عشق و تفکر خالق هنر است

اخبار ترشیز
Typography

حمید ضیایی

آقای علی رضا خنده رو متولد 1347 در کاشمر متولد شد. موسیقی را در سال 1365 در محضر استادش آقای صدر آغاز کرد. و پس از آن موسیقی را نزد استادانی چون کیوان علایی در مشهد و آقای فراز خانی فر در تهران ادامه داد. در سال 1369 به استخدام آموزش و پرورش درآمد و در کسوت معلمی در این حوزه فعالیت کرد. در طی این سال ها دو دوره مسئولیت انجمن موسیقی کاشمر را عهده دار بوده و بیست دوره دبیری جشنواره های سرود آموزشگاهی در شهرستان های سبزوار، کاشمر، بردسکن، خلیل آباد و کوهسرخ را در کارنامه دارد.

هم چنین نیز پنج دوره دبیر جشنواره ی موسیقی مقامی و کلاسیک در کاشمر بوده است. لازم به ذکر است که دو دوره هم داور استانی سرود آموزش و پرورش خراسان رضوی بوده و نیز کسب مقام های اول تا سوم در سطح استان را در کارنامه ی خود دارد. در سال 1374 نیز موفق به کسب مقام اول در جشنواره ی سرود شاهد در سطح کشوری می شود. در سال 1392 در رشته ی حقوق اسلامی در مقطع کارشناس ارشد فارغ التحصیل می شود. هم چنین آهنگ سازی برای تئاتر شهرستان هم از دیگر فعالیت های ایشان است.

آن چه درادامه می خوانید گفت وگویی در مورد فعالیت های ایشان در شهرستان در حوزه ی ریاست انجمن موسیقی کاشمر و چه در قامت یک نوازنده است.

+ به عنوان اولین سوال بفرمایید تعریف شما از هنر چیست؟

- هنر ریشه در اعماق وجودی انسان دارد. همان طور که در طبیعت به وضوح زیبایی را می بینیم، هنر هم بر گرفته شده از درونیات زیبای یک فرد است. حالا این هنر می تواند شعر باشد، موسیقی باشد، و نقاشی. اما لازمه ی خلق این زیبایی ها هم عشق است. وقتی شما نسبت به کاری عشق نداشته باشید، آن اثری که خلق می کنید بی شک دارای نواقصی خواهد بود. عشق باعث می شود که هنر شما جان بگیرد. بنابراین وقتی اثری را خلق بشود که عشق در پس زمینه اش وجود نداشته باشد، تأثیرش را هم از دست خواهد داد.

 

+ آیا این عشق و تفکر را می توان در وضعیت فعلی هنر کاشمر دید؟

- اگر بخواهم بدون تعارف بگویم، باید بگویم نه! برای این حرف هم دلیل دارم. چون اکثر کارهایی که در حال حاضر در کاشمر تولید می شود جنبه ی گیشه ای دارد. وقتی پای گیشه در میان است خیلی از تعریف ها تغییر می کند. به نوعی هدف می شود جذب مخاطب به هر قیمتی. اما ناگفته نماند که در بعضی آثار می شود روزنه های عشق را پیدا کرد. و می توان به این آثار گفت کارهای با عشق و تفکر. این را هم بگویم که هر کاری در وهله ی اول با عشق آغاز می شود. اما در مسیر که قرار می گیرد بعضی چیزها به آن اضافه می شود که آن هنر را از جلا می اندازد. در مجموع باید بگویم کاری که تولید شده اگر نتواند مخاطب را به تفکر وا دارد دچار نقص است.

+ پس برای خلق یک اثر باید عشق باشد یا تفکر؟

- این دو توأمان با هم می آیند. من قبل اینکه یک اثر را خلق کنم باید یک چهارچوب برایش قایل باشم. این می شود تفکر. بعد از آن باید بنشینم و کار را جلا بدهم... بهترش کنم.... این می شود عشق!

خیلی از ترانه ها و شعرهایی که از قدیم داریم و در ذهن من و شما مانده است همین عشق و تفکر را با هم داشته اند. این ها برگرفته از یک عشق قوی که در شعرش نهفته بوده و یک تفکر عمیق که در ملودی آمده است ساخته می شده. اما امروز در کارهای جدید این نمی بینیم. چرا؟ چون کارها با دستپاچگی ساخته می شوند. در عض یک هفته شعر و آهنگ و تنظیم ساخته می شود و می رود برای ضبط.

+ پس شما هنرها را در خدمت یکدیگر می بینید؟

- دقیقاً! باید همین طور باشد. احساس می کنم اگر یکی از این ارکان کم باشد، اثر ماندگاری اش را از دست می دهد. به طور مثال شما تابلوی ظهر عاشورای استاد فرشچیان را ببینید! این تابلو شاید در ظاهر یک ظهر عاشورا را نشان بدهد اما در پشت آن تاریخ هست... تفکر هست... واقعه هست... عشق و ادبیات هم هست

 

 

 

 

+ به نظر شما این همبستگی که لازمه ی هنر است در کاشمر وجود دارد؟

- متأسفانه باید بگویم که خیلی خیلی کم می بینم.

+ برای تولید محتوا چه باید کرد؟ لازمه ی تولید محتوا چیست؟

- سوال شما خیلی کلی است. اجازه بدهید کمی این سوال را بشکافم. وقتی از محتوا حرف می زنیم باید بدانیم که محتوا برگرفته از تفکر است. حالا تصور کنید یک شعر به من می دهند؛ در آن شعر تفکری وجود دارد که در تولید آهنگ خیلی تأثیر دارد. اجازه بدهید یک مثال بزنم! وقتی شما به عنوان شاعر یک غمی را در شعر بیان می کنید منِ آهنگساز نمی توانم یک ملودی شاد برای آن بسازم. من باید آن آهنگ را با توجه به محتوای شعر بسازم. حالا این آهنگ زمانی زیباتر می شود که به ذهن شاعر بسیار نزدیک باشد. حالا اگر شاعر در دسترس باشد می شود با او تعامل بیشتر داشت تا اثر بهتری خلق شود. اما اگر شاعر در دسترس نباشد باید روی شعر فکر کرد... تصویرسازی کرد... تا به حد ممکن به ذهن شاعر نزدیک شد تا محتوای نسبتاً مطلوبی ارایه شود.

+ پس برمی گردیم به حرف آقای داوری که روی کانون هنرمندان تأکید دارند و باید آن را مجدد احیا کرد؟

-صددرصد با آقای داوری موافقم! کانون هنرمندان را که کلید زدند متأسفانه فلسفه اش گم شد. همه شرکت کردند... اما چه کردیم؟! ما فقط همان زمان یک کار با آقای داوری انجام دادیم. آن زمان آقای داوری مسئول انجمن شعر بود و من مسئول انجمن موسیقی. آمدیم یک کاروان شعر و موسیقی راه انداختیم. دوتا شاعر شعر می خواندند و یک قطعه ی موسیقی اجرا می شد. یادم هست که سالن پر شده بود. این در حالی بود که آن زمان مثل حالا دنیای مجازی و... نبود. و حتا گیشه ای هم در کار نبود. آن کار در زمان خودش خیلی خوب بود....

+ چرا امروز شاهد چنین اتفاقاتی نیستیم؟

- این را باید ادامه می دادیم. اما ادامه دادنش مدیریت می خواست. اما اجازه بدهید یک نکته را هم بگویم! وقتی یک شاعر یک شعر می گوید، یا یک هنرجوی من که یک ترم فقط مقدمات موسیقی را می گذراند، دیگر به او استاد می گویند و او هم خودش باور می کند، با این وصف نمی شود کار کرد و از او انتظاری داشت. دیگر این ها خودشان را شاه ماهی تصور می کنند. شاه ماهی هایی که گرفتار مرداب هستند. چرا شاه ماهی؟ چون همیشه عده ای می آیند و آن ها را بزرگ می کنند.

 

+ یک بخش از یک اثر هنری به عهده ی هنرمند است. اما بخش مهم و تأثیرگذار، مخاطب است. آیا امروزه مخاطب شهرستان نسبت به هنر و کالای هنری آگاه است؟ و آیا نباید این آگاهی از سمت هنرمند صورت بگیرد؟

- قطعاً باید این کار بشود...

+ چرا تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده؟

- ببیند حمید جان، بعضی ها هنوز هم اجرای صحنه ای را به شکل سرگرمی می بینند. مثلاً من خودم که در زمان دانشجویی به کنسرت استاد شجریان رفته بودم به جرأت می توانم بگویم مخاطبینی که در کنسرت بودند 95% آگاهی کامل نسبت به موسیقی داشتند و فقط 5% عاشق صدای استاد بودند. آن مخاطب می داند که چه می شنود... به اجرا احاطه دارد. من الآن برای شما یک قطعه ی موسیقی پخش کردم و شما گفتی که خواننده در این جا خارج خواند. این باعث خوشحالی من است. چرا شما توانستی تشخیص بدهی خواننده خارج خواند یا نه! این کار را باید برای تمام مخاطبین انجام می دادیم که باید بگویم ما این آگاهی را به مخاطب ندادیم. حتا باید بگویم که متأسفانه کلاس های موسیقی ما هم تبدیل به کلاس های فصلی شده که فقط در تابستان برگزار می شود. چونکه کلاس ها به صورت سرگرمی و اوقات فراغت می بینند. در این بین هنرمند هم سعی نکرده مخاطب را آگاه کند. به طور مثال می گویم! یک روز به یکی از دوستان می گفتم که در اتریش یک رشته ی دانشگاهی هست به نام «باخ شناسی» کسی که می خواهد وارد دانشکده جهانی بشود باید به موسیقی کلاسیک جهان احاطه داشته باشد. باید تسلط داشته باشد. حالا ما برای استاد«صبا» این کار را کرده ایم؟

 

+بفرمایید چه قدر در همین آموزشگاه های موسیقی در این حوزه فعالیت کرده اند؟ اصلاً خودِ مدرسان موسیقی کاشمر چنین آشنایی را دارند؟

 

 

 

-ببینید! در بحث آموزشگاه ها باید بگویم وقتی هنرجو می آید و می خواهد در پنج جلسه نوازنده شود چه کار باید بکنیم؟ این در صورتی است که ما فقط در بحث اتودنوازی چیزی حدود چهار سال معادل یک دوره ی لیسانس باید وقت بگذاریم! حالا اگر مربی نتواند در جلسه ی پنجم به هنرجو یک آهنگ یاد بدهد، هنرجو دلسرد می شود. هنوز هم ما اگر بخواهیم در کاشمر یک کنسرت برگزار کنیم با مشکل مواجه می شویم. چرا؟

 

 

+ والّا این سوال را من باید از شما بپرسم!

 

 

 

- واقعاً سوال سختی است و پاسخ دادن به آن سخت تر است.

 

 

 

+ مگر یکی از وظایف انجمن موسیقی نظارت بر کیفیت آموزشی آموزشگاه ها نیست؟

 

 

-بله! اما این نظارت را به ما نمی دهند. چرا؟ چون ما نماینده ی خانه ی موسیقی هستیم. کل نظارت بر آموزشگاه ها برعهده ی اداره ی ارشاد استو اداره ی ارشاد باید این را به ما تفویض کند. و بعد با توجه به تخصص ما در حوزه ی موسیقی از ما بخواهد که نظارت کنیم.

 

 

 

+ اداره ی ارشاد این کار را نکرده؟

 

 

- چرا! این کار را کرده و البته قرار هم بوده که برویم.

 

 

 

+ پس چرا تاکنون این اتفاق نیفتاده؟

 

 

- شاید یک دلیلش مشکلات فرهنگی_هنری است که داریم. من در جای دیگری هم گفته ام که کار کردن در حوزه ی موسیقی مثل راه رفتن روی لبه ی تیز چاقوست. اگر بخواهیم استانداردی مشخص کنیم دیگر آموزشگاه ها نمی توانند به طبع هنرجو کار کنند. شاید از هر پنجاه نفر دو نفر بخواهند که بحث اتودنوازی را کار کنند و اتفاقاً همین ها هم هستند که از دیگر هنرمندان متمایز می شوند.

 

 

 

 

+با توجه به این حرف ها بفرمایید چند نفر از مدرسانی که در کاشمر تدریس می کنند، صلاحیت تدریس کردند دارند؟

 

 

 

- اگر صلاحیت اخلاقی را در نظر بگیریم که همه شان الحمدالله خوب هستند. اما اگر صلاحیت فنی را بخواهیم در نظر بگیریم باید بگویم تعداد انگشت شماری هستند.

 

 

 

+ این در صورتی است که خود مقوله ی آموزش کاملاً جداست!

 

 

- دقیقاً! بعضی ها اگر یک مربی باشند موفق تر هستند و بعضی ها اگر یک نوازنده بمانند موفق تر عمل می کنند. یک نکته را متأسفانه بگویم که خیلی از جاها که بچه ها کلاس رفته اند گفتند، مدرس نمی تواند مفاهیم علمی را خوب منتقل کند. ما این را باید از هم تفکیک کنیم. اما متأسفانه به خاطر کمبود مدرس مجبوریم بسنده کنیم. ما از شهرهای هم جوار مدرس می آوریم! که البته این خودش خیلی خوب است... و در آینده نمود پیدا می کند.

 

 

 

+اما مدرسانی که از شهرهای دیگر می آیند یکی_دو نفر بیشتر نیستند!

 

 

- بله! یکی در انجمن موسیقی است و یکی هم در یکی از آموزشگاه ها

 

 

 

+ اگر این کار تأثیر مثبتی بر روند آموزش دارد چرا انجمن موسیقی از مدرسان دیگری دعوت نمی کند؟

 

 

- یکی از دلایلش این است که از لحاظ هزینه مشکل داریم! همین طور که گفتم اکثریت هنرجوهای ما فصلی هستند. یکی از استادان خودم را اگر بخواهم به کاشمر بیاورم می دانید که مستلزم هزینه است. و احساس می کنم هنوز این مسأله در کاشمر جا نیفتاده.

 

+یعنی موسیقی در کاشمر جدی نیست و فعلاً قرار است به همین منوال پیش برود؟

 

 

- جدی هست! نسبت به دو_سه سال پیش نگاه جدی تری نسبت به موسیقی وجود دارد. بعضی آموزشگاه ها الآن باید بگویم که نسبتاً خود کار می کنند! در بعضی از سازها هم بسیار موفق هستند. و این خودش جای امیدواری دارد.

 

 

 

+ امیدوار باشیم که بیشتر از این به فکر موسیقی کاشمر خواهید بود؟

 

 

- قطعاً تلاش ما همین است. ما قبل از کرونا دو جشنواره مد نظر داشتیم و کلید زدیم. یکی که جشنواره ی آوای برتر 3 بود که در جریان هستند 1 و 2 آن برگزار شد. البته انتقادهایی هم در پی داشت. اما قرار بود آوای برتر 3 را به شکل استانی برگزار کنیم که متأسفانه این کرونا به وجود آمد. حتا همان زمان آقای محمدی را هم اداره کل دعوت کردیم و پروپوزال جشنواره را هم در اختیارشان گذاشتیم و ایشان پسندید! حتا وعده دادند که یک بخشی از بودجه اش را هم پرداخت کنند. که برنامه ها تعطیل شد. برنامه ی دوم این بود که آمدیم در مورد موسیقی منطقه که موسیقی مقامی باشد یک جشنواره طراحی کردیم به نام « ترشیز کهن». بچه های موسیقی مقامی را دعوت کردیم و از بین خودشان یک نفر را به عنوان دبیر اجرایی و یک دبیر هم خودمان انتخاب کردیم که کارهای اداری را انجام بدهد تا برویم برای اجرا. حامی مالی (اسپانسر) هم گرفتیم که این هم به دلیل کرونا تعطیل شد.

+ خب بفرمایید استانداردهای یک جشنواره چه چیزهایی هستند؟

 

- به نظر من آن استانداردهایی که برای یک جشنواره متصور هستیم در وهله ی اول کادر اجرایی آن است. چه کسانی قرار ست داوری کنند و چه کسانی قرار است نقد کنند. اما شکل حضور هنرمندان در آن جشنواره هم مهم است.  باید بدانیم که چه کاری قرار است انجام بدهند. ما نمی توانیم یک کاری را تلفیق کنیم و در قالب جشنواره اجرا کنیم! این در جشنواره های دیگر هم نیست. به طور مثال در جشنواره ی فجر وقتی قرار است موسیقی مقامی را داوری کنند، موسیقی هر منطقه را با خودش داوری می کنند.

 

 

 

+به نظر شما داورانی که برای آوای برتر انتخاب شده بودند، صلاحیت داشتند؟

- ببینید! اول این که ما بیشتر از این توان نداشتیم. ولی داورانی را نتخاب کردیم که در عرصه ی موسیقی کاشمر حداقل 30 سال کار کرده بودند و تجربه داشتند. حالا ما این داورها را با توجه به تجربه ی شرکت در جشنواره های مختلف انتخاب کردیم. یک نکته را هم بگویم که نفر اولی که داوران ما انتخاب می کردند با نفر اولی که نظر تماشاگر انتخاب می شد یکی بود.

+در جایی گفته بودید که بعد از جشنواره آوای برتر آقایان حسین نژاد و نجار به دنبال موسیقی رفتند. آیا واقعاً جشنواره مسیر ادامه دادن موسیقی را برای آن ها مشخص کرد؟

 

- خب ببینید! قبل از این که این عزیزان وارد جشنواره بشوند از اعضای گروه سرود من بودند....

 

+ پس قبل از جشنواره هم موسیقی کار می کردند؟

- بله! ولی جشنواره یک تأثیر کوچی داشت(خنده) سوال تان خیلی فنی بود(خنده) اما جشنواره نقش تسهیل کنند داشت. اما این که صرف فقط جشنواره تأثیر داشته، نیست. احساس می کنم این جشنواره مسیر را هموارتر کرد. شاید تأثیری نداشته اما بی تأثیر هم نبوده

 

 

+ چه برنامه ای برای موسیقی کاشمر دارید؟

- یکی از برنامه های ما پژوهش روی موسیقی مقامی کاشمر است که یکی از دوستان ما که اتفاقاً عضو هئیت امنأ انجمن هم هستند انجام می دهند. امیدواریم بتوانیم ملودی هایی که در منطقه وجود دارند و ما بی خبریم را کشف کنیم. این خودش یک خلأ در منطقه است.

در بخش موسیقی سنتی و پاپ هم قرار است کارهایی انجام بشود. البته در موسیقی سنتی آقای قاسمی در حد توان خودشان کارهایی انجام می دهند که جا دارد همین جا از ایشان تشکر کنم که با این کار در زنده نگه داشتن موسیقی ستنی در این شهر نقش به سزایی دارند. اما هدف ما این است که بتوانیم این موسیقی را جهت بدهیم که در مسیر بهتری قرار بگیرد. و امیدواریم در آینده بتوانیم جشنواره ای مثل آوای برتر برگزار کنیم که در آن هنرمندان آهنگ هایی که ساخته اند را محک بزنند.

 

+در حوزه ی نظارت هم اقدامی خواهید کرد؟

- در حوزه ی نظارتی اگر بخواهم صریح بگویم باید اعتراف کنم که خیلی وقت کم گذاشتیم. اما سعی می کنیم که با تعامل بیشتر این کار را انجام بدهیم. اما همین جا بگویم که رفتن ما مثلاً به یک آموزشگاه نه به معنای نقد کردن و یا هر چیز دیگری است.... که بیشتر با هدف تعامل بین آموزشگاه ها و قدم برای بهتر شدن است.

 

+ به عنوان کلام آخر اگر حرفی مانده بفرمایید؟

- اجازه بدهید اول از همه، از تمام کسانی که در حوزه ی موسیقی فعالیت می کنند تشکر کنم. به نظر من هرکس که بتواند حتا یک نت موسیقی اجرا کند قابل احترام است. کسی هم که نقد می کند قابل احترام است. یک تشکر هم دارم از آموزشگاه های موسیقی که تمام تلاش شان را برای تحویل یک هنرمند به جامعه می کنند. و فراموش نکنیم که یک مربی در وهله ی اول باید از لحاظ اخلاقی و رفتاری روی هنرجوی خودش تأثیر بگذارد. و از تمام کسانی هم که در طی این سال ها در برنامه ها و جشنواره ها همراه و مشوق من بودند تشکر می کنم که به همین جایی که رسیده ام با تشویق همین عزیزان بوده. و یک توصیه اول به خودم و بعد به اهالی موسیقی می کنم: سعی کنیم همیشه به روز باشیم و در حوزه ی کاری خودمان بسیار تلاش کنیم. از شما هم تشکر می کنم که زمینه ی این گفت و گوها را فراهم کردید

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.