از شاگردی نزد برادرش علی آقا؛ تا استاد امیر خانی»

اخبار ترشیز
Typography

حمید ضیایی

استاد هادی دربان حسینی در سال 1350 در کاشمر دیده به جهان گشود؛ خوش‌نویسی را نزد برادر بزرگ‌ترش (علی‌آقا) آغاز کرد و...

 به‌هم صحبتی استاد دعوت بودم و از فراز و فرود روزگار گفتند واز هموار و ناهموار کار؛ آن‌چه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگوی دوستانه‌ای با استاد است.

+ استاد؛ قبل از هر چیز بفرمایید تعریف شما از هنر چیست؟

-هنر وسیله و ابزاری‌است برای خود شناسی و رسیدن به آرامش درونی هر فرد

+ به‌نظر شما وضعیت فعلی هنر شهرستان القا کننده‌ی چنین نظری هست؟

- بستگی به خود هنرمند دارد ؛ و این‌که با تمرکز و آرامش، و فارغ از مسایل و مشکلات روزمره‌ی زندگی به خلق آثار بپردازد. با توجه به اینکه در کلیه‌ی هنرها، تأمین هزینه‌ها بر عهده‌ی خود هنرمند است و برای برگزاری یک نمایشگاه، مثلاً: خوش‌نویسی، هزینه‌های بالای تذهیب، قاب، پاسپارتو، کاغذ و... ممکن است که ذهن هنرمند را به خود درگیر کند.

+ هیچ نهاد یا حتا ارشاد تأمین کننده‌ی وسایل و ابزار هنرمند نیست؟

-  نه متأسفانه. اینکه جایی بخواهد به‌عنوان پشتیبان حمایت کند، نیست. و برگزاری نمایشگاه و... به عهده‌ی هنرمند است.

+ شما در سال 1364 در مقطع راهنمایی، موفق به کسب مقام اول خوش‌نویسی دانش‌آموزی شدید؛ از چه زمانی خوش‌نویسی را شروع کردید؟

-  خوش‌نویسی را از اوخر دوره‌ی ابتدایی و اوایل دوره‌ی راهنمایی بود که مقدمات آموزشِ خوش‌نویسی را زیر نظر برادر بزرگ‌ترم (علی‌آقا) شروع کردم؛ مقدمات را از ایشان فرا گرفتم، بعد ادامه دادم تا در طول سال تحصیلی با تشویق‌های دبیران هنرم آقایان حاتمی و امامی کار را ادامه دادم. در سال 1369 وارد کلاس‌های خوش‌نویسی انجمن خوش‌نویسان شدم و رسماً از آموزش‌های مرحوم «جواد آقا پورحسن» بهره‌مند شدم، در سال‌های 1371 و 72 به ترتیب مدارک «عالی» و « ممتاز» را گرفتم و از سال 1372 رسماً مدرس انجمن خوش‌نویسان ایران-شعبه‌ی این شهرستان شدم. و از سال 1375 هم خوشه‌چین خرمن عشق واحسان استاد بزرگوارم؛ جناب استاد «رسول مرادی» شدم و دوره‌ی« فوق‌ممتاز» را زیر نظر ارشادات و راهنمایی‌های ایشان شروع کردم تا سال 1393 که موفق شدم مدرک «استادی» را از سوی شورای ارزش‌یابی انجمن خوش‌نویسان ایران کسب نمایم؛ و رسماً از راهنمایی‌های استادِ بزرگ خوش‌نویسی، استاد «غلامحسین امیرخانی» بهره‌مند شوم و تا هم‌اکنون که از راهنمایی‌های این استاد بزرگوار بهره‌مند هستم.

+ وضعیت خوش‌نویسی حالِ حاضر در قیاس با زمان آغاز شما چگونه است؟

-  زمانی که من شروع کردم، وضعیت آموزشی خیلی کم‌رنگ بود؛ امکاناتی هم نبود در آن زمان؛ با وسایل خوش‌نویسی‌ای که می‌خواستم شروع کنم خیلی مبتدی بود. اما امروزه الحمدالله خیلی فرق کرده؛ بهره‌مندی از امکانات آموزشی، کتب مختلفی که به‌هرحال عرضه می‌شود و هم‌چنین تکنولوژی که در کنار مضراتش، کمک‌هایی هم به این عرصه کرده؛ اساساً می‌توان گفت خوش‌نویسی به‌روزتر و امیدوارکننده‌تر شده.

+ شما در سال 1368 مقام دوم کشوریِ دانش‌آموزی دوره‌ی متوسطه را کسب کردید؛ و در سال 1381 هم در جشنواره‌ی «امام رضا (ع)» مقام دوم کشوری کسب کردید؛ از 68 تا 81 یک وقفه‌ی 12 ساله بوده، جشنواره شرکت نکردید یا اینکه مقام نمی‌آوردید؟

-  نه! جشنواره‌ای شرکت نکردم. مقداری هم برمی‌گردد به حضورم در خدمت سربازی که مقداری تأثیرگذار بود؛ البته نه به این شدت که بشود گفت، ولی بی‌تأثیر هم نبود. ولی کلاً جشنواره‌ای هم شرکت نکردم و حضور کم‌رنگ‌تری داشتم.

+ شما پس از آن مقام دوم کشوری سال 81 در سال 1387 کتابی با نام « دوخط رضایت‌نامه» رباعیات «مرتضی آخرتی» را  منتشر کردید؛ این کار چه‌قدر زمان برد؟

-  تقریباً یک‌سال. بازنویسی و... به‌هرحال یک تعدادی می‌نوشتم و مجدد بازنویسی می‌کردم ... که یک‌سال زمان برد.

+ در سال 1388 هم کتاب «چکامه‌های بهاری» را منتشر کردید؛ چرا چکامه‌های بهاری؟

-  دلیل انتخاب این نام علاقه‌ای بود که از دوران کودکی به طبیعت داشتم. شاید همین علاقه منجر به خلق چنین اثری شد.

+ استقبالی هم از این کتاب شد؟

-استقبال شد، بله! الحمدالله به نوبه‌ی خودش هم مثمرثمر بود. یادم‌است که در همان زمان این کتاب را برای استاد امیرخانی توسط یکی از دوستانم ارسال کردم که گفتند: استاد لبخند رضایتی زده‌اند و آن دلیل بر استقبال از موضوع و فنِ خوش‌نویسی کتاب بوده. البته یک مقاله‌ای هم هنرمند عزیز، آقای «کاوه تیموری» در سال 89 تحت عنوان « بهاریه‌های نستعلیق» در کتاب «ماه هنر» منتشر کرده بودند و به بررسی نام اثر و ارتباطش با طبیعت پرداخته شده بود.

+ فرمودید که در سال 1393 موفق به کسب مدرک استادی شدید؛ چیزی بالغ‌بر بیست و چند سال تلاش و ممارست؛ نظر شما راجع‌به استاد-استاد گفتن‌هایی که این‌روزها باب شده چیست؟

-  سوال سختی پرسیدید! ( خنده‌ی استاد). ولی خب! من خودم زمانی که خوش‌نویسی را شروع کردم افقی را در این هنر می‌دیدم، که برای رسیدن به این افق تلاش کردم  تا رسیدن به مدرک استادی که ممکن نبود مگر با کمک خداوند و حمایت و همراهی همسرم. وقتی استادی را گرفتم تازه شروع کردم؛ می‌شود گفت مسیر خوش‌نویسی و هنر تازه شروع می‌شود. انسان نباید خودش را با این القاب و مدرک‌ها گم کند.

+ علی‌رغم اینکه استادی گرفتید، معتقدید خوش‌نویسی را تازه شروع کردید؟

-  بله! تازه وارد کلاس‌های استاد امیرخانی شدم. رفت‌وآمدهایم را به تهران زیادتر کردم؛ تلاش و فعالیتم بیشتر شد؛ نمونه‌ی تلاش‌هایم شد نمایشگاه «صلح‌وسلام» در فرهنگ‌سرای نیاوران که در سال 1394 برگزار شد. و بعد هم- خدمت شما عرض شود که: خلق کتاب صلح‌وسلام که می‌توان گفت «جهانی» شد. همیشه دوست داشتم یکی از کم‌نقص‌ترین کارهایم را ارائه بدهم که الحمدالله همین‌طور هم شد. البته در مورد بسیاری از کارها از راهنمایی‌های استاد مرادی هم بهره‌مند می‌شدم؛ بعضی هم به رؤیت استاد امیرخانی می‌رسید. و الحمدالله آن‌چه که شنیدم یکی از کم‌نقص‌ترین کارها بوده.

+ شما در دوره‌ای با استاد «کدخدایی» دوستی داشتید؛ این دوستی از کجا شروع شد؟

-  دوستی من و استاد کدخدایی بر می‌گردد به برگزاری نمایشگاهی که با آقای «جواد قادریان» خوش‌نویس شهرمان- که ایشان از شاگردان استاد بودند، داشتم. یادم‌است این نمایشگاه در سال   1381 برگزار شد. یکی از مدعوین در افتتاحیه استاد کدخدایی بودند؛ با حضورشان در نمایشگاه و دیدن آثار من، نکاتی داشتند و فرمودند. البته ایشان به من لطف کردند و تعریف‌هایی هم از آثار کردند و گفتند:-شما یک نبوغ خاصی دارید و... و این تشویق‌ها باعث شد که ارتباطم را با استاد بیشتر کنم.

+ این ارتباط تأثیری هم داشت؟

-  بله! تأثیر داشت! ایشان یک راهنما و مشاور خوب بودند در جهت روابط عمومیِ بهتر من در حوزه‌ی خوش‌نویسی.

+ بعداز نمایشگاه صلح‌وسلام، طرح چاپ کتاب را که داد؟

-  برادر خانمم علی‌اصغرداوری، که خودش هم از هنرمندان و شاعران خوب شهرمان است.

+ این کتاب توسط چه کسی به نمایشگاه  بزرگ بین‌المللی کتاب در فرانکفورت آلمان رفت؟

-  توسط آقای افشین جوادی. ضمن اینکه ناگفته نماند که در گردهماییِ نقش ادیان هم که توسط «یونسکو» در تهران برگزار شد، این کتاب رونمایی و معرفی شد. این کتاب مورد استقبال یونسکو هم قرار گرفت.

+ ثبت یونسکو شد؟

-  نه! ثبت نشد.  خدمت شما عرض شود که حدود سه-چهار ماه قبل در همایشی که به‌صورت دوسالانه در فرانسه برگزار می‌شود و جهانی هم هست ، این کتاب توسط آقای دکتر « نصیری قیداری» به دبیر کل یونسکو اهدا شد.

+ این کتاب در سال 1395 منتشر شد؛ در سال 1397 توسط اداره ارشاد(دوره‌ی مدیریت آقای حسن مدرس مقدم)و با همکاری شهرداری رونمایی شد؛ دو سال از نشر تا رونمایی طول کشید؛ چرا؟

-  متأسفانه همان‌طور که واقفید زمانی که کتاب آماده پخش شد من دچار سانحه‌ی تصادف شدم و مدت زیادی درگیر رفت‌وآمدهای بیمارستان بودم تا بتوانم سلامتی خودم را به دست بیاورم. تقریباً در چنین زمانی کتاب به دست ما رسید.

+ در آبان 96 تصادف کردید؟

-  بله! این وقفه شاید به همین خاطر بود.

+ در سال 1388 با هم صحبتی دوستانه داشتیم و گفتید: « هر چیزی در دنیا زکاتی دارد و زکات هنر تعلیم دادن آن است» احساس می‌کنید زکات هنرتان را دادید؟

-  تا جایی که خودم می‌دانم کم نگذاشتم؛ امیدوارم همین‌طور بوده باشد إن‌شاءالله.

+ آیا صلح‌وسلام خودش یک زکات بزرگ نبود؟

-  چرا! إن‌شاءالله همین‌طور بوده. چون یک کار جهانی بود در ارائه‌ی ارزش‌های انسانی. من زمانی به خلق این آثار پرداختم که تلویزیون و اخبار همراه بود با خبرهای جنگ و عملیات‌های انتحاری در کشورهای همسایه. عملاً خیلی از خانواده‌ها و کودکان بی‌گناه کشته می‌شدند. تولید آن آثار با اشک همراه بود؛ و امیدوارم حداقل این تأثیر خودش را گذاشته باشد.

+ به همین دلیل هم کتاب دو زبانه منتشر شد؟

-  بله! ناگفته نماند که اخیراً هم وزارت امورخارجه کارها را اهدا کردند به سفرای خارجی و به‌هرحال بازخوردهایی هم دارد پیدا می‌کند. یکی از سفرای ایران در کشور تاجیکستان پیام تشکری فرستاده بودند بابت خلق این اثر. خوش‌حالم که بازتاب این اثر روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

+ پس آن‌چه در شهر خودتان مورد بی‌مهری قرار گرفت، بیرون از مرزها دارد اثرش خودش را می‌گذارد؟

-  بله!

+ شما اثری در دست اقدام دارید که در مرحله‌ی تذهیب است؛ کاری مشترک با استاد حسام‌الدین سراج، کمی راجع‌به این کار توضیح بدهید؟

-  اجازه بدهید قبل از اینکه به این نکته بپردازم به دوره‌ی آشنایی‌ام با استاد سراج اشاره‌ای داشته باشم. من از دوره‌ی جوانی و نوجوانی علاقه‌ی زیادی به استاد و شخصیت ایشان داشتم و دارم؛ تا به مرحله‌ی آشنایی که رسید یک قطعه‌ی خوش‌نویسی آماده کردم: « عاشقی در من غزل‌خوان می‌شود/ کوچه‌های دل چراغان می‌شود»؛ این بیت را خوش‌نویسی کردم- این شعر را از یکی از آلبوم‌هایشان گزینش کردم و تذهیب کردم. زمانی که که قرار شد ایشان را زیارت کنم به ایشان اهدا کردم که خیلی هم مورد قبول ایشان قرار گرفت. از آن زمان آشنایی من با ایشان شروع شد تا اینکه حدود دو-سه سال قبل پیش‌نهادی به ایشان دادم تا حدود 10 تصنیفی که ایشان خواندند، که محتوای مناجاتی هم دارد، خوش‌نویسی کنم و در قالب یک آلبوم منتشر کنیم؛ که البته ایشان پیش‌نهاد دادند که 11 تصنیف باشد؛ چون عدد مقدسی‌است و مربوط به حضرت مولاست. می‌شود گفت که برای اولین بار قرار است تلفیقی از دو هنر خوش‌نویسی و موسیقی اصیلی ایرانی ارائه شود. تقریباً 80 درصد کار انجام شده و بقیه هم در حال تذهیب است که إن‌شاءالله تا حدود چهار-پنج ماه دیگر توسط ناشر آثار- انتشارات خانه‌ی فرهنگ گویا- آقای میرباقری منتشر می‌شود.

+ نام اثر چیست؟

-  «کرشمه شوق». قرار است کار که منتشر شد با حضور بسیاری از موزیسین‌ها و چهره‌های فرهنگی-هنری در تهران رونمایی شود.

+ پس پنج ماه دیگر در خدمت شما خواهم بود تا حداقل در رونمایی این اثر حضور داشته باشم؟

-  با کمال افتخار در خدمت شما هستم.

+ و در پایان؛ اهل مطالعه هستید؟

-  بله! روزها سعی می‌کنم در کنار روزنامه‌ها برخی کتب را هم مطالعه کنم.

+ بیشتر چه کتاب‌هایی میخوانید؟

-  کتاب‌هایی که مربوط به مسایل اجتماعی و خانواده است را می‌خوانم.

+ شعر چه‌طور؟

-  به شعر علاقه دارم.

+ چه شاعری؟

-  علی‌اصغرداوری

+ (خنده‌ی دوستانه) علی‌اصغر که جزو واجبات است برای ما عامه، شما که خاص هم هستید؛ دیگر از چه شاعری؟

-  ببینید! برای خلق اثر باید به دنبال مطلب و خوراک باشم؛ بین شعرا از مولانا و حافظ و سعدی هم استفاده می‌کنم. در کتاب صلح‌وسلام از شعرها و حکمت‌های حکیمان ملل دیگر هم استفاده کردم.

+ استاد؛ به عنوان سخن آخر هر چه چیزی دوست دارید به علاقه‌مندان هنر بگویید؟

- سعی کنند مسایل حاشیه‌ای دل‌زدشان نکند و به هنر بپردازند. و سعی کنند زیاد اسیر القاب و عناوینی که به آن‌ها داده می‌شود هم نباشند؛ و از همه مهم‌تر آموزش را به صورت پیش‌رفته و جدی پیگیری کنند.

+ از اینکه وقت‌تان را در اختیار من گذاشتید از شما بسیار سپاس‌گزارم. اگر مطلبی ناگفته مانده بفرمایید؟

-  خواهش می‌کنم. وظیفه‌ی خودم می‌دانم که از جناب مهندس سلیمانی شهردار محترم کاشمر که همیشه من را مورد لطف خودشان قرار داده‌اند و حامی بنده بوده‌اند سپاس‌گزاری کنم؛ و هم‌چنین تشکر کنم از حضرت‌عالی و همکاران‌تان در نشریه وزین سرو کاشمر. آرزوی موفقیت برای جناب‌عالی و توفیق برای تمام کسانی که در عرصه‌ی هنر فعالیت می‌کنند، دارم.

+ بسیار از شما متشکرم!

 

«کرشمه شوق»

گفت‌وگوی تلفنی با استاد «حسام‌الدین سراج»

در مورد استاد «هادی دربان حسینی»

 

+ استاد سراج از اینکه وقت‌تان را در اختیار ما گذاشتید بی‌نهایت سپاس‌گزارم:

-  خواهش می‌کنم. خوش‌حالم که صداتان را می‌شنوم. در خدمت‌تا هستم.

+ می‌خواستم کمی راجع‌به آشنایی‌تان با استاد دربان حسینی و همکاری‌تان با ایشان برای‌ ما بگویید؟

-  جناب دربان حسینی یکی از خوش‌نویسان خوب کشورمان هستند و اهل کاشمر؛ که از طریق جناب عباس سجادی دوستِ گوینده و شاعرمان به من معرفی شدند و ایشان خیلی لطف داشتند و تابلویی را از یکی از ترانه‌هایی که خوانده بودم آورده بودند که شعرش از «ساعد باقری» بود؛ بر همین اساس ایشان پیش‌نهادی داشتند و پیش‌نهاد مبنی بر این بود که اشعاری که در ترانه‌ها تصانیف خوانده‌ام را به رشته‌ی تحریر در بیاورند و به صورت خط نستعلیق بنویسند و هر کدام از این تصانیف درعین حال، خودش به صورت صوتی در کنار این آلبوم باشد.

+ یازده تصنیف بوده استاد؛ دلیل انتخاب یازده تصنیف چه بود؟

-  خب! اول پیش‌نهاد پانزده یا بیست تصنیف را دادند؛ بعد بر اساس امکانات به این نتیجه رسیدیم که یازده تصنیف باشد مناسب‌تر است؛ چون «یازده» هم به‌هرحال از اعداد مقدس است.

+ بله! استاد دربان هم به این موضوع اشاره کردند؛ نظر شما راجع‌به آثار و شخصیت ایشان چیست؟

-  ایشان بسیار انسان متواضع و با اخلاقی هستند؛ و در عین‌حال بسیار هنرمندند. خب! من آثار ایشان را دیدم و در مقام مقایسه فکر می‌کنم یکی از خوش‌نویسان و امید آینده‌ی خوش‌نویسی کشورمان هستند. و در حقیقت شاگرد آقای مرادی هستند که ایشان هم شاگرد آقای امیرخانی هستند و مع‌الواسطه ایشان شاگرد استاد امیرخانی هم محسوب می‌شوند. درعین‌حال رفتار و معاشرت ایشان برای من ارزنده بوده. یعنی از آن زمانی که با ایشان آشنا شدم هم در زمینه‌ی خوش‌نویسی آموخته‌ام و هم از حضور ایشان و معاشرت با ایشان لذت برده‌ام.

+ به‌عنوان سوال آخر بپرسم که زیاد هم مزاحم اوقات‌تان نباشم؛ در نمایشگاه صلح‌وسلام حضور داشتید؟

-  نه متأسفانه . آن‌جا نبودم. ولی کار صلح‌وسلام ایشان را دیدم.

+ نظرتان راجع‌به صلح‌وسلام چیست؟

-  آن‌هم کار ارزشمندی‌است و خصوصاً انتخاب این موضوع هوشمندانه است. آقای دربان حسینی در این انتخاب‌هاشان بسیار هوشمندانه عمل می‌کنند.

+ این اثر، هم در شهر خودمان و هم می‌شود گفت در ایران به‌نوعی ناشناخته مانده؛ پیش‌نهاد حضرت‌عالی برای خواننده‌گان این سطور در مورد این اثر چیست؟

-  من پیش‌نهاد می‌کنم که آثار بزرگان خوش‌نویسی ایران را دوستان ببینند؛ در درجه‌ی اول. اما در مورد جناب دربان حسینی هم توصیه می‌کنم که آثار ایشان مِن‌جمله «صلح‌وسلام» و إن‌شاءالله اگر خدا توفیق داد به آن اثر، «کرشمه‌شوق» هم به دست رسید و آماده شد ببینند. چون به‌هرحال شنیدن یک قطعه‌ی موسیقی، خواندن یک داستان زیبا، دیدن یک نقاشی، نگارگری، مینیاتور و هم‌چنین خوش‌نویسی .... به انسان رشد می‌دهد، رشد روحی می‌دهد، و به بالندگی روح انسان کمک می‌کند.

+ خیلی از شما ممنونم استاد؛ کرشمه شوق دقیقاً چه زمانی منتشر خواهد شد؟

-  این کلمه‌ی دقیقاً را تجدید نظر بفرمایید؛ چون کلاً در ایران نمی‌شود پیش‌بینی کرد که چه کاری دقیقاً چه روزی منتشر می‌شود. تلاش کردیم برای اینکه إن‌شاءالله این کار توسط جناب « میرباقری» که همیشه پیش‌قدم بوده‌اند در انتشار آثار ارزشمند هنری، و توسط ایشان منتشر خواهد شد؛ إن‌شاءالله فکر می‌کنم به سال آینده خواهد رسید قاعدتاً.

+ بی‌صبرانه منتظر این اثر فاخر هستیم. از اینکه برای ما وقت گذاشتید بی‌نهایت سپاس‌گزارم.

-  ممنونم. خیلی متشکرم

 

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.