تئاتر زندگی من است

اخبار ترشیز
Typography

حمید ضیایی
احسان عاقل متولد ۱۳۶۳ در کاشمر متولد شد. از سال ۱۳۷۸ تأتر را شروع کرد. عاشق تأتر است. با تأتر و برای تأتر زندگی می‌کند. هیچ آرزویی جز بهتر شدن وضعیت تأتر شهرش ندارد.

در سال ۱۳۹۲ به تهران عزیمت می‌کند و در دانشگاه هنر تهران شروع به تحصیل در رشته‌ی تأتر می‌کند.

با توجه به علاقه‌ای که به هنرهای نمایشی دارد دانشگاه را سه‌ساله پشت سر می‌گذارد و در اوایل سال ۱۳۹۶ در مقطع کارشناسی فارغ‌التحصیل می‌شود و مجدد به کاشمر بازمی‌گردد. اولین نمایش‌اش را با نام «صدای سکوت» که نام گروه‌اش نیز هست شروع می‌کند.

آن‌چه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگویی با این هنرمند ارزنده است

 

 

+به‌عنوان اولین سوال بفرمایید تعریف شما از هنر چیست؟

 

_سوال شما به‌نوعی کلی‌است. تعریف بسیار زیاد است. اما بهترین تعریفی که به ذهن‌ام می‌رسد این‌است که هنر در واقع زبانی‌است که امور معنایی را یا امور کیّفی را به کمّی تبدیل می‌کند تا بتواند به نمایش درآید. حوزه‌ی معنا، حوزه‌ی معرفت، حوزه‌ی کیفیت قابل تعریف نیست؛ ما امور کیّفی را به کمّی تبدیل می‌کنیم تا قابل درک شود.  هنر وظیفه‌اش خدمت به انسان است. در واقع هنر مربوط به انسان است.

 

 

+ به‌نظر شما هنر کاشمر تاکنون توانسته در راستای خدمت به انسان حرکت کند؟ در تأتر را بفرمایید!

 

 

_در تأتر حقیقتاً تلاش‌هایی شده. اما بحث اصلی این است که کسانی که در حوزه‌ی تأتر فعالیت می‌کنند آیا واقعاً علاقه و اشتیاق و دغدغه‌ی تأتر در آن‌ها وجود دارد یا نه! اصلاً برای چه چیزی در تأتر هستند؟ وظیفه‌شان چیست؟ احساس می‌کنم ما در پایه مشکل داریم. پس باید بگویم نه! در تأتر کاشمر کمتر به انسان خدمت می‌شود. انسان کمتر در نظر گرفته می‌شود. گرچه هنر و تأتر برای انسان است؛ در مورد انسان است. ولی متأسفانه خیلی به این مسأله پرداخته نشده است. من فکر می‌کنم که هنر دغدغه‌ی بسیاری از هنرمندان این شهر نیست. در صورتی که در هنر هستند و اسم هنرمند را هم به‌دنبال خودشان می‌کشند.

 

+ دغدغه‌های هنرمند چه چیزهایی‌است؟

 

_دغدغه‌ی هنرمند در واقع احساس نیازی‌است که انسان امروز دارد. در جامعه‌ای که زندگی می‌کند؛ در کشوری که زندگی می‌کند؛ و در واقع هنرمند باید شبیه آینه‌ای برای جامعه‌ی خودش باشد. هنرمند باید از عصر خود جلوتر و به دنبال حقیقت باشد. هنرمندی که نتواند حقیقت را کشف کند تبدیل به هنرمند نمی‌شود. وظیفه‌ی اصلی هنرمند کشف حقیقت است تا بعد بتواند به حقیقت خدمت کند. حالا وقتی که آدم‌ها از حقیقت فرار می‌کنند؛ هنرمندانی که از اصل حقیقت دوری می‌کنند و به هر دلیلی از حقیقت فراری هستند، در مرحله‌ی کشف حقیقت مانده‌اند، چه برسد به مرحله‌ای که باید به حقیقت خدمت کنند.

 

 

+آیا می‌توانیم بگوییم که هنرمند برای جامعه‌اش یک الگوست؟

 

 

_بله! قطعاً هنرمند باید یک گام از عموم جامعه‌ی خودش جلوتر باشد. در واقع هنرمند کسی‌است که می‌اندیشد و از دل جامعه خواسته‌اش را بیرون می‌کشد. در واقع مثل یک ذره‌بین، موشکافانه پیگیر تمام اتفاقاتی‌است که در دوران او می‌تواند تبدیل به یک دغدغه بشود و با مردم به اشتراک بگذارد. برای همین هنرمند وظیفه‌اش از یک انسان عادی بیشتر است. چرا که باید حقایق را واکاوی و منتشر کند. گرچه یک خطر جدی هنرمند را تهدید می‌کند! و آن‌هم قضاوت است. هنرمند کارش قضاوت نیست؛ هنرمند کارش نشان دادن است. اگر قضاوتی هم دارد باید آن را هنرمندانه در پسِ ماجرا نشان بدهد تا بیننده‌اش هم بتواند به یک قضاوت شخصی برسد. هر چه هنرمند انسانی‌تر فکر کند قطعاً مخاطب را هم به سمت اصول انسانی پیش می‌برد. پس اول هنرمند باید خودش اصول اخلاقی و انسانی را بداند و رعایت کند.

 

 

+ پس نتیجتاً یکی از لازمه‌های هنرمند عمل به گفتارش است؟

 

_صددرصد! اگر بخواهم صادقانه بگویم این کار خیلی سختی‌است. هنرمند یا هر انسانی! آدم‌ها امروز فقط حرف می‌زنند. اما اگر به پنجاه‌درصد حرف‌های خودشان عمل کنند خیلی آدم‌های خوبی می‌شوند. ولی وظیفه‌ی هنرمند این است که بتواند واقعاً عمل کند. چون قرار است با حقیقت روبرو شود. ولی من امروز هنرمندانی را می‌شناسم که به خودشان هم دروغ می‌گویند. تا من تلاش کنم که به خودم دروغ نگویم یک مرحله است؛ تا به مردم دروغ نگفتن یک مرحله‌ی دیگر. ولی من در مرحله‌ی اول مانده‌ام! دروغ نگفتن به خود! روبرو نشدن با خودم! یک اصلِ اساسی که هنرمند به آن نیاز دارد خودشناسی‌است تا بتواند برای جامعه مفید باشد.

ولی متأسفانه هنرمندان به این مسأله اهمیت نمی‌دهند یا نمی‌دانند. ببینید! شما وقتی یک تأتر را نگاه می‌کنید، باید حضور کارگردان، دغدغه‌ی کارگردان، و شخصیت کارگردان را در کلیّت آن اثر ببینید تا آن‌جا که حتا او چه‌طور آدمی‌است. ولی این مهم در آثار ما دیده نمی‌شود. شاید خودِ هنرمند هنوز تشخص نیافته باشد.

 

ضیایی حمید, [25.02.20 11:35]

+پس معتقدی که تأتر کاشمر در این راستا حرکت نکرده است؟

 

 

_حرکت کرده. اما درست حرکت نکرده است. یک اتفاقاتی افتاده! ما خودمان دو_سه سال است که فعالیت می‌کنیم که این اتقاق بیفتد. به‌هرحال اگر یک تأتر بخواهد تأثیری بر مردم بگذارد اول باید به یک کیفیتی در خودش برسد. در بحث آموزشی و امکاناتی که می‌تواند تأتر را پیش ببرد. باید دست‌به‌دست هم داد! این یک کار همه جانبه است، کار یک‌ نفر نیست. ولی تا حالا خیلی در این مسیر حرکت نکرده است. اما دو_سه سالی‌است که فعالیت‌هایی می‌شود تا این هنر جان بگیرد و بتواند وظیفه‌ی خودش را به درستی انجام بدهد تا آن‌وقت در تماشاگر احساس نیاز ایجاد شود که تأتر را هم باید دید! یک نکته را هم بگویم! تأتر باید مستقل شود و در بحث اقتصاد هنر باید بتواند از پسِ هزینه‌های خودش برآید. کاری که باید از سال‌ها پیش انجام می‌شده است.

 

 

+بعد از برگشتن به کاشمر یک تأتر به‌نام «صدای سکوت» کار کردید و یک تأتر هم به‌نام «هتل تایگا». بعضی معتقدند که هتل تایگا کپی‌برداری بوده است؟

 

 

_ من همین‌جا خدمت شما عرض می‌کنم که خوش‌حالم از این‌که این نمایش حتا برای بعضی دوستان هم در کیفیت بسیار بالایی بوده است. اگر لحظه‌ای از نمایش هتل تایگا شبیه به نمایشی چه در ایران و چه خارج از ایران بود آن‌وقت آماده‌ی هرگونه‌ مناظره‌ای هستم تا پاسخ تمام این شبهات را بدهم. هیچ لحظه‌ای، هیچ اتفاقی، هیچ صحنه‌ای از هتل تایگا شبیه هیچ نمایشی نیست. چون برای آن نمایش بیش از ۱۱_۱۰ ماه تمرین شده و آن‌قدر تغییر کرده که حقیقتاً یک تأتر نو متولد شده است. و اگر گسی هست که می‌تواند تصویری، یا عکسی بیاورد که این نمایش کپی بوده، من در خدمت شما خواهم بود. هتل تایگا نمایشی‌است که به‌نظرم سال‌ها از تأتر کاشمر جلوتر حرکت کرده. من نابغه نیستم اما اگر دوستان تنبلی کنار بگذارند و مطالعات‌شان را بیشتر کنند و وقت بیشتری برای تمرین بگذارند و جدی‌تر با مقوله‌ی تأتر برخورد کنند احتمالاً از هتل تایگا عبور خواهند کرد.

 

 

 

+این نمایشنامه توسط شخص دیگری کار نشده؟

 

_ خیر! نمایشنامه‌ی «ماجرای متران‌پاژ» اثر «الکساندر وامپیلوف»توسط آقای «محمدحسن معجونی» چندین بار در تهران کار شده. هتل تایگا براساس این نمایشنامه کار شده است. نوع نگاه، فضای کار، دکور، لباس، نوع برخوردش حتا با نمایشنامه متفاوت بوده است._ فیلم این نمایش آقای معجونی هست و می‌توانند دوستان ببینند و اگر شباهتی با آن کار وجود داشت من در خدمت دوستان هستم. تصاویر آن نمایش هم در اینترنت هست می‌توانند جست‌وجو کنند. این چیزی نیست که غیرقابل دسترسی باشد.

 

 

+ با همین اسم؟(هتل تایگا)

 

_نه! نمایش آقای معجونی بانام خودِ «ماجرای متران‌پاژ» است. در واقع خودِ آن نمایشنامه را کار کردند که حدود چهل_پنجاه دقیقه است. نمایشی که ما کار کردیم بیش از ۱۲۰ دقیقه بود. یعنی تقریباً سه‌برابر نمایشی که آقای معجونی کار کردند؛ آن‌هم با فضایی کاملاً متفاوت و با برخوردی کاملاً متفاوت در تمامی بخش‌های تأتر.

 

 

 

+ پس این نقطه‌ی شک برانگیز همین نمایش بوده؟

 

_متن بوده است. متن‌هایی که در ایران هست بارها توسط افراد مختلف کار شده. «هملت» همین حالا که داریم صحبت می‌کنیم در سراسر جهان در حال تمرین است. گروه‌های مختلف در کشورهای مختلف نمایشنامه‌ی «هملت»_ این تراژدی بزرگ جهان را کار می‌کنند. متن همان متن است. این نگاه ماست که متفاوت است. حداقل ۱۵_۱۰ گروه در تهران متن هملت را کار می‌کنند؛ ولی با نگاه خودشان! شخصیت‌های نمایشنامه همان است؛ یا حتا گاهی کارکرد شخصیت‌ها هم تغییر می‌کند. این نگاه کارگردان به متن است که جهان را تغییر می‌دهد. نگاه آقای معجونی با نگاه ما صدها درجه با ماجرای متران‌پاژ فرق می‌کند. حالا ایشان به یک تأتر پنجاه دقیقه‌ای رسیده‌اند، ما به یک تأتر بیش از ۱۲۰ دقیقه‌ای! پس این دو نمی‌تواند یکی باشد. چون نگاه‌مان فرق می‌کند. برخوردمان در مقوله‌ی بازیگری، طراحی صحنه، کارگردانی، نور، همه چیز! کاملاً متفاوت است. چون هدف ما از برخورد با این متن یک چیز دیگر بوده. آقای معجونی خود متن را کار کرده‌اند؛ اما ما در این کار به‌نوعی نویسنده، خودمان هستیم.

+به‌نظر شما در چند سال گذشته تأتر کاشمر خوب عمل کرده است؟

 

_تأتر زمانی راه می‌افتد که از ۳۶۵ روز سال ۲۰۰ شب اجرا داشته باشد. هر تأتری باید بین ۲۰_۱۵ شب اجرا داشته باشد. این نیست که یک تأتر ۵_۴ شب اجرا داشته باشد.

 

 

+یعنی اگر ۲۰۰ شب اجرای نمایش داشته باشیم می‌توانیم بگوییم اجرا داشته‌ایم؟

 

_صددرصد! حالا بگوییم کاشمر شهر کوچکی‌است ۳۶۵ روز را تقسیم بر ۲ کنیم ، چیزی حدود ۶۰_۱۵۰ شب اجرا باید داشته باشیم. اگر زیر این عدد باشد به‌نظر من در تأتر فقیریم. شما تصور کنید یک ماه تأتر داریم، و ۵ ماه از تأتر خبری نیست.

 

 

+ کمی راجع‌به تأتر «برچسب» بگویید!

 

_الآن که صحبت می‌کنیم تأتر برچسب در حال اجراست. این یک تأتر مفهومی‌است. یک تأتر تجربی‌است. البته ما هیچ ادعایی در تأتر تجربی نداریم. تأتر تجربی مخصوص کسانی‌است که از همه چیز در تأتر عبور کرده‌اند و به تأتر تجربی رسیده‌اند. از شیوه‌های مختلف اجرایی همان‌قدر که جهان نمایش لازم دارد را می‌گیرند. ساختارشکنی اساس این مدل تأترهاست که در واقع گروه یک تجربه جدید پیدا می‌کند. اتفاقاً هم «صدای سکوت» و هم «هتل تایگا» و هم «برچسب» در حال ساختار شکنی‌است. یک‌جورهایی ما در حوزه‌ی تأتر تجربی کار می‌کنیم. اما با این‌حال هیچ ادعایی هم نداریم؛ ولی به‌هرحال تلاش ما برای رسیدن و تجربه کردن در تأتر است. و هدف ما برای آینده همین است.

 

 

+چند سال پیش انتقادی داشتی که سالن نمایش سرو استاندارد نیست؟

 

_قطعاً! امکانات یک سالن تأتر هزینه‌های سنگینی دارد و باید از سال‌ها قبل تدابیری اندیشیده می‌شد. ما در سه نمایش‌مان چیزی حدود ۱۸ میلیون تومان برای کف صحنه هزینه کردیم. کف صحنه در سالن سرو، موکت است. در صورتی‌که کف صحنه باید قابل شست‌وشو باشد. کف باید چوب باشد. جنس کف صحنه باید طوری باشد که بتوانیم شست‌وشو انجام دهیم. ممکن است در یک نمایش بخواهند به یکدیگر آب بریزند... یا خون در صحنه باشد... یا حتا کف صحنه را رنگ کنیم... این‌ها را باید بتوانیم بعد از اجرا بشوییم. برای همین خیلی از نمایش‌ها را نمی‌توانیم در کاشمر اجرا کنیم.

 

 

+سالن تأتر چه استانداردی دارد؟

 

 

_بستگی به شرایط دارد. مثلاً تالار وحدت استاندارد است. نزدیک به هزار عدد صندلی دارد ولی شکل و ساختارش طوری‌است که حرفه‌ای‌ترین سالن کشور است. می‌شود گفت یک سالنِ تأتر استاندارد است. چون نحوه‌ی قرارگیری صندلی‌ها به شکلی‌ حرفه‌ای‌است. اما در مورد سالن سرو باید بگویم که در اصل سالن تأتر نیست. بیشتر سالن همایش و برگزاری یک‌سری جلسات است. در صورتی‌که ما برای تأتر استفاده می‌کنیم. در طی این بیست‌سال گذشته باید تغییرات آرام آرام اتفاق می‌افتاده... چون هزینه‌های این قبیل کارها زیاد است. برای این مسأله یک برنامه‌ریزی بلند مدت لازم بوده است. مثلاً نور سالن همان نور سال‌ها قبل است. ما برای اجراهای قبل‌مان و حتا نمایش برچسب، نور از خودمان آوردیم. صوت از خودمان آوردیم. هم نور آوردیم، هم صوت آوردیم، و هم کف گذاشتیم. شما ببینید امکانات سالن به چه شکلی‌است. تازه مسئولین اداره‌ی ارشاد در حال تجهیز کردن سالن هستند که این کار باید از سال‌ها قبل صورت می‌گرفته... اما این تیمی که الآن هستند و خودِ جناب توکلی که جا دارد همین‌جا از ایشان تشکر کنم؛ به‌شدت انگیزه و امیدشان برای آینده بسیار زیاد است.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.