دوتار جهانی شد

اخبار ترشیز
Typography

حمید ضیایی 

چهارشنبه ۱۳۹۸/۹/۲۲ خبری مبنی بر ثبت شیوه‌ی ساختن و نواختن دوتار در یونسکو منتشر شد. این خبر در وضعیت فعلی هنر موسیقی که هر روز با پدیده‌های نوظهور بیشتر به سمت ابتذال سوق داده می‌شود، بسیار خوش‌حال کننده بود. حقیقت امر این است که حقِ دوتار و دوتارنوازی بود که جهانی شود. والّا مثل بعضی آثار دیگر یا به دست فراموشی سپرده می‌شد و یا توسط کشورهای همسایه کمافی‌سابق به یغما برده می‌شد.

دوتار و نوازنده‌ی دوتار سهم عمده‌ای در فرهنگ عظیم خراسان بزرگ دارد. راوی حالات و مقامات مردم این دیار است. بیان‌گر باورهای فرهنگی_مذهبی خراسانی‌هاست. خودش به تنهایی تاریخی شفاهی‌است. از عاشقانه‌ها تا عارفانه‌های این دیار را در دل دوبیتی‌ها و زخمه‌‌ها و «کله‌فریاد»هایش دارد. خواندن و نواختن‌اش معنابخش یک‌دیگرند. ترجمان هم‌اند.

موسیقی مقامی با ما از رنج‌ها و شادی‌هایی که از دیرباز بر این دیار رفته است، حرف‌ها دارد...

زنگ کاروانیان را در دل خاک و کویر به گوش‌مان می‌رساند‌.. رنج تاریخ این خطه از ایران عزیز را می‌سراید و تصویر می‌کند. طبیعت، جزوی لاینفک از این موسیقی‌است و همواره در طنین صدای‌‌اش بوی خاک و دُرمنه را هم می‌شود استشمام کرد. می‌شود با نوای دوتار کویر و تاریخ را توأمان درنوردید.

هر مقام‌اش حرفی دارد و هر گوشه‌اش رنجی ناگفته! از هر نای‌اش نوایی می‌آید و از هر طُرفه چمن‌اش مدح اعظمی! این‌ها همه فرهنگ این دیار است. فرهنگ خراسان بزرگ... خراسانی که تاریخی عظیم در پسِ‌پشت دارد و تا به‌امروز پابه‌جاست و تا جهان بادا خراسان نیز باد.

 

 

«نگاهی به وضعیت موسیقی مقامی کاشمر»

 

این خبر مرا بر آن داشت تا نگاهی هرچند مختصر_ و البته از دیدگاه یک مخاطب موسیقی_ به وضعیت موسیقی مقامی کاشمر داشته باشم.

قبل از هر چیز در این روز و روزگار یاد استاد «ذوالفقار عسگریان» را گرامی می‌داریم و برای شاگردان و رهروان‌اش آرزوی موفقیت می‌کنیم.

در این میان یاد یکی از قدیم‌ترین نوازندگان دوتار در روستای درونه‌ی بردسکن به‌نام «فرج‌الله خان امینی» که دیر یافته بود و «هر چه بود از قامت ناساز بی‌اندام» ما بود را نیز گرامی می‌داریم. اول‌بار نام «امینی» را از هنرمند مایه‌ور جناب احمد حصاری شنیدم ‌و این‌گونه نقل کرد:_«سال ۸۲ که برای دانشگاه «سوره» در حال تحقیق روی موسیقی محلی بودم، از هرکس می‌پرسیدم نوازنده‌ی دوتار می‌شناسید، می‌گفتند:_ قدیما بوده، ولی همه مردند_ تا این‌که شنیدم در روستای درونه یک نوازنده هست، ولی خیلی وقت است که ساز نمی‌زند. رفتم پیش‌اش؛ ساز نداشت؛ برای‌اش یک ساز به امانت بردم و پیش‌اش گذاشتم. دوبارع ساز زدن را از سر گرفت... تا این‌که کم‌کم سرحال آمد و شناخته شد. هوشنگ جاوید پژوهشگر موسیقی برای اجرا به تهران دعوت‌اش کرد. خودش می‌گفت: برای «گل‌ممدِیاغی» ساز زده است. دو روایت کُردی_بلوچی از حماسه‌ی گل‌ممد بلد بود. گل‌ممد قهرمان رمان کلیدر محمود دولت‌آبادی‌است. عشق‌باز و می‌گفت:«دُوتار در دست گیرُم،نِی به دندان/ غزل‌خوانی کُنُم بهر رفیقان/ او درسن ۸۵ سالگی درگذشت.»

اگر نیک بنگریم هرکدام از روایان موسیقی مقامی گوهری هستند که باید به کشف آنان همت گماشت.

نگارنده امیدوارم در این راه شاهد همت اداره‌ی میراث فرهنگی و اداره‌ی ارشاد و انجمن موسیقی شهرستان باشیم و تدبیری اندیشیده شود تا تمام کسانی که در حوزه‌ی موسیقی مقامی کاشمر فعالیت دارند گِرد هم جمع شوند و آن‌چه در سینه دارند را به صورت مکتوب و علمی جمع‌آوری و تدوین کنند تا برای نسل آینده بماند.

یک‌بار دیگر هم در یادداشتی تلویحاً ذکر کرده‌ام که مقام‌های کاشمر در پرده‌ای از ابهام است. گفته‌ها گاه اغراق‌آمیز و دور از ذهن است. آن‌چه توسط بعضی گفته می‌شود سرشار از تضاد است. بعضی مدعی هستند که دوتار و دوتارنوازی ریشه‌ای آبا و اجدادی در میان‌شان دارد و اعداد و ارقامی که برای مقام‌ها به‌کار می‌برند موهوم است؛ بعضی نیز مدعی هستند که دوتار حدود ۸۰_۱۰۰ سال پیش توسط عشایر در این منطقه معرفی و آموخته شده است. به‌هرترتیب هیچ دلیل محکمی برای این دست مدعاها ارائه نمی‌شود. حال زمان آن رسیده که میراث فرهنگی و اداره ارشاد اسلامی به این مسأله ورود کنند و با حمایت هنرمندان این حوزه بستر پژوهش را مهیا سازند تا از دل شنیده‌ها و تطبیق علمی و عملی آن‌ها، آن‌چه صدق است و آن‌چه موهوم است بیرون کشیده شود. امروزه در کاشمر هم سازنده‌ی دوتار داریم و هم نوازنده و هم پژوهش‌گر موسیقی که در کنار هم می‌توانند نفسی تازه برای موسیقی مقامی این شهر باشند. آقای جعفری یکی از سازندگان دوتار است که بی مدعا و عاشقانه به کار خود ادامه می‌دهد؛ آقایان احمد حصاری (که برای شماره بعد مصاحبه‌ای در مورد موسیقی مقامی با ایشان خواهم داشت) و محمد رئوفی دو تحصیل کرده‌ی موسیقی هستند؛ و هنرمندان دوتارنواز چون آقایان: حسین حدادی، جمالی، حسین لشگری، خاندان رضایی، حسن عابدینی، علی پاسبان و دیگر کسانی که ممکن است در حال حاضر در حافظه نداشته باشم و هرکدام گامی مؤثر در این حوزه برداشته‌اند می‌توانند در کنار یکدیگر به تحقیق و تدوین این مهم بپردازند.

شوربختانه موسیقی مقامی کاشمر در چند سال اخیر مهجور مانده است و نیازمند چنین حرکتی هست تا دوباره جایگاه اصلی خویش را در میان خراسان پیدا کند.

آن‌چه امروز بیش از هرچیز حائزاهمیت است حفظ و اشاعه‌ی فرهنگ غنی کاشمر است که نباید زمان را در رابطه با این مهم از دست داد.

امیدوارم در راستای اعتلای این هنر شریف گام‌های مؤثر برداشته شود و ما به‌زودی شاهد حضور مجدد هنرمندان در جشنواره‌ها باشیم.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.