خطه زرخیز ترشیز عزیز و سلسله شگفتی‏ های انتخاباتی

اخبار ترشیز
Typography

حمیدرضا بی تقصیر

در بحث شگفتی‏های انتخابات به بحث تبلیغات اشاره شد. دقت کاندیداهای اصلی به استفاده از انواع روش‏های تبلیغاتی در نوع خود جالب بود. این تعبیر کاندیداهای اصلی اسباب تعجب نشود.

همه می‏دانیم کاندیداها سه جورند. برخی برای برنده شدن و تکیه دادن به صندلی ترشیز در بهارستان آمده‏اند. اینان بعضاً از چند سال و حداقل چند ماه قبل به طور زیرپوستی و نامرئی و مثلاً نامحسوس در حال مطرح کردن خود بودند. اتاق فکر این افراد توانایی‏های خوبی برای مهندسی افکار عمومی دارند. نام بردن از این افراد کار سختی نیست.

البته همانطور که می‏دانیم تا قبل از اعلام نظر هئیت‏های اجرایی و هئیت نظارت شورای نگهبان نمی‏توان با قطعیت از کاندیداهای اصلی نام برد ولی عموماً حدس و گمان‏ها درست است. در این دوره برخی در زمان حضور حسینی یزدی با قاطعیت از حضور خباز می‏گفتند. در هر حال خباز و اسماعیل‏نیا و جلالی و کوهسرخی و انبیائی و نیک‏بین به عنوان شش کاندیدای اصلی در نیمه دوم بهمن مطرح بودند. از این تعداد خباز و انبیائی دارای نشان اصلاحات بودند.

همانطور که ذکر شد اسماعیل‏نیا و جلالی و نیک‏بین در ماه‏های منتهی به روز انتخابات در یک ائتلاف بودند، و نیک‏بین به عنوان کاندیدای ائتلاف اصولگرایان مطرح شد. اصولگرایان دیگری نظیر شبیری در لیست انتخاباتی حضور داشتند. کوهسرخی علیرغم نظراتی در باره علائق سیاسی‏اش کاندیدای مستقل معرفی شده بود. خباز و انبیائی هم کاندیداهای طیف اصلاحات بودند. یکی ریشه در چپ سنتی داشت و دیگری تبارش به چپ مدرن می‏رسید. البته در میان کاندیداها افرادی دارای مرام سیاسی و عضویت در جناح‏ها بودند.

این قبیل کاندیداها را با عنوان کاندیداهای یدکی شناخته می‏شوند. اگر فرآیند حضور کاندیدای اصلی در گردونه رقابت‏ها به هر دلیل دچار مشکل شد این کاندیدای یدکی است که به جای او عرض اندام خواهد کرد. رخصت بدهید از کاندیداهای گروه سوم با عنوان «سایر» یاد کنیم! اینان برای حضورشان و به تعبیر گرم کردن تنور انتخابات دلایل مختلفی دارند. به طنز می‏گویند برخی دغدغه همان اخذ تایید صلاحیت را دارند. برخی در یک نقشه انتخاباتی تبلیغاتی آمده بودند تا به نفع یکی از کاندیداها به کنار بروند.

این کنار رفتن به نفع یکی از کاندیداهای اصلی در هر دو طیف مشهود بود. در این بین طنزهای تبلیغاتی هم قابل رصد بود. کاندیدایی با گرایش اصلاحاتی بعد از رد صلاحیت برای کاندیدایی با گرایش اصولگرایانه تبلیغ می‏کرد. مورد داشتیم که کاندیدایی رد صلاحیت شده در ماه‏های منتهی به روز انتخابات در گذر زمان با کاندیداهای متفاوت دیده شد. برخی از کاندیداها هم آمده بودند سنجشی از فرایند انتخابات داشته باشند. هاشمی یکی از کاندیداها در ماه‏های منتهی به ایام تبلیغات در معیت منظم یکی از کاندیداهای اصولگرا در جاهای مختلف دیده می‏شد.

برخی تصورشان بر آن بود که وی به نفع کاندیدای اصولگرا به کنار خواهد رفت. منظم در نهایت برابر نظر جریان سیاسی‏اش به نفع نیک‏بین کنار رفت. ولی هاشمی در عرصه ماند و با بهره‏گیری از توان اینستاگرام برابر دوربین حاضر شد و شعارهای خاصی را سر داد. نوع بیان جملات و تحکم خاص وی در ادای شعارهایش در ذیل پوستری حاوی عکس احمدی‏نژاد و کلی شعار و اعلام حمایت جمعی از اقشار مختلف باعث شهرت وی شد. وقتی از افزایش یارانه و تبدیل ترشیز به قطب اقتصادی کشور گفت، به تعبیری تبدیل به شاخ اینستا شد.

شهرت وی به حدی بود که اخبار بیست و سی به وی اشارتی داشت. شبکه‏های ماهواره‏ای هم از او یاد کردند. شاید این از محدود مواردی بود که انتخاباتی در خطه ترشیز اینچنین در سطح ملی و فراملی مطرح شده بود. البته حضور خباز به عنوان یکی از پنج چهره اصلی حزب اعتماد ملی در روزهای مانده به آغاز تبلیغات رسمی انتخابات، بسیاری از نظرها را به خود در محافل سیاسی کشور جلب کرده بود. برخی از سالی قبل معتقد بودند خباز در این دوره در حوزه انتخابیه کاشمر کاندیدا خواهد شد.

ولی ثبت‏نام وی باعث شد در میان این برخی هم این گزاره نهادینه شود که خباز نخواهد آمد، که آمد. شاید از این منظر نیامدن بلوکیان ستودنی باشد. در هر حال خباز سومین شکست انتخاباتی خود را ثبت کرد. بگذریم به بحث تبلیغات بپردازیم. نوع تبلیغات این دوره کاندیداها طیف گسترده‏ای را در بر می‏گرفت. توجه همه آنان به شبکه‏های اجتماعی در خور مطالعه است. شاید هاشمی موفق‏ترین آنها در بهره‏گیری از اینستاگرام بود. البته رای وی قابل پیش‏بینی بود. شواف وی در ترشیز اقبالی نداشت ولی تنور انتخابات را گرم کرد.

راه‏اندازی کمپین و پویش انتخاباتی، شعارهای ریز و درشت با محوریت ترشیز و بهره‏گیری از عناوینی چون؛ بزرگ و کهن، باستانی و نوین و عزیز بیشتر از سال‏های قبل مشهود بود. کاندیداها از تلگرام و اینستاگرام بیشتر از سایر شبکه‏های اجتماعی بهره گرفتند. استفاده از پیامک هم در 48 ساعت قبل از روز انتخابات و حتی همان روز رواج خاص داشت. بهره‏گیری از توان مطبوعات محلی به طور خاص در اتاق فکر کاندیداهای اصلی رواج داشت. البته فقط یک کاندیدا برنامه‏های خود را در یکی از رسانه‏ها اعلام کرد.

راه‏اندازی کاروان ماشین‏ها از اینجا به آنجا رونق بیشتی نسبت به ادوار قبل داشت. مگر بنزین آزاد لیتری سه هزار تومان نیست؟ حضرات معتقد به این قبیل امور چقدر پول داشتند مگر؟ در باره پول و هزینه‏های انتخاباتی همیشه سئوال هست. شفافیت چیز خوبی است. برخی شعارهای خوبی در باره شفافیت دادند. برخی حتی برگه‏های هم امضاء کردند. این امضای برگه با عناوینی چون میثاق‏نامه و گواهی همدلی در نوع خود جالب بود. برخی کاندیداها از جامعه هدفشان می‏خواست توقعات و مشکلات و انتظاراتشان را لیست کنند، و از انها امضاء بگیرند.

البته این امضاء یک شرط داشت، جامعه هدف باید به وی رای بدهند. در بعض جاها اهالی خود درخواست‏هاشان را به سمع و نظر کاندیدا می‏رساندند و درخواست امضاء داشتند. برخورد بعض کاندیداها با این قبیل موارد در نوع خود جالب بود و بعضاً متفاوت با شعار شفافیت آنها بود. در یک مورد فیلم درخواست یک فرد کاغذ به دست از یک کاندیدا دست به دست شد. همین موضوع باعث شد برخی کاندیدا بحث امضاء این قبیل موارد را به طور پررنگ تبلیغ کنند.

در کاشمر ستادها بسیار به هم نزدیک بود. این تدبیر که ستادها آن سوی چهارراه بهبودی به طرف فلکه باغمزار باشند، امری شایسته است، شایسته‏تر بود اگر ستادها فاصله معنادارتری با هم داشتند. نبردها بلندگوها را شاهد بودیم. هر لحظه بیم آن می‏رفت که در وقت سخنرانی یک کاندیدا، یاران کاندیدای دیگر رفتاری بکنند که به مذاق طرفداران این کاندیدا خوش نیاید و یک درگیری لفظی یا فیزیکی ایجاد شود. تردد در این مسیرها هم برای همه به خصوص بانوان سخت بود. باید خسته نباشیدی به نیروهای امنیتی و انتظامی گفت.

برای اولین بار یک کوهسرخی به عنوان نماینده خطه ترشیز در بهارستان انتخاب شد. تقارن این مهم با شهرستان شدن کوهسرخ در نوع خود قابل تأمل است. دو کوهسرخی هر دو جواد نام و جوان در این دوره حضور داشتند. جواد کوهسرخی توانست آرای بخش کوهستانی کوهسرخ را بیشتر از دیگر کاندیداها و حتی جواد نیک‏بین کسب کند. کوهسرخی‏های مقیم شهرستان‏های دیگر هم اقبال خوبی به وی داشتند. ولی نقل است بخش قابل توجهی از کوهسرخی‏های شهر کاشمر در انتخاب یکی از دو جواد، جواد نیک‏بین را انتخاب کردند.

آرای نیک‏بین از منظر رای کوهسرخیان از یک زاویه خاص شبیه آرای جواد کوهسرخی است. در رای این دو نفر آرای کوهسرخیان اصلاحاتی و اصولگرا هم قابل رصد است. امید این منتخب کوهسرخی ضمن دقت‏نظر به امر قانونگزاری و انجام وظایف نمایندگی کاری کارستان برای جای جای ترشیز بکند. یک نکته طنز هم در این دوره دوباره رخ نمود. برخی از کاندیداها باور داشتند که آرای بالاتر از همه خواهند داشت. در میان اینان بودن کسانی که از دور قبل رای کمتری آوردند.

نیک‏بین در میان نیروهای ارزشی رای خوبی داشتند. او سومین روحانی در تاریخ انتخابات ترشیز است که توانسته با کسب اکثریت آرا به مجلس راه یابد. چیدمان انتخابات این دوره از نظر گرایش سیاسی کاندیداها و جغرافیای زیستی هر کاندیدا شبیه دوره قبل بود. حضور اسماعیل‏نیا و انبیائی در بردسکن، جلالی در خلیل‏آباد و نیک‏بین و کوهسرخی در کوهسرخ و وجود چند کاندیدا در نقاط مختلف این شائبه را برای جریان چپ ایجاد کرده بود که خباز با توجه به پازل فوق برنده رقابت‏هاست.

در دوره قبل رای خطه کوهسرخ به خاطر وجود جواد کوهسرخی به سبد اصولگرایان نرفت. جلالی آرای خلیل‏آباد را بیشتر از سایر جاها جذب کرد. اسماعیل‏نیا بخش اعظمی از آرایش را در بردسکن از دست داد. بیشتر رای کاشمر هم با بنیادی بود. آرای اسماعیل‏نیا و بلوکیان نماد تشتت آرای اصولگریان بود. این شد که بنیادی با 29 درصد آرا رای بهارستان گشت. این گمانه مطرح بود که خباز نیز با توجه به وضعیت کوهسرخ و بردسکن و رای جلالی، برنده رقابت‏ها خواهد بود. ولی آن چه در اتاق‏های فکر احتمال‏سنجی می‏شد محقق نشد.

برخی را اعتقاد بر آن بود که روحانیت اقبالی برای رای آوردن ندارد. شاید همین گزاره در اتاق‏های فکر سایر کاندیداها هم طرفدارانی داشت و باعث شد نیک‏بین را جدی نگیرند. نوع تبلیغات نیک‏بین از همه خاص‏تر بود. همان نامه به هر شهروند به تنهایی می‏توانست باعث جلب نظرها بشود. دو کاندیدا یعنی نیک‏بین و انبیائی در این دوره بهتر از دیگران در بحث تبلیغات خوش درخشیدند. این دوره سوای نبرد بلندگوها شاهد نبرد بَنرها هم بودیم. انگار هر چه بنر رنگی‏تر و بزرگتر رای‏ها بیشتر و بیشتر.

یک پدیده زشت در این دوره بیشتر از ادوار قبل خودنمایی کرد. بحث زشت شایعه و تخریب وجوه مختلفی داشت. شخم زدن زندگی افراد و اطرافیانشان متاسفانه هنوز رواج دارد. گرم شدن تنور انتخابات یک چیز است و متوسل شدن به ابعادی از زندگانی افراد برای تخریب آنان چیزی دیگر است که یقین پسندیده نیست. امید در آینده دیگر این قبیل موارد را شاهد نباشیم. کاندیداها از مراحل مختلف برای اخذ تایید صلاحیت گذر کرده‏اند، یقین هر چه ما می‏دانیم و می‏خواهیم شایعه کنیم آنها می‏دانند.

البته نباید از کارکرد اتاق‏های فکر کاندیداها غافل شد. تنویر افکار عمومی خیلی خوب است ولی با بیان شفاف مسایل، متاسفانه برخی سعی در مهندسی افکار عمومی داشتند. در کنار بحث تخریب با بهره از سلاح شایعه باید به بحث تخریب در حالات دیگر هم اشاره کرد. فرض کنید کاندیدایی در یک سخنرانی یک سوتی بدهد، تپقی بزند، در این صورت رقیب یا رقیبان همان را در بوق و کرنا می‏کنند. تقوای انتخاباتی نکته‏ای است که به هر دلیل از سوی یاران بعض کاندیداها رعایت نشد، اینان خود بیشتر از همه دم از شفافیت می‏زدند.

نقل‏های غیر قابل اثباتی هم در باره خرید و فروش رای مطرح بود. که یقین دروغ است و یقین بر فرض صحت توسط مراجع ذیصلاح بررسی شده است. ولی یک شگفتی بزرگ باید به طور خاص مورد بررسی قرار بگیرد. چرا میزان مشارکت در ترشیز نسبت به ادوار قبل به این میزان کاهش بیابد؟ کاش کارگروهی برای این مهم تعیین و موضوع بررسی شود. یقین هر یک پاسخ‏های برای آن داریم. این موضوع باید برای هر دو طیف سیاسی منطقه مهم باشد. یقین برای اسماعیل‏نیا مهم است که چرا در سه دوره حضور میزان رایش به این حد افت کند؟

همین سئوال را لابد خباز از خود خواهد کرد که چرا در ادوار مختلف آرای وی به این حد کاهش یافته است. کوهسرخی هم بر فرض تمایلش برای حضور در دوره بعدی، باید پیگیر پاسخ این سئوال باشد. یقین جلالی و انبیائی و سایر کاندیداها این سئوال را می‏توانند مطرح کنند. پیشنهاد می‏شود نیک‏بین با دقت نظری خاص پیگیر تحقق شعارهای که داده است باشد. پیشنهاد می‏شود کاندیداهای این دوره دیدگاه‏ها و طرح و برنامه‏هایشان را به منتخب مردم ارائه کنند. پیشنهاد می‏شود نیک‏بین دفتر کارش را به میان مردم ببرد.

مردم شفافیت می‏خواهند. نیک‏بین یقین به یاد خواهد داشت که دانستن حق مردم است. یقین بیشتر از همه نمایندگان ادوار به میان مردم خواهد رفت و دغدغه‏های آنان را خواهد شنید. یقین حواسش هست که مردم برابر عملکرد وی به او و حامیانش نمره خواهند داد. ایشان اگر در عمل به وظایف و شعارهایش موفق باشد، یقیناً مشارکت در دوره آتی هم در خطه ترشیز بیش از پیش خواهد بود. گاهی زود دیر می‏شود. امید در دوره نیک‏بین همه چیز را نیک‏ ببینیم. آمین.

 

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.