علامت سئوالی برای پدیده تکدی‏ گری در کاشمر

اخبار ترشیز
Typography

حمید فدافن 

تکدی را می‏توان تحت عنوان «دست درازی کردن » برای کسب درآمد، و احتمالاً «سؤال به کف» تعریف کرد. تکدی  فراگردی است که به موجب آن، فرد متکدی از دسترنج دیگران بهره‏مند می‏شود و زندگی می‏گذراند. هر یک از افراد جامعه را که نه صاحب حرفه (در مفهوم اقتصادی آن) هستند و نه در تولید اجتماعی، مشارکتی دارند

و همواره با شیوه ها و شگردهای متنوع، طفیلی و زائده اجتماعی هستند، متکدی می‏گویند. از نظرگاه جامعه شناختی  تکدی را می‏توان نوعی انحراف اجتماعی، که فرد در آن نقش مشخص و بعضاً متفاوتی (سرقت، اعتیاد، و...) را بر عهده دارد، به حساب آورد.

از کتابخانه عمومی شهید مدرس خارج می‏شوم، باران می‏بارد و عجله دارم. جوانی موقر به سمت می‏آید. به شیشه ماشین می‏زند. می‏گوید از یکی از شهرهای اطراف است. بوی تند سیگار می‏دهد. طلب پنج هزار تومان دارد تا بنزین بزند. می‏گوید ماشینش را در کوچه کنار مجتمع شهرداری پارک کرده است. مبلغی کمک می‏کنم. قصد حرکت دارم که می‏بینم که زیر باران سیگار به لب با لاقیدی داخل کوچه قدم می‏زند. احساس گول‏خوردگی دارم. به مسیرم ادامه می‏دهم. ساعتی دیگر در حین برگشت در همان مسیر در جوار یکی از داروخانه‏ها متوجه او می‏شوم.

 باران شدیدتر شده است و او به شیشه یک ماشین می‏زند. متوجه دستی می‏شوم که اسکناسی پنج هزار تومانی به سویش دراز کرده است. در حال پارک کردنم که به سمت ماشین می‏آید. به شیشه می‏زند و  همان سناریو را می‏گوید. می‏مانم حیران چه به او بگویم. وقتی پاسخی از سوی من نمی‏بیند، به سمت ماشین بعدی حرکت می‏کند. با خود می‏اندیشم در این هوای بارانی با تلنگر بر حس نوع‏دوستی مردم چند اسکناس پنج هزارتومانی دشت می‏کند؟ قبل از عید روزی یک بنده خدایی به محل کارم آمد و خودش را از آشنایان پدرم معرفی کرد. به حرمت پدر پای صحبتش نشستم.

شاه‏بیت عرضش این بود که عملی در پیش دارد و یک میلیون تومان نیاز دارد و از من می‏خواست تا در میان همکارانم دوره بیافتم و برایش نوعی گلریزان داشته باشم. نسخه‏ها و برگه‏های که داشت، بسیار کهنه شده بودند. به بهانه آوردن چای از اتاق خارج شدم و به پدر زنگ زدم. پدر شناختی از این بنده خدا نداشت. برگشتم و پیگیر نسخه‏ها شدم. بنده خدا با تعجب حواسش به پیگیری‏های من بود. وقتی دید دارم مو را از ماست می‏کشم مدارکش را برداشت و سریع رفت. دقایقی بعد یکی از همکاران را دیدم که می‏گفت یک بنده خدایی در باره من و پدرم سوال می‏کرده است.

 مشخص شد هوشمندانه در حال گدایی بوده است. ماجرا را به چند دوست گفتم. هر یک خاطره‏ای از این قبیل موارد داشتند. یکی از مراجعه زنی به مسجد گفته که از نمازگزاران درخواست پول کرده بود. یکی دیگر از موردی گفت که به درب مغازه‏ای رفته و از مغازه‏دار خواسته تا از مغازه‏های اطراف برایش کمک جمع کند. این قبیل موارد از مصادیق تکدی‏گری هستند. در کنار این موارد، با حضور گدایانی در اطراف خود در سطح شهر یا آبادی‏های شهرستان مواجه هستیم. به عنوان نمونه در همین چهارراه بهبودی هر ازگاه افرادی مشغول گدایی هستند.

چهارراه‏ها برای گدایان محل دوست داشتنی است. آیا اینان فقیر واقعی هستند یا به طور حرفه‏ای تکدی‏گری می‏کنند؟ گاهی در چهار راه شهید بهبودی عصا بدستی هم دیده می‏شود، گاهی سپنجی به دستی هم هست. در چهار راه شهید ترابی هم گاهی گدایی اعلام حضور می‏کند. دیدن بانویی که چهارراه خیابان شهید باقری گدایی می‏کند هم زیبنده کاشمری که برخی آن را چهارمین شهر زیارتی کشور می‏دانند، نیست. چند هفته قبل زنگ آپارتمان ما به صدا در آمد. زنی درخواست کمک می‏کرد. این قبیل موارد هم زیبنده دیار ما نیست. شنیدم که این پدیده در حاشیه برخی بقاع متبرکه دیارمان هم گاهی دیده می‏شود.

این بحث در آبادی‏های شهرستان هم گاهی رخ نشان می‏دهد. در وقت مشاهده این موارد این سئوال مطرح می‏شود که نهادهای فعال در زمینه‏های حمایتی و مراکز فعال در امور خیریه چه نظری در باره این موارد دارند؟ چرا کسی یا مجموعه‏ای متولی جمع‏آوری اینان نیست؟ سئوالات مشابه این سئوالات بسیار است ولی در یک کلام چرا باید شاهد این مسئله باشیم؟ همه تقریباً باور داریم اینان گدایانی حرفه‏ای هستند. این مهم آزاردهنده است. دوستی تعریف می‏کرد در بعض جاها دیده است که متکدیانی که یحتمل غیر کاشمری بودند با پررویی بر سر سفره‏ها حاضر و تقاضای کاسه‏ای غذا داشتند.

در ضمن آیا جمع‏آوری متکدیان تغییری در وضعیت فعلی به وجود خواهد آورد؟ آیا این پدیده در دیارمان قابل ساماندهی هست؟ یادمان باشد؛ تکدی‏گری،  ریشه‌های بسیاری دارد و از  فقر گرفته تا عارضه روانی  را می‌توان از جمله دلایل تکدی‌گری دانست. برخی هم وجود داشتن وضعیت مالی مناسب،  تکدی‌گری را به عنوان یک عادت روزمره ادامه می‌دهند. این عامل از بیماری‌های روانشناختی نشأات می‏گیرد. برای رفع هر علت، در سطح کلان یک دستگاهی دیده شده است. آیا این دستگاه‏ها در کاشمر هم‏اندیشی و هماهنگی دارند؟ یقیناً هماهنگ هستند.

اگر متکدی به علت فقر به این کار روی آورد، سازمان‏هایی همچون  بهزیستی و کمیته امداد می‌توانند برای حل مشکل، ورود کنند اگر شخص متکدی بیکار باشد، وزارت کار و رفاه در این موضوع دخیل است. برای هر کدام از این مجموعه‏ها  نظامنامه‌هایی بر اساس اسناد بالادستی نوشته شده و فرایندهایی تعریف شده است. براساس مصوبه شورایعالی اداری کشور که در سال ۱۳۷۸ تصویب شده، چند دستگاه متولی، تکدی‏گری شناخته شدند و برای این دستگاه‌ها وظایفی تعریف شد که عمدتاً این وظایف روی ورق مانده‌اند! این چند دستگاه می‏توانستند در گذر زمان کارها برای بهبود اوضاع انجام دهند.

اما می‌بینیم که اتفاقی رخ نداده است. سکوت دستگاه‌های مختلف در حالی است که  آسیب‌های اجتماعی همیشه جلوتر از دستگاه‌های رسیدگی به این آسیب‏ها حرکت می‌کنند. بد نیست بدانید؛ در مصوبه شورای عالی اداری کشور یازده دستگاه برای موضوع آسیب‌های اجتماعی مکلف شده‌اند. ای کاش این معضل ملی در سطح بومی در کاشمر به همت مسئولان بیشتر از گذشته حل شود و پدیده تکدی‏گری در دیارمان از بین برود یا حداقل کمرنگ شود. چه بخواهیم چه نخواهیم هر روز شاهد ابعاد جدیدی از تکدی‏گری نظیر افرادی شیک‏پوش که در قالب خرابی ماشین یا تهیه بنزین ا درخواست پول می‌کنند خواهیم بود.

با مواردی نظیر درخواست پول برای خرید دارو همه آشنا هستیم. در بحث فعالیت برخی افراد حرفه‏ای در این پدیده، باید حواسمان به این مهم باشد که به هر دلیل کاشمر به مرکزی برای حضور پایدار آنان تبدیل نشود. خدا کند اینان فعال نشوند و شهر را بین خود تقسیم نکنند و اقدم به ایجاد پاتوق و سرقفلی نکنند. تکدی‏گری در قالب یک باند یا چند باند حرفه‏ای را باید یک آسیب اجتماعی بزرگ دانست که صرفاً به گدایی خلاصه نخواهد شد. در این فرض شاهد ظهور انواع بزه‏ها خواهیم بود. با توجه به ضرورت اعتناء به عنصر پیشگیری بایسته است این مهم در دستور کار مسئولان قرار بگیرد.

 

 

 

 

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.