آبگرفتگی نقش هول ‏انگیز باران (واگویه2)

اخبار ترشیز
Typography

رضا فدافن

در نشست‏ها و دیدارها و جلسات مختلف، گاهی یکی از حضار از این کمترین می‏خواهد که دردش را در نشریه مطرح کنم. ستون واگویه تلاشی در حد وسع این قلم برای پرداختن به دغدغه‏های این بزرگواران است.

آبگرفتگی نقش هول ‏انگیز باران

می‏گفت: «چرا برای این همه آبگرفتگی معابر اصلی و فرعی و دور میادین و حاشیه بولوارها هیچی در نشریه‏تان نمی‏نویسید؟

» می‏گفت:« یک نشریه باید بیانگر دغدغه‏های اهالش شهر و روستا باشد». می‏گفت:« بعض مسایل را نمی‏شود کتمان کرد. وقتی مسیری وضعیتش نامطلوب باشد، با اولین باران شاهد آبگرفتگی نقاط مختلف آن مسیر خواهیم بود.» در بیان موارد مربوط به آبگرفتگی، حواسش به مسایل ریز و درشت بسیاری بود. یک سئوال ساده را مدام مطرح می‏کرد: « آیا مدیریت شهری در نقاط شهری شهرستان و دهیاری‏ها و شورائیان روستاها در آبادی‏های مختلف شهرستان، حواسشان به پدیده آبگرفتگی هست؟»

چه پاسخی باید به وی می‏دادم؟ در گذشته چند باری در این باره یادداشت‏های نوشته بودم. از یادداشت‏هایم برایش گفتم. گفتم که هر یادداشت حاوی پیشنهادی برای بهبود اوضاع بوده است. وقتی پرسید مثلاً چه پیشنهادی؟ برایش توضیح دادم که در ادوار قبل پیشنهاد شد که اعضای شورا اسلامی شهر کاشمر و فعالان مدیریت شهری در یک ون یا در چند ماشین شاسی بلند برای اکتشاف محل‏های دچار آبگرفتگی به جاهای مختلف شهر سر بزنند. یکی دو فیلمبردار هم تجهیزات سمعی و بصری با خود همراه داشته باشند. هر نقطه‏ای را که کشف کردند به رمز کدگذاری کنند.

این کدها بر روی نقشه شهر جانمایی شود تا مشکل آبگرفتگی با یک تجربه عملی بر طرف شود. بنده خدا کلی به این ایده خندید. البته همه می‏دانیم این ایده از سوی حضرات ساکن در ویلای خیابان خرمشهر در آن دوره مورد توجه قرار نگرفت. آن روزگاران مدیریت شهری هم از کنار این مهم گذشت که می‏توان محل‏های مستعد آبگرفتگی را شناسایی و به طور ریشه‏ای این معضل را حل کرد. پرسید:« یعنی واقعاً نمی‏توان محل‏های دچار آب‏گرفتگی را شناسایی کرد؟ یعنی کاری سترگ و سخت و صعب است؟». چه باید پاسخ می‏دادم؟ یادم آمد یکی از فعالان عرصه مدیریت شهری تاکید داشت که به مطبوعات توجهی ندارد.

الغرض درخواست کرد در یک روز بارانی گشتی در شهر بزنیم. در دی‏ماه توفیق رفیق افتاد و از میدان شهید غلامی (شهربانی) حرکت کردیم به سمت گلستان، از آنجا رفتیم تا بولوار شهید صادقی و بعد از کنار مسکن مهر آمدیم سمت مرکز آموزش عالی و برگشتیم سمت میدان شهید غلامی و رفتیم داخل خرمشهر تا برسیم به میدان مرکزی و ادامه دادیم تا جلو بیمارستان شهید مدرس و از داخل خیابان گوهر آمدیم امام موسی صدر و بعدش از کنار مزار شهید مدرس رفتیم سمت بولوار شاهد و بعد خیابان شهید مدرس و باز میدان مرکزی و رفتیم تا فلکه گاز و از سمت جمعه بازار آمدیم تا خیابان باقری و از آنجا رفتیم شهید نیازمند.

 از کوچه راه قوژد برگشتیم خیابان قائم و رفتیم سمت تکیه شهدا و کوچه امام جمعه و خیابان 15 خرداد و سمت حیابان و فاطمیه و برگشتیم دادگستری و چهل و شش متری و بولوار بسیج و حواشی آن و مسیر کمال‏الملک و دهخدا و شهاب و ظهوری. خیلی جاهای دیگر هم رفتیم. برف پاک‏کن ماشین گاهی اسلوموشن و گاهی تند کار می‏کرد. صحنه گذر ماشین‏ها از میان آب حیران در مسیرها در عین جذاب بودن تاسف‏آور بود. دیدن عابرانی که سوای بارش باران به صورت مضاعف خیس می‏شدند، ناراحت کننده بود.  ناراحت کننده بود وقتی شهروند برای استشمام عطر باران کمی شیشه ماشینش را پایین می‏کشید و به یکباره حجمی از آب خودرویش را در بر می‏گرفت.

دوستم می‏گفت:« باران که شدید باشد و میزان آبگرفتگی هم بیشتر بشود، یقین در بافت قدیم شهر آب به ساختمان‏ها هم صدمه می‏زند.» به انهار و جوی‏های داخل شهر اشارت داشت که آیا با توجه به اعلان هواشناسی مبنی بر شدت بارندگی و احتمال آبگرفتگی، مورد بازدید و بررسی و ساماندهی قرار گرفته‏اند؟ حواسش به این بود که آیا دستگاه‏های پمپاژ آب از این نظر که سالمند و خوب کار می‏کنند، مورد بررسی مسئولان مربوطه قرار گرفته است یا خیر؟ آیا مراکز بهداشتی و درمانی برای هر رخدادی آماده هستند؟ اشاره داشت به این مهم که کاشمر شهری ایمن است، آیا این شهر ایمن در موسم بارندگی و آبگرفتگی هم ایمن هست؟

حقیقتاً سئوالاتش منطقی بود. باران اگر شدیدتر شود و اگر خیلی اگرها اتفاق بیفتد و زبانم لال سیل بیاید، آیا شهرمان و آبادی‏های اطراف و در کل شهرستانمان مهیای مدیریت بحران هست؟ می‏گفت کاش یک بار زنگ بحران از منظر سیل به صدا در بیاید تا ببینیم چه نقاط ضعف و قوتی داریم. تا نقاط ضعف برطرف و نقاط قوت تقویت شود. می‏پرسید آیا شهر دیوار ساحلی دارد؟ گویا در خیابان امیر کبیر بقایای دیواری وجود دارد. خوب آن سوی خیابان امیرکبیر تا مسکن مهر و سایر جاهای شهر چه دیواری دارند؟ آیا کال‏های اطراف شهر مشکلی برای انتقال آب باران و سیل ندارند؟ مسیل‏ها بررسی شده‏اند؟

کاش در این جور مواقع نهادهای مختلف اقدام به حفاری در معابر نکنند و اگر موردی هم هست زود به فرجامش برسانند. کاش پروژه‏های ناتمام هم زودتر تمام شوند و حداقل مصالح و نخاله‏های بنایی در گوشه‏ای دپو شوند به نحوی که مزاحم اهالی نباشند. کاش در روزهایی که پدیده آبگرفتگی مشهود هست، حضرات مسئول و مدیر با یک خودروی مجهز در شهر و روستاها گشتی بزنند. در این صورت از نزدیک با دغدغه‏های مردم آشنا خواهند شد. یادمان نرود روزگاری کاشمر و آبادی‏هایش مملو از قنوات مختلف بودند. این قنوات اینک عموماً خشک شده‏اند. کاش نقشه‏ای برای اینان تهیه می‏شد.

در این صورت می‏شد حسب نیاز آب باران را به این مسیرها هدایت و حسب مهم مانع هدایت به آنها شد. گاهی زود دیر می‏شود. یقین اقلیت و اکثریت شورای اسلامی شهرمان و سایر شورائیان شهرستان مایلند که حال شهر و روستاها در موسم باران خوش خوش باشد و در هیچ جا شاهد پدیده آبگرفتگی نباشیم. بد نیست در این مواقع حواسمان به طور یکسان به همه نقاط شهر و روستا باشد. باور کنیم همه برابرند. این باور که همه برابرند و برخی برابرترند، بس آزار دهنده است. کاش حواسمان به همه احتمالات در موسم باران شدید باشد. کاش از آبگرفتگی بترسیم و برای حل آن کاری کارستان بکنیم.

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.