فرزندان خطه کاشمر و سراب هوش ربای بازی‏های رایانه ‏ای

اخبار ترشیز
Typography

میم شناسه ترشیزی 

چند سال پیش یکی از اقوام مراجعه کرد و خواهان معرفی یک مشاور تحصیلی برای انتخاب رشته فرزندش در دبیرستان شد. دوستی را معرفی کردم. چند باری در مناسبت‏های مختلف دیدمش، از وضعیت تحصیلی فرزندش راضی بود.

سال دوم تحصیل فرزندش، متوجه شدم برای فرزندش موبایل تهیه کرده است. کامپیوتر خریده است. می‏گفت می‏خواهم برایش سنگ تمام بگذارم. که گذاشته بود. چند روز پیش این پدر و پسر را در جایی زیارت کردم. با خود می‏پنداشتم این پسر الان دانشجوی سال سوم یک رشته است. با لبخند و احترام از رشته آقازاده پرسیدم.

کاشف به عمل آمد که حضرتش هنوز دیپلم نگرفته است. دو سال است پشت درگیر گذراندن دروس باقیمانده است. متعجب شدم. وضعیت درسی او خیلی خوب بود. چرا دانشگاه نیست؟ چرا هنوز باید اسیر اخذ دیپلم باشد؟ او تک پسر خانواده‏ای پسردوست بود. در کاشمر هنوز بعض خانواده‏ها تعلق خاطر خاصی به پسر داشتن دارند. گاهی اوقات این علقه و علاقه باعث لوس شدن فرزندان می‏شود. یکی از شاخص‏های این دُردانه‏ها اطلاع آنان بر این مهم است که هر چه بخواهند به طرفه‏العینی تهیه می‏گردد. پسر است و نام و نشان خاندان و باید امرش مطاع باشد.

این پسر قصه ما در سال دوم دبیرستان همه چیز داشت. از یک اتاق اختصاصی تا انواع کتاب‏های کمک درسی، از لب تاب تا موبایل. پسر به خانواده قول داده بود وارد شبکه‏های اجتماعی نشود. اینترنت فقط در حد انجام کارهای مدرسه باشد. گویا به تعهدش هم عمل کرده بود. خانواده هم از این مهم خوشحال بودند. ولی این پسر با یک استدلال ساده خانواده را مجاب کرده بود که برای پرورش فکر و ذهنش بد نیست گاهی سری به بعض بازی‏های رایانه‏ای بزند. خانواده هم با این پندار که یک پزشک را دارند در منزل تربیت می‏کنند، با این خواسته تک پسرشان موافقت کرده بودند.

پسر داستان ما بیشتر از گاهی اسیر بازی‏های راینه‏ای شد و به قول حرفه‏ای‏ها تبدیل به یک گیمر شد. ساعاتی را به بهانه حضور در کتابخانه و درس خواندن به دفاتر بازی‏های رایانه‏ای می‏رفت. انصافاً در بازی‏های تحت شبکه خبره هم شده بود. و این در حالی بود که بعض بازی‏ها را در قبال اخذ وجه تا مراحلی مشخص  برای متقاضیان بازی می‏کرد. پدر و مادر هم خوشحال که پسر درسخوانشان سرش در لب‏تاب است و به کتابخانه می‏رود و درسش هم که خوب است. افت درسی وی در سال سوم کمی تا قسمتی ملموس بود ولی شدت اعتماد والدین به تک پسر مانع توجه بیشتر می‏شد.

سال چهارم تا اندازه‏ای متوجه افت تحصیلی فرزند شده بودند. ولی امیدوار بودن وی اگر پزشک نشود لااقل در بعض رشته‏های علوم پزشکی جایی قبول شود. باز هم اعتماد به فرزند مانع تحقیق و تفحص در احوالات آقای گیمر شد. دوستان این پسر به دفعات موضوع عقب ماندگی تحصیلی دوستشان را به مادر وی گزارش کرده بودند. ولی امان از هراس مادر از عصبانیت پدر. موضوع از پدر پوشیده نگهداشته شد. برخی از دروس این پسر فعال در بازی‏های رایانه‏ای در خرداد ماه وضعیت مطلوبی نداشت. پدر دربدر دنبال چاره بود. ابتداء به ساکن به شهری دیگر مهاجرت کردند و گفتند به علت این مهاجرت فرزندمان در کنکور شرکت نکرد.

باور برخی این است که ذهن و دهان مردم خیلی مهم است. باید مراقب بود که در مورد ما بد فکر نکنند و بد نگویند. پدر افت فرزندش را کسر شأن خود می‏دانست و نمی‏خواست نام فرزندش سکه محافل فامیل و آشنایان شود. در این مدت او پسرش را در منظر فامیل و دوستان، دکتر خطاب کرده بود. از بیان حواشی مربوط به اوقات تلخی‏های خانوادگی می‏گذریم. ایشان بعد از مهاجرت بنا به دلایلی باز به کاشمر بازگشتند. امیدوار بودند که این پسر گیمر دل به درس بدهند و در کنکور کاری کارستان بکند. این راه یک مانع داشت. این پسر هنوز دروس دوره پیش‏دانشگاهی را نگذرانده بود.

پدر به آب و آتش می‏زد تا این پسر بتواند به فتح قله اخذ دیپلم نایل شود و برای دکتر شدن خیز بردارد. البته پدر دیگر در جایی از دکتر شدن فرزندش حرفی نزد و فرزندش را دکتر خطاب نکرد. پسر ساعات طولانی در اتاق مشغول لب تاب بود و مثلاً درس می‏خواند. پدر و مادر هم دلخوش حضور فرزند در اتاق کناری بودند. نمی‏دانستند او در کسوت یک رنجر یا کماندو سخت در حال طی طریق در گرافیک‏های جذاب و فضاهای دیدنی انواع بازی‏های رایانه‏ای است. ناگاه از مدرسه خبر ‏آمد که مثلا از این تعداد درس مانده از سال قبل این تعداد پاس شده و هنوز این تعداد درس مانده است.

باز یک دعوای خانوادگی دیگر شعله‏ور شد. پسر دوباره قول داد. کنکور هم شرکت نکرد. درس‏ها همچنان برای اتمام دوره پیش‏دانشگاهی ناتمام بودند. پدر احساس سرافکندگی می‏کرد. مادر همچنان قربان صدقه فرزند می‏رفت. و فرزند همچنان با بازی‏های رایانه‏ای روز آشنا می‏شد. خبر آمد که آقازاده باید به سربازی برود. اینکه بعد چه شد بماند. مهم آلوده شدن یک جوان درسخوان و با استعداد آینده‏دار به بازی‏های رایانه‏ای بود. مقصر کیست؟ آیا والدین مقصر هستند؟ آیا آموزش و پرورش مقصر است؟ آیا جامعه مقصر است؟ هر چه هست یک پسر درسخوان الان به قول خودش خدای بازی‏های رایانه‏ای شده و باید به سربازی برود.

همه می‏دانیم؛ در دنیای رایانه آنچه نوجوانان را شیفته خود می‏کند، بازی‏های رایانه‏ای است که به پرمصرف‏ترین و مهمترین ابزار سرگرمی کودکان و نوجوانان در جهان تبدیل شده است. کودکان و نوجوانان ساعت‏ها وقت خود را صرف این بازی‏ها می‏کنند. وابستگی بیش از حد به این موضوع از منزوی شدن افراد شروع می‏شود و تا تاثیرگذاری آن روی تخیلات و رفتارها ادامه می‏یابد. بسان داستانی که بیان شد باعث افت تحصیلی می‏شود. این قبیل بازی‏ها ذهن دانش‏آموزان را درگیر و از مسیر آموزش منحرف می‏کند. این بازی‏ها وقت زیادی از دانش‏آموز را اشغال کرده و فکر و ذهن او را درگیر مسائل غیرآموزشی می‌کنند.

 این مسئله در تنبل شدن ذهن او نیز بی‏تاثیر نیست. در این بازی‌ها کودک یا نوجوان با ساختنی‌ها و برنامه‌های دیگران به بازی می‌پردازد و کمتر قدرت دخل و تصرف در آنها را پیدا می‌کند، اعتماد به نفس او در برابر ساختنی‌ها و پیشرفت دیگران متزلزل می‌شود. تصور بیشتر خانواده‌ها این است که در بازی‌های رایانه‌ای فرد مداخله فکری مداوم دارد، اما این مداخله فکری نیست، بلکه این بازی‌ها سلول‌های مغزی را گول می‌زنند و از نظر حرکتی نیز فقط چند انگشت فرزندشان را حرکت می‌دهند .اعتیاد بیش از حد به بازی‏های رایانه‏ای منجر به منزوی شدن فرد نیز می‏شود.

این بازی‏ها جدای از تاثیرات روحی  و روانی که بر روی کودک می‏گذارند صدمات جسمانی را نیز به همراه دارند که از مشکلات بینایی شروع می‏شود و تا معضلات چاقی که به تحرک کم کودک و یا نوجوان بر می‏گردد، ادامه می یابد. والدین باید تا حدی با بازی‌های رایانه‌ای آشنا باشند و بدانند که هر بازی برای چه سنی است. در این راه می‌توانند از کارشناسان کمک بگیرند. بهتر است والدین استفاده از بعضی بازی‌های رایانه‌ای را برای فرزندان خود مجاز کنند و با دقت در خرید بازی‌های رایانه‌ای فرزندشان را راهنمایی کنند. و در صورت امکان از آسیب‌های بازی‌های رایانه‌ای مخرب برای فرزندشان صحبت کنند.

فرزندان باید بدانند که از رایانه هم مانند دیگر وسایل زنگی متعادل استفاده کنند. لذا به کودکان در ساعات معینی اجازه انجام بازی‌های رایانه‌ای را بدهند. شاید برای دفعات اول آنان کمی مقاومت نشان دهند، اما به مرور زمان به نظم استفاده از رایانه عادت می‌کنند. والدین زمان بیشتری را در کنار فرزندان خودشان بگذرانند. هر قدر صمیمیت و ارتباط صحیح بین فرزندان و والدین بیشتر باشد، زمینه استفاده از چنین بازی‌هایی کمتر فراهم می‌شود. برخی معتقدند که در این موارد بهترین راه حل، خارج کردن رایانه از اتاق فرزند است. استفاده از بازی‌های فکری و معمایی یکی از راه‌های رشد خلاقیت و نوآوری بچه‌ها است.

بهتر است که گاهی والدین در انجام بازی‌های رایانه‌ای با کودکان خود همراه شوند و در مورد معایب و محاسن بازی‌ها با آنها بحث و تبادل نظر کنند. بازی‌های دسته جمعی اعضای خانواده می‌تواند به صمیمیت روابط آنان و ایجاد رقابت سالم در میانشان کمک کند .باید والدین و معلمان برنامه‏ریزی درستی در جهت استفاده کودکان و نوجوانان از بازی‌های رایانه‌ای در امر آموزش داشته باشند. هر چه هست همه باید حواسشان به این قبیل حوزه‏ها باشد. باید به ضرورت فرهنگسازی در این حوزه اشاره کنیم. امید شاهد توجه بیش از پیش والدین، آموزش و پرورش، کارشناسان و صاحبنظران به این قبیل موارد و مسایل باشیم.

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.