برف‏ شیره؛ یک نوستالوژی خوشمزه

اخبار ترشیز
Typography

حمید رضا بی تقصیر

باباجی (باباحاجی) گفته بود حوالی ظهر برای صرف برف‏شیره به خانه‏اش برویم. زمستان سال پنجاه و سه بود. پنج ساله بودم. تغارچه مخصوص کشک‏ سابی پر از برف روی تخت ‏بام نظرم را به خود جلب کرد. آمدم یک گلوله برفی درست کنم و پرتش کنم سمت کلاغ نشسته روی درخت سنجد میان حیاط، که به یک باره باباجی داد زد که دست نزن، این برف برای برف‏شیره است. اومد جلو و تغارچه رو برد داخل اتاق، گذاشت روی مجمر روی کرسی. یکی دو بادیه (کاسه مسی) هم پر برف روی طاق قرار داشت، ظرف‏های حاوی شیره هم کنارشون. اهل خونه منتظر اذن باباجی بودند برای گرفتن قاشق و بردن لقمه برف‏شیره به دهان.

با رخصت باباجی و برابر دستور ایشان شیره انگور (دوشاب انگور) به میزان مورد نیاز به تغارچه و بادیه‏ها افزوده شد. باباجی به قول خودش منبر رفت و شروع کرد در باره برف‏شیره حرف زدن، که هر کی در زمستان برف‏شیره بخورد تا زمستان سال دیگر دچار سرماخوردگی نمی‏شود! گفت که برف اول برای برف‏شیره درست کردن خوب نیست. برف اول برف کلاغ‏هاست. کثیف است و پر پلشتی. مریض کننده است. برف دوم هم خوب نیست. این برف هم برف چغوک‏هاست (گنجشک‏ها). برف سوم تر و تمیز عین گل یاسه، برفش برف آدم است. خوردن دارد.

باباجی از برف‏های قدیم هم می‏گفت. می‏گفت روزگاری به حدی برف آمد که مردم نتوانستند برف روی پشت بام را پارو کنند از شدت سرما و ارتفاع برف که بیشتر از یک متر بود. وقتی هم برف پارو شد، کوچه‏‏های برفی فدافن  ارتفاع برفشان بیشترک هم شد. بعض جاها مردم در میان برف معبری حفر کرده بودند. می‏گفت روستاهای کوهسرخ در آن قدیم ندیما به نحو خاص‏تری این موضوع را تجربه کرده بودند. الغرض برف‏شیره دسری است که فقط در یک فصل سال نصیب آدم می‏شد. بعدها از باباجی در باره برف‏شیره بیشتر شنیدم. می‏گفت سال‏های که فدافن قبل از شب یلدا دو سه تا برف به خود می‏دید، شوچله پر از برف‏شیره می‏شد.

می‏گفت بعض سال‏ها اونقدر برف زیاد می‏آمد که می‏شد یک مجمر یا تغار یا دیگر را میانه حیاط یا روی تخت بام گذاشت تا پر برف شود. این برف خیلی خواهان داشت. می‏گفت بهترین شیره برای قاطی کردن با برف تمیز، شیره انگوره. شیره خرما هم خوبه. می‏گفت بعضی‏ها از شیره توت هم استفاده می‏کردند و حتی مواردی بوده که از سه شیره (مخلوط شیره انگور و خرما و توت) برای تهیه برف‏شیره بهره می‏بردند. در دهه شصت تا اواسط هفتاد هم چند مورد نوش کردن برف‏شیره را به خاطر دارم. این دسر خوشمزه بنا به دلایلی نظیر؛ تغییر ذائقه مردم، غلبه مدرنیته بر سنت و کاهش بارش برف و حتی آلودگی آن به علت آلودگی هوا دیگر چندان خواهان ندارد.

باباجی می‏گفت؛ اهالی فدافن موسم برف ضمن شكرگزاری از بهره‏مندی این نعمت الهی با دل‏های مملو از شادی و شعف، برف را تبدیل به بهانه‏ای برای تقویت سنت حسنه صله رحم می‏کردند. برف‏شیره برای همه ما حال و هوایی نوستالوژیک دارد. در گذشته در این شب مردم منزل بزرگترها جمع می‏شدند و شوچره با طعم برف‏شیره را تجربه می‏کردند.

برف‏شیره همانطور که عرض شد نوعی دسر است. به تعبیری نوعی بستنی هم هست. «واژه بستنی که شکل اصلی آن پئیستهنی (پئیس=شیر+تهن=یخ+ی=پسوند نسبت) است به معنای شیر یخزده یا برف‌شیر است. آن را در افغانستان شیریخ و در تاجیکستان یخماس و در انگلستان icecream و در سنسکریت برفشیر पयोहिम payohima می‌نامند». نقل است خوردن برف‏شیره از عهد باستان در فلات ایران در موسم زمستان رواج داشته است. سوای سه شیره ذکر شده، در نقاطی از ایران از شیره میوه‏ها و گیاهان مختلف هم استفاده می‏شود. گویا زرتشتیان در فصل زمستان جشنی موسوم به  جشن بخشایش گناهان دارند.  

این جشن  مصادف با بارش سومین برف زمستانی بود. در باور آنان  برف اول و دوم نماد گناهان و گناهکاری‌های بشر می‌باشد و برف سوم برف تطهیر و پاکسازی آدم از گناهان سال گذشته است. آنان نباریدن برف و باران در زمستان را نشانه خشم و نفرین خدا می‏دانستند. گویا آنان در حد فاصل ریختن سه برف به اجرای مراسم آیینی خاصی می‌پرداختند. در صبحگاه ریزش برف سوم مردمان از خانه‌ها به بیرون ریخته و پس از نیایش به جشن می‌پرداختند. گویا یکی از خوراکی‌های آیینی که در این مراسم استفاده می‌شد و وجهه مذهبی داشت، مخلوط برف و شیره بوده که برف‏شیره گفته می‌شد. اعتقاد بر این بوده که میل کردنش گناهان شخص را از بین می‏برد!

واضح و مبرهن است که در دوره فعلی باید در استفاده از برف نهایت دقت را کرد. این مهم کاری سخت است. امروزه برف دارای دوز (اندازه ) بالایی از آلاینده‌‌های خودروها، سرب و ذرات معلق گرد و غبار موجود در هوا یا گرده‏های شناور، سولفات‌ها، نیترات‌ها،فرمالدئید و حتی مواد حشره‏کش‏های شیمیایی است. خوردن چنین برف آلوده‏ای، زمینه‏ساز بسیاری از بیماری‏ها خواهد بود، این موضوع برای کسانی که به فاویسم مبتلا هستند (کودکان و سالمندان) می تواند مرگبار باشد. شاید نظر برخی بر آن باشد که می‏توان از کوهستان یا دل کویر جایی که انسان کمتر به آنجا می‏رود برف را تهیه کرد. یادتان باشد آلوده بودن هوا در بیشتر جاها مشهود است.

در گذشته در گوشه حیاط یا روی حوض و کنار آن تعدادی تخت چوبی قرار داشت. شاید ندانید به باور گذشتگان سومین برف نشسته بر روی این چوب‏ها قابل استفاده بود. برخی مشتاق تهیه سومین برف از روی گنبد و پشت بام‏های امامزاده‏ها و مساجد بودند. باور داشتند این برف نظرکرده است. البته در گذشته رفتن به کوهستان برای تهیه برف روایت شده است. کاش مقوله تهیه برف‏شیره مستندسازی شود. همانطور که ذکر شد این موضوع در کل فلات ایران مرسوم بوده است. کاش با استفاده از تحقیقات و پژوهش‏های ملی مربوط به آیین‏های زمستان، این مسئله در سطح بومی از منظر فرهنگ مردم مورد بررسی قرار بگیرد.

هنوز معمرینی در آبادی‏های شهرستان هستند که می‏توان در باره این موضوع تاریخچه‏ای شفاهی را عرضه کنند. کافی است دفتر نمایندگی میراث فرهنگی در دیارمان این مهم را وجه همت خود سازد و کارگروهی ویژه مستندسازی آیین‏های زمستان تشکیل بدهد. این کارگروه بایسته است ابتدا آیین‏های ملی را بررسی کند و همزمان گوشه چشمی به مناسبت‏های مذهبی و گردش ماه قمری در خلال سال شمسی داشته باشد. از این منظر باید ضمن توجه به خوراک و غذا در این فصل به مسایل سوگ و سور و کارنواها و نوع پوشش در گذر تاریخ توجه کرد. به نوع اقلیم کوهستان و دشت هم باید توجه نمود.

 

 

 

 

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.