آخرین نسل پرده‌خوانان

اخبار ترشیز
Typography

حمیدضیایی
روزی روزگاری:

روزگاری بود که سرگرمی برای ما معنای دیگری داشت. مانند امروز سرگرمی‌های مجازی و بازی‌های کامپیوتری نبود. یکی از سرگرمی‌های ما رفتن به سیدمرتضی و دیدن معرکه‌گیرها بود. عده‌ای می‌آمدند و معرکه می‌گرفتند و ما گرد آن‌ها جمع می‌شدیم به تماشا.

ساعتی را سپری می‌کردیم و لذت می‌بردیم. در فرهنگ لغت دهخدا در ذیل کلمه معرکه گرفتن آمده:_« مردم را گرد خود جمع کردن و آنان را با شعبده‌بازی و مسأله‌گویی یا مارگیری و مناقب خواندن و شرح معجزات رسول اکرم و اولیای دین سرگرم کردن یا به وسایل دیگر از قبیل عملیات پهلوانی، قصه‌گویی، و... آنان را مشغول داشتن و سرانجام پولی به عنوان خرجی از آنان خواستن.»

همان‌طور که از شاهد برمی‌آید معرکه‌گیرها به چند دسته تقسیم می‌شوند. عده‌ای می‌آمدند و عملیات پهلوانی انجام می‌دادند و عده‌ای مارگیری می‌کردند و عده‌ای هم پرده‌خوانی می‌کردند.

پرده‌خوانان کاشمر چهره‌هایی شناخته شده در میان توده بودند. به پرده‌خوانان «مرشد» و «درویش» هم می‌گفتند. از میان این چهره‌های شناخته شده می توان به « میرزاعلی خندان»، «درویش محمد عارفیان معروف به عارف»، و « درویش قاسم دانش‌پژوه» اشاره کرد.

 

نگاهی به پرده‌خوانی:

«پرده‌خوانی نوعی نمایش مذهبی_ایرانی است. در این نمایش کسی با عنوان پرده‌خوان از روی تصویرهایِ منقوش بر پرده، مصائب اولیای دین_ به ویژه اولیای مذهب شیعه_ را با کلامی آهنگین روایت می‌کند.

بیضایی، پرده‌خوانی را «شمایل‌گردانی» و « پرده‌داری» نیز خوانده است.

پرده‌خوانی برآمده از نقالی و نقاشی مردمی است. پیشینه‌ی تاریخی پرده‌خوانی را می‌توان با نوعی «قوالی» (نقالی توأمانِ موسیقی و آواز) در ادوار پیش از تاریخ اسلام مربوط دانست که پس از ورود اسلام به ایران به نوعی «نقالی» ملی_مذهبی تغییر یافته است.

نقالی به ویژه در دوره‌ی صفویه با انواع نقالی مذهبی ( روضه‌خوانی، حمله‌خوانی، پرده‌داری، صورت‌خوانی، و سخنوری) شکل دیگری به خود گرفت. به گفته‌ی «جابر عناصری» در جنگ شاه اسماعیل صفوی با ازبک ها، برای تهییج سپاهیان ایران از این نمایش استفاده می‌شده است. برخی هم مانند «همایونی» موقعیت تاریخی پرده‌خوانی را حدفاصل گذار از برگزاری مراسم عزاداری عمومی ماه محرم در دوران صفویه، به برگزاری نمایش مذهبی تعزیه در دوران قاجاریه و یکی از منابع تحول و تکامل تعزیه دانسته‌اند».

نگارنده نمی‌توانم با فرصت کمی که دارم و کمبود منابعی که اکنون با آن مواجه هستم چندوچون تاریخی پرده‌خوانی را بررسی کنم. اما در فرصتی دیگر حتماً این کار را خواهم کرد و به این مسأله بیشتر خواهم پرداخت. آنچه در اکنون برای من حائزاهمیت است نگاهی به این میراث گران‌بهاست که در حال فراموشی است. بیشتر غرض از ذکر آنچه آمد نگاهی هرچند اختصاراً به پرده و پرده‌خوانی است تا به این ترتیب به پرده‌خوانان دیارمان کاشمر برسم که قبلاً ذکر نامشان رفت.

پرده‌داران:

در کاشمر همان‌طور که قبل از این آمد سه تن در حوزه‌ی پرده‌خوانی حضور و فعالیت داشته‌اند. میرزا علی خندان، قاسم دانش پژوه، و محمد عارفیان.

 

میرزا علی خندان:

هفته‌ی گذشته فرصتی دست داد تا به همراه ریاست محترم اداره‌ی میراث فرهنگی جناب مهندس رضا یوسفی و ریاست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی جناب علی توکلی و هنرمند گرامی جناب محمد ناصری به دیدن میرزا علی خندان برویم. میرزا علی خندان علی‌رغم سن و سال‌شان از حافظه‌ی قابل توجهی برخوردار بودند. میرزا علی خندان نه تنها در کاشمر پرده‌خوانی می‌کرده، بلکه یکی از پیش‌کسوتان عرصه‌ی تعزیه نیز هستند. ایشان علی‌رغم پرده‌خوانی که به گفته خودش سال‌هاست که دیگر این کار را نکرده‌،به مداحی و منقبت خوانی نیز می پردازد. حافظه‌ی ایشان بسیار ستودنی بود. هنوز بسیار از اشعار و منقبت‌ها را در حافظه دارد و می‌خواند. نکته‌ی امیدوار کننده این است که نوه‌ی میرزا در حال فراگیری هنر پرده‌خوانی و منقبت‌خوانی از پدربزرگ است. این نکته از آن جهت امیدوار کننده‌است که این امر می‌تواند به استمرار این هنر ارزشمند کمک شایانی کند.

یک نکته را هم لازم است این جا یادآور شوم و آن این‌که اداره‌ی میراث فرهنگی بسیار پیگیر احیای این هنر ارزشمند است. و نگارنده امیدوارم به زودی در کاشمر شاهد برگزاری مراسم پرده‌خوانی باشیم. البته این مهم همت دیگر ادارات را هم می خواهد تا بستر مناسب را فراهم کنند.

کربلایی قاسم دانش‌پژوهش:

پرده‌خوان، چاووشی‌خوان، مداح، منقبت‌خوان

کربلایی قاسم دانش‌پژوه در سال 1320 در خلیل آباد متولد می شود. از سن 6 سالگی پرده‌خوانی نزد پدرش مرشد محمدعلی آغاز می‌کند. در میانه نزد دیگر استادان خود هم‌چون حبیب‌الله چاووشی، عارفی، کربلایی اکبر محمدزاده، و حاجی مرشد ادامه می دهد.

پرده‌هایی که در دست داشته یکی نقاش‌اش حسین همدانی و دیگری محمد گنجی بوده است. سن پرده‌هایش یکی 60 سال و دیگری 40 است.

شیوه ی اجرای نمایش:

کربلایی قاسم به شیوه‌ی غیرآوازی وقایع را شرح می‌دهد و آواز او تنها در نقاط عطف نمایش اجرا می‌شود. لحن ساده و روایت‌های او به زبان مردم کوچه و بازار است. در پرده‌خوانی شیوه‌ای بی پیرایه و ساده دارد. که این خود نوعی از روایت است و همین سبک روایت او را از دیگران متمایز می کند.

درویش محمد عارفیان (عارف):

پرده‌خوان، معرکه‌گیر

محمد عارفیان در سال 1315 در شهرستان خلیل آباد متولد می شود

 

پرده‌خوانی را نزد پدربزرگش کربلایی حسین عارفیان فرا می‌گیرد. در میانه نیز نزد دیگر کسانی هم‌چون محمد علی صولت، درویش پروانه، کربلایی محمد علی، کربلایی حسن، و حاج صادق آموزش می بیند.

او پرده‌خوانی را  از 15 سالگی آغاز می‌کند.

نقاش پرده‌اش علی بهاری بوده و قدمت پرده‌اش 30 ساب بوده است. البته به گفته‌ی خود درویش عارف پرده‌ای به نقاشی حسین همدانی هم داشته که اکنون در هئیت حضرت علی‌اصغر خلیل‌آباد است.

شیوه‌ی اجرای درویش عارف:

درویش عارف به شیوه‌ی قدما اجرا می‌کرده است. در این شیوه حرکات واضح، مشخص، و کم‌و‌بیش قابل پیش‌بینی است. تمرکزِ پیرامون مجلسِ مورد روایت و صورت‌های نقاشی شده‌ی آن و اشاره‌ی مکرر با عصا به اشقیا و با دست به اولیاء جزو فنون پرده‌خوانان قدیم است. این کار به دلیل مقام والا و مرتبه‌ی اولیا است.

نگاهی به پرده‌ها:

ساختار پرده‌خوانی بر دو رکن «پرده» و «پرده‌خوان» استوار است. پرده، پارچه‌ای است که یک یا چند رخداد مصیبت‌بارِ خاندان پیامبر(ص) بر آن نقش شده‌است. موضوعِ اصلی این نقش‌ها، واقعه‌ی کربلا و حوادث پیش و پس از آن است. رفته‌رفته داستان‌های اخلاقی و پندآموز نیز به آن افزوده شده است. معمولاً به لحاظ قداست عدد 72 و ارتباط آن با واقعه ی کربلا، در هر پرده 72 مجلس فرعی و اصلی وجود دارد.

 

 

 

جنس پرده‌ها از متقال و کرباس و اندازه‌ی آن‌ها بین 300*150 سانتیمتر است. صورت‌های منقوش بر پرده به دو گروه اولیا(نیکان) و اشقیا(بَدان) تقسیم می‌شود. در این پرده‌ها سیمای اولیا بر پرده متفاوت از چهره‌ی اشقیاست. چهره‌ی اولیا را در هاله‌ای از نور و رنگ‌هایی متناسب با باورهای مذهبی و زیبا نقش می‌کنند و در مقابل چهره‌ی اشقیا را بسیار زشت و هیولاگونه تصویر می‌کنند.

سخن آخر:

آن‌چه تا این‌جا گفته شد تنها گوشه‌ای از این هنر ارزشمند است. مجدد یادآور می‌شوم که به دلیل محدودیت زمان و منابع نتوانستم بیشتر به این مسأله بپردازم که در آینده‌ای نه‌چندان دور در یادداشتی دیگر مفصلاً به این مقوله خواهم پرداخت.

غرضم از پرداختن اجمالی به این مقوله این  بود که به مسأله پرده‌خوانی هرچند کوچک توجهی شده باشد. به این امید که در این راستا گامی برداشته شود و دوباره این هنر ارزشمند احیاء شود.

این‌دست میراث فرهنگی در فرهنگ عامیانه نقش به‌سزایی داشته‌اند و خود بخشی از فرهنگ غنی ایرانی_اسلامی است که نباید بگذاریم به دست فراموشی سپرده شود.

البته باید یادآور شوم که در شهرستان خلیل آباد به همت مهندس رضا یوسفی، هنر پرده‌خوانی به ثبت رسیده است(632، به تاریخ 1391/9/22). امیدوارم که مهندس رضا یوسفی در دوره‌ی مدیریتی‌شان در کاشمر هم چنین گامی را تکرار کنند.

آرزوی دیگرم این که در مقوله‌ی آموزش هم گامی برداشته شود و از این بزرگان در راستای تعلیم استفاده شود. امیدوارم این مهم را اداره‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشمر در نظر داشته باشد.

 

 

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.