گفتگوی اختصاصی با ابوالفضل علی نیا نماینده ی اکادمی «ریتم صلح» در خراسان

اخبار ترشیز
Typography

 حمید ضیایی

ابوالفضل علی‌نیا نوازنده و مدرس سازهای کوبه‌ای به سال ۱۳۶۵ در کاشمر متولد شد. وی از سال ۱۳۷۵ موسیقی را با آواز آغاز کرد و پس از آن به سازهای کوبه‌ای علاقه‌مند شد و نزد استادان: شاهین بزازان، آرش شرقی، داریوش اسحاقی، احمد مستنبط،مجید کلاهدوز، مسعود حبیبی، و محسن طاهرزاده شاگردی کرد

و خوش آموخت هرآنچه را در مکتب آنان تحصیل کرد. پس از آن به مدت ۱۰ سال در مکتب استاد «فربدیداللهی» بنیان‌گذار «آکادمی ریتم صلح» و مبدع سازهای «اودو» و «فرودو»  با نگاهی دیگر به «ریتم» آشنا شد و امروزه تنها نماینده «آکادمی ریتم صلح» در خراسان بزرگ است. هم‌چنین آشنایی و فراگیری سازهای کوبه‌ای لاتین هم‌چون: کاخُن، کُنگا، تیمبالز و... را نزد استاد «حکیم لودین» یکی از بزرگ‌ترین «پرکاشنیست‌های» بین‌المللی آموخت؛ و نیز ریتم و «طبلای‌هندی» را نزد استادش «دَرْشَن آنَند» فرا گرفت. وی در کارنامه‌‌ی هنری‌اش هم‌کاری با گروه‌های موسیقی هم‌چون: مهرگان، کوبانگ،سروشان، و خسروان را نیز دارد. و نیز گروه ارکستر کوبه‌ای «تبوراک» را بنیان نهاد.  به دیگر فعالیت‌های درخشان وی که در پسِ‌پشت دارد در خِلال گفت‌وگو اشاره‌ای_هرچند به اختصار_ رفته است.

اکنون خواننده‌ی گفت‌وگوی اختصاصی با ایشان هستید. در ضمنِ همین گفت‌وگو، صحبت‌های استاد فربد یداللهی راجع‌به این هنرمند نیز آمده است.

 

س: به‌رسم مصاحبه‌هایم می‌خواهم به‌عنوان اولین سوال تعریف شما را از هنر بدانم؟

 

ج: به‌نظر من هنر زبانی‌است برای بیان احساسات درونی انسان‌ها. البته ممکن است خیلی‌ها این احساسات را داشته باشند اما نتوانند بیان کنند. که بر می‌گردد به همان جریان استعداد، که شاید به آن دست پیدا نکرده باشند.

 

س: این استعداد اکتسابی‌است یا ذاتی؟

 

ج: بخشی از این مقوله اکتسابی‌است. اما این‌طور نیست که_ با تعریف ایده‌آلی که از استعداد داریم_ بتوانیم به آن دست پیدا کنیم. استعداد قابل انتقال نیست؛ اما قابل پرورش هست. به‌طور مثال کسی که صدای خوبی دارد را می‌شود با آموزش صحیح پرورش داد...

 

س: صحبت آموزش شد! وضعیت آموزش در کاشمر بسیار ضعیف است؛ نظر شما راجع‌به شیوه‌ی آموزش و حتا بعضی کسانی که آموزش می‌دهند چیست؟چند نفر صلاحیت تدریس دارند در کاشمر؟

 

ج: به‌نکته‌ی بسیاربسیار خوبی اشاره کردی! یکی از دغدغه‌های من در موسیقی همیشه همین مسأله‌ی آموزش بوده؛ من همیشه دوست داشتم یاد بگیرم و البته هیچ‌وقت هم تمام شدنی نیست. اما متأسفانه مشکلی که در شهرمان داریم عدم نظارت بر آموزش است... که این موضوع خیلی‌خیلی باید جدی گرفته شود. صرفاً این‌که ما در هر نقطه‌ای که هستیم شروع به آموزش کنیم و مجوزهای آموزشگاهی هم دریافت کنیم خیلی به پیش‌رفت موسیقی ما کمک نمی‌کند. اصل قضیه در آموزش همان کیفیت است که متأسفانه اصلاً مدّنظر نیست. معتقدم در امر آموزش باید شورای نظارت تشکیل شود. چون استعدادهای خوبی داریم که در حال هدر رفتن هستند.

 

س: یک‌عده در بحث آموزش مدعی شده‌اند که در مدت زمان دوماه یا هفت جلسه نوازنده شوید... هنرمند شوید و از این دست تبلیغات واهی! سوای پاسخ به این دسته افراد، برای روشن شدن مخاطب بگویید که آیا شدنی‌است؟

 

ج: ببین! این چیزی که مطرح می‌کنی درفضای حرفه‌ای کاملاً خنده‌دار است. من همیشه در کلاس‌هایم این مثال را می‌گویم که آیا می‌شود وقتی به کلاس اول دبستان می‌رویم یا دوم یا حتا وارد دانشگاه می‌شویم همان اول بگوییم مدرک دکترای مرا بدهید؟ این ادعا پیش‌پا افتاده است. این هم به همان عدم نظارت که عرض کردم، برمی‌گردد. مخاطب هم باید تحقیق کند؛ مثل وقتی که می‌خواهد کالایی خریداری کند،تحقیق می‌کند.

 

س: چند نفر در کاشمر صلاحیت تدریس دارند؟

 

ج: حالا این‌که بخواهم راجع‌به این مسأله صحبت کنم مفصل است. اما با تمام احترامی که برای دوستان‌ام قائل هستم باید بگویم تعداد خیلی‌خیلی محدودی هستند که می‌توانند در امر آموزش کمک کنند.

 

س: شما تنها نماینده‌ی «آکادمی ریتم صلح» در خراسان بزرگ هستید. مقداری راجع‌به به‌ریتم و مقداری هم راجع‌به ریتم صلح و هدف‌اش توضیح بدهید؟:

 

ج: خودِ بحث ریتم که تعاریف مختلفی در هنرهای مختلف دارد. اما اگر کلیّتی در موسیقی بخواهم تعریف کنم: «سیر منظم موسیقی در زمان را» ریتم می‌گوییم. که در هنرهای مختلف هم مشابه همین تعریف هست. در مورد «ریتم صلح» همان‌طور که می‌دانید پایه‌گذارش استاد یداللهی هستند که نزدیک به ۱۰ سال است شاگرد ایشان‌ام و البته نماینده ایشان در خراسان هم هستم. آن‌چه ریتم‌صلح دنبال می‌کند در واقع یک تفکر و جریان است در تنبک‌نوازی ایران؛ که استاد یداللهی با شیوه‌ی خاص خودشان این را دنبال می‌کنند. روی این مسأله هم بسیاربسیار وقت گذاشتند که نتیجه‌اش را هم شاهد هستیم که چه هنرجوهای خوبی تربیت کرده و می‌کنند.

 

س: سن یادگیری تنبک‌ را هم بسیار پایین آوردند...

 

ج: بله، دقیقاً! شما می‌بینید که بچه‌ای از چهارساله‌گی شروع می‌کند به تنبک‌نوازی و از همان ابتدا هم خوب شروع می‌کند.

 

س: نمونه‌ی این موفقیت هم جشنواره ریتم‌صلح در سال گذشته بود که خیلی موفق بود...

 

ج: بله، دقیقاً!

 

س: از کاشمر هم یک هنرجو شرکت کرد؟

 

ج: بله! من همیشه تأکید می‌کنم که تلاش کنند تا به این نقطه برسند و برای جشنواره انتخاب شوند...

 

س: البته استاد یداللهی خیلی سخت‌گیر و بی‌تعارف هستند؟

 

ج:بله بله! البته درست‌اش هم همین است.

 

س: تنبک ساز غریبی بود و هنوز هم در بین بعضی غریب هست. نگاه به موسیقی نگاه خوبی نبود... تنبک که جای خود داشت. چرا علی‌نیا تنبک را انتخاب کرد؟

 

ج: تنبک در موسیقی ایران همیشه در کناره بود_البته در ایران! اما در کشورهای دیگر سازهای کوبه‌ای و ریتم از اهمیّت بالایی برخوردار بوده و هست... البته باید بگویم که در ایران هم تنبک جایگاه خودش را پیدا کرده و در ارکسترها می‌بینید که سازهای کوبه‌ای بسیار تأثیرگذار هستند. اما راجع‌به تنبک خودتان اشاره کردید که من موسیقی را با آواز شروع کردم. در موسیقی دو رکن اساسی و اصلی داریم: «صدا و زمان». صدا بدون زمان هیچ‌ معنایی ندارد. زمان یعنی همان ریتم که راجع‌به آن صحبت کردیم. شاید هنوز کسانی بخواهند تنبک را مانند گذشته بپندارند؛ که البته این‌طور نیست. یک نکته را بگویم: امروزه در دانشگاه‌های موسیقی کسی که وارد می‌شود باید «پیانو و تنبک» را تحصیل کند.

 

س: یک تعریفی هم راجع‌به تنبک می‌گویند که مادر سازهاست؟

 

ج: مادر سازها که نه! چنین تعریفی نداریم. اما یکی از کامل‌ترین سازهای کوبه‌ای در جهان می‌توان گفت. البته استاد بهمن رجبی هم به این مسأله اشاره کرده‌اند.

 

س: طرفداران تنبک زیاد شدند. مخصوصاً در مکتب «ریتم‌صلح». مخالفان زیادی هم ریتم صلح پیدا کرده؛ دلیل این مخالفت‌ها چیست؟ گاهی بعضی مخالفان حتا دانش کامل موسیقی و ریتم هم ندارند!

 

ج: ببین! همیشه مخالفت در هر هنری و هنرمندان همان حوزه بوده. منتها من دقیقاً نمی‌دانم که بعضی‌ها چه مشکلی دارند که مخالفت می‌کنند. آن‌چه من می‌بینم و با توجه به آشنایی‌ام با سیستم‌ها و مکتب‌های دیگر که دارم... باید بگویم این سیستم یک نگاه بسیاربسیار عالی و عمیق دارد... و شاهدیم که تا چه حد سطح تنبک‌نوازی را بالا برده. من به همه احترام می‌گذارم. اما دلیل این مخالفت‌ها را هم نمی‌فهمم! این سیستم آموزشی به سطح آموزش خیلی کمک کرده... احساس می‌کنم مخالفت‌ها ریشه در تعصب دارد. من آن‌چه را که می‌بینم، می‌گویم.

 

س: به‌عنوان کسی که شیوه‌های مختلف تنبک‌نوازی را تحصیل کرده و تنبک‌نوازان بسیاری هم دیده... احساس می‌کنم و با شناختی که از شما دارم می‌گویم: که آقای یداللهی تأثیر زیادی در شما داشته؛ درست است؟

 

ج: بله! درست است. من همیشه می‌گویم بحث نوازندگی و تدریس با هم تفاوت دارد. ما نوازنده‌های خوبی در ایران داریم که واقعاً عالی هستند. ولی شاید نتوانند مدرس خوبی باشند. این را با تجربه می‌گویم! اما استاد یداللهی نه‌تنها مدرس خوبی هستند، بل‌که نوازنده‌ی قدرت‌مندی هم هستند. چون من خودم درگیر آموزش هستم می‌بینم که چه‌قدر تیزبینانه به این مسأله پرداختند. این‌که خودش واضح و روشن است.

 

س: شما سوای بر تنبک، سازهای کوبه‌ای دیگری را هم به‌طور تخصصی می‌نوازید. تدریس هم می‌کنید. مثل: دف، اودو، دایره، کاخُن، و... بنیان‌گذار اودو در ایران هم استاد یداللهی بودند. که البته اشتباهاً به اسم «کوزه» رایج شده...

 

ج: کوزه ساز دیگری‌است! اما «اودو» یک ساز افریقایی‌است که پایه‌گذار این ساز مخصوصاً «اودو»ی پوستی در ایران استاد هستند.

 

س: سال‌های ۸۶ یا ۸۷ بود که دیدم، درست است؟

 

ج: بله! تقریباً همان زمان بود. البته بعدها «هنگ‌اودو» را هم ساختند که می‌شود با آن «ملودی» نواخت. البته نه به وسعت مثلاً یک پیانو... اما به نوبه‌ی خود عالی‌است.

 

س: هنگ‌اودو را هم که خودتان می‌نوازید. هنگ‌درام چه‌طور؟ سوالی شده بود که شما تدریس می‌کنید؟

 

ج: هنگ‌درام را می‌نوازم، اما تدریس نمی‌کنم. با توجه به تکنیک‌هایی که روی «اودو» کار کردم با نواختن‌اش مشکلی ندارم.

 

س:هر سازی مشخصه‌ی خودش را دارد. شیوه‌ی نواختن هر سازی هم متفاوت است. اما گاهی شاهد بودیم که نوازنده‌ی تنبک یا دف، کاخُن هم می‌نوازد؛ آیا تنبک‌نوازی سندی بر کاخُن نوازی‌است؟

 

ج: خیلی سوال خوبی بود! ممکن است بعضی فکر کنند چون من چند ساز را می‌نوازم فقط به‌صرف تنبک‌نوازی‌است! که این‌طور نیست. خب من «کاخُن» را از استاد «حکیم لودین» که ایران هم نیستند و اصلاً افغان هستند آموختم. ایشان یکی از «پِرکاشِن‌نوازان» بزرگ دنیا هستند. طبل‌های هندوستان را به‌خاطر آشنایی‌ام با ریتم‌های موسیقی هندوستان که در واقع دنیای زیبا و پیچیده‌ای دارد از استاد «دَرْشَن آنَند» یاد گرفتم. این چیزی نیست که بشود به‌صرف تنبک‌نواز بودن بتوانی هر ساز کوبه‌ای را بنوازی. این‌ها هرکدام دنیای خودش را دارد. من سال‌ها پیش استادان مختلف شاگردی کردم. این شیوه‌ی کار کردن که بعضی‌ها در پیش گرفتند حاصلی جز سرگردانی ندارد.

 

س: نتیجتاً موسیقی کاشمر را موفق می‌دانید؟

 

ج: بعضی دوستان هنرمند زحمات زیادی می‌کشند که قابل تقدیر است؛ موسیقی کاشمر در حال پیش‌رفت هست، اما در حال حاضر متأسفانه احساس می‌کنم سرعت‌اش خیلی پایین است. دلیل‌اش را هم گفتم: بحث آموزش و عدم نظارت بر کیفیت آموزش و اجراهاست.

س: بگذریم! یک مقداری چراغ خاموش هستید! شاید خیلی از خواننده‌های این سطور شما را نشناسند؛ چرا؟

 

ج: خب شاید یک دلیل‌اش این باشد که زیاد اهل دنیای مجازی نیستم. فرصت‌اش را هم البته ندارم. می‌دانی که مدام در رفت‌وآمد هستم برای کلاس‌هایم... مشهد، بردسکن، طبس و... اما، در بحث اجرا هم باید بگویم: اعتقادی به هر اجرایی ندارم. اجرای خوب را می‌پسندم؛ نه هر اجرایی را...

 

س: چندین اجرا با گروه «سروشان» به‌ آهنگ‌سازی آقای «آرش کامور» و خوانندگی «وحید تاج» داشتید؟

 

ج: بله! من سال ۱۳۹۱ در نیشابور با آرش کامور آشنا شدم. رونمایی آلبومی داشت به‌نام «روای» پیش‌نهادی شد که از این آلبوم در کاشمر هم رونمایی داشته باشیم. از آن‌جا هم‌کاری من با ایشان آغاز شد؛ چندین کنسرت در خراسان با خوانندگی «وحید تاج» خواننده خوب کشورمان برگزار کردیم...

 

س: یک اجرا هم در پیش دارید با گروه «خسروان»؟

 

ج: بله! یکی از بهترین گروه‌های موسیقی در استان خراسان است که می‌شناسم

 

س: قرار بود یکم خرداد در کاشمر اجرا داشته باشید؟

 

ج: بله! در واقع در حال طی کردن مسیر دریافت مجوزهای مربوط است

 

س: در حال حاضر مشغول به چه کاری هستید؟

 

ج: همین‌طور که اطلاع داری علاوه بر تدریس، در حال همکاری با گروه «خسروان» ...

 

س: به سرپرستی «احسان‌انوریان» که آخرین آلبوم‌اش هم «پیدای پنهان» با صدای «سالار عقیلی» بود؟

 

ج: بله! دوست عزیزم احسان انوریان. و ضبط آلبوم با همین گروه

 

س: به‌عنوان سخن آخر اگر حرفی مانده بفرمایید؟

 

ج: اول این‌که من از تو تشکر می‌کنم که با مصاحبه‌هایت در حوزه‌ی فرهنگ و هنر قدم‌های خوب و مثبتی بر می‌داری؛ دقت در این موضوع خیلی مهم است که کمتر کسی به این مسأله پرداخته و ما ندیدیم. و از همکاران‌ات هم در دوهفته‌نامه سرو تشکر می‌کنم. و مطلب آخر این‌که همه‌ی ما باید دغدغه‌ی موسیقی شهر را داشته باشیم. و امیدوارم که شاهد پیش‌رفت موسیقی شهرم باشم. یک نکته هم راجع‌به یادداشت اخیرت در شماره قبل همین نشریه بگویم: که به نکات خوبی اشاره کرده بودی و مطلب را خواندم و جای تشکر دارد.

در ادامه طی تماسی با استاد«فربدیداللهی» نظر ایشان را راجع‌به شیوه‌ی تدریس و تفکر «ابوالفضل علی‌نیا» جویا شدم:

«ابوالفضل علی‌نیا را زمانی شناختم که دوره‌های مختلف و سبک‌های تنبک‌نوازی را گذرانده بود. او علاقه‌مند به این بود که دوره‌های آموزشی «ریتم صلح» را هم پشت سر بگذارد؛ با توجه به استعداد و تجربه‌ای که داشت دوره را آغاز کردیم؛ او رفته‌رفته با سبک و سیاق نوازندگی و سیستم آموزشی من ارتباط خوبی برقرار کرد؛ تا جایی که به تدریس این شیوه‌ی آموزشی به هم‌شهریان‌اش معتقد شد. او امروزه به یکی از رکن‌های اساسی «ریتم صلح» در خراسان بدل شده. باید یادآور شوم که حضور شخصی هم‌چون آقای علی‌نیا در خراسان بزرگ غنیمتی گران‌بهاست. همین‌طور موجب افتخار بنده است که اشاعه‌ی «ریتم صلح» در خراسان توسط ایشان صورت می‌گیرد؛ و نیز این حضور موهبتی‌است برای مردم آن سرزمین.»

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.