شورائیان اصلاح‏طلب به عکاسی یک عکاس از پس دوربین عکاسی دیگر انتقاد کرد و روُ ترش فرمود. شاید برخی از مسئولان از کارکرد عکس در حوزه خبر و اطلاع‏رسانی بی‏خبر باشند، هر چه هست یک عکس گاهی کارکردی به مراتب بیشتر از یک مقاله دارد. الغرض تِلک تِلک عکس گرفتن گاهی تبدیل به موسیقی متن فضای شورا می‏شد.

قیاس دوران ریاست خباززاده با اعمی برایم جالب بود. دو اصلاح‏طلبی که بیش از این در یک قاب حاضر می‏شدند و برای ورود به شورای پنجم با هم شعار می‏دانند، در مقابل یکدیگر قرار داشتند. یک اصلاح‏طلب با گرایشات سنتی در مقابل یک اصلاح‏طلب با روحیات مدرن گارد گرفته است. و جالب این که هر دو راهبری اقلیت و اکثریت را برعهده دارند. و این از عجایب سیاست کاشمر است. بگذریم. در این جلسه ابتدا احمد غزنوی طی نطقی طبق معمول پرحرارت ایراد کرد. اشاراتی به بعض تبعیض‏ها و تفاوت‏ها در بعض امور شهرداری داشت.

سه فرد تیم اقلیت شورا نظراتی در باره نطق این عضو قدیمی شورا داشتند. رئیس پاسخی قانونی به ایشان داد. برایم نوع رفتار این اقلیت که تا چند ماه پیش اکثریت بودند جالب است. آیا این سه بزرگوار رفتار و کردار خود را در آن دوران به یاد دارند؟ یقین می‏دانند که اعمی با زیروبم رفتار و کردار آنان آشناست. یادمان نرود این سه بعلاوه اعمی اکثریت شورا بودند، اعمی راه و رسم اکثریت بودن را بلد است. الغرض در فضای گفتاری این سه نفر نکاتی جلب توجه می‏کرد. گلمحمدی پیشنهاداتی را برای مدیریت جلسه مطرح می‏کرد. آیا خود در دوران اکثریت بودنش پذیرای پیشنهادات بود؟

وی سعی داشت در این نشست بیشتر نکته‏پردازی کند. از جمله نکاتی که مدنظرش بود ضرورت قرائت گزارش یک بازرسی از شهرداری بود. گویا نهادی نظارتی مسایلی در باره شهردار و شهرداری را بررسی و طی نامه‏ای نظرش را به رئیس شورا اعلام کرده است. گویا این نامه هم محرمانه است. گلمحمدی و یارانش استدعای قرائت نامه را در صحن علنی داشتند. حتی خواهان غیر علنی شدن جلسه هم مطرح شد. در حافظه به یاد داشت موردی را که خباززاده به وقت ریاستش جلسه‏ای علنی را غیرعلنی کرده بود. ولی اعمی قبول نکرد. حتی نامه را هم نخواند. استدلالش هم گویا پشتوانه قانونی داشت.

نامه خطاب به رئیس شورا بود. ایشان به صلاحدید می‏تواند نامه را برای اعضا قرائت کند. که به طور قطع این کار را باید به وقتش بکند. اقلیت سریع نامه‏ای تنظیم کرد و از رئیس خواست تا نامه را قرائت کند. نامه توسط دکتر صادقی که در این جلسه به یکی از عکاسان هم خطابی داشت به جمع خبرنگاران تحویل شد تا دست به دست به رئیس شورا برسد. عنوان نامه جالب بود، مسئول شورای اسلامی شهر کاشمر. برایم جالب بود خباززاده رئیس شورای اسلامی خطاب می‏شد در گذشته و اینک اعمی مسئول شورای اسلامی خطاب می‏شود. قربان بروم خدا را این ور بام سرما را آن ور بام گرما را.

این ضرب‏المثل عامیانه را شما خواص بر نگارنده ببخشایید. اعمی به نکته جالبی هم اشاره کرد. خطاب به اقلیت تاکیدی به این مضمون داشت که این نامه خوانده خواهد شد، نامه‏های محرمانه پیش از این هم قرائت خواهد شد. خدایا در شورای اسلامی شهرمان چه می‏گذرد؟ پیش از جلسه یکی از اعضای اقلیت شورا مصاحبه اعمی را با یک نشریه اصلاح‏‏طلب می‏خواند و به طنز اشاراتی داشت. به دوستی گفتم همین صحنه را در نوعی دیگر شاهد بود، یکی از اقلیت سال قبل شورا در حال خواندن مصاحبه خباززاده با یک نشریه اصلاح‏طلب بود و به طنز اشاراتی داشت. یاللعجب.

پیش از آغاز جلسه یکی از اعضای اقلیت به نگارنده خاطرنشان شد که اعمی دارد شهرداری را شخم می‏زند! هم ایشان در جلسه اشاره کرد از زمان انتخاب اعمی به عنوان رئیس شورای اسلامی شهر کاشمر، شهردار وارد شورا نشده است. دیداری میان دو یار دیروز یعنی سلیمانی و اعمی بعد از تغییر ریاست شورا اتفاق نیفتاده است. این نکته بسیار عجیب است. آخر چرا؟ در ذهن مرور می‏کنم ریاست شبیری در شورای اول تا ریاست خباززاده در سال اول شورای پنجم را. و در این مرور به امروز میرسم. گاهی به عنوان یک روزنامه‏نگار که خاطراتی از ادوار مختلف شورا دارد، می‏خواهم یک سوال ساده را فریاد بزنم.

می‏خواهم از این جماعت معلم و استاد و روحانی و پزشک و کارمند و بازاری شورای اول تا کنون بپرسم، ای بزرگواران در قید حیات و ای شادروانان خدابیامرز، از دید شمایان مقوله مهم؛ مکارم‏ الاخلاق در صحن علنی شورا به چه میزان محلی از اِعراب دارد؟ آنانی که اهل مکارم ‏الاخلاق بودند خدایشان خیر دهاد. آنانی که نیستند هم خدا عاقبت به خیرشان کناد. حضرات؛ خاندان هر یکی از شما مفتخر به داشتن شهید و ایثارگری است. یقین همه همتمان مصروف آن است که عکس راه شهیدان گام ننهیم. یقین باور داریم نباید کاری کنیم که شرمنده خون شهیدان شویم.

در این جلسه این برداشت را داشتم که در شهرداری افرادی به کارگیری شدند که بعضاً دارای قرابت‏های با برخی هستند. این برخی شاید اعضای محترم بعض ادوار شورا هم باشند. شما بزرگواران اعم از اقلیت و اکثریت شعار شفافیت را باور دارید. کافی است برای اخذ تجربه تماسی با مهندس سید حسن رسولی خزانه‏دار شورای اسلامی شهر تهران بگیرید و بحث شفافیت در مسایل شورا را از ایشان جویا شوید. یا می‏توانید از از اعضای شورای اسلامی شهر مشهد این مهم را استعلام کنید. جسارتاً نگارنده این سطور رفتار شما بزرگواران را از مصادیق شفافیت نمی‏داند.

استدعا می‏شود با هم مهربان باشید. بدانید شهروندان حواسشان به شما هست. استدعا می‏شود منافع شهر را فدای منافع گروه یا جریانی خاص نفرمایید. آیندگان وقتی حکایات شورای پنجم شهر کاشمر را بخوانند از وجود این جمع حقوقدان و معلم و استاد و روحانی دارای پیشینه در مشاغلی از خطابه تا ترک اعتیاد، از تدریس تا نظام مهندسی، از دامداری تا شهرداری و از فعالیت در انواع مشغله‏های خیریه به وجد خواهد آمد و یقین خواهد کرد این دوره شهر کاشمر دچار تحول شده و حضرات کارهایی کارستان کردند، خدا نکند آیندگان وقت خواندن حکایت این شورا حسی نچندان خوشایند داشته باشند.

امید بزرگواران شورا خود عامل به آموزه‏هایشان در زمان تدریس و خطابه و طبابت و امور خیریه باشند. یادشان باشد چقدر رای آورده‏اند. این آرای شما حرمت دارند. ضمن اینکه شما الزاماً وامدار تعداد رای خود نیستید، شما باید پاسخگوی همه شهروندان باشید. این باید را یادتان نرود. اگر در سطح شهر توسط هر فردی از حوزه شمایان و مدیریت شهری ظلمی و جفای بکند، هر فرد در هر جایگاه به اندازه سهمش باید پاسخگو باشد. اقلیت و اکثریت هم ندارد. همه وامدار مردم هستیم. امید خدا ما را آنی به حال خودمان وا نگذارد. خدا کند شعارهایمان را از یاد نبریم و به آنها عمل کنیم. آمین.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.