کرونا و تبلور فرهنگ یاریگری در کاشمر

اخبار ترشیز
Typography

رضا فدافن

تا همین دوران جنگ شاهد رواج انواع جلوه‏های یاریگری در کاشمر بودیم. بیش از این در باره فرهنگ یاریگری در دیارمان سلسله یادداشت‏های در این نشریه تقدیم شما خوانندگان عزیز شده است.

هنوز هم این فرهنگ در عصر مدرنیته خودنمایی می‏کند. یاریگری را؛ «یکی بودن و همسویی کوشش‏های دو یا تعداد بیشتری از افراد برای دستیابی به هدف یا اهداف معین با نیت و منظوری واحد یا متفاوت است»، تعریف کرده‏اند. برخی را اعتقاد بر آن است که این فرهنگ فقط در حوزه اقتصاد وجود داشته است. حال آن که پایه و اساس این مقوله بحث انسان‏دوستی است.

امری شدیداً اخلاقی محسوب می‏شود. من کوچک فامیل با سایرین همدم می‏شویم که به کمک بزرگ فامیل برویم. خیلی وقت‏ها این بزرگ فامیل است که پیشقدم می‏شود تا به کمک سایر اعضاء برود. به همین خاطر دیگران را در این مهم با خود همراه می‏کند. البته در گذشته‏های نه چندان دور تا همین دوران دفاع مقدس، ظهور این امر حسنه در حوزه اقتصاد پررنگ‏تر بود. روستاها بیشتر از نواحی شهری شاهد این مهم بودند. اجازه بدهید چند مورد برایتان طرح کنیم.

این فرهنگ در روستایی نظیر فدافن ظهور و بروز خاصی داشت. دامداری و کشاورزی در کسوت زراعت و باغداری از مشاغل اصلی اهالی این روستا در صد سال اخیر بود. در هر مرحله از فعالیت‏های این مشاغل شاهد همیاری و یاریگری بخش یا همه اهالی با هم بودیم. روستا بزرگ بود و چند گله داشت. چوپانان بسته به جمعیت گله یک روز یا چند روز را در صحرا بود. وقت برگشت برای شیردوشی همه بی‏توجه به تعداد میشی که در گله دارند، به کمک می‏آمدند و همه به یک اندازه شیر می‏بردند.

اگر کسی برای کاشت و داشت و برداشت محصولش مشکلی داشت همه به کمکش می‏رفتند. در بحث کاه‏گِل و تعمیر منازل هم این مهم بود. در حوزه مسایل دینی هم شاهد این اهتمام بودیم. کل روستا دو مسجد داشت. رسیدگی به امور این دو مسجد با همه بود. در بحث تکایا هم شاهد اهتمام اهالی هستیم. همه با هم همراه بودند تا دغدغه‏های هیئت و تکیه را بر طرف کنند. جلوه این یاریگری در حرکت نخل در ایام محرم دیدنی بود. از همین منظر باید به برگزاری تعزیه و شبیه‏خوانی و حرکت دسته بنی‏اسد توجه کرد.

در آیین‏های سور و سوگ هم شاهد ظهور مقوله یاریگری هستیم. همین اهدای پول در شب عروسی و آیین‏هایی نظیر ختنه سوران، نمادهای از فرهنگ یاریگری هستند. در بحث درمان بیماری و تامین هزینه‏های کفن و دفن هم این موارد به خصوص در بحث برگزاری پُرسه قابل رصد است. غرض آن که در اطرافمان در ادوار قبل این فرهنگ مشهود و ملموس بود و به نوعی هنوز هم هست. در دوران دفاع مقدس شاهد بودیم که اهالی به امور زندگی و شغلی و معیشتی اهالی توجه خاصی داشتند.

با این مقدمه به این مهم می‏خواهم اشاره کنم که این روزها در زمان ظهور و گسترش کرونا، شاهد جلوه‏های قابل تاملی در حوزه فرهنگ یاریگری در امر مبارزه با این بیماری هستیم. شنیدم که چند جوان همت کردن و سم‏پاش بر دوش به ضدعفونی معابر پرداختند. شنیدم که آقای داروغه در خیابان امام موسی صدر سم‏پاش بر پشت به ضدعفونی ماشین‏های مردم می‏پردازد. شنیدم موسسه فرهنگی موج به یاد شهدای مدافع حرم، برای کادر درمانی بیمارستان شهید مدرس بسته‏های میان وعده می‏برد.

شنیدم برخی نذرشان را با تهیه ماسک و توزیع آن ادا می‏کنند. شنیدم جمعی هزینه‏های یک جشن را صرف تهیه و توزیع اقلام بهداشتی برای اقشار آسیب‏پذیر کردند. از شنیدن این همه به وجد می‏آیم. از منظر جامعه شناسی این اخبار گوارا هستند. در میان اخبار کرونا، این همه همت  و غیرت و یاریگری ستودنی است. این همه سرمایه اجتماعی دیارمان محسوب می‏شوند. جالب است مبتکران این ایده‏ها از همه قشر هستند. پیر و جوان و زن و مرد هستند. جالب است که همه به فکر همه هستند.

البته در کنار این همه خبرهای مستربخش از تبلور فرهنگ یاریگری، اخباری هم از منیت و پولپرستی و احتکار می‏شنویم که در نوع خود حال ادم را بد می‏کند. آری هستند افرادی که برای افزایش ثروت حاضر به دیدن مرگ دیگران هستند. همین بحث احتکار حدیث تلخی است که هر روز خبرش را می‏شنویم. خدا را شکر این پدیده در دیار ما حداقل تا زمان نگارش این یادداشت مشاهده نشده است. با این همه کاش مراجع ذیصلاح حواسشان به دغدغه‏های اهالی برای تامین اقلامی چون ماسک و دستکش می‏بود.

این که بشنویم یک روحانی برای کمک به کادر درمانی بیمارستان شهید مدرس اعلام آمادگی می‏کند، زیباست. زیباست که می‏بینیم روحانی‏های دیگر هم به وی اقتداء می‏کنند. زیباست که جمعی مایع ضدعفونی برای سایر فراهم می‏کنند. زیباست می‏شنویم دفتر صدا و سیما با تجهیزاتش به کمک اموزش و پرورش می‏رود و در بحث ضبط برنامه‏های درسی با آموزش و پرورش همکاری می‏کند. و زیباتر است که معلمان در این مهم کمال همکاری را دارند تا دانش‏آموزان از درس و تحصیل عقب نمانند.

چه زیباست صاحب‏خانه‏ای درب خانه مستاجرش را بزند و بگوید کرایه اسفند ماه باشد عیدی. تعجب نکنید. شنیدم که یک بازاری به بدهکارانش گفت چک‏های اسفند باشد برای اردیبهشت. آری در جامعه ما خوبان گمنامی هستند که باور دارند بنی‏آدم اعضای یکدیگرند. اینان این باور را فریاد می‏زنند. دیدم جوانانی را که برای نیازمندان بسته‏های غذا تهیه کردند تا در این ایام قرنطینه بی‏توشه نباشند. شنیدم که عزیزانی پارچه تهیه کردند و ماسک دوختند و بی سروصدا به جایی که می‏خواستند اهدا کردند.

امید ارکان مدیریتی شهرستان مشوق این موارد باشند. سوای این موارد هستند افرادی که در گمنامی گردهم جمع می‏شوند تا شعله‏ای برای نیکوکاری روشن کنند و در حیطه یاریگری کاری کارستان بکنند. شنیده‏ام برخی از مشاغل برای رفاه حال مشتری، خدماتشان را به لطف شبکه‏های اجتماعی در درب منزل متقاضیان عرضه می‏کنند. راه‏های خدمت به خدا و خلق خدا بسیار است. این ایام کرونایی هم خواهد گذشت و روسیاهی برای آنانی باقی خواهد ماند که روشن‏کننده چراغ بازار سیاه هستند.

در پایان امید سایه کرونا جایش را به آفتاب سلامتی بدهد. تا آن موقع امید خیراندیشان با دقتی که دارند به حاشیه‏های شهر بیشتر سر بزنند. حواسشان به زباله‏گردها و کارتن‏خواب‏ها هم باشد. گوشه چشمی به نیازمندان آبادی‏های اطراف داشته باشند. حواسشان به آبرومندانی که با سیلی صورتشان را سرخ نگه داشته‏اند، باشد. توزیع ماسک و دستکش و الکل برای ضد عفونی وظیفه خیرین و نیک‏اندیشان نیست. ولی همه می‏دانیم مبارزه با مرگامرگی چون کرونا نیازمند تدبیر نیکوکاران و من و ما و شماست.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.