آداب و رسوم ، داستان و فریادهای مردم روستای فرح آباد

اخبار ترشیز
Typography

فاطمه نبوی ثالث 
فرهنگ شفاهی مردم نمایانگر افکار ، آمال و آرزوها، امیدها و ناامیدی ها، عاطفه ها و نیازهای آنان است. فرهنگ شفاهی مردم را می توان  در لا به لای ضرب المثل ها ، چیستان، فریادها، ترانه ها، لا لایی ها، اشعار محلی و  تصنیف های آنان یافت. فرهنگ شفاهی بخشی از میراث گذشتگان است

که افراد را به زندگی دلگرم می کند و نوعی همبستگی عاطفی و قومی در بین مردم به وجود می آورد.

بررسی فرهنگ شفاهی دنیای رنگارنگی است که بخش های مختلف زندگی مردم را بازخوانی می کند و آنچه در ضمیر ناخود آگاه قوم ها و جمعیت های مختلف است نمایان می سازد.

 بررسی فرهنگ شفاهی مردم فرح آباد ( قلعه بالا)  نیز در این شماره به همین منظور انجام شده است.در گفتگوهایی که انجام شد چند مورد حائز اهمیت است. اول این که همه افرادی که در روستا طبع شعر دارند تلاش داشته اند در وصف ائمه به ویژه امام رضا (ع) ، امام علی (ع) و امام زمان (عج الله) شعر بسرایند که نشان دهنده اهمیت مذهب در زندگی اهالی روستاست.

  1. داستان های بیان شده از طرف اهالی یا مذهبی است که بخش هایی از آن با آرمان های اهالی روستا در هم آمیخته و با افکار آنان هماهنگی دارد و  بخشی راجع به کسب ثروت ناگهانی ، اوسنه های عشقی و عاطفی است که همراه با خیال پردازی عنوان می شود .
  2. پهلوان گرایی نیز در ادبیات عامیانه اهالی روستا وجود دارد . مطلق گرایی و شگفت آوری حوادث از موضوعات پهلوانی این روستاست . به عنوان مثال فردی در روستا بوده که هر کس را که به مردم ظلم می کرده با یک ضربت از پا می انداخته است.
  3. شادی در شعر روستایی بیشتر از غم وجود دارد.
  4. با وجود این که 270 خانوار از 870 خانوار روستایی عشایر هستند ولی به نظر می رسد سبک شهر نشینی بر روستا نشینی غلبه پیدا کرده است. امروزه شهری شدن با تمام ابعادش نمایان است، سبک زندگی جدیدی در حال شکل گیری است که روستا را از حالت قدیمی خارج کرده است.

برای آگاهی شما مخاطبان گرامی  با فرهنگ شفاهی روستای فرح آباد توجه تان را به اشعار، فریادها، ضرب المثل ها و مراسم سنتی یا مذهبی  که توسط تنی چند از معتمدان و مطلعین  روستا بیان شد جلب می کنیم.

حاج موسی شبان متولد 1314  اولین فردی است که با او گفتگو کردیم . وی می گوید : کشاورزان روستای فرح آباد در گذشته تلاش زیادی برای تولید محصولات داشتند و در بسیاری از محصولات خودکفا بودیم. هنگام برداشت محصول شور و شوق خاصی در روستا حاکم بود. اشعار زیادی هم در مورد محصولات و میوه ها وجود دارد و تعدادی شعر هم خودم سروده ام. در باره انگور ، شلیل و آلبالو شعر گفته ام. اما یکی از مراسم خاص مردم فرح آباد در هنگام برداشت گندم بود . وقتی گندم به صورت خرمن بر پا می شد . به اصطلاح خودمان اگر کاکل خرمن به سمت قبله قرار می گرفت . می گفتیم به دشت برکت آمده است. در این هنگام ده بیست جوان دور خرمن با منگال می چرخیدند و یکی از آنها شعر می خواند و بقیه مرحبا می گفت . حاج موسی اصطلاح غریدن هنگام شعر خوانی را به کار می برد «می غریدم و شعر می خواندم» و در پایان با منگال یک گوسفند را ذبح می کردند و گوشت گوسفند پس از تقسیم در بین اهالی روستا توزیع می شد.

با آقای علی اکبر پور اسماعیل موذن مسجد جامع روستای فرح آباد  نیز صحبت کردیم . وی می گوید: فریادها به خواسته ها و تمایلات جامعه روستایی برمی گردد. در قدیم در مراسم مختلف « فریاد کردن» یکی از مرسومات بود. جوانان امروزی این اشعار را به خاطر نمی سپرند و کم کم « فریاد کردن» به عنوان یک رسم در حال از بین رفتن است. وی چند نمونه از اشعاری را که هنگام فریاد استفاده می شده است را می خواند:

ستاره می رود ماه را ببیند

چه « ورقه» روی « گلشاه» را ببیند

چه « ورقه» روی « گلشاه» را ندیده

که یوسف زلیخا را ببیند

ستاره سرزد و بیدار بودم

دِ پای رخنه دیوار بودُم

دِ پای رخنه دیوار حُولی ( خانه)

هنوز در انتظار یار بودُم

حالا ماه بلند آسمانی

مزن لافی که به یارم نمانی

نه چشم داری ، نه ابرو و نه مژگان

نه مثل یار مو شیرین زبانی

****

ستاره آسمان نقش زمین است

خودم انگشتر و یارم نگین است

خداوندا نگهدار نگین باش

که یار اول و آخر همین است

 

دلم می خواست دلسوزم تو باشی

چراغ و شمع و پیه سوزم تو باشی

در او روزی که مُردُم در  بَرِ بید

کفن بُر و کفن دوزم تو باشی

***

علی دیدم ، علی در خواب دیدم

علی در مسجد و محراب دیدم

علی دیدم که  بر دُلدُل سواره

چو قنبر در رکابش می دویدم

***

سحرگاهی رسیدم بر سر پل

قدمگاه علی (ع) و سم دُلدُل

عرق های برِ روی محمد (ص)

چکیده بر زمین و سر زده گل

 

آقای علی رستمی مدیر باشگاه ورزش باستانی امام علی (ع) هم راجع به رسم و رسومات روستا  صحبت کرد. وی می گوید: روز میلاد امام زمان (عج)  15 شعبان در روستای فرح آباد  روز ملی روستاست. پنجاه سال است که در این روز مردم روستا جشن می گیرند .جشن شب15 شعبان برای روستاییانی که در فرح آباد زندگی می کنند برگزار می شود و شب 16 شعبان جشن برای فرح آبادی های مقیم شهر و روستاهای دیگر برگزار می گردد. مردم روستا همه خود را در این جشن سهیم می دانند و هر کدام به نحوی برای آقا امام زمان (عج) انجام وظیفه می کنند. من هم شعری در همین مورد سروده ام.

امشو دِ ده ما چه خبرهایه  ای یَره

جشنی به پا شده و دلها وایَه ای یَرَه

پنجاه ساله که مردم دِ ای قلعه

جشنی به پا مِنَن که تماشایه ای یره

اجر شِمار که باید بده ای بچه های خُب

امیدتان به مهدی (عج) زهرای آی یره

 

 

علی رستمی در باره ضرب المثل ها ، اوسنه ها و خرافات  روستا نیز صحبت هایی داشت . وی اظهار داشت : اوسنه های روستای فرح آباد بیشتر راجع به موجودات خیالی مثل اژدها و پری و دیو است . داستان هایی راجع به این که سرنوشت انسان  نوشته  شده است نیز در روستا وجود دارد. اوسنه ای نیز در این مورد تعریف کرد با این مضمون که مردی در هنگام خارکنی به اژدهایی برمی خورد و اژدها از او می خواهد دخترش را به همسری او بدهد. مرد تقاضا را قبول می کند . بعد از ازدواج دخترش با به احوالپرسی آنها می رود و دخترش را خشنود می بیند و متوجه می شود که اژدها شاهزادهای در پوست .....

اوسنه علی اکبر پور اسماعیل راجع به سرنوشت محتوم انسان است در اوسنه او نوزادی می خواهد متولد شود و پیش بینی می شود که همه مال و اموال و دارایی یک تاجر بسیار پولدار مال او خواهد شد. تاجر تلاش بسیاری می کند که کودک را به هر نحو شده از بین ببرد ولی همه کارهای او نتیجه عکس می دهد و در نهایت نوزاد بزرگ می شود و همه مال تاجر را بنا به تقدیر و قضا و قدر صاحب می شود.

آقای علی شبان رئیس هیات عامل مرکز نیکوکاری ولی عصر (عج) شهرستان کاشمر هم با بیان این که هر ساله در این روستا در دهه فجر پیاده روی  انجام می شود اظهار داشت: پیاده روی دهه فجر نشان همبستگی و همراهی مردم روستاست و با کمک اهالی انجام می شود . در همه برنامه ریزی ها خود اهالی روستا شرکت دارند. مسیر 3 کیلومتری با حضور 3400 نفر پیموده می شود. همه افراد با صبحانه حلیم پذیرایی می شوند ، پذیرایی نیز با کمک و همراهی مردم انجام می پذیرد و در پایان مراسم جشن برگزار می شود با قرعه جوایزی به تعدادی از اهالی روستا اهدا می شود. مردم روستا از برگزاری این مراسم خاطرات خوبی دارند و به عنوان یک کار نمونه روستا  به یادگار خواهد ماند.

بی بی طاهره موسوی آخرین نفری است که با وی به گفتگو نشستیم. وی می گوید : معتقدم آنچه در قدیم بیشترباعث رضایت و خشنودی مردم می شد ، قناعت و دوری از زیاده طلبی بود. همه مردم روستا قانع بودند . دور همی ها بیشتر بود . مردم صله رحم به جا می آوردند. ما خودمان هم اهل قناعت بودیم . دوازده بچه را با کمترین امکانات بزرگ کردم . به خودمان سخت نگرفتیم. فکر می کنم در طول 80 سال زندگیم هیچ کس به خوشی من زندگی نکرده است. امروز توقعات مردم در زندگی زیاد شده است. همین باعث شده آرامش نداشته باشند .

با اشاره به چند خرافه صحبت های ما به پایان رسید.

صبح یکشنبه جارو کردن خیلی خوب است

شب سفره مان را بیرون تکان ندهید

شب جارو نکنید

اگر فقیر زن شب در خانه آمد به او کمک نکنید

اگر مرد فقیر شب آمد ناامیدش نکنید

و....

   

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.