داستان اعداد در شهر عتیق (شهری خیالی)

اخبار ترشیز
Typography

محبوبه وزیری 
دو دو تا چهار تا، دو بعلاوه دو می شود چهار، چهار با چهار برابر است، سه با سه مساوی است، 4 بعلاوه سه می شود هفت ، چهار بیشتر از سه است، 4 در یک جمع هفت نفره اکثریت است، سه در یک جمع هفت نفره اقلیت است، 4 نفر اکثریت، رای تاثیر گزار دارند، 3 نفر اقلیت، رای تاثیر گزار ندارند.

شاید شما شهروندان شهر عتیق بگویید،  این بدیهیات چیست؟ این اعداد را که در اول دبستان آموخته ایم و همه می دانیم که 4 با 4 برابر است. این تاکید و تکرار برای چیست؟

باید به عرض شما شهروندان شهر عتیق برسانم که هر چند بر اساس ارقام ریاضی و کمیت این اعداد با هم برابرند ولی رفتار همه بزرگان و مسئولان و اعزه و گرامیان شهر عتیق نشان می دهد که عدد 4 با 4 برابر نیست. برای متقاعد شدن شما شهروندان عزیز در مورد تغییر کمیت ها در شهر عتیق لازم است توضیحاتی ارائه شود .

فرض کنید یک جمع 7 نفره تصمیم گیرنده در شهر عتیق با رای مردم انتخاب شده اند. دوباره فرض کنید این جمع 7 نفره به دو گروه 3 و 4 نفره تقسیم شوند. منطقی است که گروه 4 نفره اکثریت هستند و گروه 3 نفره اقلیت. حال باز هم فرض کنید که این گروه می خواهند کارشان را آغاز کنند و پست ها و مسئولیت هایی که قابل تقسیم هستند را بین خودشان تقسیم کنند. در اولین جلسات 4 نفر اکثریت ، در هنگام تصمیم گیری همه مسئولیت هایی که این گروه می توانند داشته باشند را بین خودشان تقسیم می کنند و به آن سه نفر هم هیچ نقشی نمی دهند و بهشان محل هم نمی گذارند. جالب این جاست که این تصمیم گیری ها در جمع های 4 نفره صورت می گیرد در صورتی که گروه با 5 نفر رسمیت می یابد. طبیعی است که آن 3 نفر اقلیت ناراحت می شوند . در این هنگام است که مسئولان و بزرگان شهر جمع می شوند و همه با هم گروه اقلیت را مواخذه می کنند که « چرا به رای مردم توجه نمی کنید؟» « از اعضای شورا انتظار داریم  در راستای احقاق حق عموم حرکت کنند.» « باید قانون فصل الخطاب باشد» و... خلاصه همه بزرگان این گروه اقلیت را دعوا کردند که حرف نزنید و سر جای خود بنشینید . از نظر بزرگانِ  قوم، آن 4 نفر محق بودند و این سه نفر بنا به کار جمعی و گروهی باید از آنان تبعیت می کردند.

یک سال گذشت. اقلیت اکثریت شدند و اکثریت اقلیت. فکر می کنید چه اتفاقی افتاد . بله بیخود نیست که می گویند« سنگ اول گر نهد معمار کج، تا ثریا می رود دیوار کج» . باز این گروه اکثریت نشستند و پست ها و مسئولیت ها را بین خودشان تقسیم کردند و سرگروه اقلیت بی کلاه ماند. گروه اقلیت هم بعضی هاشان گریه کردند و جلسه را ترک کردند. برخی ها قهر کردند و برخی هم اصلا در جلسات حاضر نشدند. « چنین است رسم سرای درشت، گهی پشت به زین و گهی زین به پشت» آن سه نفر که خارج می شدند جلسه 4 نفره می شد . جالب این بود همان هایی که با 4 نفر مدیر انتخاب کردند در این موقع گفتند خیر جلسه شما رسمیت ندارد و با حمایت بزرگان  جلسات از رسمیت خارج می شد.

باز دوباره بزرگان و مسئولان شهر جمع شدند و همه گروه اکثریت را مواخذه کردند . یعنی همان 3 نفری که به 4 نفر تبدیل شده بودند و گفتند چرا شما کاری می کنید که آن سه نفر برنجند ؟ هیچ کس هم آن سه نفر اقلیت را منع نکرد که چرا سهم خواهی می کنید و رای مردم چه شد؟ و حق الناس چیست؟ و حرام و حلال کدام است؟

وای که چقدر از اعداد 3 و 4 و 7 در این نوشتار استفاده شد. امید سرگیجه نگرفته باشید. مثلا بگوییم «یک بام و دو هوا»، «یکی به دو نکن» و«در خانه اگر کس است یک حرف بس است».

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.