استراحتی در سایه ‏سار اصطلاح اسنوب

اخبار ترشیز
Typography

حمید رضا بی تقصیر 

یکی به یکی گفت؛ اسنوب!. ما شنوندگان مانده بودیم حیران که اسنوب چه معنایی می‏ دهد. خیر سرمان همه تحصیلکرده هم بودیم و معنای این واژه را نمی‏ دانستیم. گوینده رفت و شنونده در جمع ما حیران‏تر از ما ماند و پرسید؛ «اسنوب یعنی چی؟» ما هم نمی‏دانستیم.  یکی گوشی هوشمندش را برداشت و سروقت حضرت گوگل رفت. گوگل پاسخ داد؛ «اسنوبیسم به معنای خودویژه‌پنداری و ترسِ از دست دادنِ تمایز خود است و اسنوبیست کسی است که تلاش دارد خود را برجسته و ویژه بداند. این افراد نوکیسه‌گان فرهنگی‌ای هستند که به اشتباه می‌پندارند که سلیقه، علاقمندی و دانش آنان بهترین سلیقه، علاقمندی، و دانش است.»

بنا به نوشته گوگل اینان ناشیانه و مبتذل کسانی را که بالاتر از خود می‌دانند، ستایش کرده و تقلید می‏کنند. همه متعجب شده بودیم. یکی گفت؛ «با این تعریف همه با شدت و ضعف اسنوب هستیم!» برخی اصرار دارند پیش از آنکه خود را یک انسان و یا یک فرد معمولی معرفی کنند، خود را به مثابه چیزی که ارزشمند انگاشته‌اند، معرفی کنند. اینان بامناسبت و بی‌مناسبت می‌گویند؛ «من به عنوان یک فیلسوف، به عنوان یک پزشک، به عنوان یک جامعه‌شناس، به عنوان یک دین‌پژوه و  انواع منم‏های دیگر، این‌گونه‌ام و یا این‌گونه می‌اندیشم». آیا با این قبیل افراد مواجه شده‏اید؟ آیا خودمان هم اینگونه‏ایم؟

یقین همه ما از منم منم گفتن‏های بعضی افراد خاطرات تلخ و شیرینی داریم. دقت کرده‏اید در هر محفل و جمعی فردی هست که خودش را جامع‏الطراف می‏داند و در باره هر موضوعی حرفی برای گفتن دارد و بیشتر از همه خاطره می‏گوید و تجربیات و تحصیلات و امکاناتش را به رخ سایرین می‏کشد؟ خدا کند من و شما از این قبیل افراد نباشیم. غرض آن که از این تیپ شخصیت‏ها در اطرافمان دیده می‏شوند. گاهی مجالست با اینان عذاب‏اور است. برخی از اینان با تعبیر نوکیسه‏گان یاد می‏کنند. این نوکیسه‌گان می‌کوشند با به کار بردن کلمات فرنگی و به رخ کشیدن دانش خود و ستایش روش و حوزه‌ کاری خویش، فخر فروشی کنند و دیگران را کوچک بشمارند.

در شخصیت ایشان نشانی از اصالت ادبیات علم مشهود نیست، اصطلاحاً فروتن نیستند. رفتارشان زجرآور است و خواسته یا ناخواسته با منش و رفتارشان دیگران را تحقیر می‌کنند. همواره در حال مقایسه‌ خود با دیگرانند و نتیجه‌ این مقایسه چیزی جز خُرد کردن دیگران نیست. نتیجه‌ کارشان چیزی جز سبک‌سری، جِلف‌بازی، تقلید کورکورانه، نادیده گرفتن روحیّه و شخصیّت دیگران، کم‌مایه‌گی، و تعصُّب‌های کور بر منطق رفتاری خود، چیز دیگری نیست. به راحتی غیبت می‏کنند. چونان آفتاب‏پرست در مقابل رئیس و مدیر و فرادست، رنگ عوض می‏کنند. همیشه برابر منافعشان باب میل فرادست عمل می‏کنند.

اسنوبیسم پدیده‌ای فرهنگی مربوط به عصر جدید و به ساخت امروزی طبقات اجتماعی است. صفت اسنوب همواره و در همه زمینه‌ها منفی بوده است. اسنوب کسی است که میل دارد جزو خواص باشد. کسی که با سماجت از کسانی که آنها را بالاتر از خودش می‌پندارد، تقلید می‌کند، آنها را چاپلوسانه می‌ستاید یا مبتذلانه می‌کوشد با آنها معاشرت کند. به اظهار علاقه آدم‌هایی که آن‌ها را زیردست می‌پندارد، جواب سر بالا می‌دهد و به برتری خویش اطمینان دارد. او به درست یا غلط متوجه شده که معلومات یا سلیقه‌اش در یک زمینه بالاتر از دیگران است یا زمینه‌های موردعلاقه یا اسباب سرگرمی او بالاتر از علایق دیگران است.

تعبیر  «اسنوبیسم» در فارسی به «تازه به دوران رسیدگی» معنا شده است. واژه «اسنوب» در سال 1848 میلادی با انتشار کتاب طنز «کتاب اسنوب ها» اثر معروف ویلیام تاکری نویسنده انگلیسی وارد ادبیات شد. برخی ریشه این واژه را  از  کلمه لاتین «sine nobilitate»  یعنی «بدون اشرافیت» می‏دانند. این لغت اشاره به دورانی دارد که با آغاز انقلاب صنعتی و  جامعه مدرن، بورژواها در برابر اشراف احساس حقارت کرده و با خود نمایی  از طریق گروهی از مولفه های بیرونی به ویژه پوشش، طرز سخن گفتن و غیره تلاش می‏کردند احساس حقارت خود را پنهان کنند و در برابر سایر مردم نیز با این گونه خودنمایی‏ها،  شخصیتی کاذب به خویش بدهند.

در ایران نیز از ابتدای قرن بیستم و با ظاهر شدن  شهرنشینی جدید، اقشاری از نوکیسه‏گان موفق شده بودند روانه اروپا شوند، در بازگشت، نخستین گروه از «اسنوب»ها یا تازه به دوران رسیدگان فرهنگی را به وجود آوردند، که در اصطلاح  عامیانه برای آنها از واژگانی چون «فرنگ رفته» یا «فکل – کراواتی» و از این قبیل استفاده می‏شد. برخی از اینان به «روشنفکر» و «انتلکتوئل» مشهور شدند. اینان تمایل بدان داشتند که از نوعی صوری‏گرایی تحقیر آمیز نسبت به دیگران استفاده کنند و خود را از آنها جدا کنند. روی دیگر این سکه در جامعه ما نوعی «جاهل گرایی» (لومپنیسم) بود.

جاهل‏ها سعی در استفاده از  «فرهنگ مردم» داشتند. شاید بتواند اسنوب‏ها و جاهل‏ها را نمونه‏ای افراط و تفریط دانست. اسنوب‎ها برای نشان دادن تعلق به طبقه‎ محبوبشان و اثبات تمایزشان از عامه مردم، فارغ از سلیقه شخصی، تظاهر به درک و لذت بردن از چیزهایی می‎کنند که عموماً در قالب محصولات فرهنگی است؛ مثل کتاب و فیلم و موسیقی، در حالی که واقعا از علاقه مندان این فضا به حساب نمی‏آیند. باسواد پنداشتن خود، مطالعه بسیار پایین و ادعای بسیار بالا و دادن تزهای مختلف در جلسات مختلف از بدترین نمونه‌های اسنوبیسم است. اسنوب‏ها به‌شدت رودربایستی دارند یعنی دوست دارند خوب به نظر برسند.

اسنوبیسم مفهوم تودرتویی است که ممکن است حاوی صفاتی متضاد باشد. گوشه‌گیر یا معاشرتی بودن صفاتی متمایز از یکدیگرند، اما اشتیاق بی‌حد به معاشرت با اشخاص ثروتمند یا مشهور ممکن است به همان اندازه اسنوبیستی باشد که اصرار در دمخور شدن با آدم‌هایی از طبقات فرودست‌تر، ظاهر با این توجیه که پائین‌دستی‌ها و گمنام‌ها انسان‌ترند؛ اما درواقع به این سبب که فرد در معاشرت با آن‌ها می‌تواند احساس کند از معاشرانش بالاتر است. به همین ترتیب تجمل‌پرستی و اصرار به درویش‏نمایی، صفاتی جداگانه‌اند؛ اما هرکدام از آن‌ها را می‌توان به‌نوعی اسنوبیسم، یا اسنوبیسم در دو شکل متفاوت اما همزاد، تعبیر کرد.

حتی ممکن است با اسنوبیسم معکوس روبه‌رو شویم، یعنی عیب‌جویی مصرانه از هر چیز یا هر کس که نشانی از ثروت یا برتری اجتماعی دارد به امید این‌که ثابت شود شخص عیب‌جو اسنوب نیست. در زبان فارسی کلمه اسنوب تاکنون در زبان مردم کوچه و بازار کاربرد نداشته است؛ مردم عادی یکدیگر را خسیس، اهل بریزوبپاش نمایشی یا مجیزگو می‌نامند، اما اسنوب نمی‌نامند. اسنوب از خودش شرمنده است. حال با این توضیحات به نظرتان اسنوب هستید یا نه؟ روزانه با چند اسنوب سلام و علیک دارید؟ بخواهیم یا نخواهیم اسنوب‏ها در اطراف ما حضوری مقتدر دارند.

خدا کند اسنوب نباشیم. اسنوب بودن نوعی نفاق با خود است. تلاشی است تا دیگران را گول بزنیم. از خود واقعی خود فراری و مدام در حال نمایش یک خود جعلی و تصنعی به دیگران هستیم. به قول ظریفان؛ من آنم که رستم بود پهلوان! اسنوب‏ها هم خود را آزار می‏دهند و هم دانسته و یا ندانسته دیگران را آزرده خاطر می‏کنند. امید با خودشناسی و خودسازی از اسنوب شدن دور شویم.  تلاش کنیم با آموزه‏های دینی و ارزش‏های انسانی خودمان را بی تحقیر دیگران باور کنیم. خودبرتربین نباشیم و با واقعگرایی طی طریق کنیم. انسان موجودی اجتماعی است. امید با اسنوب بودن اجتماع‏گریز نشویم. آمین.

 

 

 

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.