«نگاهی به موسیقی و کنسرت اخیر در کاشمر

اخبار ترشیز
Typography

 حمیدضیایی

اگر قرار باشد تعریفی جامع و کلی از هنر ارائه دهیم کاری بس دشوار و چه‌بسا ناشدنی‌است. اما می‌تواند «هر کسی از ظن خود یار شود» و برای خودش تعریفی در هر سطحِ فردی_اجتماعی بیاید؛

اما تعمیم دادن آن به جامعه‌ی هنری کمی دور از تصور است . در مصاحبه‌های اخیری که با هنرمندان داشته‌ام تعریف‌های جالب و خواندنی از هنر ارائه داده‌اند که نشان از اهمیت هنر در زندگی فردی و اجتماعی دارد. البته ناگفته نماند که تعریف‌هایی فردی‌ است، و باز هم می‌توان ضد و نقیض‌اش را ارائه داد. آن‌چه هنر را همواره زنده و پویا می‌دارد همین جمعِ اضداد است. البته منظور نگارنده از هنر پویا و زنده، آنی نیست که امروزه در سطح شهرستان شاهدش هستیم. هنر خلاق جای‌اش بسیار خالی‌است؛ و آن‌چه امروزه عرضه می‌شود تکرار مکررات است. تذکر این نکته هم لازم است که: ما نمی‌توانیم تعریفی را عرضه کنیم و خواهان این نیز باشیم که جامعه با تعریف ما همراه شود و بپذیردش؛ اما می‌توانیم با گفت‌وگو و تعریف اهل فن از هنر و اثر هنری به درک هرچه بهتر دست یابیم.

نگارنده در یادداشتی در شماره پیشین تحت عنوان «انجمن‌های ادبی و خطر انحطاط» به نکاتی اشاره کرد که بعضی از آن را می‌توان در حوزه‌های دیگر هم مطرح ساخت.(نگاه کنید به شماره ۲۶۵ سرو). هنر امروزه تبدیل به گیشه شده و این تبدیل روزبه‌روز هنرمند را از رسالت و اصالت خودش دور می‌کند. البته تا حدودی باید به هنرمند نیز حق داد؛ چرا که زندگی امروزی، هنرمندان را از لحاظ معیشتی در مضیقه قرار‌داده و هنرمند را گاهی مجبور به تولید آثار عامه‌پسند می‌کند. البته این تولید نباید تبدیل به یک «اپیدمی» شود و «تالیانی» پیدا کند که شاهد رشد چشم‌گیر آن باشیم. احساس می‌کنم توضیح این نکته هم لازم باشد: که اثر عامه‌پسند با تولید اثری که به ابتذال گراید، تفاوت دارد.

بیشتر هدف از این مقدمه، رسیدن به کنسرت اخیر کاشمر و حواشی‌ی بود که کمابیش اعتراض‌هایی در پی داشت. اولین اعتراض که می‌توان به آن صحه گذاشت قیمت گزاف بلیت برای چنین اجرایی دراین  سطح است! به نظر میرسد بسیاری از اجراهای موسیقیِ امروز چه از لحاظ شعر، ملودی، اندیشه، و محتوا با سرعتی باور نکردنی روبه‌افول است. این دست موسیقی‌ها گذرا هستند و حتا مخاطبانش نیز پس از مدتی از شنیدن‌اش زده می‌شوند و ماندگاری ندارد. ناگفته نماند که نگارنده مخالف موسیقی پاپ نیست بل‌که خود یکی از طرفداران «پر و پا قرص» موسیقی پاپ است؛ اما نه هر موسیقی پاپی. مخاطب موسیقی در جامعه‌ی کنونی ما پذیرنده‌ی موسیقی کلامی‌ست و بیشتر به جنبه‌ی شعری و پس از آن ملودیک توجه می‌کند. چنان‌که طرفدران موسیقیِ بی‌کلام به‌نسبت طرفدران موسیقی باکلام، بسیار کم است. به عنوان یک مخاطب «پاجفت» موسیقی معتقدم که اگر کلام را از این موسیقی‌های «صحنه‌ای» بگیرید با چه چیزی مواجه خواهید شد؟ چیزی جز تکرار «چندمیزان» خواهد ماند؟ موسیقی اگر شما را به عرش نمی‌برد به حضیض خاک نباید بکشاند. پس دریافت چنین قیمت گزافی برای چنین سطحی از موسیقی، ظلم به مخاطب ناآشنای با هنر سره است. احساس می‌کنم تا حدودی دلیل چنین اجراهایی به‌خاطر نبود نظارت تخصصی بر موسیقی شهرستان است؛ که این را باید همواره پیش‌نظر داشت.

جا دارد در همین مجال توضیحی را عرضه کنم و آن «وظیفه‌»ی هنرمند در قبال جامعه و هنر است:

همان‌طور که مستحضرید، هنر در ذات خود هیچ تعهدی ندارد؛ اما این هنرمند است که باید در قبال جامعه و هنر، متعهد باشد... قصد درازی سخن ندارم و تنها به یکی_دو نکته اشاره می‌کنم: یکی از وظایف هنرمند عرضه‌ی هنری‌ست که سطح شناخت جامعه را بالا ببرد، نه این‌که با اثری، مخاطب را از همان چیزی هم که هست دور کند. وظیفه‌ی دیگر که مخاطب اهمیت می‌دهد: سنجیدن توان مردم یک شهر از لحاظ پرداخت هزینه در قبال مسایل فرهنگی_هنری است، که در اجرای اخیر نادیده گرفته شد.

اعتراض دیگری که مطرح شد،اعتراض «تشکل‌های مذهبی» کاشمر است. در گفت‌وگوی دوستانه‌ای که با «حجت‌الاسلام کیانی» یکی از اعضای «قرارگاه فرهنگی شهید مدرس» داشتم اشاره به‌بعضی ناهنجاری‌های موجود در اجرای کنسرت شد، که در پاسخ به ایشان گفتم: این ناهنجاری‌ها را در جامعه هم شاهد هستیم و به‌صرف این‌که چند نفر موجب ناهنجاری در اجرا بوده‌اند، نمی‌توانیم کل جامعه را از کنسرت محروم کنیم؛که ایشان چنین پاسخ دادند: _«ببینید! بنده به‌عنوان اعضای «قرارگاه فرهنگی» عرض می‌کنم که نه با موسیقی دشمن هستیم و نه مخالفتی داریم. موسیقی هم مثل همه چیز سالم و ناسالم دارد؛ اعتقاد ما درباب موسیقی همان اعتقاد مقام‌معظم‌رهبری‌ست که فرمودند:_ هنرمندان و موسیقی‌دانان احساس مسئولیت کنند و موسیقی را نجات دهند_بنده به همان اندازه که از ناهنجاری پیش‌آمده ناراحت هستم، از تضییع حقوق شهروندان، هنرمندان، فرهیخته‌گان و موسیقی‌دانان هم ناراحتم. چرا باید یک

 

عده فرصت‌طلب «جَوّ» فرهنگی_هنری را به سمت ابتذال ببرند؟ ما هم اجازه ابتذال را هرگز نخواهیم داد؛ نه در باب موسیقی، و نه هیچ باب هنری دیگری!»

تا بدین جا نظر اعضای تشکل‌های مذهبی و هنرمندان در یک راستا و قریباً متحد است. و همه خواهان اجراهای هنرمندانه هستند نه آثاری که روند ابتذالی دارند. این مهم نیازمند نظارت بیشتر در بحث انتخاب آثار است.

این‌که هرکس حق دارد دغدغه‌ی فرهنگ داشته باشد غیرقابل انکار است؛ حالا با هر مرام و مسلک و در هر لباس و نوع تفکری که باشد.

ما قبل از هرچیز باید در نظر داشته باشیم که «کاشمر کهن» دارای فرهنگی غنی، چه از لحاظ تاریخی و چه از لحاظ مذهبی‌است. و فراموش نکنیم که «حرمت امام‌زاده را متولی امام‌زاده»حفظ می‌کند(این را به خطاب به کسانی می‌گویم که دغدغه‌ی فرهنگ دارند). این‌که برای اجرای یک کنسرت هم‌استانی‌های‌مان از شهرهای دیگر میهمان بودند و ما افتخار میزبانی ایشان را داشته‌ایم موجب افتخار و مسرّت است؛ اما باید در نظر داشت که حضور در شهری تاریخی_مذهبی را باید حرمت نهاد و کاری منافی فرهنگ آن شهر انجام نداد. که إن‌شالله مخاطبان فرهیخته این‌گونه بوده‌اند. این مهم نیز نیازمند فرهنگ‌سازی است. و آرزوی قلبی همه‌ی ما این است که همیشه میزبان خوبی برای تمام مردم ایران سرافرازمان باشیم

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.