قوژد روستایی عالم پرور و دانش دوست

اخبار ترشیز
Typography

فاطمه نبوی ثالث 

 قوژد روستای قدیمی در  جنوب شرقی کاشمر که در گذشته 2 کیلومتر با کاشمر فاصله داشت. توسعه کاشمر و روستای قوژد این روزها این فاصله را کم کرده ، کافی است از روی یک پل کوچک عبور کنید تا به قوژد برسید.

وارد روستای قوژد می شویم. دو خیابان اصلی این روستا، باور ورود به روستا را برایمان دشوار می کند. همه خانه نوسازی شده اند و هم کوچه ها آسفالت هستند. اولین چشم انداز قوژد برای فردی که برای اولین بار وارد این روستا شده تداعی زندگی مولد روستایی را ندارد. عدم وجود معماری بومی و عدم توجه به بافت روستایی در قوژد برای هر بیننده ای مشهود است. همه می دانیم مسکن روستایی باید نشانی از اقتصاد و معیشت ، سنت و هنجار را در نگاه بصری تداعی کند تا آنها که در روستا می مانند نسبت به خود ، فرهنگ خود و باورهای خود اعتماد داشته باشند و بین شهر و روستا سرگردان نباشند. مسلما این موضوع نفی کننده ایجاد فرصت ها و پیشرفت های پایدار در مناطق روستایی نیست . اما لزوم ارتباط فضا ، تاریخ و نوع زندگی روستایی را نیز نباید نادیده گرفت. فضای مسکن روستایی ضمن برآورده نمودن نیازهای زیستی باید مولد و در خدمت تولید باشد. بدون طراحی مناسب مسکن انتظار ماندگاری روستاییان  در روستا تلاشی نافرجام خواهد بود.

در مسیری دایره وار در حال گذر در اطراف روستای قوژد هستیم .  در  نیمی از مساحت  این دایره را اهالی ساکن ، خانه ها و کوچه ها و خیابان ها  قرار دارند و در  مساحت نیمی دیگر از این دایره ، کوره های آجرپزی  استقرار دارند. همه زمین ها گود شده اند و در حال خاک برداری هستند . وارد روستا می شویم. در اینجا می توان رد پای کم رنگی از گذشته دید . هر چند منطقه ای که یادآور گذشته است به چند کوچه قدیمی محدود می شود.

اولین فردی که با وی به گفتگو می نشینیم آقای حاجی علی اصغر خزاعی است. وی  فرهنگی و دبیر بازنشسته آموزش و پرورش است. آقای خزاعی می گوید: قوژد به معنای روستای بین دو کوه است. کوه سرخ در شمال و کوه سیاه در جنوب. جمعیت قوژد 6000 نفر است و مهاجر هم زیاد دارد. وسعت قوژد زیاد بود . از یک طرف تا روستای عشرت آباد (نوزد)  ادامه داشت، بعدها روستایی به نام شوکتیه به وجود آمد و قسمتی از املاک قوژد به این روستا تعلق گرفت. از یک طرف به کلاته آسیانه می رسد . از یک طرف زمین های قوژد تا نزدیک زمین های فدافن ادامه دارد و از طرف دیگر هم که به کاشمر رسیده است.

حاج آقای خزاعی ادامه می دهد: قوژد یکی از روستاهای عالم پرور است. در این روستا از قدیم الایام  علما  و روحانیون  زیادی داشته است. یک راسته کوچه کنار مسجد جامع قوژد بود که همه علمای قوژد در انجا زندگی می کردند. از گذشتگان به نیکی یاد می کند و می گوید:   مرحوم شیخ محمد فاضل، حاج شیخ عبدالله، آقا سید ابراهیم ، آخوند ملاحسین، آقا شیخ مجتبی صفایی ، عبدالوهاب صدر ، حاج سید علی موسوی و... در همین کوچه بودند. در سال 1315 که رضا خان مدارس علمیه را تعطیل کرد ، ده نفر طلبه از قوژد به کاشمر برای تحصیل می آمدند که خلع لباس شدند.

حاج علی اصغر خزاعی از صغری ملکی و سید اسماعیل هاشمی قهندیزی و قربان وکیل زاده چنارانی  یاد می کند که در تاسیس مدارسی در روستای قوژد موثر بوده اند. ولی تاریخ  تاسیس اولین مدرسه دولتی در قوژد را سال 1332 می داند و متذکر می شود: در همان سال دو تا کلاس مهد کودک هم در همان مدرسه افتتاح شد که بعد از دو سال این دو کلاس تعطیل شدند.

وی در مورد کسب و کار مردم روستا می گوید: مردم روستا به کشاورزی و قالی بافی بیشتر مشغول بودند. در قدیم قوژد قنات پرآبی داشت که موقعی که می خواستند مردم برای کار کشاورزی آب بگیرند به خاطر وجود آب زیاد دچار مشکل می شدند. شنیدیم هنگام آب گیری برای گرداند آب به مزارع دیگر از در و ۀحاف و وسایل دیگر استفاده می کردند و اب گردندان کار راحتی نبود. بعدها برای آب قنات سه جو درست کردند. یک جو که جوی قلعه نام داشت و از همه خانه های اهالی قوژد عبور می کرد. یک جو به نام جوی لشکری و یک جو به نام جوی پناهی. هر سه تای این جویها هم همیشه پرآب بود. کم کم که آب روستای قوژد کم شد کشاورزی هم از رونق سابق افتاد. یادم هست در آن زمان که ما به مدرسه می رفتیم تعداد زیادی از کشاورزان سر راه بچه های مدرسه می ایستادند و از بچه ها برای میزان جمع آوری گندم و جو و حساب و کتاب های مربوط کمک می خواستند. تنها بزرگ ده که سواد خواندن و نوشتن  داشت و کار وکالت هم انجام می داد آقای صالحی بود بقیه سواد قرآنی و سواد خواندن داشتند.

در هنگامی که ثبت اسناد کارش را آغاز کرد و زمین ها ثبت  رسمی می شدند. مردم به حاج آقای صالحی مراجعه می کردند و تمام زمین ها به وسیله وی به ثبت رسید. قبل از آن قرارداد های خرید و فروش و پیمان هایی مثل ازدواج در روستای قوژد با حضور چند فرد معتمد روستا انجام می شد.

 حاج علی اصغر راجع به مراسم ازدواج روستای قوژد هم برای ما صحبت می کند:  یکی از سنت های قدیمی قوژد در هنگام ازدواج « ملکو» بود. ده تا سینی قند و چای و گوشت و برنج و لباس عروس و داماد و ... می چیدند. ده نفر به صف می شدند و این سینی ها را روی سر می گذاشتند و به خانه عروس می بردند. خانواده عروس هم به آنها یک دستمال یا عرق چین هدیه می دادند. بعدها رسمی شد به عنوان « شایان» . دو تا خانم  با مراجعه به در منزل مردم روستا آنها را برای عروسی دعوت می کردندو در ضمن هدیه و یا پولی که افراد برای عروسی در نظر داشتند را از انها می گرفتند. این پول به خانواده داماد برای خرج عروسی داده می شد.

دومین فردی که با وی صحبت کردیم آقای غلام عباس خوشرو از اعضای شورای روستای قوژد بود. وی می گوید: روستای قوژد دارای یک منطقه مرکزی قدیمی است. این قسمت تقریبا در مرکز روستای فعلی قرار دارد. مسجد جامع و مسجد بالاده هم که از قدمت برخوردار هستند  از همین مرکزیت برخوردارند. یک محوطه بزرگ خالی حالا در ابتدای این بخش قدیمی قرار دارد که در قدیم در  ورودی قلعه در آنجا قرار داشت. مردم در قدیم شب ها در قلعه را می بستند تا از راهزنان ایمن باشند.

وی با بیان این که قبلا مردم با کشاورزی و قالی بافی زندگی می کردند اظهار داشت: مردم با کار زنده اند. حالا کار کشاورزی از رونق افتاده و دارهای قالی هم به اندازه قدیم نیست . بیشتر جوانان قوژد در کاشمر مغازه دارند و تعداد زیادی هم در کوره های آجر پزی مشغول فعالیت هستند.

حاج آقای خوشرو اظهار داشت : آب انبارهای قدیمی ، آسیاب های آبی از دوران صفویه  و بقایای  قلعه ریگ  از آثار باستانی این روستا هستند.

با اقای سید علی موسوی هم صحبت کردیم. ایشان که فرزند سید .... موسوی دبیر فرهنگی کاشمر است که اکثر کاشمری ها از وی به نیکی یاد می کنند. وی می گوید : قنات یا کاریز قوژد از قدیمی ترین قنات های منطقه بوده و کسی تاریخچه حفر آن را نمی داند. لازم به ذکر است که قنات قوژد به دلیل حفر چاه های بالا دستی چندین سال پیش خشک شد و بعد به همت حاج آقای فخار یکی از خیرین روستا مجدد احیا شد که جای سپاس فراوان دارد.

وی می افزاید: واحد اندازه گیری آب کشاورزی قوژد اشک است . یک اشک آب قنات قوژد برابر یک صدم یک شبانه روز یعنی دقیقا 4/14 دقیقه آب جاری قنات است. با توجه به این که مدار آب قوژد 8 است. یعنی کل آب و مالکیت آب در 8 شبانه روز منظور گردیده ، پس کل مالکیت قنات قوژد برابر 800 اشک آب می شود که می توان گفت این واحد اندازه گیری منحصر به فرد است . کسی که یک صد اشک آب داشته باشد ، طبق عرف می گویند یک صحرا آب دارد.

آقای سید علی موسوی با بیان این که ساختار کشاورزی روستای قوژد بر اساس سیستم سالار دهقانی بود ابراز می دارد: کسی که چندین اشک آب ، زمین و وسایل شخم و خرمن کوبی در اختیار داشت سالار نامیده می شد . هر سالار در زیر مجموعه خود چند دهقان داشت. سهم سالار از گندم و جو و کاه دو برابر دهقان است. به همین دلیل در روستا معمولا به اسم هایی مثل سالار حسین، سالار علی برمی خوریم .

وی همچنین راجع به رسم ها و سنت های روستا برایمان می گوید: در مراسم طلب باران تعدادی از بچه ها از نمادی به نام « اتالو» را با خود حمل می کردند و این شعر را می خواندند.

اتالو و متالو / ای خدا باران کو/ گندم دِ زیر خاکه/ مثل برنج پاکه/ خدایا بارون کو / بارون کو

مراسم دیگری به نام همشیری هم در قوژد وجود داشت و ان عبارت از این بود که دو همسایه که گاو شیرده دارند یک روز در میان شیر خود را با هم تبادل می کنند که روزانه حجم شیر بیشتری داشته باشند و چون قطعا حجم شیر دو گاو یکسان نیست از ابزار اندازه گیری مخصوصی به نام «کنیک» استفاده می کردند . « کنیک» یک قطعه چوب یا شاخه درخت بود و برجستگی های بدنه چوب که گاه با کارد روی چوب حک می شد نشان دهنده طلب یا بدهی شیر به همسایه تلقی می شد.

همچنین رسم بر این بود که کسی که گاوش آبستن بود و گوساله ای به دنیا می آورد . شیر دو سه روز اول که چرب تر و غلیظ تر و مقوی تر بود و « جیگ» یا « فله» و «آغوز»  نامیده می شد با کاسه به همسایه ها هدیه داده می شد. گیرنده فله باید ضمن طلب برکت جواب آن را با سقیدی می داد . لذا در کاسه فله مقداری قند یا چند عدد تخم مرغ و اگر میسر بود مقداری پنبه می گذاشتند و کاسه را پس می دادند.

آقای سید علی موسوی یکی دیگر از کارهای روستا را نسق نویسی می داند و می گوید: به طوری که می دانید سال کشاورزی برخلاف سال تقویمی که از فروردین شروع می شود از مهرماه آغاز می شود.

همه ساله شب اول مهرماه مالکان و سالارهای صحرا و ریش سفیدهای محل در منزل یکی از بزرگان روستا جمع شده و نسق سال جدید را می نویسند. یعنی اگر کسی اب خود را به اجاره می داد یا چند اشک آب جدید می خرید یا می فروخت در نسق جدید مالک جدید یا مستاجر جدید و سالار جدید آن قید می شد و بدیهی است که بر مدار هشت قنات جمع آب نسق بندی شده باید دقیقا 800 اشک می شد.

مرحوم ابوی به کرات بنده را به مجلس نسق نویسی می بردند تا دقایق آن را بیاموزم . چندین بار در حضور ابوی نسق نویسی کرده ام و به رموز آن آگاهم .

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.