جناب فرماندار؛ بانک‏ها را دعوت به مماشات بفرمایید

اخبار ترشیز
Typography

حمید فدافن 
بیستمین فرماندار شهرستان کاشمر در چهل سال اخیر در مراسم اختتامیه دومین جشنوار شعر طنز شهاب ترشیزی اشارات نابی به کارکرد طنز در جامعه کرد. ایشان اشارتی ویژه به بهره‏مندی از زبان طنز در بیان مسایل کردند

. از دید ایشان مسئولان باید با زبان طنز آشنا باشند. خیلی دلم می‏خواست به زبان طنز به جناب فرماندار عرض کنم؛ ای بزرگوار برخی مسایل را با طنز هم نمی‏شود بیان کرد. نمی‏دانم جناب فرماندار از بانک‏ها و موسسات مالی وامی اخذ کردند یا نه؟ نمی‏دانم تا حالا با این اوضاع اقتصادی مشکلی در پرداخت اقساط داشتند یا نه؟

امید که ایشان وامدار نباشند و دغدغه پرداخت اقساط ریز و درشت نداشته باشند. لابد ایشان در جریان مشکلات اقتصادی و مباحثی چون خط فقر و گرانی و کوچک شدن سفره و درد معاش هستند. لابد ایشان می‏دانند که بسیاری از وامداران قصد اختلاس ندارند و به علت کمرشکن بودن مخارج زندگی و مشکلات مالی توان پرداخت به موقع اقساط را ندارند. لابد روسای بانک‏ها و موسسات مالی در شورا یا کارگروه یا کمیته‏ای به ریاست فرماندار عضو هستند، کاش از این حضرات خواسته شود گوشه‏چشمی به دغدغه‏های اقتصادی مردم داشته باشند.

جناب فرماندار لابد می‏دانند در این اوضاع اقتصادی، پدر یک خانواده در کسوت یک نان‏آور باید با هر تدبیری چرخ زندگی را بچرخاند و منادی امید در زندگی باشد. قبول بفرمایید این تدبیر و امید کاری سخت است. یقین جناب فرماندار و سایر مسئولان در میان مردم عیون و چشم‏هایی دارند و از درد مردم با خبر هستند. آیا مماشات بانک‏ها و موسسات مالی با مردم در بحث دریافت اقساط کار سختی است؟ یقین وام گیرندگان نیت پناهندگی به کانادا و فرار به سایر جاها را ندارند. به قدر کافی تضمین برای پرداخت اصل وام و بهره و دیرکرد آن را داده‏اند.

درست است که یک وام‏گیرنده اسنادی را امضاء کرد و ضامن یا ضامن‏های هم برای پرداخت اصل وام و سود و جریمه آن داشته‏است. درست است که وام‏گیرنده متعهد شده است به موقع قسط‏هایش را پرداخت کند. که چه بسا بخش قابل توجهی از آن را هم پرداخت کرده باشد. در این دوران تحریم و افزایش قیمت‏ها و ثابت بودن درآمدها برای بسیاری از اقشار ، ممکن است یک رئیس بانک و موسسه مالی از حال و هوای اقتصادی مردم بی‏خبر باشد؟ کمی مماشات باعث برگشت خاوری از کانادا و یا ظهور سلطان سکه و رشد امثال بابک زنجانی و سلسله‏ای از اختلاس‏ها نخواهد شد.

جناب فرماندار امیدوارم مواردی که در پی می‏آید را تجربه نکرده باشید. در جمع خانواده نشسته‏اید. تلویزیون از محاکمه یک مفسد اقتصادی می‏گوید. مفسدی که نام و نام خانوادگی‏اش بیان نمی‏شود و فقط اشارتی به حروف اول نام و فامیلش می‏شود. گرم شنیدن اخبار هستی که تلفن ثابت خانه و دقایقی بعد موبایلت به صدا در می‏آید. از سوی فلان بانک است. صدایی ضبط شده و ماشینی خبر از تاخیرت در پرداخت یک قسط داده است. همان صدای خشک و بی‏روح اشارت به قانون می‏کند. حس می‏کنی یک مفسد اقتصادی هستی که دارند نام و نام خانوادگی‏ات را فریاد می‏زنند.

 با خود می‏گویی این فرد اختلاس کننده شبکه بانکی کشور هم تلفنش قبل از اختلاس به صدا در آمده و یک صدای خشک و زمخت به وی قوانین و تاخیر در پرداخت دیون را متذکر شده است؟ اوضاع وقتی بدتر می‏شود که این صدا به ضامن یا ضامن‏هایت هم تماس می‏گیرد. جناب فرماندار در این قبیل لحظات چه حسی را باید در ذهن و روح و روان داشت؟ یادمان نرود که کسی عمداً میلی به عدم  پرداخت قسط و پرداخت جریمه ندارد. اوضاع وقتی بدتر می‏شود که بانک یا موسسه مالی مربوطه تاخیرت در پرداخت یک قسط یا چند قسط را با ذکر مبلغ به ضامن یا ضامن‏هایت اعلام می‏کند.

اینان هم پیامک را برایت فوروارد می‏کنند. خدایا یعنی این حضرات بانکی از مناسبات و روح و آبرو  و نوع ارتباطات افراد بی‏خبرند؟ به شخصه به نزد برخی از بانکیان رفتم. پاسخ‏ها دلالت بر این داشت که سیستم در مشهد متمرکز عمل می‏کند و دست آنان نیست. فرمودند که بانکشان شرکتی دارد که آن شرکت افرادی استخدام کرده تا به بدهکاران بانک و موسسه تماس بگیرند و پیگیر پرداخت قسط و بهره و جریمه باشند. حتی یکی گفت این شرکت‏ها نعوذبالله کارکردی شبیه شرخرها دارند! خدایا توبه. به یکی از این بانکی‏ها گفتم که یعنی برای روابط عمومی بانک و هیئت مدیره آبروی بانک در افکار عمومی مهم نیست؟

 پاسخ ساده بود. مردم وام می‏خواهند. وامشان را که پرداخت کردند باز هم وام می‏خواهند. در بحث موسسه مالی میزان روزی از فردی مطلع در رده استانی راز موفقیت این موسسه را پرسیدم. پاسخ عجیبی داد. به زعم وی مجموعه حقوقی این موسسه در دریافت دیون خوب عمل می‏کرد. پیگیر شدم. دایره حقوقی تا مصادره اموال بدهکار هم پیش رفته بود و حتی به ضامن وام‏گیرنده که تاخیری در اقساطش داشت پیش رفته بود. بعد از وقایع مربوط به این موسسه باز هم همان فرد را دیدم. این بار راز سقوط این موسسه را پرسیدم. اشارتش به همان دایره حقوقی بود. موسسه در حوزه مشتری‏مداری خوب عمل نکرده بود.

یقین بانک‏ها و موسسات مالی دارای روابط عمومی و مراکز اطلاع‏رسانی و انواع مشاورهای تبلیغاتی هستند. لابد اینان به مدیران کل استانی و روسای مجموعه‏های مالی گفته‏اند که بهترین تبلیغ، تبلیغ چهره به چهره است. بانکی که تکریم ارباب رجوع را جدی بگیرد، برای خودش مبلغانی فعال تربیت کرده است که در هر محفل و در هر کوی و برزن در وصف آن مجموعه سخن‏های شنیدنی و باورکردنی خواهند گفت. همه از کارکرد شایعه باخبریم. یک کلاغ چهل کلاغ شدن سکه رایج در میان اهالی شایعه است. یقین مسئولان تبلیغ این مراکز بانکی و مالی از کارکرد شایعه بر علیه مجموعه‏شان با خبر هستند!

مهندسی افکار عمومی یک ضرورت برای هر موسسه مالی و اعتباری است. گاهی می‏شنویم که فلان مجموعه مالی دارای سیستم خاصی برای وصول مطالبات خود هست. می‏شنویم که بهمان مجموعه مالی دارای توان حقوقی خاصی است و به راحتی می‏توان یقه اخذکننده وام و ضامن و ضامنانش را بگیرد و تامین اموال نماید. این مهم شاید برای آن مجموعه مالی ضمانتی برای دریافت اصل وام و بهره مربوطه و کارمزد و جریمه و غیره باشد ولی در واقع پشت مجموعه را در افکار عمومی خالی می‏کند. مردمداری و احترام به افکار عمومی در بقا و بالندگی هر مجموعه‏ای موثر است.

برخی از این مجموعه‏ها شعارها و عناوین دینی را در تبلیغات خود مطرح می‏کنند. زیبنده است این مسایل در حد شعار نماند. جناب فرماندار؛ مسائل اقتصادی آنقدر مهم هستند که در قانون اساسی ما تعداد قابل توجهی تبصره و بند و ماده و قانون به آن اختصاص داده شده است تا کوچک‏ترین حقی از کسی ضایع نشود. اگر کسی بابت چند قسط عقب افتاده به بانک بدهکار باشد آنقدر پیگیری بانک محکم و دقیق است که باید تا آخرین ریال اصل پول و البته بهره یا کارمزد و یا هر اسم دیگری که دارد را هم بپردازد و صفت مشتری بد حساب هم در پرونده اقتصادی‏اش ثبت شود.

جناب فرماندار در این اوضاع خاص اقتصادی، در مواردی که شخص نیازمندی از بعضی بانک‏ها و مجموعه‏های مالی قرض می‏کند باید نصف موهای سرش سفید شود تا بتواند با چندین ماه تاخیر و کلی مایه گذاشتن از آبرو و کرامت انسانی‏اش و البته با هزار بدبختی پول را پس بدهد. الغرض جناب فرماندار یادمان باشد که مردم شریف دیارمان با گوشت و پوست و استخوان مشکلات اقتصادی را لمس می‏کنند. استدعا می‏شود از روسای بانک‏ها بخواهید اینقدر ماشینی با مسایل انسانی برخورد نکنند. کمی اوضاع اقتصادی جامعه را برایشان در میان بگذارید.

 به نظر نگارنده بایسته است روسای بانک‏ها و موسسات مالی در نشستی ویژه با وضعیت اقتصادی جامعه آشنا شوند. به این حضرات باید واقعیات عریان جامعه بیان شود تا بدانند کارد به استخوان رسیدن یعنی چه؟ استدعا می‏شود از بانک‏ها استدعا شود در رابطه با تماس با وام‏گیرندگان محترمانه‏تر و انسانی‏تر برخورد کنند. شاید همه چیز را بشود ماشینی کرد، ولی یقین صدا را نباید بسان آدم آهنی برای آدمی دارای گوشت و پوست و خون و احساس پخش کرد که هی فلانی بیا قسطت را بده وگرنه این یا آن ماده قانونی اجرا می‏شود. یقین شهرستان کاشمر شورای تامین دارد و یقین اعضای محترم این شورا حواسشان به همه چیز هست.

کاش مسئولان بانک‏ها و موسسات مالی گاهی پیاده در سطح شهر و آبادی‏های کاشمر قدم بزنند و از نزدیک وضعیت اقتصادی اقشار مختلف را ملاحظه بفرمایند. جناب فرماندار؛ موارد ریز متعددی را می‏توان ردیف کرد ولی شاه‏بیت همه یک چیز است؛ جناب فرماندار از بانک‏ها و موسسات مالی بخواهید کمی تا قسمتی بیشتر از همه ادوار با مردم راه بیایند. از این بزرگواران بخواهید اسباب بسط و گسترش امید در جامعه باشند. بخواهید ما را در تدبیر امور معیشتی کمک کنند. ما اقساطمان را پرداخت خواهیم کرد. برابر قانون در کنار اصل و بهره متعهد هستیم جریمه دیرکرد را هم پرداخت کنیم. کمی مماشات لطفاً. ممنون.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.